به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ یادداشت از جعفر حسنخانی/// ابتدای پاییز ۲۱۹ سال پیش، فردریش هگل یک روز پیش از شروع جنگ ینا-اورشتدت، ناپلئون بناپارت امپراتور فرانسه را در شهر ینا دید. ساعاتی بعد به دوستش در نامهای نوشت که من «روح جهان» را دیدم که سوار بر اسب به تاخت از دروازه شهر خارج میشد تا به دوردستها دست یازد و بر آنان چیره شود.
امروز در میانهی زمستان من هم با «روح جهان» در خیابانهای تهران ملاقات کردم. مردمانی را دیدم که با وجود تهدید قدرتمندترین دولت تاریخ جهان به جنگ، مصمم به پیش میرفتند تا به آفاق تاریخ دست یازند و بر آن چیره شوند و تاریخ را فتح کنند.
این مردمان روح یک جهان بیروح هستند، همانی که میشل فوکو در جریان حضورش در خیابانهای تهران و ایران در سال ۱۳۵۷ گفت.
بار تاریخ را که بر شانههای روح جهان سنگینیمیکرد من امروز در خیابانهای تهران و ایران دیدم.