به گزارش دفاعپرس از آذربایجان شرقی، تعطیلات تابستان که به روستا میرفتم یکی از سرگرمیهای من همراهی با مادربزرگ بود، بخصوص وقتی دوا و ضماد درست میکرد و دست مردم میداد.
وقتی مردم روستا حین کار دست و پای شان زخمی یا موم برمی داشت فوری جایی که مراجعه میکردند خانه مادربزرگ بود و مادربزرگ فوری دست به کار میشد و برای هر درد و زخمی دوای خاص خودش را درست میکرد.
گاهی بوی عسل و سقز هوش از سر آدم میبرد و گاهی تصورات کودکیام پشت حنا که با تخم مرغ محلی میرفت ضماد شود رنگ میگرفت.
ننه وقتی دوا را دست مردم میداد، سفارش میکرد حتما به شهر بروند و عکس بگیرند و پشت گوش نیندازند تا خدای ناکرده درد کهنه و بزرگ نشود و مدام میگفت الان که قدیم نیست دوا و دکتر باشد، خداروشکر این همه دکتر، این همه دواخانه و این همه ماشین و خداروشکر راه هم که آسفالت و همیشه هم یک پای همه به شهر است.
بعد ننه با آهی که از نهادش برمی خاست ادامه میداد که وقتی مریض میشدند باید خودشان را یا با جیپی که یکی از اهالی روستا داشت یا الاغ به قره چمن میرساندند تا دکتر معاینه کند آن هم دکتری سیه چرده هندی که زبان روستاییها را نمیفهمید و چند حبه دارو داخل پاکتی میریخت و دست آدم میداد.
اگر مریضی آدم سخت بود یا باید با آن کنار میآمد یا به شهر میرفت که دکترهای شهر هم زیاد سر در نمیآوردند و پزشک حاذق هم کمیاب بود که اگر نبود مردم روستاها با یک تب ساده و سینه پهلو گریبانگیر نمیشدند.
الان که یاد آن حرفهای مادربزرگ میافتم و این همه ادعای پیشرفت حوزه پزشکی دوران پهلوی را میشنوم متوجه آه مردم روستایی میشوم که دامن پهلوی را گرفت.
ادعاهایی که طبق اسناد و اخبار درج شده در نشریات از جمله روزنامه کیهان سالانه از ۶۰۰ فارغ التحصیل رشته پزشکی، ۲۰۰ نفر مهاجرت میکنند و دیگر بازنمیگردند. وزارت بهداشت سلطنت پهلوی برای جبران این کمبودها دست به استخدام پزشکان خارجی زدهاند. این پزشکان از هند و پاکستان وارد خواهند شد.
انتهای پیام/
∎