شناسهٔ خبر: 77106476 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

روایتِ شکوفایی هنرِ بانویی کارآفرین در خراسانی جنوبی

بیرجند - ایرنا - وقتی بن‌بست‌های اقتصادی راه را می‌بندند، هنر مسیرهای تازه‌ای می‌گشاید، «فاطمه تاکی» کارآفرین خراسان جنوبی، با عبور از سختی‌های تامین مواد اولیه و با اتکا بر دستان هنرمندش، کارگاه کوچکی را در دیار خاوران بنا کرده که امروز نبض امید و تولید در آن می‌تپد.

صاحب‌خبر -

به گزارش ایرنا، داستان تحول و شکوفایی، همیشه از تالارهای مجلل و سرمایه‌های کلان آغاز نمی‌شود؛ گاهی همه‌چیز از گوشه‌ی یک حیاط خلوت، در شهری که آفتابش سخاوتمند و مردمانش صبورند، جوانه می‌زند.

در روزگاری که سایه‌ سنگین یک بیماری همه‌گیر، جهان را به سکوت واداشته بود و درهای بسیاری از کسب‌وکارهای بزرگ بسته می‌شد، زنی از دیار خراسان جنوبی، آستین همت بالا زد تا ثابت کند «هنر» و «اراده»، بن‌بست نمی‌شناسند.

فاطمه تاکی، بانویی که واژه‌ها را تا مقطع کارشناسی ارشد ادبیات به‌خوبی آموخته بود، این بار تصمیم گرفت شعر زندگی را نه روی کاغذ، بلکه با دستانش بر روی چوب و اشیاء بنویسد. او روایتگر قصه‌ای است که در آن، رنگ‌های دکوپاژ با تار و پود غیرت گره خورده است.

در ادامه، فراز و فرودهای این مسیر الهام‌بخش را در قالب فصول یک سفر کارآفرینی می‌خوانیم:

فصل اول: شکوفایی در میانه‌ خزان کرونا

در اواخر سال ۱۳۹۹، زمانی که ترس و قرنطینه بر کوچه‌ها حکم‌فرما بود، فاطمه تاکی در حیاط خلوت خانه‌اش ایستاده بود. او به جای تسلیم شدن به رخوت آن روزها، به دنبال راهی برای خلق کردن می‌گشت.

حیاط کوچک خانه، اولین شاهدِ تولدِ رؤیایی بود که حالا به واقعیت بدل شده است. او آموختن را آغاز کرد؛ نه برای سرگرمی، بلکه برای ساختن آینده‌ای که در آن، هنر، نان‌آورِ سفره باشد. دکوپاژ برای او فراتر از یک تکنیک تزئینی، زبانی بود برای جانی دوباره بخشیدن به اشیاء بی‌جان، آن هم در روزهایی که جهان بیش از هر زمان دیگری به زیبایی نیاز داشت.

فصل دوم: پیوند ادبیات و چوب؛ وقتی ذوق جان می‌گیرد

شاید کمتر کسی تصور کند که یک دانش‌آموخته‌ی ادبیات فارسی، کارگاه نجاری و دکوپاژ را به عنوان سنگر فعالیت خود برگزیند. اما فاطمه تاکی با همان نگاهِ عمیق و لطیفی که در متون ادبی جسته بود، به سراغ مشبک و کار با چوب رفت.

او حدود پنج سال است که با چوب‌ها نجوا می‌کند. این پیوند میان «اندیشه‌ی ادبی» و «صنعت دست»، باعث شد تا آثار او نه فقط یک محصول تجاری، بلکه قطعاتی دارای روح و اصالت باشند. او آموخت که چگونه می‌توان با صبوری، زبری چوب را به ظرافت هنر تبدیل کرد.

کارگاه کارگاه

فصل سوم: در سایه‌سار حمایت بسیج سازندگی

هر کارآفرینِ نوپایی در مسیر خود به نقطه‌ای می‌رسد که آرزوهایش بزرگ‌تر از ابزارهای در دسترسش می‌شوند. فاطمه تاکی نیز در ابتدا با ابزارهای ساده و در ابعادی محدود کار می‌کرد. اینجا بود که حمایت‌های هوشمندانه و کارشناسی، مسیر را هموار کرد.

دریافت تسهیلات از سوی بسیج سازندگی، همانند خونی تازه در رگ‌های این کسب‌وکار کوچک جریان یافت. با این حمایت، تجهیزات حرفه‌ای جایگزین ابزارهای ابتدایی شدند و حیاط خلوت خانه، جای خود را به یک کارگاه کوچک اما پویا داد. او با قدردانی از این همراهی، معتقد است که اگر این دستگیری‌های تخصصی نبود، عبور از سطح خانگی به کارگاهی برایش به مراتب دشوارتر می‌شد.

تولدِ تولید در حصارِ خانه؛ روایتِ شکوفایی هنرِ بانویی کارآفرین در خراسانی جنوبی

فصل چهارم: برکتِ سفره‌های مشترک

یکی از زیباترین بخش‌های روایت فاطمه تاکی، تغییر ضمیر «من» به «ما» است. در روزهای نخست، او و همسرش شانه‌به‌شانه‌ی هم در آن حیاط خلوت کار می‌کردند، اما امروز، چرخِ این کارگاه با دستان چهار نفر می‌چرخد.

برای بانوی هنرمندی که دغدغه‌ی اجتماعی دارد، هیچ لذتی بالاتر از این نیست که ببیند هنر او، رزق و روزیِ حلال را به خانه‌ی دیگران نیز می‌برد. او با ایجاد اشتغال خانگی برای ۲ نیروی دیگر، ثابت کرد که کارآفرینی یعنی بزرگ کردنِ دایره‌ی مهربانی و برکت.

تولدِ تولید در حصارِ خانه؛ روایتِ شکوفایی هنرِ بانویی کارآفرین در خراسانی جنوبی

فصل پنجم: ایستادگی در برابر چالش‌ها

مسیرِ اقتصاد، همیشه آفتابی نیست. افزایش قیمت مواد اولیه، کمبود منابع و کاهش قدرت خرید مردم در صنایع‌دستی، چالش‌هایی هستند که هر هنرمندی را ممکن است به زانو درآورد. اما این بانوی هنرمند خراسان جنوبی با نگاهی روشن به آینده می‌نگرد.

او معتقد است که هنر، هم رزق معنوی دارد و هم قدرت به حرکت درآوردن چرخ‌های اقتصادی خانواده. تاکی می‌گوید با وجود تمام سختی‌ها، کار را تعطیل نکردیم؛ چرا که برای کسی که با «عشق» کار می‌کند، توقف معنایی ندارد.

این کارآفرین جوان و تیمش امروز با دلگرمی و امیدِ بیشتری به مسیر ادامه می‌دهند، زیرا ایمان دارند که تلاش برای کسب روزی حلال، چشمه‌ای است که هرگز نخواهد خشکید.

و اما، پیام نهایی این گزارش برای هر آن‌کس که رویایی در سر دارد، روشن است: «منتظر معجزه نباشید؛ معجزه در دستان شماست، وقتی که اراده می‌کنید از کنج خانه‌، دنیایی جدید بسازید.»

فاطمه تاکی با تکیه بر برکتِ کار گروهی و حمایت‌های به‌موقع، حالا به الگویی برای زنان و مردانی تبدیل شده است که می‌خواهند از هیچ، همه‌چیز بسازند. او به ما یادآوری می‌کند که رزق حلال، نه فقط در سکه‌های نقره و طلا، بلکه در رضایت درونی زنی است که شب‌ها با لبخندِ حاصل از آفرینش سر بر بالین می‌گذارد؛ زنی که با دستانش، نه‌تنها چوب، بلکه تقدیر خویش را جانی دوباره بخشیده است.