به گزارش خبرگزاری ایمنا، در بیانیه شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی استان اصفهان آمده است:
« ۲۲ بهمن هنگامه بازتعریف قدرت در تاریخ معاصر ایران است جایی که یک ملت، نظم تحمیلی را نه با چانهزنی سیاسی، بلکه با ارادهای مبتنی بر ایمان و حضور مردمی در هم شکست.
جمهوری اسلامی در بهمنماه ۱۳۵۷، در حالی به پیروزی رسید که ایران در مرکز مداخلات آشکار و پنهان قدرتهای جهانی قرار داشت، کشوری که سالها نه بهعنوان «ملت»، بلکه بهمثابه «منبع» دیده میشد: منبع انرژی، منبع نفوذ، منبع چپاول. پیروزی انقلاب، پایان این نگاه بود، شکستی راهبردی برای نظام سلطه که هرگز نتوانست آن را جبران کند.
پس از پیروزی حق بر دژخیمان تاریخ ، مسئلهی انقلاب اسلامی صرفاً حفظ قدرت نبود، بلکه ساختن الگویی مستقل برای حکمرانی، رشد و پیشرفت بود. این نسبت، نه یک پیوند نمادین، بلکه ساختاردهندهی کل منظومهی انقلاب اسلامی بود، نسبتی که در آن، ولی فقیه بهعنوان عقل راهبر تمدن نوین اسلامی، توانست در بزنگاههای جنگ، تحریم، نفوذ و اغتشاش، تعارضهای بزرگ را مهار، مسیرها را بازتعریف و امکان تداوم پیشرفت را در دل تهدیدهای حداکثری فراهم سازد.
بنابراین طبیعی بود که چنین الگویی، با طیفی از تقابلات و تهاجمات سخت و نرم مواجه شود. جنگ تحمیلی هشتساله، صرفاً یک درگیری نظامی نبود، آزمایش یک فرض بنیادین بود: آیا میتوان نظامی را که مشروعیتش از مردم و معنایش از دین میآید، با فشار بیرونی از پا درآورد؟ پاسخ، نه در شعار، بلکه در واقعیت تاریخی داده شد. پس از آن، این تقابل در اشکال پیچیدهتر ادامه یافت: تحریمهای چندلایه، جنگ شناختی، عملیات بیثباتسازی، ترور نخبگان، اغتشاشات سازمانیافته و حتی درگیریهای محدود اما معنادار.
اما آنچه دشمنان این ملت هرگز نفهمیدند، منطق درونی جمهوری اسلامی است. این نظام، بر «مقاومت» بنا شده، نه بهعنوان واکنش احساسی، بلکه بهمثابه یک راهبرد عقلانی برای تولید و ارتقای قدرت مستقل، و درست به همین دلیل است که هر فشار، بهجای فروپاشی، انسجام ملی را بازتولید کرده است.
ایالات متحدهی آمریکا باید یک واقعیت را بپذیرد: مسئلهی جمهوری اسلامی دیگر «مهار» یا «تغییر رفتار» نیست، مسئله، افول کارآمدی پروژهی سلطهی آمریکایی در این جغرافیاست.
آمریکا، بهجای آنکه رقیب ایران باشد، زندانی بن بست تاریخ مصرفگذشتهی سلطه گری خویش است و جمهوری اسلامی با ایستادگی هوشمندانه، آن را به همان نقطهای میرساند که همهی امپراتوریهای متوهم رسیدهاند: گورستان تاریخ، جایی که سلطهها دفن میشوند، نه ملتها.
فلذا ۲۲ بهمن، در این چارچوب، صرفاً آیین یادبود نیست، بلکه نقطهی تلاقی حافظهی تاریخی و آگاهی سیاسی ملت ایران است. اگر در سالهای ابتدایی، شور انقلابی موتور محرکهی حضور بود، امروز آنچه مردم را به میدان میآورد، تشخیص، تجربه و بصیرت سیاسی و انقلابی است.
با وجود سختیهای بیشتر، ایستادگی عمیقتر شده است، و این نشانهی بلوغ یک جامعهی انقلابی است. وقتی مادران شهدا در صف نخست این پایداری ایستادهاند،دپیام روشن است: این انقلاب، حتی در بالاترین سطح هزینه، همچنان موضوع انتخاب آگاهانه است، جایی که عزیزترین دارایی، نه با اجبار، بلکه با یقین و معرفت تقدیم میشود و اما خطاب به آنان که هنوز در توهم تهدید زندگی میکنند:
ترامپ و امثال او، نه پدیدهای جدیدند و نه تهدیدی تعیینکننده. آنها فقط چهرهی عریان افول آمریکا هستند، سیاستمدارانی که گمان میکنند با لفاظی، تحریم و نمایش قدرت میتوانند ملتی را که از جنگ، فشار و توطئه عبور کرده، به عقب برانند و نمیدانند که ایران میدان قمار سیاسی نیست و آنان، پیش از آنکه ایران را تهدید نمایند، در حال دفن شدن در حافظهی شکستخوردهی تاریخ خود هستند.
امروز، ملت ایران و در خط مقدم آن، دانشجوی آگاه و مسئول صاحبخانهی این نظام تمدنساز است نظامی که نه تماشاگر میپذیرد و نه مستأجرِ موقت، بلکه وارثان مسئولِ آینده را میطلبد و این صاحب خانه حقیقی است که دهه ها پشت این انقلاب ایستاده است نه از سر تعصب، بلکه از موضع فهم درست نسبت به استقلال، عزت و آینده. ما صریح و بدون تعارف اعلام میکنیم:
هیچ تهدیدی، این ملت را عقب نخواهد نشاند! نه ناو، نه موشک، نه تحریم، و نه سیاستمداری که نامش بزرگتر از وزن تاریخیاش است. هر ارادهای که با طمع به این خاک خیره شود، در برابر واقعیت این ملت، فرو خواهد ریخت. ملت ایران نه تودهای متفرق بلکه کوهی استوار است. و انقلاب اسلامی نه پروژهای معلق بلکه حقیقتی مدام و استوار بر شانههای همین ملت است. و محور این ایستادگی، ولایت فقیه است، نقطهی ثقل عقلانیت انقلابی در جهان پرآشوب امروز.