گروه بینالملل دفاعپرس- محمد زرچینی؛ ایالات متحده آمریکا در یک ماه اخیر اقدامات جنگ افروزانه گستردهای را در سراسر جهان انجام داده و در آخرین مورد این اقدامات حمله نظامی به ونزوئلا در کارنامه دولت نئومحافظه کار «دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا ثبت شده است.

تصویری از یکی از شهرهای پهپادی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران (منبع: ویون نیوز)
در جریان حمله به ونزوئلا، ارتش آمریکا با یک حمله برق آساء به پایتخت ونزوئلا و قطع جریان برق در کاراکاس پایتخت این کشور توانست رئیس جمهور ونزوئلا را به گروگان بگیرد و به آمریکا ببرد. پس از این اقدام دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا حمله به ونزوئلا و عملیات دستگیری (بخوانید گزوگانگیری) نیکلاس مادورو رئیس جمهور ونزوئلا را تایید کرد. حالا آمریکا مغرور از این پیروزی در ونزوئلا تلاش میکند تا با همان تاکتیک یا چیزی شبیه به آن ایران را تحت فشار قرار دهد؛ سوال اینجاست آیا کشوری با تاریخ و تمدن ایران را میتوان همچون ونزوئلا به دردسر انداخت؟ گزارش منابع رسانهای نشان میده که این موضوع کاملا دور از ذهن به نظر میرسد.
افزایش تنشها و سابقههای متفاوت
وبگاه «ویون نیوز» در این زمینه میگوید: تنشهای میان ایران و ایالات متحده در حالی تشدید شده که التهابهایی در ایران به دلیل فشارهای اقتصادی و برخی نارضایتیها رخ داده است. در همین حال، تمایل اخیر واشنگتن به استفاده از زور در جاهای دیگر (ونزوئلا)، مقایسههایی را برانگیخته است؛ در ۳ ژانویه (۱۴ دی)، ایالات متحده عملیاتی نظامی علیه داراییهای کلیدی دولت ونزوئلا انجام داد که نشاندهندهی آمادگی آن برای اقدام علیه دولتهای دشمن است. با این حال، ایران چالشی کاملاً متفاوت محسوب میشود؛ توانمندیهای نظامی، شبکههای منطقهای و دینامیکهای داخلی ایران باعث میشود هرگونه تلاش برای یک حملهی سریع و کمهزینه، بسیار پیچیدهتر و پرخطرتر از عملیاتهای انجامشده در ونزوئلا باشد. برخی التهابهای اخیر در سراسر ایران منجر به اشتباه محاسباتی ایالات متحده و همپیمانانش در قبال ایران شده است. مقامات ایرانی، ایالات متحده و متحدانش را متهم کردهاند که آشوبها را تحریک میکنند و این امر نشان میدهد که وضعیت ایران با ونزوئلا کمی متفاوت است.
چرا ونزوئلا هدف سادهتری بود؟
وضعیت جغرافیایی و توانمندی نظامی ایران و ونزوئلا کاملا متفاوت است. عملیات آمریکا در ونزوئلا محدود بود و خطر کمی برای گسترش درگیری با قدرتهای بزرگ داشت؛ علیرغم انتقادات بینالمللی، زیرساختهای دفاعی ضعیف و ائتلافهای منطقهای محدود ونزوئلا، به واشنگتن اجازه داد بدون مواجهه با تلافیجویی فوری یا درگیری گستردهتر اقدام کند؛ ایران دقیقاً سناریوی مخالف این است. همچنین نیروهای مسلح ایران بسیار توانمندتر هستند؛ ایران بر اساس شاخصهای گلوبال فایر پاور در رتبهی ۱۴ جهانی قرار دارد و دارای تسلیحات گستردهای از موشکها و پهپادها، سامانههای دفاع هوایی پیشرفته و زیرساختهای نظامی پراکنده است. این توانمندیها با شبکههای شبهنظامی منطقهای و نیروهای وابسته در سراسر خاورمیانه (غرب آسیا) یکپارچه شدهاند و به تهران اجازه میدهند به صورت نامتقارن و در چندین جبهه پاسخ دهد.
دفاع هوایی بازسازیشده و چندلایه
اگرچه کمپین هوایی ۱۲ روزهی اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ (خرداد ۱۴۰۴) به بخشهایی از شبکهی دفاع هوایی ایران آسیب زد، اما تهران از آن زمان این سامانهها را بازسازی و ارتقا داده است. ایران اکنون ترکیبی چندلایه از سامانههای روسی «اس ۳۰۰»، «اس ۴۰۰» و «اچ کیو ناین» و سامانههای بومی «باور ۳۷۳» را در اختیار دارد و به گفتهی تحلیلگران نظامی؛ این سامانهها سیار، شبکهای و طراحیشده برای تحمل حملات مداوم هستند.
سامانه دفاع موشکی «اچ کیو ناین» که توسط چهار کشور ایران، چین، پاکستان و مصر عملیاتی شده است (منبع: آرمای رکوگنیشن)
وضعیت نیروها و خطرات تشدید درگیری
داراییهای نظامی آمریکا در چندین منطقه از جمله هندو-آسیای آرام گسترده شدهاند. با وجود اینکه ناو «ابراهام لینکلن» در دریای عمان پهلو گرفته هر حملهای به ایران همچنان نیازمند استفاده از پایگاههای هوایی منطقهای در قطر، بحرین، عراق، امارات یا عربستان خواهد بود؛ همچنین همهی این مکانها بلافاصله به اهداف بالقوهی ایران تبدیل خواهند شد. چهار کشور خاورمیانهای از واشنگتن خواستهاند از اقدام نظامی خودداری کند و عربستان سعودی نیز اعلام کرده که اجازهی استفاده از سرزمین خود برای حمله به ایران را نخواهد داد؛ حتی با وجود کشمکشتاریخی با تهران. این موضوع بازتابی از پیچیدگی روابط منطقهای پیرامون ایران است. هرچند بمبافکنهای دوربرد گزینهای هستند، اما حمله به نزدیکی مراکز شهری یا سیاسی خطرات جدی از نظر تلفات غیرنظامی و پیامدهای دیپلماتیک به همراه خواهد داشت و همچنین مشخص نیست که این حملات تا چه اندازه موفقیت آمیز باشد. در عملیات چکش نیمه شب هم شکست نسبی عملیات (با وجود ادعاهای «دونالد ترامپ») در میدان مشخص شده بود.
چرا دیپلماسی همچنان مهم است؟
هیچ هدف واحدی وجود ندارد که نابودی آن بتواند بهطور قاطع دینامیکهای داخلی ایران را تغییر دهد. بمباران تسهیلات نظامی یا اطلاعاتی ممکن است در عوض، حمایت داخلی از رژیم را تقویت کند؛ همچنین جمهوری اسلامی ایران، با وجود فشارهای بی وقفه آمریکا و همپیمانانش همواره توانسته است در برابر توطئههای خارجی مقاومت و از تمامیت ارضی و استقلال سیاسی خود دفاع کند.
در شرایطی که برخی قدرتهای جهانی، از جمله آمریکا، با الهام از عملیاتهای محدود در کشورهایی مانند ونزوئلا، به تصور امکانپذیری یک حملهی سریع و کمهزینه به ایران افتادهاند، واقعیتهای زمینی نشان میدهد که این کشور با هیچیک از آن سناریوها قابل مقایسه نیست.
در نهایت، دیپلماسی همچنان تنها راهحل معقول و مسئولانه است. جنگ نه تنها مشکلات ایران را حل نخواهد کرد؛ بلکه میتواند به یک فاجعهی منطقهای و جهانی تبدیل شود. جامعهی بینالمللی باید به جای تحریک به جنگ، به دنبال گفتوگو و کاهش تنش باشد؛ ایران همواره برای گفتوگوی منصفانه آماده بوده، اما هرگز تحت تهدید تسلیم نخواهد شد.
انتهای پیام/281
∎