بیستوپنجمین برنامه «تلاقی» ایرنا که به یکی از مهمترین مسائل روز هنر، یعنی شبکه نمایش خانگی، پرداخته بود، در اواخر آذرماه برگزار شد. این برنامه بهدلیل اختلالات اینترنت مدتی منتشر نشد و اکنون در دسترس علاقهمندان قرار میگیرد.
شبکه نمایش خانگی در ایران مسیری را طی کرده که از بازار غیررسمی سیدی و دیویدی آغاز شده و امروز به پلتفرمهای پرمخاطب آنلاین رسیده است. مسیری که همزمان با گسترش مخاطب و سرمایه به میدان مناقشهای میان تولیدکنندگان، نهادهای حاکمیتی و سیاستگذاران فرهنگی تبدیل شده است. ظهور شبکه نمایش خانگی را نمیتوان صرفاً نتیجه پیشرفت فناوری یا تصمیم نهادهای رسمی دانست. این پدیده بیش از هر چیز، محصول تغییر تدریجی ذائقه و الگوی مصرف فرهنگی جامعه ایرانی است تغییری که از گردش گسترده محصولات تصویری در بازار غیررسمی آغاز شد و بهمرور بخش خصوصی را به سمت تولید محتوای اختصاصی سوق داد.
در عین حال همزمان با رشد این بازار پرسشهایی جدی درباره نقش تنظیمگری مرز نظارت و مداخله، نمایش خشونت، مسئولیت اجتماعی محتوا و آینده سرمایهگذاری فرهنگی مطرح شده است. گفتوگوی پیشرو تلاشی است برای بازخوانی این مسیر پرچالش نه با هدف داوری، بلکه برای فهم منطقهای متفاوتی که امروز شبکه نمایش خانگی را به یکی از مهمترین میدانهای سیاست فرهنگی در ایران تبدیل کرده است.
برای بررسی این موضوع میزبان دو مهمان صاحبنظر بودهایم؛ «حامد عنقا» نویسنده و تهیهکننده با سابقه در حوزه نمایش خانگی و تلویزیون و همچنین «محمدصادق افراسیابی» کارشناس رسانه و مدیر سابق ساترا. در ادامه گزارش تلاقی را میخوانیم؛
اتفاق خوب این است که در شبکه نمایش خانگی، مخاطب قدرت انتخاب دارد
ایرنا: برای ورود به بحث شبکه نمایش خانگی، بهتر است از نقطه آغاز شروع کنیم. به نظر شما اساساً چه ضرورتی باعث شکلگیری این فضا شده که امروز شبکه نمایش خانگی به پلتفرمهای پر مخاطب آنلاین تبدیل شده و این جریان چگونه از دل جامعه بیرون آمد؟
افراسیابی: امروز اتفاقی که تحت تأثیر شبکه نمایش خانگی افتاده، این است که یک سبد متنوع از محصولات در اختیار مخاطب قرار گرفته و اینجا مخاطب قدرت انتخاب دارد. برای اینکه هم بین سکوها و هم بین آنچه که در تلویزیون نمایش داده میشود انتخاب بکند آن چیزی را که باب میلش است و متناسب با ذائقه اوست. این خیلی اتفاق خوبی است هم از جهت محتوایی کمک میکند اینجا ما به ذائقه مخاطب داریم احترام میگذاریم و دست او باز است در انتخابش و هم از جهت اقتصادی یک فرصت خوبی را فراهم میکند به جهت اینکه کسب و کارهای مبتنی بر تولید سریال و محصولات شبکه نمایش خانگی رونق میگیرند و اگر ما بتوانیم از این فرصت و از این ظرفیت استفاده بکنیم و محصولات خودمان را در خارج از کشورمان عرضه کنیم فرصتهای خیلی بهتر و جدیتری هم خلق میشود.
امروز کشور برای اینکه بتواند یک جهش و یک رونق اقتصادی جدی شکل بدهد حتماً نیاز دارد به حمایت از صنایع خلاق، حمایت از محصولات شبکه نمایش خانگی و حمایت از بازیهای رایانهای، هم با این هدف که در داخل بتوانیم به یک پوشش خوب برسیم و هم با رویکرد خارج از کشور. حالا در مورد شبکه نمایش خانگی برای اینکه به بازار خارج از کشور فکر کنیم، شاید نیاز به فکر بیشتری داشته باشیم، اما در مورد بازی رایانهای فضا خیلی راحت فراهم است و اگر به شکل جدی ما روی این موضوع کار بکنیم حتماً میتوانیم فضایی را رقم بزنیم که از ظرفیت بازار خارج از کشور بهرهمند بشویم.
سریال را باید در بازی رایانهای، کتاب و اسباببازی بازتولید کنیم
یکی از موضوعاتی که فکر میکنم در حوزه اقتصادی خیلی میتواند مورد توجه قرار بگیرد، این است که ما باید در حوزه بازارپردازی فرهنگی جدیتر ایفای نقش کنیم؛ اینکه صرفاً وقتی یک سریال نمایش داده شد، نهایتاً ۲۰ قسمت در مورد بعضی از سریالهای ترکی مثلاً ۲ فصل ۲ تا ۵۰ قسمت ما میبینیم ته آن این است دیگر ۱۰۰ قسمت تمام میشود. اگر این سریال خودش را در فضای بازی رایانهای، در فضای کتاب و در فضای اسباببازی بازتولید نکند عمر این محصول یک روزی تمام میشود. ولی اگر این سریال خودش را بازتولید کرد در فضای دیگر و آن بحث بازارپردازی اتفاق افتاد، آن چیزی که در مورد مثلاً فرض کنید فیلم جنگ ستارگان شما شاهد هستید بازی آن میآید، اسباببازی آن میآید، کتابش میآید یا محصولات دیگر، آن وقتی که این عمری ندارد و این عمرش نامحدود میشود و مادام هست و آنجاست که این کاراکتر در ذهن کودک، نوجوان، جوان و بزرگسال کشور ما شکل میگیرد و آن کاراکتر همیشگی میشود و تأثیر خودش را روی شیوه و سبک زندگی میگذارد.
شبکه نمایش خانگی از دل تغییر ذائقه مخاطب بیرون آمد
عنقا: تعریف درست صورت مسئله برای فهم درست مسئله و اتفاقاتی که امروز مبتلابه شبکه نمایش خانگی است، کمک میکند. آقای دکتر و مدیرانی که در سیستم حاکمیتی با قضیه مواجه میشوند، موضوعات را از یک منظر دیگر تعریف کنند که بتوانند در نهایت به تعریف جایگاه و موقعیت حاکمیتی نهادهایی که الان درگیر این موضوع شدهاند، برسند. شبکه نمایش خانگی حول و حوش سال ۸۷ و ۸۸ کلید خورد، چون اولین صورتجلسه فکر میکنم به دستخط خودم باشد. آن موقعها آقای رجایی فروتن، مدیر وقت سمعی بصری ارشاد بودند. از این مطالبی که الان آقای دکتر فرمودند، به وجود نیامد، بلکه از احساس نیازی در جامعه به وجود آمد؛ یعنی جامعه به بخش خصوصی حوزه فرهنگی این پالس را داد که امروز نیازمند مسیرهای مختلفی هستم برای دریافت محتوا، یعنی شبکههای تلویزیونی. ما داریم درباره روزگاری از تلویزیون حرف میزنیم که همچنان سریال خیابان خلوتکن دارد، نه این روزهای تلویزیون! اما دارد میگوید من نیازمند این هستم که به جز محصول شبکههای رسمی، به شکل دیگری هم اثر ببینم. این نیاز از کجا به وجود آمد؟ در بازار سیاه حوزه فرهنگ و هنر ما سیدیها و دیویدیهای زیرنویسشده فیلمها قابل خرید و فروش شد و آنقدر گردش اقتصادی زیاد بود که آن موقع گرفتن چند تا منتقد سینمایی که میگفتند اینها یک شبکه توزیع دارند تبدیل به تیتر رسانههای اصلیمان شد. حتی آقای سعید مستغاثی که امروز یک منتقد خیلی سفت اصولگرا هستند بود امیر قادری و خیلیها بودند. پیام فضلینژاد هم یک جوری آن موقع سردبیر مجله جهان سینما بود که یک مجله آوانگارد ساختارشکنی بود به خاطر مصاحبهها و گزارشهایی که درباره گوگوش و بهروز وثوق و اینها اولین بار آنجا مطرح شد، توقیف شد. حالا امروز البته پیام فضلینژاد یک سردبیر مجلات روشنفکری حوزه فکری اصولگرایی است.
استارت نمایش خانگی با قهوه تلخ و قلب یخی
پس چنین بازاری وجود داشت و به صاحبان سرمایه و به شرکتهای پخش سیدی گفت که من یک چنین مارکتی هستم. شرکتهای پخش آمدند تست زدند با یک سری از فیلمهای ۹۰ دقیقهای. درباره آن روزگار حرف میزنم با ۵۰ میلیون تومان سرمایه آدمها را به یک سود ۵۰۰ میلیون تومانی آن موقع میرساند و شما با این سودها به راحتی در سینما نمیرسیدی. ناخودآگاه رایت فیلمها هم رفت بالا یعنی رایت ویدئوی فیلمها هم در شرکتهای ویدئو رسانه رفت بالا شرکتهای ویدئو رسانه ۳۰ میلیون تومان رایت میخریدند. ما رسیدیم به جایی که فیلم درباره الی را آن موقع یک میلیارد تومان پول دادند، پول زیادی بود.
حتی سریال قهوه تلخ را برادران آقاگلیان برای شبکه ۳ ساختند. شرط کردند که باکس تبلیغات قبل از سریال پولش مال آنها باشد. بعد از اینکه قلب یخی منتشر شد قهوه تلخ با سرمایه بخش خصوصی برای تلویزیون ساخته میشد و این ۲ سریال آن موقع در ۲ ژانر باعث رونق بازار جدیدی شد. آن موقع هم سازمان صدا و سیما که آقای ضرغامی رئیسش بود شکایت کرد آقای رجبی معمار را کشیدند به دادسرای کارکنان دولت من و آقای لطیفی یکی ۲ سال ممنوعالکاری کشیدیم و اتفاقات بعدش، اما این بازار شکل گرفت و دورههای اوج و فرود داشت دورههای خوب و بد داشت. محصولات به شدت نازل در آن ساخته شد محصولات به شدت خوب هم در آن ساخته شد. شاید بتوانیم بگوییم تولد دوباره با سریال شاهگوش آقای میرباقری اتفاق افتاد، بعد از یک دوره کارهای بسیار بدی که ساخته شد اما این بازار وقتی که آمد تا حول و حوش سال ۹۷ و ۹۸ که دوباره یک فرودی را داشت تجربه میکرد. چرا؟ چون فروش دیویدی و سیدی به خاطر کپیهای غیرقانونی برای مؤسسات ویدئو رسانه جواب نمیداد.
اما امروز تکنولوژی آمده بود یعنی بچههایمان یک پلتفرمهایی را در خانه داشتند میدیدند که رویش کارتون میدیدند و این تفکر به وجود آمد که خب آنی که ما قبلاً روی سیدی و دیویدی با محصول تولیدشده یک کمی گرانتر اینجا شاید بشود ارزانتر به دست مخاطب رساند دوره جدیدی شد که یک مجموعهای مثل فیلیمو با سریال نهنگ آبی که شاید تجربه خیلی موفقی هم نبود اما بعدش به همگناه رسید سال ۹۷ و ۹۸ بعدش به آقازاده و میتوانیم بگوییم آغاز آقازاده انفجار مخاطبی در بازار ایجاد کرد.
از آن به بعد سریال قورباغه آمد بسیار سریال قابل توجه هومن سیدی. پس این بازار توسط مردم و نیاز جامعه دیکته شد، نه دوراندیشی دستگاه حاکمیتی و طبق معمول دستگاه حاکمیتی بدو بدو خودشان را رساندند برای اینکه جایگاهی برای خودشان تعریف کنند. ما فکر میکنیم آقازاده آخرین سریالی باشد که در ارشاد بازبینی و مجوز انتشار پیدا کرد و آخرین سریالی هم هست که همزمان با پلتفرم، صاحب دیویدی هم بود. سریال بعد از ما که قورباغه بود انحصاری روی نماوا منتشر شد و دیگر دیویدی نداشت و از آن به بعد دیگر من یادم نمیآید سریالی روی دیویدی منتشر شده باشد.
ورود نهادهای تنظیمگر، آغاز سکته در رشد بازار سریال!
فیلمها هم بعد از یک مدتی که اکران شدند آنجا کم کم نهادهای تنظیمگر به وجود آمدند و میتوانیم بگوییم آغاز سکته در رشد بازاری که امروز آقای دکتر دارند دربارهاش حرف میزنند اتفاق افتاد یعنی ایجاد ناامنی برای بخش خصوصی از نتیجه سرمایهگذاریاش. اگر سرمایه گذار احساس اطمینان روی گردش مالیش نداشته باشد، هیچ کدام از مطالبی که شما به عنوان آینده یک محتوا گفتید، برایش متصور نیست، که به بازی و مرچندایزش فکر کند. اتفاقی که برای جنگ ستارگان افتاد، از اول آقای جورج لوکاس به آن فکر نکرده بود. همه فکر میکردند با یک کار ناموفق مواجه میشوند، ولی با یک کار اسطورهای جدید مواجه شدند و امسال که در ۲۰۲۵ صحبت میکنیم همچنان جنگ ستارگان زنده است. برای همین میگویم تعریفی که شما از صورت مسئله دارید ممکن است ما را دچار اشتباه کند.
«حامد عنقا» نویسنده و تهیهکننده با سابقه در حوزه نمایش خانگی و تلویزیون
ایرنا: نیازی که اشاره کردید کاملا درست بود، ولی در جامعه متکثر ما در کنار همان نیازهایی که به روند آن اشاره فرمودید، صداهای دیگری هم بود که نمایش خانگی خیلی کارهای بدی میکند، خشونت را ترویج میدهد و ... نهادهای ناظر هم آمدند و دعوایی شکل گرفته که هنوز هم هست. نظر شما چیست؟
عنقا: آقای افراسیابی خودشان یک طرف دعوا بودند.
افراسیابی: طبیعی است که از منظرهای مختلف میشود به موضوع نگاه کرد. من نظر خودم را میگویم من قبل از اینکه یک مدیر باشم، یک روزنامه نگار بودم و در مجله سروش، روزنامه ایران و روزنامههای مختلف کار میکردم. در تلویزیون برخی از مجموعهها را تولید کردم، مثلا برای شبکه پنج یک انیمیشن سریالی تولید کردم.
ایرنا: این دوستان متهم شدند به دامن زدن به خشونت، نظر شما چیست؟
عنقا: درباره شخص شما صحبت نمی کنیم، درباره جریانی است که شما به عنوان یکی از مدیرانش پیاده کننده آن تفکر بودید.
افراسیابی: درباره این هم با هم اختلاف نظر داریم؛ معتقدم حداقل دغدغه بخشی از مدیران نهادهای حاکمیتی هم همیشه این بود که وقتی یک اتفاق خوب میافتد، چطور کمک کنیم به اینکه رشد کند. مثلا در سند معماری کلان شبکه ملی اطلاعات تاکید شده که باید بازار محصولات شبکه نمایش خانگی و محصولات بومی چه در حوزه بازیهای رایانهای و چه شبکه نمایش خانگی گسترش پیدا کند. اما در جاهایی اتفاقاتی که باید میافتاد، نیفتاده است. مثلاً ما سیاستهای ملی بازیهای رایانهای را داشتیم. آنجا شهرداری ها مکلف شدند درصدی از بیلبوردهایشان را در اختیار تبلیغ بازیها قرار بدهند. اگر نشده، جایی که ترک فعل کرده باید پاسخ بدهد، نه اینکه بگوییم حاکمیت مثلاً به فکر نیست. اتفاقاً در سال ۱۳۹۴ این سند مصوب شده و آن روز حاکمیت داشته فکر میکرده است. یا سند معماری شبکه ملی اطلاعات سال ۱۳۹۹ تصویب میشود و به تایید مقام معظم رهبری میرسد و ابلاغ میشود.
«محمدصادق افراسیابی» کارشناس رسانه و مدیر سابق ساترا
اگر ترک فعلها نبود، امروز ما باید خیلی جلوتر از ترکیه میبودیم
اگر همین اتفاقات افتاده بود امروز ما باید خیلی جلوتر از ترکیه میبودیم، ولی متاسفانه ترک فعلهایی شده است. این جور نبوده که مثلاً حاکمیت بگوید من میخواهم محدود کنم. اگر بخواهیم منصفانه در مورد شبکه نمایش خانگی صحبت کنیم، نباید آن را به عنوان محل اختلاف ببینیم؛ بلکه یکی از مهمترین ابزارهای فرهنگی خانواده ایرانی در دهه آینده است و معتقدم حتما باید در نگاه کلان ببینیم، کاری که ترکیه انجام میدهد. ترکیه سریال آلپ ارسلان سلجوقی را میسازد و «رستاخیز بزرگ سلجوقیان» را در ادامه آن سریال تولید میکند و همزمان دارد هم تمدن سازی میکند و هم محصول خودش را در سبد خانواده قرار میدهد. یا مثلاً سریال صلاح الدین ایوبی تولید میشود و هم بحث تمدن سازی را دنبال میکند و هم در سبد مصرف خانواده است.
مسئله ما در شبکه نمایش خانگی امروز باید این باشد که این شبکه با کمک خود تهیه کنندگان وعوامل طوری باز طراحی بشود که محصولات مطمئنی در اختیار خانواده قرار بدهد. در مرحله دوم اگر ما برویم به سمت رویکرد تمدن سازی و محصولات تمدنی و تاریخی و در کنارش بحث بازار پردازی فرهنگی، فکر میکنم جهشی شکل میگیرد. امروز نمایش خانگی به نظر من دو ضعف دارد: یکی اینکه یک سری محصولات یک بار دیده میشوند و حتی در بستر خانواده فضایی را ندارند که خانواده در کنار هم آن محصول را ببیند و نکته دوم عدم توجه به بازارپردازی است. محصول خوب تولید میشود، متناظر با آن بازی رایانهای و اسباب بازی خلق نمیشود و آن کاراکتر محو میشود.
۲۰ سریال خوب خانوادگی را میتوانم به مردم توصیه کنم
البته محصولات خوب خانوادگی در همین سالها داشتیم. در سه سالی که من در سازمان تنظیم مقررات (ساترا) حضور داشتم، لیستی برای خودم نوشتم از ۲۰ سریال خوب خانوادگی و ۲۰ برنامه شبکه نمایش خانگی که من میتوانم توصیه کنم به مردم ببینند. معتقدم یکی از موضوعاتی که شاید هنرمند ما گاهی ناچار میشود از عنصر خشونت استفاده کند برای اینکه این محصول گردش داشته باشد، برای این است که وقتی هنرمندی محصول خیلی خوب خانوادگی تولید میکند، هیچ صحبتی از آن نیست، نه تبلیغ میشود نه ترویج میشود نه منتقد نقدش میکند ولی محصولی که خشونت دارد، حداقل نقد میشود و همین نقد اینقدر فراگیر میشود که همه دوست دارند ببینند چه بود این محصول؟
من اسم میبرم مثلاً سریالهای خجالت نکش، لالایی، آرزوهای چپکی، از کامادو، در انتهای شب، قطب شمال، قهوه ترک، قهوه پدری اینها از نظر من سریالهای خوب قابل توصیه به خانوادههاست. من واقعاً قهوه ترک را وقتی دیدم لذت بردم. خیلی عالی است و من تهیه کننده و کارگردان را تشویق میکنم یا حتی آقازاده برای گروه سنی بالای ۱۵ یا ۱۸ سال سریال خیلی خوبی بود. در آقازاده ما با یک روایت صرفاً سرگرم کننده مواجه نیستیم، سکانسهایی هست که مخاطب را وارد گفتگوی اخلاقی و خانوادگی میکند یکی از سکانسهای طلایی که تو آقازاده هست، خانم از همسرش میپرسد چرا برای نماز صبح مرا بیدار نکردی؟ در چه شرایطی این سوال را میپرسد که یک شکاف بین زن و شوهر را نشون میدهد و آن سکانس خیلی لطیف است. انگار آن سوال یک سوال معنادار است. این سکانس دستوری نبوده، هنر تهیه کننده بوده که بتواند در یک فضای خانواده روایت بکند.
عنقا: آقای افراسیابی، من با این حرف نمک گیر نمی شوم!
افراسیابی: شما در سریالهای خودتان همیشه به موضوع خانواده توجه کردید، اما در خانواده کشمکش و جدال هم دارید. این نکته باید به نظر من از ایشان پرسیده شود که مثلاً در گناه فرشته، شما در بستر خانواده سریال را دارید میبینید، الان سریال پخش شده، ایشان پاسخ بدهد چرا آن کشمکشها و جدالها و حتی خشونت در این سریال طراحی شد، وقتی ما در کنار خانواده داریم میبینیم؟
چه کسی گفته نمایش خشونت بد است؟
یک نکته دیگر هم عرض بکنم و آن اینکه آیا خشونت همیشه بد است؟ ما سریال مختار را داشتیم که خشونت هم دارد، یا سریال آمرلی از فیلم نت پخش میشود و خشونت دارد. آیا بد است؟
عنقا: چه کسی اصلا گفته خشونت بد است؟ نمایش خشونت که لزوماً ترویج خشونت نیست.
افراسیابی: حرف من هم همین است. ایشان اشاره کردند به خشونت.
ساترا نمایش خشونت را ترویج آن تلقی کرد و بیانیه داد
عنقا: مشکل از آنجا به وجود آمده که شمای نوعی در زمان ساترا نمایش خشونت را به عنوان ترویج خشونت تلقی کرده و بیانیه میدهید، مصاحبه و بحث میکنید خب ناخودآگاه به رسانه این را القا می کنید.
افراسیابی: در سه چهار سال اخیر اسم ببرید. ما در ساترا چنین کاری نکردیم که بخاطر مثلا خشونت بیانیه بدهیم.
عنقا: چرا بود. فرق من با بقیه تهیه کنندگان این است که از روزی که اولین آجر ساترا گذاشته شد، من داشتم میدیدمش و بودم.
افراسیابی: منظورم سه سال اخیر است. احساس من این است که آن چیزی که اتفاق می افتد، یک مطالبهگری مثلا برخی رسانه ها از بیرون ساترا است. در مورد برخی از محصولات من این مطالبه را قبول دارم، اما چرا مثال سریال آمرلی را زدم که از فیلم نت پخش شد یا مختار که از تلویزیون پخش شد. میخواستم بگم خشونت همیشه نمایشش بد نیست.
عنقا: اصلا صرف نمایش هر چیزی بد نیست.
افراسیابی: پس اینجا هم نظریم.
عنقا: اول فرمایشتان گفتید سند معماری کلان شبکه ملی اطلاعات سال ۹۹ آماده شد، یعنی ۵ سال پیش بعد چرا به اهداف نرسید؟
افراسیابی: هدفش رشد ۶۰ درصدی بود.
بخش حاکمیتی و دولتی انگیزه رشد ندارد
عنقا: آفتاب آمد دلیل آفتاب! چون شما به عنوان بخش حاکمیتی دولتی انگیزهای ندارید، مجموعه بخش خصوصی مثل نماوا، فیلم نت، فیلیمو و بخشهای سرمایهگذار انگیزه دارند. چون پولش را از دست مردم میگیرد، باید به مردم جواب پس بدهد. وقتی محصولی که حتی خوب باشد، به هر دلیلی مورد علاقه قرار نمی گیرد، مجبور خودش رو سریع اصلاح کنه شما به عنوان بخش حاکمیتی بودجهخوار انگیزهای ندارید برای همینه که همه این مباحث به جز یه سری بحثهای کارشناسی و یه سری لکچرهای از بالا نگاه کردن هیچ عایدی نداشته شما وقتی که حتی اومدین به عنوان نهاد تنظیمگر خودتون را تعریف کنید خب که شاید اون اوایلش خود ما هم فکر میکردیم که کار خوبی داره اتفاق میفته خوب ناخودآگاه با شیوههای اشتباهی که داشتید. خب ببینید شما یه نکتهای رو اشاره چون شما گفتین از تو ساترا خبر دارم ما هم تو ساترا خبر داریم ما ساترا رو با گوشت و پوستمون لمس داریم میکنیم و مخصوصاً درباره همین دوره سه سالهای که شما میگین هزار ساعت میشه حرف زد با همه احترام به شما و همه احترام به آقای مقیسه به همه احترام به آقای حسامپور و همه مدیرانی که اون موقع بودن. مطالبه مردمی که از من نخواید باز کنم خیلی چیزا ولی چون من آدم رسانهایام آقایونم میدونند به اینم معروفم که محصولم را به جهت رسانهای درست پرزنت میکنم.
ادامه دارد ...