گروه استانهای دفاعپرس - «غلامرضا بنیاسدی» پیشکسوت دفاع مقدس؛ والفجر۸ را اگر فقط در قاب یک عملیات نظامی ببینیم، به خودِ واقعه جفا کردهایم. این رخداد بزرگ، فراتر از تصرف یک موقعیت راهبردی در اندازه جزیره فاو یا تغییر معادلات میدانی جنگ، یک «کلانرویداد تمدنی» بود؛ رویدادی که همزمان در چندین ساحت اثر گذاشت و لایههای مختلفی از معنا و کارکرد را با خود حمل میکرد.
در ساحت نظامی، والفجر ۸ نمایش جسارت، ابتکار و توان طراحی نیروهای ایرانی بود؛ اوج هوشیاری، عبور از اروندرود و تسخیر فاو، آن هم در شرایطی که بسیاری از تحلیلگران چنین کاری را ناممکن میدانستند. اما اهمیت واقعی والفجر۸ تنها در این پیروزی خلاصه نمیشود. این عملیات در ساحت فرهنگی، بازتعریفی از «میتوانیم» را به جامعه ایرانی تزریق کرد. تصویری تازه از انسان ایرانی که با تکیه بر ایمان، خلاقیت و خودباوری، میتواند ناممکنها را ممکن کند.
از منظر اجتماعی، والفجر ۸ نقش مهمی در ارتقای روحیه عمومی داشت. در دورهای که جنگ فرسایشی شده بود و دشمن تلاش میکرد «امید» را هدف بگیرد، این عملیات همچون شوکی مثبت عمل کرد؛ امید آفرید، اعتماد به نفس جمعی را بالا برد و «غرور ملی» را احیا کرد. جامعه احساس کرد که مسیر مقاومت، مسیر بنبست نیست؛ طریقِ گشایش است.
در ساحت سیاسی نیز، والفجر ۸ پیام روشنی برای جهان داشت: جمهوری اسلامی ایران بازیگری منفعل نیست، بلکه قدرتی است که میتواند معادلات را بر هم بزند. این پیام، جایگاه ایران را در محاسبات منطقهای و بینالمللی دستخوش تغییر کرد و هزینههای دشمن را افزایش داد.
اما اگر بخواهیم لایهای عمیقتر از این کلانرویداد را بخوانیم، به مسئلهای بنیادین میرسیم: «حفاظت اطلاعات». والفجر۸ شاهکار پنهانکاری، فریب دشمن، مدیریت محرمانگی و صیانت هوشمندانه از دادهها بود. عملیاتی با این سطح از پیچیدگی، بدون شبکهای دقیق و کارآمد از حفاظت اطلاعات، اساساً امکان تحقق نداشت.
حفاظت اطلاعات در والفجر ۸ صرفاً یک اقدام متمایز؛ ستون فقرات عملیات بود. سکوت خبری، کنترل نشتی اطلاعات، شناسایی عناصر نفوذی، مدیریت ارتباطات و طراحی عملیات فریب، مجموعهای از اقدامات هماهنگ را شکل داد که نتیجهاش غافلگیری کامل دشمن شد. اینجا حفاظت اطلاعات از یک «وظیفه اداری» به یک «هنر راهبردی» تبدیل شد.
از همین روست که ۲۰ بهمن، سالروز این عملیات بزرگ، به نام «روز حفاظت اطلاعات» نامگذاری شده است. این نامگذاری صرفاً یک ثبت تقویمی نیست؛ بلکه تلاشی برای هویتبخشی به یک مفهوم حیاتی است. هویتی که یادآور میشود حفاظت اطلاعات، مسئلهای صرفاً سازمانی یا امنیتی نیست، بلکه یک فرهنگ و یک مسئولیت عمومی است.
وقتی این هویت به رفتار تبدیل شود، نگاه جامعه به اطلاعات تغییر میکند. اطلاعات دیگر یک دارایی شخصی یا اداری نیست؛ بلکه «امانت ملی» است. امانتی که بیمبالاتی در حفظ آن میتواند امنیت، منافع و حتی جان انسانها را به خطر بیندازد.
والفجر۸ به ما آموخت که پیروزی، فقط حاصل قدرت آتش نیست؛ حاصل عقلانیت پنهان، تدبیر خاموش و صیانت هوشمندانه از سرمایههای اطلاعاتی است. امروز نیز در میانه جنگهای پیچیده شناختی، رسانهای و سایبری، همان منطق بر جای خود باقی است. حفاظت اطلاعات همچنان خط مقدم است؛ هرچند شکل میدان تغییر کرده باشد.
بازخوانی والفجر۸ به مثابه یک کلانرویداد، یعنی دیدن پیوند عمیق میان ایمان، عقلانیت، فرهنگ و امنیت؛ و شاید مهمترین درس آن این باشد که ملتی که از اطلاعات خود همچون امانت پاسداری میکند، از آینده خود نیز پاسداری کرده است.
انتهای پیام/
∎