شناسهٔ خبر: 77113999 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: طرفداری | لینک خبر

شرم !

صاحب‌خبر -

«پریمو لِوی» شیمیدان و نویسنده ایتالیایی ، تعریف می‌کند یک روز زندانیانِ آشوویتس را به صف می‌کنند و افسر نازی اسامی اعدامی‌ها را می‌خواند. آن افسر ناگهان اسم «پریمو» را می‌خواند اما بلافاصله نام خانوادگی دیگری را اعلام می‌کند. لِوی می‌گوید آن لحظه خیلی خوشحال شدم ولی باقی عمر شرم آن خوشحالی خفه‌ام کرد. لِوی سال ها بعد خودکشی می کند و خودش را از پنجره اتاقش به پایین پرتاب میکند .

شرم، همیشه چنین چیزی‌ست: شرم از به جای کسی اعدام نشدن، به جای کسی زندانی نشدن، به جای کسی سرکوب نشدن، به جای کسی استثمار نشدن، به جای کسی زیردست نبودن، به جای کسی ستمدیده نبودن و به جای کسی هیچ‌کس نبودن ...