برترینها: احمد زیدآبادی، روزنامهنگار و فعال سیاسی اصلاحطلب، در یادداشتی تازه، مذاکرات اخیر میان ایران و آمریکا را مصداق «سهلِ ممتنع» توصیف کرده؛ اتفاقی که بهزعم او، از یکسو میتواند به توافق بیانجامد و از سوی دیگر، تا حد زیادی دشوار و پیچیده است.

در اینجا یادداشت احمد زیدآبادی را میخوانید: "توافق ایران و آمریکا مصداق امر "سهلِ ممتنع" است. منظورم در اینجا از سهل ممتنع، این است که توافق بین دو طرف، از یک جهت به راحتی قابل حصول و از جهت دیگر بینهایت دشوار است. اگر دو کشور بخواهند از دایرهٔ خصومت با یکدیگر خارج شوند و رابطهای عادی برقرار کنند، هیچکدام از موضوعات هستهای، موشکی و منطقهای نمیتواند مانعی جدی برای دستیابی به توافق باشد.
اما اگر قرار به تداوم خصومت و عدم عادیسازی رابطه باشد، هر نوع انعطاف در موضوعات سهگانه از سوی طرفین، به توافقی محکم و پایدار منجر نمیشود و وضعیت شکننده و بیثباتی پیش میآید. آیا جرد کوشنر داماد ترامپ که به تیم آمریکا پیوسته است، میتواند مانند ابتکار پایان جنگ غزه، دستور مذاکرات مسقط را از امور فنی و تاکتیکی به امری استراتژیک تبدیل سازد؟ اگر بتواند آیا طرف ایرانی آمادگی ورود به این مرحله را دارد؟ عجلهای برای گمانهزنی در این باره نیست، به زودی مشخص خواهد شد."
این تحلیل در حالی مطرح میشود که زیدآبادی همزمان پرسشی کلیدی را نیز پیش میکشد: آیا جرد کوشنر، داماد دونالد ترامپ که به تیم مذاکراتی آمریکا بازگشته، قادر است میز گفتوگوی مسقط را از سطح فنی و تاکتیکی به سطحی راهبردی ارتقا دهد؟ و در صورت تحقق چنین ابتکاری، آیا نمایندگان تهران آمادگی ورود به این مرحله را دارد؟
با این حال، منتقدان این رویکرد معتقدند چنین برداشتی بیش از آنکه راهبردی روشن ارائه دهد، نوعی موضعگیری دوپهلوست که عملاً همه سناریوها را همزمان درست جلوه میدهد؛ تحلیلی که هم توافق را نسبتا ممکن میداند و هم آن را تقریباً ناممکن توصیف میکند!
احتمالا تحولات پیشرو، خیلی زود پاسخ بسیاری از این پرسشها را روشن خواهد کرد.