شناسهٔ خبر: 77067078 - سرویس ورزشی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه فرهیختگان | لینک خبر

مایکل کریک و احیای ناگهانی منچستر یونایتد

انقلاب یک سرمربی موقت

سرمربی جدید منچستریونایتد در مدت کوتاه حضورش، نه‌تنها تیم را احیا کرده، بلکه بحث جدی دربارهٔ آیندهٔ او را نیز به‌وجود آورده است. هرچند خودش تأکید می‌کند که «نباید تصمیمات احساسی گرفت»، اما واقعیت این است که عملکرد او، یونایتد را در مسیر یک انقلاب آرام قرار داده است.

صاحب‌خبر -
هومن جعفریهومن جعفریخبرنگار

مایکل کریک در ژانویهٔ ۲۰۲۶، درست پس از برکناری روبن آموریم، در یکی از بحرانی‌ترین مقاطع سال‌های اخیر هدایت موقت منچستر یونایتد را برعهده گرفت. تیم در آن زمان از جام حذفی کنار رفته بود، در لیگ برتر دچار افت شدید شده بود و فضای باشگاه به‌وضوح سنگین و ناامیدکننده بود. یونایتد نه ریتم داشت، نه هویت، نه اعتمادبه‌نفس. در چنین شرایطی، انتخاب یک مربی موقت معمولاً اقدامی برای جلوگیری از سقوط بیشتر است، اما ورود کریک به‌سرعت نشان داد که این انتخاب می‌تواند معنایی فراتر داشته باشد.

ورود در میانهٔ آشفتگی

کریک در حالی روی نیمکت نشست که یونایتد در هفته‌های پایانی دوران آموریم، هم از نظر ذهنی و هم از نظر تاکتیکی فروپاشیده بود. تیم در انتقال‌ها کند بود، پرس هماهنگی نداشت و فاصلهٔ خطوط به‌قدری زیاد شده بود که هر حملهٔ حریف می‌توانست خطرساز باشد. رسانه‌ها از «بی‌هویتی کامل» صحبت می‌کردند و هواداران امید چندانی به تغییر سریع نداشتند. اما کریک با همان آرامش همیشگی‌اش وارد شد؛ آرامشی که سال‌ها در مرکز زمین یونایتد دیده می‌شد و حالا قرار بود به نیمکت منتقل شود.

شروعی فراتر از انتظار

نتایج اولیهٔ کریک حیرت‌انگیز بود. او در چهار بازی نخست خود، هر چهار مسابقه را با پیروزی پشت سر گذاشت؛ بردهایی که نه‌تنها یونایتد را دوباره وارد کورس سهمیه کرد، بلکه فضای باشگاه را از ناامیدی به امید تبدیل کرد. پیروزی مقابل منچستر سیتی، آرسنال، فولام و تاتنهام، آن هم در فاصله‌ای کوتاه، نشان داد که تغییرات او صرفاً روانی یا مقطعی نیست. برد ۲ بر صفر مقابل تاتنهام، چهارمین پیروزی پیاپی، نقطه‌ای بود که رسانه‌ها از آن به‌عنوان «چرخش واقعی جریان» یاد کردند. یونایتد در این بازی‌ها نه فقط نتیجه گرفت، بلکه کیفیتی ارائه داد که مدت‌ها دیده نشده بود.

بازسازی ساختار تیم

کریک در مدت کوتاه حضورش، ساختار تیم را به‌طرزی چشمگیر اصلاح کرد. او فاصلهٔ خطوط را کاهش داد و انسجام دفاعی را بازگرداند. مالکیت توپ هدفمندتر شد و انتقال‌ها سرعت بیشتری پیدا کرد. پرس تیمی هماهنگ‌تر شد و بازیکنان در فضاهای میانی با نظم بیشتری حرکت کردند. یکی از مهم‌ترین تصمیمات او، استفادهٔ هوشمندانه از کوبی ماینو در مرکز میدان بود؛ بازیکنی که با انرژی، دقت و شجاعتش، ریتم تازه‌ای به بازی یونایتد بخشید. تحلیلگران انگلیسی از ماینو به‌عنوان «کلید احیای جریان بازی» یاد کردند و این انتخاب، یکی از نشانه‌های نگاه دقیق و تحلیلی کریک بود.

رهبری آرام اما مؤثر

کریک از دوران بازی‌اش به‌عنوان «مغز آرام» شناخته می‌شد؛ کسی که بدون فریاد، جریان بازی را کنترل می‌کرد. همین ویژگی حالا در مربیگری‌اش نیز دیده می‌شود. او در رختکن تنش ایجاد نمی‌کند، بلکه ثبات می‌آورد. بازیکنان به او اعتماد دارند، چون او را می‌شناسند؛ کسی که سال‌ها در همین باشگاه بازی کرده، قهرمانی آورده و فرهنگ یونایتد را زندگی کرده است. برونو فرناندز پس از یکی از پیروزی‌ها گفت که «سال‌ها پیش می‌دانست کریک مربی بزرگی خواهد شد»؛ جمله‌ای که نشان‌دهندهٔ جایگاه او در تیم است.

تغییر ذهنیت تیم

یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای کریک، بازگرداندن اعتمادبه‌نفس به تیم است. یونایتد پیش از او تیمی بود که با هر گل خورده فرو می‌ریخت، اما حالا واکنش نشان می‌دهد، بازی را کنترل می‌کند و در لحظات سخت آرامش دارد. این تغییر ذهنی، به‌گفتهٔ تحلیلگران، «بزرگ‌ترین دلیل نتایج درخشان اخیر» است. بازیکنان دوباره باور کرده‌اند که می‌توانند بازی را در دست بگیرند و این باور، در عملکردشان کاملاً مشهود است.

فراتر از نتایج کوتاه‌مدت

بردهای پیاپی، یونایتد را دوباره در جمع مدعیان سهمیه قرار داده و فاصلهٔ تیم با ردهٔ سوم را به سه امتیاز رسانده است. با توجه به سهمیه‌های لیگ برتر برای لیگ قهرمانان، این نتایج می‌تواند سرنوشت فصل را تغییر دهد. اما مهم‌تر از جدول، کیفیت بازی و هویت تازهٔ تیم است؛ هویتی که مدت‌ها گم شده بود. کریک در مدت کوتاه حضورش، نه‌تنها تیم را احیا کرده، بلکه بحث جدی دربارهٔ آیندهٔ او را نیز به‌وجود آورده است. هرچند خودش تأکید می‌کند که «نباید تصمیمات احساسی گرفت»، اما واقعیت این است که عملکرد او، یونایتد را در مسیر یک انقلاب آرام قرار داده است.