شناسهٔ خبر: 77066239 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: مردم‌سالاری‌آنلاین | لینک خبر

«مردم سالاری» از مذاکره خوب تا بی‌اعتمادی در نشست مسقط را بررسی می‌کند

تهران و واشنگتن در تدارک نقشه راه - مردم سالاری آنلاين

دور تازه مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در مسقط در شرایطی برگزار شد که سایه بی اعتماد بر این گفت و گوی خوب سنگینی می‌کرد. آیا تهران و واشنگتن می‌توانند به امکان دیپلماسی خواهند رسید یا وارد جنگ می‌شوند؟

صاحب‌خبر - گروه بین‌الملل- علی ودایع: دور تازه مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در مسقط در شرایطی برگزار شد که سایه بی اعتماد بر این گفت و گوی خوب سنگینی می‌کرد. آیا تهران و واشنگتن می‌توانند به امکان دیپلماسی خواهند رسید یا وارد جنگ می‌شوند؟
به گزارش مردم سالاری آنلاین ،نشست 8 ساعته ایران و آمریکا در مسقط همچنان در کانون توجه است. گفته شده که «سید عباس عراقچی» وزیرامورخارجه ایران با «استیو ویتکاف» و «جارد کوشنر» فرستادگان «دونالد ترامپ» رئیس جمهوری امریکا برخوردی دیپلماتیک داشته اند اما در مجموع مذاکرات غیرمستقیم بوده است. این مذاکرات در فضایی آغاز شد که سایه جنگ ۱۲ روزه هنوز از معادلات دوجانبه، منطقه و بین‌المللی کنار نرفته و بی‌اعتمادی متراکم‌شده، هرگونه بازگشت به دیپلماسی را به مسیری پرابهام و شاید هم پرریسک بدل کرده است.
 هشدار درباره محاسبه اشتباه
عراقچی که از مسقط راهی دوحه شده است ؛ به عنوان مهمان ویژه در پنل افتتاحیه مجمع الجزیره ۲۰۲۶ سخنرانی کرد.وزیر امور خارجه در «مجمع الجزیره» گفت: هیچ‌کس دچار محاسبه اشتباه نشود: هیچ منطقه‌ای با اجازه دادن به یک بازیگر برای عمل فراتر از قانون، باثبات نخواهد ماند. دکترین مصونیت صلح به ارمغان نمی‌آورد؛ بلکه منجر به درگیری گسترده‌تر می‌شود. مسیر ثبات روشن است: عدالت برای فلسطین، پاسخگویی در برابر جنایات، پایان اشغال و آپارتاید، و نظمی منطقه‌ای مبتنی بر حاکمیت، برابری و همکاری.
عراقچی گفت: شاید خطرناک‌ترین پروژه علیه امنیت خاورمیانه توسعه‌طلبانه اسرائیل است. اسرائیل دنبال این است که کشورهای همسایه تضعیف شوند؛ از نظر نظامی، فناورانه، اقتصادی و اجتماعی، تا رژیم اسرائیل به‌طور دائمی دست بالا را داشته باشد. در چارچوب این پروژه، اسرائیل آزاد است زرادخانه نظامی خود را بدون هیچ محدودیتی گسترش دهد، از جمله سلاح‌های کشتار جمعی که خارج از هرگونه نظام بازرسی قرار دارند.در عین حال، از دیگر کشورها خواسته می‌شود خلع سلاح شوند. بر برخی فشار وارد می‌شود توان دفاعی خود را کاهش دهند. برخی به‌خاطر پیشرفت علمی مجازات می‌شوند. برخی به‌دلیل ایجاد تاب‌آوری تحریم می‌شوند.
 مذاکرات عمان و زخم بی‌اعتمادی برجا مانده از جنگ
مسقط پیش‌تر نیز یکی از ایستگاه‌های اصلی گفت‌وگوهای غیرمستقیم ایران و آمریکا بوده است؛ گفت‌وگوهایی که در مقاطع مختلف، با میانجیگری فعال عمان، تلاش داشت کانال ارتباطی حداقلی میان دو طرف را حفظ کند. مسیری که هدف آن مدیریت اختلافات، مهار تنش و آزمودن امکان بازگشت تدریجی به چارچوب دیپلماسی بود، هرچند این تلاش‌ها هیچ‌گاه به یک روند پایدار منتهی نشد.
بی‌اعتمادی عمیقی که وزیر امور خارجه ایران از آن سخن می‌گوید، ریشه در همین تجربه‌های نیمه‌تمام دارد؛ بی‌اعتمادی‌ای که اوج آن در جریان جنگ ۱۲ روزه در خردادماه (ژوئن سال گذشته) شکل گرفت. این جنگ در حالی آغاز شد که تهران خود را برای ورود به دور جدیدی از مذاکرات آماده می‌کرد؛ روندی که می‌توانست بار دیگر مسیر گفت‌وگو را فعال کند، اما با اقدام نظامی اسرائیل علیه ایران، آن هم به اذعان مقام‌های آمریکایی با چراغ سبز واشنگتن، به‌طور ناگهانی متوقف شد.
پس از آغاز این تجاوز، ایالات متحده نیز به‌طور مستقیم به آن پیوست و تأسیسات هسته‌ای ایران را که تحت نظارت بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قرار داشت، هدف حملات نظامی قرار داد. از نگاه تهران، این تحولات نه‌تنها ضربه‌ای جدی به اعتماد متقابل وارد کرد، بلکه این پیام را مخابره کرد که حتی در آستانه گفت‌وگو نیز امکان توسل به گزینه نظامی از سوی طرف مقابل منتفی نیست. در چنین زمینه‌ای، مذاکرات مسقط بیش از آنکه ادامه‌ای طبیعی بر مسیر پیشین باشد، تلاشی برای ترمیم شکافی عمیق است که در میانه آماده‌سازی برای دیپلماسی، با جنگ و بمباران گشوده شد.
به نوشته المیادین شاید عجیب به نظر برسد که بگوییم جنگی که بر ایران تحمیل شد به نقطه قوتی برای آن تبدیل شده است، به گونه ای که توانسته است از آن برای تحمیل شروط خود بر مذاکرات امروز استفاده کند. با این حال، پس از ژوئن ۲۰۲۵، تهران متوجه شد که قابلیت‌های هسته‌ای، سیاسی و نظامی‌اش، در کنار حمایت منطقه‌ای و استراتژیکی که از آن برخوردار است، به آن حاشیه امن گسترده‌ای می‌دهد که به آن اجازه می‌دهد دامنه گفت‌وگوهای پشت میز خود را تعیین کند و هرگونه تلاشی برای پیوند دادن پرونده هسته‌ای خود به سایر مسائل، مانند موشک‌های بالستیک یا سیاست‌های منطقه‌ای، به ویژه در رابطه با حمایت از جنبش‌های مقاومت را رد کند و آنها را امور داخلی و حاکمیتی بداند که هیچ قدرت خارجی نبابد در آن دخالت کند.
بنابراین، جنگ ۱۲ روزه موازنه قدرت بین دو طرف را تغییر داد. در اینجا، ما به قدرت نظامی اشاره نمی‌کنیم، بلکه به قدرت تحمیل شروط و تأثیرگذاری بر موازنه قدرت اشاره می‌کنیم، که منجر به نقطه‌ای می‌شود که ایران از باز کردن پرونده‌های حاکمیتی خود به کاخ سفید خودداری می‌کند و فقط در مورد آنچه را که می‌خواهد، مذاکره کند و این امر عملاً پرونده هسته‌ای را به محور مذاکرات امروز تبدیل کرد. آمریکا اکنون در حال مذاکره با ایران بر سر چیزی است که قبلاً ادعا می‌کرد آن را نابود و حذف کرده است.
امروز، آمریکا در حال مذاکره با نظامی است که به همراه تل آویو قصد داشت آن را سرنگون کند. واشنگتن درمورد موضوعی مذاکره می‌کند که قبلاً با حملات موشکی در ماه ژوئن موجودیت خود را تهدید می‌کرد.
 واکنش هیستریک اسرائیل
اگرچه بی اعتمادی بر مذاکره خوب مسقط سایه انداخته است اما مدل رفتاری اسرائیل هم قابل توجه بوده است. شبکه کان در گزارش خود مدعی شد: مذاکرات در فضایی محتاطانه و حساس برگزار شد و پیشرفت ملموسی نداشت هرچند که دو طرف با ادامه روند مذاکرات توافق کردند.
با این حال اعتراف کرد که مذاکرات به طور کامل بر پرونده هسته‌ای و مشخصا سطح غنی‌سازی اورانیوم و مکانیزم نظارت متمرکز بود.طبق گفته‌های این شبکه، تل آویو این دیدارها را با احتیاط دنبال کرده و معتقد است که واشنگتن برای یک تفاهم مرحله‌ای تلاش می‌کند که هدف آن تنها کاهش تنش است. این شبکه اعلام کرد روزهای آینده مشخص خواهد شد که نشست مسقط در چارچوب اداره بحران باقی خواهد ماند یا مقدمه‌ای برای روند مذاکرات گسترده‌تر و پایدارتر خواهد بود.
«رون بن یشای» تحلیلگر امور نظامی در روزنامه یدیعوت آحارونوت نوشت: مذاکرات آزمونی برای حد و مرز اختیارات داده شده به هیئت ایرانی بود. نقش هیئت ایرانی محدود به مطرح کردن ایده‌هایی مثل کاهش ذخیره اورانیوم غنی شده یا انتقال آن به خارج از کشور همراه با پافشاری تهران بر باقی ماندن غنی‌سازی در داخل ایران بود.
کانال ۱۲ تلویزیون رژیم صهیونیستی نیز اعلام کرد ایران با خطوط قرمز واضحی وارد این مذاکرات شد که در راس آن محدود کردن مذاکرات به پرونده هسته‌ای و مخالفت با درج پرونده موشک‌ها و نفوذ منطقه‌ای بود.
بر اساس این گزارش ایران پیام‌های بازدارندگی را همزمان با مذاکرات، ارسال و هشدار داد که هرگونه تلاشی برای گسترش دستور کار احتمالا منجر به عقب‌نشینی فوری آن می‌شود. این تلاشی برای تقویت جایگاه خود در مذاکرات بدون ارائه امتیازهای اساسی بود. روزنامه جروزالم پست نوشت: اسرائیل خطوط قرمزی را به «استیو ویتکاف» فرستاده آمریکا طی نشست وی با «بنیامین نتانیاهو» نخست وزیر اسرائیل منتقل کرد. تل آویو اصرار دارد که هرگونه توافقی باید فراتر از پرونده هسته‌ای باشد و شامل توقف کامل غنی‌سازی اورانیوم، از بین بردن ذخیره اورانیوم کنونی، از بین بردن برنامه موشک‌های بالستیک و پایان دادن به حمایت از همپیمانان منطقه‌ای باشد.
روزنامه‌هاآرتص از تضاد مشخصی در اهداف بین نتانیاهو و ترامپ صحبت کرد. این روزنامه نوشت در حالی که نتانیاهو به دنبال سرنگونی نظام ایران به عنوان بخشی از برنامه انتخاباتی آتی خود است به نظر می‌رسد که ترامپ به دنبال رسیدن به یک توافق جدید است. این روزنامه هشدار داد تل آویو نگران این است که ترامپ تمایل خود را به اجرای توافق در آینده از دست بدهد یا لغو تحریم‌ها منجر به دادن مشروعیت بیشتر به نظام کنونی شود.
 دیپلماسی میان بازدارندگی
و تصمیم کاخ سفید

وزیر امور خارجه ایران در گفت‌وگو با الجزیره می‌گوید:«مذاکرات با واشنگتن شروع خوبی بود، اما برای ایجاد اعتماد بین ما راه درازی در پیش است.»
وزیر خارجه ایران افزود: «غنی‌سازی حق مسلم ماست و باید ادامه یابد؛ حتی با بمباران هم نتوانستند توانمندی‌های ما را نابود کنند. آماده‌ایم به توافقی اطمینان‌بخش درباره غنی‌سازی برسیم. سطح غنی‌سازی به نیازهای ما بستگی دارد و اورانیوم غنی‌شده از ایران خارج نخواهد شد.»
وزیر خارجه ایران با بیان اینکه «اگر واشنگتن به ما حمله کند، نمی‌توانیم به خاک آمریکا حمله کنیم، اما به پایگاه‌های آن در منطقه حمله خواهیم کرد»، افزود: ما به کشورهای همسایه حمله نمی‌کنیم، بلکه به پایگاه‌های آمریکایی در داخل آنها حمله می‌کنیم. تفاوت قابل توجهی بین این دو وجود دارد.
عراقچی همچنین گفت: «در مسقط اعلام کردم که آماده‌ام هر مدت زمانی که لازم باشد در آنجا بمانم تا به توافقی واقعی و سریع دست یابیم.» وی در نهایت خبر داد که تغییر محل مذاکرات با واشنگتن در دور دوم محتمل است.
مذاکرات مسقط را می‌توان فراتر از یک گفت‌وگوی فنی یا سیاسی مقطعی، به‌مثابه آزمونی جدی برای کاخ سفید ارزیابی کرد؛ آزمونی که نشان خواهد داد آیا دولت آمریکا توان و اراده پیشبرد دیپلماسی را در برابر فشار جریان‌های جنگ‌طلب دارد یا خیر. در این چارچوب، دونالد ترامپ با اتکا به پایگاه سیاسی و حامیان خود، در موقعیتی قرار گرفته است که باید میان تداوم مسیر گفت‌وگو یا تسلیم شدن در برابر تندروهای مخالف هرگونه توافق با ایران، دست به انتخاب بزند. در سوی دیگر، ایران در حالی وارد این مسیر شده است که هم‌زمان بر اصل بازدارندگی و آمادگی کامل برای دفاع در برابر هرگونه تجاوز نظامی تأکید دارد. با این حال، مواضع رسمی تهران نشان می‌دهد ترجیح نخست، همچنان بهره‌گیری از راهکارهای کم‌هزینه‌تر و پایدارتر، از جمله دیپلماسی، برای تأمین منافع ملی و حقوق مردم ایران است؛ مسیری که تنها در صورت احترام متقابل و پرهیز از تهدید و فشار می‌تواند به نتیجه برسد.
بر این اساس، آینده گفت‌وگوها به چگونگی مدیریت این دوگانه در واشنگتن و پرهیز از ایجاد موانع جدید در مسیر مذاکرات گره خورده است. در صورتی که فشارهای بیرونی و کارشکنی‌های سیاسی مانع تداوم روند نشود، انتظار می‌رود دور بعدی مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در روزهای آینده و بار دیگر با میانجیگری عمان برگزار شود؛ مذاکراتی که می‌تواند سرنوشت دیپلماسی در یکی از پیچیده‌ترین پرونده‌های سیاست خارجی را رقم بزند.