پایان هفته گذشته مسقط پایتخت عمان میزبان مذاکرات غیر مستقیم میان ایران و آمریکا بود؛ مذاکراتی که روزنامههای امروز از زاویههای دید مختلفی به آن پرداختند؛ بحث و نظرهایی مشابه آنچه در فضای سیاسی و شبکههای اجتماعی هم در جریان است.
مذاکرات مسقط، «اعترافنامه مصور شکست راهبرد آمریکا»
برخی روزنامهها کیفیت برگزاری مذاکرات را نشان دهنده موضع قدرت ایران و «شکست راهبرد فشار و تهدید علیه تهران» میدانند. در همین ارتباط، تحلیلهایی از این دست توصیه میکنند که همزمان باید «دست بر ماشه» بود.
روزنامه «کیهان» در این باره مینویسد: بازگشت آمریکا به میز مذاکرات عمان، اعترافی ناخواسته به شکست راهبرد فشار و تهدید است؛ مذاکرهای که با شروط ایران آغاز شد و بار دیگر ضرورت بیاعتمادی عمیق به واشنگتن را یادآوری کرد.
این روزنامه ادامه میدهد: فرود هواپیمای تیم مذاکرهکننده آمریکا در فرودگاه مسقط، نه از سر صلحطلبی، بلکه اعترافنامهای مصور بر شکست راهبرد آمریکاست؛ دولتی که تمامی برگهای بازی خود را سوخته میبیند و اکنون دست از پا درازتر به دریوزه دیپلماسی افتاده تا شاید در سایه میانجیگریها، راهی برای خروج آبرومندانه از بنبست خودساخته بیابد. در چنین میدانی، دیپلماسی فقط زمانی معنا دارد که همزمان با آن، انگشتها همچنان روی ماشه بماند.
«همشهری» هم در گزارشی با عنوان «مذاکره با زبان اقتدار» مینویسد: مذاکرات «غیرمستقیم» روز جمعه در مسقط میان ایران و آمریکا، فارغ از «نتیجه» و «محورهای رایزنی» یک پیام روشن منطقهای و بینالمللی داشت؛ اینکه تهران از «موضع قدرت» پای میزمذاکره مینشیند و واشنگتن بار دیگر در تحمیل اراده خود بر جمهوریاسلامی ناکام ماند. واشنگتن مجبور شد از بسیاری از خواستههای غیرمعقول خود دست بکشد. از «محل مذاکره» گرفته تا «محور رایزنیها» ازجمله موضوعهایی بود که واشنگتن از تحمیل خواستههایش به ایران ناکام ماند. این، مهر تأیید دوبارهای بر این «راهبرد محوری» بود که ایران هیچگاه از موضع ضعف، پای هیچ میز مذاکرهای نمینشیند.
روزنامه «جام جم» هم خواستار «مذاکره با چشمان باز» شده و مینویسد: تغییر محل مذاکرات و محدودسازی دستور کار گفتوگوها حامل پیام مهمی برای معادلات دیپلماتیک است. آمریکا تلاش داشت مذاکرات در چارچوبی برگزار شود که تصویر ایران تحت فشار را القا کند اما تحولات اخیر نشان داد تهران نهتنها شتابی برای مذاکره ندارد بلکه در تعیین قواعد آن نقش فعال ایفا میکند.
این یعنی آمریکا به کمتر از تسلیم محض و جنگ هم فکر میکند
روزنامه «جوان» در سرمقاله خود چنین مینگارد: با علم و تجربه میدانیم که آمریکا از ما «تسلیم» محض میخواهد. اما اینکه میداند در مذاکره به این خواسته نمیرسد، ولی باز هم مذاکره را میپذیرد، خودش یعنی به کمتر از تسلیم محض و کمتر از جنگ هم فکر میکند، وگرنه نیازی به مذاکرهای که انتهای آن تسلیمناپذیری ایران باشد و امریکا هم آن را بداند، نبود؛ و این یعنی مؤلفههای قدرت ایران را میپذیرد، هرچند بر زبان نمیآورد یا عکس آن را میگوید.
در گزارش مرتبط روزنامه «خراسان» هم میخوانیم: مذاکرات مسقط، بیش از آنکه نقطه عطف باشد، نقطه تثبیت مسیر است. آمریکا، با وجود همه تهدیدهای پرصدا، ناگزیر به بازگشت به گفتوگو شده و ایران نیز با حفظ خطوط قرمز خود، تلاش کرده است مسیر دیپلماسی را از «نمایش تحت فشار» جدا کند. حضور نمادین فرمانده سنتکام در حاشیه مذاکرات، تلاش برای معتبرسازی تهدید بود؛ اما خودِ نشستن پای میز مذاکره، بهطور ضمنی اعتراف به ناکارآمدی راهبرد فشار حداکثری است.
در ادامه میخوانیم: مسقط نشان داد که نه جنگ گزینه سادهای است و نه توافق مسیری هموار. مسیر پیش رو، میدان رقابت روایتهاست: روایت آمریکا از «مذاکره زیر سایه قدرت» در برابر روایت ایران از «دیپلماسی در چارچوب بازدارندگی». نتیجه نهایی این جدال روایی، نه فقط در اتاقهای مذاکره، بلکه در میدان افکار عمومی و محاسبات بازیگران منطقهای تعیین خواهد شد.
روزنامه «فرهیختگان» از همین منظر به موضوع چنین میپردازد: با توجه به شواهد و نگاه به فرایند مذاکراتی مثل تغییر مکان مذاکره، حذف حضور کشورهای منطقه و منحصر کردن مذاکرات به چهارچوب هستهای این گمانه تقویت میشود که ایران توانسته باشد خواستههای خود را حداقل در زمین مذاکرات، اعمال و چهارچوب خواستههای طرف مقابل را تنظیم کند. اما اینکه آمریکاییها این فرایند را ادامه خواهند داد یا مانند گذشته زیر میز خواهند زد، امری است که گذر زمان آن را مشخص خواهد کرد. البته باید به این گزاره اساسی نیز توجه داشت که این بار تهدید بزرگی بالای سر رئیسجمهور معاملهگر و کمحوصله آمریکایی است و آنهم شروع جنگ منطقهای است که خطر تکرار تجربه تلخ عراق را این بار برای ترامپ پررنگ میکند.
شروع خوب و مسیر امیدوارکننده
در این میان گروهی از روزنامهها تلاش میکنند. نگاهی واقعبینانهتر و عینیتر به مذاکرات داشته باشند.
در همین ارتباط روزنامه «اعتماد» با اشاره به در جریان بودن کامنتهای خوشبینانه و بدبینانه در مورد دورنمای مذاکرات در فضای مجازی و واقعی از تلاش گروهی برای عبور از رویکردهای خوشبینانه یا بدبینانه و ارزیابی موضوع از موضع واقعبینانه خبر میدهد.
به نوشته روزنامه «آرمان امروز»، ارزیابی عراقچی از این دور مذاکرات، ترکیبی از واقعبینی و محتاطانه امیدوار بودن بود. او نه ادعای پیروزی کرد و نه مذاکرات را شکستخورده دانست؛ بلکه آن را یک گام اولیه اما معنادار توصیف کرد که میتواند در صورت تداوم اراده و هوشیاری دو طرف، به نتایج بهتری منجر شود.
در همین ارتباط، عبارت «شروع خوب» به عنوان توصیفی که وزیر امور خارجه در ارزیابی مذاکرات عمان به کار برد، دستمایه تیتر گزارشهای مرتبط برخی روزنامهها قرار گرفت.
«محمود صادقی» فعال سیاسی اصلاحطلب و دبیرکل انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها در این باره به روزنامه «اعتماد» میگوید: در مجموع، فضای مذاکرات همچنان مبهم است و اخبار به شدت کنترل شده منتشر میشود. با این حال، اگر این روند به صدور بیانیهای ولو محدود و کاهش سطح تنشها منجر شود، میتوان آن را گامی رو به جلو ارزیابی کرد.
«محمدجواد حقشناس» هم در گفتوگو با این روزنامه میگوید: مسقط، بیش از آنکه نقطه آغاز یک فصل تازه باشد، میتواند فرصتی محدود اما مهم برای بازاندیشی در مسیر طی شده تلقی شود؛ فرصتی که اگر با اصلاحات تدریجی در داخل و واقعگرایی در سیاست خارجی همراه نشود، به سرعت به یکی دیگر از ایستگاههای تکراری دیپلماسی ناکام تبدیل خواهد شد.
امیدی شکننده و کمرنگ
«جلال ساداتیان» هم در این باره به روزنامه «شرق» میگوید: این دور از گفتوگوها توانسته امیدی شکننده و کمرنگ در فضای دیپلماتیک ایجاد کند؛ امری که اگر با دقت و جدیت دنبال شود، میتواند مسیر مذاکرات را به سمت توافق هدایت کند هرچند که این که کماکان گزینه جنگ روی میز قرار دارد و نمیتوان آن را نادیده گرفت.
«احمد بخشایش اردستانی» نماینده مجلس دوازدهم هم در گفت و گو با این روزنامه، حضور چهرههای جدید آمریکایی در مسقط را نشان دهنده انتخاب مسیر کمهزینه دیپلماسی از سوی آمریکا و بی میلی واشنگتن به اختلال در روند گفتوگوها از طریق تنش و فشار نظامی میداند.
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس تأکید میکند که «این وضعیت نشانگر تمایل واشنگتن به استفاده حداکثری از فرصتهای دیپلماتیک برای دستیابی به توافق است» و درعینحال هشدار میدهد که «نقشآفرینی مخرب اسرائیل همچنان یک تهدید بالقوه برای موفقیت مذاکرات به شمار میرود و ایران باید نهایت هوشمندی و دقت را برای مدیریت این چالشها به کار گیرد».
این تفاوت رویکردها در روزنامه دنیای اقتصاد هم مورد توجه ویژه قرار گرفت.
راز میدان دادن به دیپلماسی از سوی کاخ سفید؟
«رحمان قهرمانپور» در یادداشتی در دنیای اقتصاد مینویسد: اگر بخواهیم نگاهی خوشبینانه به این دور از مذاکرات داشته باشیم، میتوانیم بگوییم که عدم شکست مذاکرات به معنای موفقیت نسبی آن است ... از طرف دیگر اگر بخواهیم از منظر بدبینانه به موضوع نگاه کنیم، میتوان گفت اتفاق خاصی نیفتاده است و ایران همچنان بر مواضع گذشته خود پافشاری میکند. از طرف دیگر، حضور فرمانده سنتکام در مذاکرات به معنای آن است که آمریکا هم قصد کوتاه آمدن از مواضع خود را ندارد. از این منظر میتوان گفت طولانی کردن این دوره مذاکرات الزاما به معنای نفی گزینه مداخله نظامی نیست... اگر آمریکاییها برداشتشان این باشد که ایران در مذاکرات جدی است، در آن صورت نگاه مثبتی به این مذاکرات خواهند داشت، ولی اگر به هر دلیلی احساس کنند که ایران قصد توافق صریح را ندارد، ممکن است مثل دور قبلی مذاکرات به دنبال اتخاذ نوعی عملیات فریب باشند.
این روزنامه در گزارشی هم با عنوان «محک مذاکراتی مسقط» به خوانشهای متفاوت درباره ماهیت میدان دادن به دیپلماسی از سوی کاخ سفید پرداخته و مینویسد: برخی خوانشها مبتنی بر این نکته بوده که حضور واشنگتن در مسقط، نه از روی اشتیاق برای مصالحه، بلکه به معنای چیدن آخرین مهره در شطرنج «فشار حداکثری» است. از این منظر، دولت ترامپ با حضور همزمان فرمانده سنتکام در منطقه و پمپاژ اخبار نظامی، قصد دارد این ایده را پیش ببرد که این آخرین فرصت دیپلماتیک پیش از آغاز یک درگیری تمامعیار و هدفمند برای تغییر معادلات قدرت است.
در مقابل، برخی تحلیلگران نیز معتقدند بازگشت به میز مذاکره نشاندهنده شکست راهبرد نظامی پس از جنگ ۱۲روزه است. بر این اساس، بهرغم آسیبهای وارده، برنامه هستهای ایران متوقف نشده و تهران با پاسخهای موشکی خود نشان داد که میتواند هزینه جنگ فرسایشی را برای اقتصاد جهانی و پایگاههای آمریکا در منطقه به شکلی غیرقابل تحمل بالا ببرد. از این زاویه، دیپلماسی، نه یک انتخاب، بلکه تنها راه خروج از باتلاقی است که آمریکا خود را گرفتارش میبیند.