شناسهٔ خبر: 77067754 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: تسنیم | لینک خبر

پیش‌بینی‌ از انتخاب بهترین فیلمنامه‌های فجر 44

گمانه‌زنی درباره بهترین‌های چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر، به یکی از موضوعات داغ رسانه‌ها تبدیل شده است.

صاحب‌خبر -

گروه فرهنگی خبرگزاری تسنیم: چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر به روزهای پایانی نزدیک می‌شود و گمانه‌زنی درباره بهترین‌ها در هر بخش، به یکی از موضوعات داغ رسانه‌های حاضر در جشنواره تبدیل شده است.

در این میان، موضوع فیلمنامه مانند همیشه، یکی از داغ‌ترین موضوعات است؛ همان حوزه‌ای که انگشت اتهام اصلی به دلیل ضعف برخی اثار در سینمای ایران، به سمت آن نشانه رفته است. در این دوره از جشنواره فجر و در میان 33 اثر به نمایش گذاشته شده نیز، این قاعده پا برجاست و فیلمنامه به یکی از محورهای اصلی بحث میان منتقدان و اصحاب رسانه تبدیل شده است. البته هرچند سینمای ایران همچنان از ضعف فیلمنامه‌های قوام‌یافته رنج می‌برد و این ضعف در بسیاری از آثار به‌وضوح قابل‌ردیابی است، اما در میان فیلم‌های نمایش‌داده‌شده در جشنواره و همچنین آثاری که پیش‌تر در اکران‌های خصوصی دیده شده بودند، چند فیلمنامه بیش از بقیه در کانون توجه منتقدان و رسانه‌ها قرار گرفته است و به نظر می‌رسد داوران نیز نتوانند به سادگی از کنار آن‌ها بگذرند.

«کوچ» با فیلمنامه محمد اسفندیاری و مهدی مطهر، در دسته آثاری قرار می‌گیرد که به‌جای اغراق و قهرمان‌سازی، مسیر روایت ساده و خوش‌ریتم را انتخاب کرده‌اند. این فیلمنامه تلاش دارد بیوگرافی یکی از چهره‌های مهم تاریخ معاصر را در مقیاسی انسانی و قابل لمس روایت کند؛ انتخابی که اگرچه ریسک افتادن به دام گزارش‌گری را دارد، اما در عین حال می‌تواند نقطه تمایز آن نسبت به نمونه‌های مشابه باشد.

در فیلم‌های مرتبط با دفاع مقدس 12 روزه، «کافه سلطان» نوشته عطیه ارندی و «نیم‌شب» با فیلمنامه مشترک مهدی یزدانی‌خرم و اعظم به‌روز، دو رویکرد متفاوت را نمایندگی می‌کنند. «کافه سلطان» سعی دارد از دل یک فضای محدود و روابط انسانی، به بازتاب بحران برسد و از شعار فاصله بگیرد؛ در حالی که «نیم‌شب» با تکیه بر بازخوانی همبستگی ملی، تلاش می‌کند روایت خود را به یک تجربه جمعی گره بزند. هر دو متن، اگرچه خالی از ضعف‌های ساختاری نیستند، اما نسبت به بسیاری از آثار مشابه، آگاهانه‌تر نوشته شده‌اند.

در سینمای اجتماعی، نام کاظم دانشی با دو فیلمنامه «زنده‌شور» و «اردوبهشت» در میان اصحاب رسانه مطرح است؛ نویسنده‌ای که علاوه بر نگارش این دو فیلمنامه، کارگردانی یکی از آن‌ها را نیز برعهده دارد. نقطه قوت این آثار، تمرکز بر تنش‌های موقعیتی و تلاش برای پرهیز از تیپ‌سازی‌های ساده‌انگارانه است.

 

 

در مسیری متفاوت، علیرضا معتمدی با «دختر پری‌خانوم» بار دیگر سراغ فضایی فانتزی و شخصی رفته است؛ مسیری که بیش از آن‌که به قصه‌گویی کلاسیک متکی باشد، بر حال‌وهوا و جهان ذهنی بنا شده و طبیعتاً واکنش‌های دوگانه‌تری را برمی‌انگیزد. «حال خوب زن» نوشته سیدمهدی موسوی‌برزکی نیز از جمله آثاری است که به‌واسطه نگاه متفاوتش به روابط و تجربه زنانه، مورد توجه قرار گرفته است.

در میان آثار با چشم‌انداز بین‌المللی، فیلمنامه بابک خواجه‌پاشا برای «سرزمین فرشته‌ها» به‌عنوان متنی مطرح شد که در صورت پخش و معرفی مناسب، می‌تواند فراتر از بازار داخلی دیده شود. و در نهایت، «اسکورت» با فیلمنامه یوسف حاتمی‌کیا، به‌عنوان یک تلاش جدی در ژانر اکشن، نشان داد روایت قصه برای مخاطب به اندازه کارگردانی مناسب صحنه‌های اکشن، اهمیت دارد و می‌تواند تعلیق ایجاد کند.

فیلمنامه پیمان قاسمخانی برای «قایق‌سواری در تهران» بیش از هر چیز به پشتوانه تجربه نویسنده و البته کارگردانی چهره‌ای مانند رسول صدرعاملی دیده شد؛ تجربه‌ای که سال‌ها در کمدیِ موقعیت و دیالوگ‌محور شکل گرفته و این‌بار هم تلاش کرده بدون اتکا به شوخی‌های مصرفی، حال‌وهوایی روان و سرراست بری مخاطب ایجاد کند.

انتهای پیام/