در هیاهوی ناآرامیها، آنگاه که خیابانها میان خشم، فریب و التهاب دستبهدست میشود، نخستین کسانی که بیصدا وارد میدان میشوند، مردانی هستند که نامشان کمتر دیده میشود؛ مدافعان امنیت. همانهایی که نه برای نمایش آمدهاند، نه برای شهرت؛ آمدهاند تا شهر فرو نریزد، تا خانوادهها شب را با آرامش به صبح برسانند.
جنگ امروز، جنگ گلوله و خاکریز نیست. جنگ تصویر و روایت است. جنگ شبکهها، عملیات روانی و تحریک احساسات. دشمن دیگر فقط آنسوی مرزها نیست؛ گاه در میان جمعیت پنهان میشود، گاهی پشت دوربینها کمین میکند و گاه از مردم، سپر انسانی میسازد. در چنین میدانی، تشخیص دوست از دشمن، حق از باطل و اعتراض از آشوب کاری دشوارتر از هر نبرد کلاسیک است. مدافع امنیت در این میدان پیچیده باید همزمان صبور باشد، مقتدر بماند، خشم خود را مهار کند و جانش را به خطر بیندازد. او باید تیر نخورد، اما تیر هم نیندازد؛ آسیب نبیند، اما آسیب هم نزند. مأموریتی که گاه ناممکن به نظر میرسد.
فیلمهای منتشر شده، تنها گوشهای از این واقعیت تلخ را نشان میدهند؛ واقعیتی که در آن مأمور، میان انبوه جمعیت، میان فریادها و سنگها، تنهاست. بدون سپر رسانهای، بدون حمایت روانی و بدون تریبون دفاع مثل شهادت مدافع امنیت علیاصغر حسنزاده.
شهادت مدافعان امنیت، زخمی خاموش بر پیکر جامعه است. زخمی که کمتر دربارهاش سخن گفته میشود. هنوز آمار روشنی از شهدا و مجروحان اعلام نشده، اما تشییعهای پیاپی، روایت دیگری دارند؛ روایت جانهایی که رفتند، بیآنکه دیده شوند. این سکوت، درد را دوچندان میکند. خانوادههایی که فرزندشان را در راه امنیت از دست دادهاند، حق دارند شنیده شوند. جامعه حق دارد بداند امنیت با چه بهایی حفظ میشود. در عین حال، دفاع از مدافعان امنیت به معنای چشم بستن بر کاستیها نیست. پرسش درباره ضعفهای مدیریتی، آموزش، تجهیزات و حمایتهای روانی، نه تضعیف که تقویت بدنه انتظامی است. جان مأمور، سرمایه ملی است. نباید در میدان بیپناه رها شود.
اگر غفلتی بوده باید اصلاح شود. اگر کمبودی هست، باید جبران شود، اما این اصلاح، نباید بهانهای برای تخریب کسانی شود که هر شب با جانشان معامله میکنند. مدافع امنیت، فرزند همین مردم است. از همین کوچهها برخاسته، در همین خانهها بزرگ شده و امروز میان آتش ایستاده تا دیگران نسوزند. او نه دشمن مردم است، نه مقابل جامعه ایستاده؛ او دیوار نازکی است میان آرامش و آشوب. بیایید پیش از آنکه دیر شود، قدر این دیوار را بدانیم. پیش از آنکه نامها فقط به قاب عکس روی دیوار تبدیل شوند.
امنیت، رایگان به دست نمیآید و مدافعان امنیت، شایسته چیزی بیش از سکوتند؛ شایسته احترام، حمایت و روایت منصفانه.
حسین فصیحی
روایت مظلومیت مدافعان امنیت
در هیاهوی ناآرامیها، آنگاه که خیابانها میان خشم، فریب و التهاب دستبهدست میشود، نخستین کسانی که بیصدا وارد میدان میشوند، مردانی هستند که نامشان کمتر دیده میشود؛ مدافعان امنیت. همانهایی که نه برای نمایش آمدهاند، نه برای شهرت؛ آمدهاند تا شهر فرو نریزد، تا خانوادهها شب را با آرامش به صبح برسانند.
صاحبخبر -
∎