به گزارش خبرنگار گروه حماسه و جهاد دفاعپرس، «یحیی نیازی» مجری تاریخ شفاهی مرحوم سردار «علیاصغر زارعی» است. که در خاطرات خود درباره نقش جنگال و این مرحوم چنین مینویسد: «ارتباطات مخابراتی و الکترونیکی بهمنزله سلسله اعصاب سیستم فرماندهی و کنترل جنگ نقش بسیار تعیین کنندهای بر صحنه نبرد دارد، درعینحال میتواند مسیری برای نشت و هدر رفت اطلاعات بوده و فعل و انفعالات صحنههای نبرد را خواسته یا ناخواسته در اختیار دشمن قرار دهد.

بر این اساس «جنگ الکترونیک» در ارتشهای دنیا شکل گرفت تا از این ظرفیت ارتباطی استفاده نموده و علاوه بر کسب اطلاعات از ارتباطات دشمن در صورت لزوم عملیات اختلال، جهتیابی و قطع ارتباط را نیز انجام داده و در مقابل با انجام جنگ ضد الکترونیک مانع دسترسی طرف مقابل به اطلاعات خودی شود. به همین دلیل امروزه موضوع جنگ الکترونیک از عناصر تأثیرگذار و کلیدی نبردهای جهانی و منطقهای بهحساب میآید.»
در واقع در دوران دفاع مقدس درحالیکه جمهوری اسلامی ایران با تنگناهای بیشماری در حوزههای مختلف روبهرو بود و دشمنان این مرزوبوم راه هرگونه استفاده از فنآوریهای نوین را بر ایران بسته بودند، ابتکارات و خلاقیتها توانست عملکردی را بجای بگذارد که دنیا را به حیرت وا دارد. یگان جنگ الکترونیک سپاه که اختصاراً «جنگال» نامیده میشود، ازجمله ابتکاراتی است که علاوه بر تأثیر تعین کننده در زمان جنگ، اکنون نیز یک تجربه قابلاتکا برای برونرفت از مشکلات موجود بهویژه در حوزههای فنآوری و ارتباطات میباشد.
زمانی که صدام از سوی شرق و غرب و به سرکردگی آمریکا، حمایت میشد و ۱۴ گردان جنگ الکترونیک از بهترین تجهیزات مورداستفاده ناتو (ساخت کشور انگلستان) را در اختیار او قرار داده شد، نیروهای ایران در حوزه فنآوریهای نوین با دستخالی و در میان شدیدترین تحریمهای تسلیحاتی و محاصره اقتصادی توانستند به یک اقدام ماندگار و مؤثر دستزده و بر تکنولوژی پیش رفته دشمن فائق آیند.
ایده تأسیس یگان جنگال سپاه زمانی به وجود آمد که دستاندرکاران این حوزه متوجه شدند باید کار را از یک شنود ساده به سطح بالاتری از دانش فنی ارتقاء دهند و یگان عملیاتی «جنگ الکترونیک» را با همه مشخصههایش راهاندازی کنند. تجهیزات موردنیاز نیز عموماً از وسایل به غنیمت گرفته شده از دشمن تأمینشده بود؛ یعنی جنگال سپاه توانست با استفاده از تجهیزات غربی در اختیار صدام، سیگنالهای مورد نیاز را شناسایی کرده و به فراخور شرایط صحنه نبرد از محتوای مکالمات آنها استفاده نموده و یا در صورت لزوم ارتباطات او را قطع یا مختل نماید.
اقدامی که در یک تلاش مجاهدانه با کشف الگوریتم رمز دستگاههای مدرن و پیشرفته شرکت راکال انگلستان به ثمر رسید و نهایتاً بیآنکه دشمن متوجه شود، رمز دستگاههای پیشرفتهاش بهوسیله فرزندان امام امت شکسته و رحمت واسعه خداوند نصیب رزمندگان اسلام شد. بهنحویکه پسازاین اقدام، همواره ارتباطات دشمن در دسترس نیروهای خودی بوده و هرگونه فعلوانفعالات آنها رصد اطلاعاتی شده است.
کتاب «رمز جنگ» به عنوان تاریخ شفاهی مرحوم سردار زارعی به عنوان یک سند تاریخی این حوزه محسوب میشود. سردار دکتر علیاصغر زارعی، مسئول جنگال سپاه در دوران جنگ تحمیلی پس از یک عمر تلاش و مجاهدت، سرانجام در آذرماه ۹۹ دعوت حق را لبیک گفت و به برادر شهیدش، حسن زارعی پیوست.
در ادامه از کتاب «تاریخ شفاهی دفاع مقدس: روایت علی اسحاقی» نوشته یدالله ایزدی که به تاریخ جنگ الکترونیک دفاع مقدس میپردازد در رابطه با نقش این واحد د رعملیات والفجر هشت در آسنتانه سالگرد اجری آن میپردازیم.

عملیات والفجر ۸ و جنگ الکترونیک
یکی از مهمترین بروزهای واحد جنگ الکترونیک سپاه در عملیات والفجر هشت بود. نیروهای این واحد با تلاش بیوقفه، فعالیتها و تحرکات ارتش عراق را عمدتاً از طریق استراق سمع مکالمات از خط مقدم تا عمق خاک عراق و حتی تا بغداد رصد میکردند و جمعبندی اخبار و تحلیلهای خود را از اقدامات فعلی و بعدی آنان برای تصمیمگیری صحیح در اختیار فرماندهان قرار میدادند.
تدبیر جنگال در آستانه عملیات
چون ما از تدبیر عملیات آگاه بودیم، میدانستیم، هدف اصلی قرارگاه برای عبور از اروند و رسیدن به هدف، دسترسی به عقبههای دشمن در فاو است و درنهایت اگر توفیق پیدا میکرد، عملیات به سمتام القصر ادامه مییافت. این عمق منطقه عملیات بود که برای ما ترسیم شده بود.
ما باید اطلاعاتی درباره توانمندی و تحرکات نیروی زمینی عراق در خط و پشتیبانیاش، همچنین پشتیبانی هوایی و بالگردهایش کسب میکردیم که همه اینها را بهوسیله آن مدار جنگ الکترونیکی که ترسیم کرده بودیم، به دست میآوردیم. ما در خود منطقه قرارگاه خاتم، یک سایت تاکتیکی داشتیم که روی خودرو سوار بود و همه تجهیزات را داشت. از نظر دید و تیر و پوشش و پشتیبانی هم جایش خیلی امن و خوب بود. از آنجا میتوانستیم تلاش اولیه و تلاش اصلی را برای رسیدن به اهداف منطقه عملیات و حتی در عمق بهراحتی کنترل کنیم.
در عمق منطقه فاو، یگانی از دشمن آنچنان استقرار نداشت. دشمن یگان در خط داشت، اما عمق زیادی نداشت. هیچ ضرورتی نداشت که ما برویم آنطرف منطقه مستقر شویم، با آن مدار الکترونیکی که درست کرده بودیم؛ میفهمیدیم در خط عراقیها مثلاً الآن لشکر گارد روی جاده استراتژیک است، یا از سمت جاده البحار چه یگانی دارد میآید.
ما هیچ تردیدی درباره اصل غافلگیری در این عملیات نداشتیم و به دلیل وسعت عقبه و عرض عقبهای که وجود داشت، قرارگاه تلاش جدی را روی همین محورها گذاشته و هدفهایی را ترسیم کرده بود.
عبور موفق از اروند
ساعت ۱۰ شب بیست و یکم بهمن ۱۳۶۴ که آقا محسن دستور آغاز عملیات را دادند، واحدهای عملیاتی و غواصهای ما حرکت کردند. یک اضطراب و دلهره فزایندهای در قرارگاه وجود داشت که این واحدها بتوانند از ساحل شمالی به ساحل جنوبی اروند برسند.
در زمان عبور غواصها، دقت و حساسیت ما برای اینکه بالاخره یک ارتباطی از دشمن را کشف کنیم، خیلی زیاد بود، اما چیزی پیدا نکردیم. اولین یگان ما که از اروند عبور کرد و به ساحل دشمن چسبید و سنگر عراقیها را تصرف کرد، ما فهمیدیم سنگر عراقیها تصرف شده، اما از ارتباط عراقیها خبری نبود.
غواصهای یگانها وقتی به آنطرف ساحل رسیدند و بالا رفتند، درگیری شروع شد. آنهایی که دشمن را غافلگیر کرده بودند، سروصدا نداشتند و با واحدهای عقبه دشمن درگیر شده بودند. نیروهایی که از ساعت ۱۰ شب شروع کرده بودند، حدود ۲ تا ۳ صبح تقریباً بیشترشان عبور کرده بودند. عراقیها کاملاً در آرامش بودند و واکنشی نشان نمیدادند.
یگانها خطوط اول را پشت سر گذاشتند و به نخلستان رسیدند. سپس از نخلستان عبور کردند و در ردههای دوم که درگیر شدند، اولین گردان تیپ ۱۱۱ به فرمانده تیپ گزارش داد که موردتهاجم قرار گرفته است.
اینجا دیگر رادیو باز شده بود. بیسیم عراقیها صبح باز شد و ما مکالماتشان را دریافت میکردیم. هنوز گزارش بعدی تیپ ۱۱۱ مخابره نشده بود که گردان ۲ تیپ ۱۱۱ گفت به من تک شده است و واحدهایم پایگاههای ساحل را از دست دادند و تعدادیشان به سمت فاو حرکت میکنند. فرمانده تیپ گفت باید آنها را حفظ کنی. کجا فرار میکنند؟ یگانهای ما نزدیک ظهر به قرارگاه تیپ ۱۱۱ که داخل شهر فاو بود، رسیدند. فرمانده قرارگاه تیپ ۱۱۱ اطلاع داد که تیپ من دارد سقوط میکند. رده مافوقش به او هشدار داد؛ باید مقاومت کنی، برایتان نیرو میفرستیم. عملیات ایرانیها یک عملیات ایذائی است.
خوب این اولین ارتباط این ردههای عراقی بود که ما دریافت کردیم و طولی نکشید که قرارگاه تیپ ۱۱۱ به دست رزمندگان ما افتاد. تا عصر روز بیست و یکم، تقریباً هم سایت موشکی و هم جاده البحار تا زیر منطقه کارخانه نمک تصرف شد.
هشدار واحد جنگال درباره ورود لشکر گارد به منطقه
صبح روز بیست و دوم بهمن برای عراق مسجل شد که منطقه اصلی عملیات ایران، منطقه فاو است؛ چراکه تا قبل از آن با توجه به اینکه قرارگاه قدس سپاه، عملیات ایذائی را در جزیرهام الرصاص انجام میداد و ارتش هم در هور با اجرای آتش توپخانه تظاهر به حمله میکرد، باعث شده بود که عراقیها نسبت به منطقه عملیاتی اصلی ایرانیها مردد شوند.
تیپ ۴ گارد ریاست جمهوری، اولین تیپی بود که وارد عمل شد. این تیپ را از جادهام القصر آوردند.
استراتژی یگان گارد ریاست جمهوری این بود که هیچوقت در پدافند قرار نمیگرفت. وقتی میآمد، هرچه بود منهدم میکرد! حتی بعضی جاها برای اینکه بتواند دفاع خوبی داشته باشد و یک پاتک خوبی انجام دهد، واحدهای خودش را میزد و واحدهای حشدالشعبی را هم میزد و جلو میرفت. همه گونه پشتیبانی موشکی، هوایی، توپخانهای و اینها همراهش بود. توپخانه خود کششی پشت سرش میآمد. این خیلی بحث مهمی بود. بهمحض اینکه گارد در روز میزد و به شب میرسید، شب آن یگانی که استقراری و پدافندی بود، میبایست خط را تحویل میگرفت.
ناکامی عراقیها در بازپسگیری مناطق عملیاتی والفجر هشت
بلافاصله بعدازاینکه ما فرماندهی را از آمدن تیپ ۴ گارد ریاست جمهوری عراق مطلع کردیم، فرمانده کل سپاه پاسداران، آقای محتاج، فرمانده قرارگاه کربلا را توجیه کرد و گفت: «فرماندهی دشمن به نیروهای مخصوص گفته است، شما بروید جلو ما نیرو وارد میکنیم. باید بچهها اینها ر ا بزنند. اینها خطشکن بقیه هستند. اگر از اینها انهدام بگیرید، بقیه کپ میکنند. اینجا باید گور حزب بعث بشود.»
از آخرهای شب بیست و یکم که دستور آمادهباش داده شد، ساعت ۶ صبح گارد به منطقه رسید. این زمان برای کسب آمادگی یگانهای ما کافی بود. یگانهای ما در خط آماده بودند، توپخانه آماده بود.
روز بیست و سوم، عراقیها اولین پاتکشان را انجام دادند که ناموفق بودند. سه گردان از تیپ ۴ گارد ریاست جمهوری که عراق فرستاده بود، بهاضافه یک تیپ پیاده، ۷۰ درصدشان درمجموع کشته، زخمی و یا اسیر شدند.
زمانی که تیپ ۴ گارد متوقف شد، لشکر ۲۶ مکانیزه را برای پشتیبانی تیپ گارد فرستادند و تا روز بیست و هشتم بهمن آخرین تلاششان به سمت خاکریز ما و منطقه عمومی جاده استراتژیک و کارخانه نمک بود. وقتی در این روز هم نتوانستند کاری انجام دهند، تیپ ۳۰ زرهی با چند گردان نیروی مخصوص و تیپ کماندو از لشکر ۵ آخرین تلاششان را انجام دادند و موفق نبودند. روز سیام دیگر عراقیها در منطقه تلاشی نکردند. آنها کاملاً مطمئن شده بودند که منطقه عملیات تصرف شده و بهطورجدی آسیبپذیر شدهاند.
حضور صدام در منطقه عملیاتی
صدام در قرارگاه سپاه سوم بود. او برای تقویت روحیه فرمانده تیپهایی که وارد عمل شده بودند، همه را تشویق میکرد و میگفت شما توانستید مقاومت کنید، محکم ایستادید، جلو دشمن را گرفتید. دشمن قصد داشت مثلاً تا بصره بیاید و از آنجا بهام القصر برود. شما باعث شدید که نتواند این کار را انجام دهد. صدام در مدت این ۹ روز، ۲ بار به قرارگاه سپاه سوم رفتوآمد داشت.
مشکل کشف صحبت کردن در بیسیم
بیست و هشتم بهمنماه، سرهنگ احمد علی ناصر، فرمانده تیپ ۲۳ لشکر ۸ عراق- که در این عملیات پناهنده شد- یک موضوعی را طرح میکند و آن کشف صحبت کردن نیروهای ما در بیسیم است.
به همه فرماندهان یگانها دستور داده شده بود که بهصورت کشف صحبت نکنند و از دفترچههای کد رمز استفاده کنند. مخابرات دفترچههای کد رمز را بهصورت ساعتی، هر ۶ ساعت یکبار، هم روزانه و هم هفتگی تهیه کرده بود. بعد این کد رمزها برحسب وضعیت منطقه عملیات و حوزه سرزمینی مأموریت آن یگان آماده شده بود. در حین عملیات فرمانده لشکر یا تیپ، فرصت نداشت بیاید از دفترچه استفاده کند. در جلسه جمعبندی امنیت ارتباطات تصمیم گرفته شد که در وضعیت اضطرار، یگانها بتوانند از زبان محلی خودشان بهعنوان کد دوم استفاده کنند؛ مثلاً آذربایجانیها با همدیگر آذری حرف بزنند، چون شنود عراقیها نمیتوانست همه لهجههای محلی را شناسایی کند.
اقدام ضد جنگال رژیم بعثی در والفجر هشت
دشمن که از پاتکهایش نتیجهای نگرفته بود، برای پی بردن به اقدامات ما، یک واحد جنگ الکترونیک را به منطقه آورد و با کنترل ارتباطات یگانهایمان متوجه شد که ما در حال تحکیم خطوط پدافندی هستیم و نتیجه گرفت قصد پیشروی بیشتر نداریم؛ لذا بهطور گستردهای عقبههای مهندسی، پشتیبانی، پلها و قرارگاهها را بمباران کرد و همزمان، با استفاده از بالگردها و یگانهای زمینی، فشار زیادی به خطوط دفاعی کارخانه نمک وارد آورد و بخشهایی از کارخانه نمک را پس گرفت. پس از ۲۰ روز جنگ بسیار سخت، عراق به این نتیجه رسید که قادر به بازپسگیری منطقه نیست و اقدام به ایجاد مواضع دفاعی کرد و ما نیز مواضع خود را مستحکم کردیم.
آمادهباشهای مکرر باوجود تثبیت منطقه عملیاتی
عملیات والفجر هشت جنگ طاقتفرسا و خیلی سختی بود؛ به خاطر عوارض زمین، پشتیبانی، مشکل عقبه، رساندن مجروحان به آنطرف اروند، رساندن امکانات و مقدورات، داشتن یک عقبه نامطمئن، یعنی پل روی رودخانه اروند که همیشه در معرض تهدید بود و...
این جنگ سخت ۲۰ روزه توان فرماندهان ما را از نظر جسمی، نه از نظر روحی تحلیل برده بود. یک مرحله آقای احمد کاظمی و حسین خرازی، به قرارگاه آمدند سراغ من. میخواستند من را کتک بزنند{با خنده}. میگفتند چقدر تو آمادهباش میدهی؟! بابا پدر ما درآمد! بیست روز است به ما یک حمام رفتن و یک سروصورت شستن را هم حرام کردهای.
دلیل این آمادهباشها هم این بود که ما شبانهروز بیدار بودیم و میدانستیم الآن اگر این گزارش را ندهیم و بهخصوص اگر از منطقه البحار و استراتژیک ذرهای غافل شویم، عراقیها آمدهاند، چون میدانستیم اینجا برای عراق خیلی ارزشمند و مهم است.
سقوط پیدرپی هواپیماهای عراقی
بیشترین ضربه به نیروی هوائی ارتش عراق در طول جنگ، در عملیات فاو وارد شده است. البته درباره تعداد هواپیماهای ساقط شده عراقی اختلاف آمار وجود دارد. اگر از جنبههای تبلیغاتی موضوع بگذریم، همه در آمار ۴۵ تا ۵۰ هواپیمای ساقط شده اتفاقنظر دارند.
ما با سایتهای نیروی هوایی ارتش ارتباط داشتیم و باهم هماهنگ بودیم. ما اطلاعات پروازهای عراقی را وقتیکه از پایگاههای هواییشان حرکت میکردند، به سایت موشکی نیروی هوائی میدادیم.
هواپیما که میخواهد از آشیانه روی باند بیاید و پروازش را شروع شود، این حالت را «تاکسی اوت» میگویند. از زمانی که اینها تاکسی اوت میشدند، تا زمانی که اوج میگرفتند و روی منطقه میآمدند، همه این وضعیت را با سایتهایی که داشتیم، دریافت میکردیم.
دلیلش هم این بود که پایگاههای هوایی اینها، شبکه اصلیشان را برای اینکه تا عمق منطقه بتوانند ارتباط قوی با هواپیما داشته باشند، باز میکردند. هواپیما که بالا میآمد، آخرین وضعیتش را با لیدرش چک میکرد و لیدرش آن را به پایگاه انتقال میداد؛ یعنی مثلاً میگفت، ما الآن در صد مایلی هدف هستیم. موقعیتمان با هدف این است. نقاط کمکی هدف را میگفت، سطح ارتفاع را میگفت، همه اینها را میگفت، تعداد سورتی پروازی را هم که داشت، میگفت. ما همه اینها را به سایت انتقال میدادیم. سایت هم زمانی اکتیو میشد که اینها دیگر با هدفی که میخواستند بیایند بمباران کنند، فاصلهای نداشتند. در همین فاصله، نیروی هوایی ارتش، رادار را فعال میکرد، هواپیما در بردش بود. روی هواپیما قفل میکرد و میزد.
در واقع عملیات والفجر ۸ نقطه اوج فعالیتهای واحد جنگ الکترونیک در طول جنگ بود.
ما همه کد رمزهای عراقیها را متوجه میشدیم؛ البته رادیو هواپیماها و هلیکوپترهایشان همه کدر داشتند و ما سیستم کد شکن الکترونیکی داشتیم و بهراحتی میتوانستیم صدای آنها را دریافت کنیم. اصطلاحها، واژهها و اقدامات فنیای که میخواستند انجام دهند، لیدر و فرماندهی که هدایت میکرد، همه اینها را داشتیم و متوجه میشدیم و از این نظر مشکلی نداشتیم.
انتهای پیام/ 119
∎