به گزارش دفاعپرس از خراسان رضوی، اعتصاب گستردهی کارکنان شرکت نفت از شهریورماه آغاز شده و مورد حمایت حضرت امام رحمهالله، علما و مردم قرار گرفته بود. پاییز ۵۷ فصل راهپیمایی و تظاهرات روزانه بود. شدت گرفتن مبارزات مردم و بازگشت آیتالله خامنهای از تبعید همه چیز را فراهم میکند تا «مسجد کرامت» مجدداً به قلب مبارزات مشهد تبدیل شود.
مسجد کرامت و مثلث آیتالله خامنهای، شهید هاشمینژاد و حجتالاسلام واعظ طبسی و شاگردانشان، مدیریت میدانی فعالیتهای انقلابی مشهد را بر عهده دارند و تجمعات اقشار مختلف مردم با هماهنگی و سخنرانی آنها هدایت میشود. اقدامات و فعالیتهای آنها نیز با هماهنگی دو عالم انقلابی مشهد یعنی آیتالله سیدعبدالله شیرازی و سیدحسن قمی صورت میگیرد.

«یک ستادى تشکیل شد در مسجد کرامت براى هدایت کارهاى مشهد و مبارزات. در آن مرحوم شهید هاشمىنژاد و برادرمان جناب آقاى طبسى و من و یک مشت از برادران طلبهى جوانى که همیشه با ما همراه بودند که دو نفرشان از آنها هم الان شهید شدند؛ یکى شهید موسوى قوچانى، یکى هم شهید کامیاب. این دو نفر هم جزو آن طلبههایى بودند که دائماً در کارهاى ما با ما همراه بودند. در آنجا جمع مىشدیم و مردم هم در رفت و آمد دائمى بودند و آنجا شد ستاد کارهاى مشهد و عجیب این است که نظامیها و پلیس از چهارراه نادرى که مسجد هم سر چهارراه بود جرأت نمىکردند این طرفتر بیایند از هیجان مردم؛ لذا ما توى این مسجد روز را با امنیت مىگذراندیم و هیچ واهمهاى که بریزند این مسجد را تصرف کنند یا ماها را بگیرند نداشتیم؛ ولیکن شب که مىشد آهسته از تاریکى شب استفاده مىکردیم و مىآمدیم بیرون و در یک منزلى غیر از منازل خودمان مىرفتیم شب را هر چند نفرى مىماندیم و خیلى شب و روزهاى پرهیجان و پرشورى بود.» ۱۳۶۳/۱۱/۱۱
تجمعات و راهپیماییها همچنان ادامه مییابد. آیتالله خامنهای و روحانیون انقلابی هر روز در یک گوشه از شهر برای مردم سخنرانی کرده و راهپیماییها و تجمعات را هدایت میکنند. آیتالله خامنهای چهارم آبانماه در تجمع اعتراضی مردم به مناسبت سالروز تولد شاه در خانهی آیتالله سیدحسن قمی و پنجم آبان برای مردم در صحن عتیق حرم امام رضا علیهالسلام سخنرانی میکنند. محور سخنرانیها تبیین ظلم و ستم و خیانتهای رژیم شاه بود. هفتهی دوم آبان «هفتهی همبستگی ملت ایران» نام میگیرد. به همین مناسبت اساتید دانشگاه و پزشکان بیمارستان شهناز مشهد دست به اعتصاب غذای ۴۸ ساعته در بیمارستان میزنند. آیتالله خامنهای و شهید هاشمینژاد از سخنرانان این مراسم هستند و در پایان اعتصاب، نام بیمارستان توسط مردم به بیمارستان مصدق تغییر میکند.
برخی گروههای التقاطی چپگرا در همان ایام میکوشیدند حرکتهای اسلامی مردم را مصادره کرده و در حد یک حرکت صنفی تقلیل دهند. آیتالله خامنهای در سخنرانی خود در دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به تحلیلهای اینچنینی میگویند: «اینى که بعضىها هِى فریاد مىزنند، زحمتکشان، کارگران، کشاورزان؛ اینى که بعضى سعى مىکنند انقلاب را فقط به یک دستهى خاصى منحصر کنند؛ این یک غلط واضح و بیّن است. آنها خیال مىکنند، چون کارگر و، چون کشاورز بیشترین کسى است که بر او ستم مىرود و هر کسى که بر او ستم مىرود مبارزه مىکند، پس بنابراین کارگر و کشاورزند که مبارزه مىکنند و مبارزهى آنها تداوم پیدا مىکند. و، اما مردم دیگر، چون آنقدر مورد ستم نیستند، لذاست مبارزه نمىکنند یا مبارزهى آنها دوام پیدا نمىکند، پس بنابراین باید روى کارگر و کشاورز تکیه کرد و این اشتباه بزرگى دارد.
مبارزهى مردم ایران را چگونه و توى چه قالبى توجیه مىکنند این آقایان؟ در این مبارزههاى بزرگ تاریخى، در نهضت صدر اسلام، در نهضتهاى قبل از اسلام، نهضت انبیاء الهى - در تمام جنبشهاى بزرگ شیعه در طول تاریخ سیاه اموى و عباسى، کارگرها و کشاورزها کجا بودند؟ آنها هم قشرى مانند دیگر قشرهاى مردم. آنها نمىتوانند بفهمند - آن کسانى که اینجور تحلیل مىکنند - نمىتوانند بفهمند که آنچه انسان را به یک مبارزهى سخت وادار مىکند فقط این نیست که از لحاظ مادى مورد ستم قرار گرفته باشند؛ وقتى شرف کسى را پایمان مىکنند، وقتى ایمان و عقیدهى انسانى و جامعهاى را بر خاک مىگذارند و لگدکوب مىکنند، وقتى به حیثیت ذاتى انسانها اعتنا نمىکنند، انسان همانطور مبارزه مىکند که گویا مالش را بردهاند و گاهى بیشتر و گاهى بیشتر. چقدرها حاضرند مال را صرف کنند تا حیثیتشان محفوظ بماند؛ تا تحقیر نشوند. این رژیم منحطِ دیکتاتورى استبدادى ایران و همهى رژیمهاى منحط طاغوتى با مردم خود چه کردند؟ آیا فقط مال را از اینها گرفته؟ آیا فقط ظلم مالى به آنها کرده؟ البته ظلم مالى خیلى کرده، اما نه فقط به دهقان و کشاورز، نه فقط به کارگر و دهقان، به همهى قشرهاى مردم، به همهى مردم ظلم شد در طول این چندین سال حکومت جبار این خاندان پلید و خبیث، به همه. فقط کسانى که دُمشان را به دُم آنها بستند برخوردار شدند و بهرهمند شدند، بقیه همه مظلوم واقع شدند. این اولاً؛ ثانیاً آیا فقط مال را از مردم گرفتند؟ اینکه عقیدهى مردم را پایمال کردند، اینکه مقدسات مردم را مورد اهانت قرار دادند، اینکه حیثیت ذاتى انسان را در این مملکت پایمال کردند، اینکه تمام دوستان و همپیالهگان و همکاسهگان خود را بر دوش این مردم مسلط کردند، اینىکه یک جوان نظامىِ ارتشىِ برادر مسلمان ما را وادار کردند که از مستشار آمریکائى اطاعت بکند؛ چه ننگى بالاتر از این؟» ۱۳۵۷/۸/۸
۱۵ آبانماه یعنی دو روز پس از سرکوب تظاهرات مردم در کشور به مناسبت سالگرد تبعید حضرت امام رحمهالله، ارتشبد ازهاری به نخستوزیری منصوب میشود. «جامعهی فرهنگیان مشهد» در اعتراض به این انتصاب در میدان سعدآباد مشهد دست به اعتصاب غذای ۴۸ ساعته میزنند. سایر اقشار مردم نیز با این اقدام اعلام همبستگی کرده و در میدان سعدآباد جمع میشوند. آیتالله خامنهای سخنران روز دوم بودند. ایشان با اشاره به سخنرانی چند روز پیش شاه که گفته بود «من صدای انقلاب شما را شنیدم» میگوید: «این یک انقلاب است، این یک جنبش انقلابى است، این را باور کنید؛ و البته باور کردید و گفتید، گفتید ما هم آهنگ و صداى انقلاب شما را شنیدیم؛ باید مىشنیدید، باید مىشنیدید. خیلى گوشِتان سنگین بود که تا حالا نشنیده بودید. انقلاب است، نه هرج و مرج. جنبش است، قیام است، نه آشوب؛ آشوب نیست. مردمى قیام کردند، مردمى حقشان را مىگویند، حقشان را مىخواهند. این اسمش آشوب نیست. این اسمش هرج و مرج نیست. هرج و مرج را تاکنون شما در این مملکت به وجود آورده بودید؛ این اختناقى که شما به وجود آورده بودید. هنوز هم با همهى این نشانهها و بشارتهاى جنبش انقلابى خلق مسلمان ایران درس نمىگیرید. هنوز در زندانهاى شما شکنجه است، هنوز کارهاى غیرانسانى به شدت دارد انجام مىگیرد.» ۱۳۵۷/۹/۱۶
حضرت آیتالله خامنهای در پایان تجمع ۳۰ هزارنفری مردم با اشاره به پیشنهاد ورزشکاران و خصوصاً کشتیگیران مبنی بر تغییر نام ورزشگاه، این پیشنهاد را مطرح کرده و مردم با شعار «صحیح است صحیح است» موافقت خود را اعلام میکنند و به این ترتیب نام ورزشگاه «سعدآباد» به «غلامرضا تختی» تغییر میکند.
انتهای پیام/
∎