دریافت نایینی از قرآن و روایات آن است که مبنای حرکت تمام پیامبران و بلکه اساس همه نهضتهای پیامبرانه همین است و به همین سبب، قیام مهدی موعود(عج) را نیز یک نهضت آزادیبخش قلمداد میکند.
او در این زمینه به آیه ۵۵ از سوره نور اشاره میکند که در روایات متعدد بر قیام آن حضرت تطبیق شده است. در این آیه شریفه میخوانیم: «خدا به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند وعده داده است که حتماً آنان را در زمین جانشین [دیگران] کند، همان گونه که پیشینیان آنان را جانشین [دیگران] کرد و قطعاً دینشان را که برای آنان پسندیده به سودشان استوار و محکم نماید و یقیناً ترس و بیمشان را تبدیل به امنیت کند، [تا جایی که] فقط مرا بپرستند [و] هیچ چیزی را شریک من نگیرند و آنان که پس از این نعمتهای ویژه ناسپاسی ورزند [در حقیقت] فاسقاند.»
معلوم است که مقصود از شرک در قسمت پایانی این آیه (یعْبُدُونَنِی لَا یشْرِکونَ بیشَیئًا)، شریک گرفتن برای ذات پروردگار و خالقیت او نیست، زیرا آنان که «ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند» و خدا وعده وراثت زمین و حاکمیت نهایی به آنان داده است، هیچ گاه نمیتوانند مبتلا به چنین نوعی از شرک بوده باشند. شرکی که در مورد آنان قابل تصور است و باید از آن بپرهیزند تا شایسته تصدی حاکمیت الهی گردند، شرک در اطاعت است؛ یعنی نباید از اراده و دستور قدرتهای غیر خدایی (طاغوت) اطاعت کرده و تن به اسارت آنان دهند. آزادی و آزادگی از بندگی قدرتهای ضد خدایی اولین شرط لازم برای ورود در قلمرو ولایت الهی است؛ چنانکه حضرت ولی عصر(عج) یکی از ویژگیهای خویش را همین معرفی میکند که هرگز تن به اطاعت از طاغوتهای زمان خود نداده و دست بیعت به سوی آنان دراز نکرده است. نایینی برای تبیین این نکته نوشته است: «مراد از این شرک به ذات احدیت (تَقَدَّسَت اَسمائُهُ) که در این آیه مبارکه ولیش (صلواته علیه) را از آن تنزیه فرموده، همین مقهوریتِ بیعت و طاعتِ طواغیتِ امّت است که شخص حضرتش، چنانچه خودش فرموده: لَیسَ فی عُنُقی بَیعةُ طاغیةِ زَمانی، به عدم مقهوریت بدان ممتاز است.»
آنچه از نایینی و کتاب «تنبیهُ الاُمَّة و تَنْزیهُ المِلَّة» نقل شد، شواهد متعددی در احادیث راجع به امام مهدی(عج) و اهداف و برنامههای او دارد؛ از جمله خطبه یکصد وپنجاهم نهج البلاغه. گرد آورنده این کتاب جاودانه، سید رضی، در ابتدای خطبه یادشده مینویسد: امام(ع) در این خطبه به «مَلاحِم» اشاره کرده است. «مَلاحِم»، در اصطلاح دینی به معنای پیشگوییها و پیشبینیهایی است که در سخنان پیامبر اکرم و امیرالمؤمنین یا سایر امامان صلواتالله علیهم اجمعین، موجود است و بعضی از بزرگان آنها را در کتابهای جداگانهای جمعآوری کردهاند؛ مانند سید بن طاووس که کتابی با نامِ «المَلاحمُ و الفِتَن» نگاشته است. افزون بر سید رضی، بسیاری از محققان نیز به استناد متن یا قرائن دیگر، اذعان کردهاند که این خطبه مربوط به امام عصر(ع) است؛ برای مثال، شارح معتزلی مذهب نهج البلاغه.
امام علی(ع) در بخشی از این خطبه فرموده اند: امام موعود میآید تا گرهها را بگشاید، بردگان را آزاد کند و دشمنان متحد بشر را متفرق و بندگان مستضعف و پراکنده خدا را متحد سازد (لِیحُلَّ فِیهَا رِبْقاً وَ یعْتِقَ فِیهَا رِقّاً وَ یصْدَعَ شَعْباً وَ یشْعَبَ صَدْعاً). بنابراین، از یک منظر میتوان اهداف آن قیام را در سه بخش مهم خلاصه کرد. اولین رسالتِ آخرین امام، گره گشایی از زندگی خلق خدا است. از نظر لغوی، «رِبق» به معنی طنابی است که در آن گرههای متعددی باشد و هر گرهی را «رِبقه» میگویند. کار طاغوتها و پیشوایان ستمگر، گره انداختن در زندگی مردم است؛ امّا کار امام عادل، گرهگشایی. این گرهها میتواند مادی باشد یا معنوی و فکری. آن حضرت، هم مشکل گشای زندگی مادی مردم و مایه خیر و برکت و رفاه آنان است و هم عقدههای فکری و شبهههای علمی را از بین میبرد.
اما هدف بعدی که در این خطبه مطرح شده، آن است که امام موعود بردگان را آزاد میسازد. «رِقّ» مصدر است و عمومیت دارد؛ یعنی آن حضرت هر نوع بردگی و بندگی را از بین میبرد و هر بردهای را آزاد میکند؛ چه بردههای جسمی و کسانی که مورد استثمار قرار گرفته و در واقع قدرتمندان از آنان بیگاری میکشند و چه بردههای فکری. پس عصر ظهور، عصر رفاه و فرزانگی است. با باز شدن گره از مشکلات زندگی و از بین رفتن فقر و نیاز، دیگر کسی برده دیگران نخواهد شد و دست نیاز و خواری به سوی بندگانی چون خود دراز نخواهد کرد؛ چنانکه وقتی شبهات فکری از بین برود و حقیقت نمایان شود، دیگر کسی فریب حاکمان جبّار را نخواهد خورد.
آن حضرت در خطبه دیگری این حقیقت شیرین را چنین توضیح داده است: «او قاضیان و داوران بدکردار را ریشه کن میکند، کاخهای سربرافراشته و اموالی را که روی هم انباشته شده از شما میگیرد، فرمانروایان ستمپیشه را برکنار میسازد، زمین را از لوث وجود هر دغلکاری پاکیزه میگرداند، در میان شما به عدل و داد رفتار میکند و معیارهای درست را برای شما بر پا میدارد. در این هنگام، زندهها آرزو میکنند که مردگان برای مدّت کمی هم که شده بازگردند و از این زندگی برخوردار شوند. آنچه گفته شد مقدّر شده و بیتردید واقع خواهد شد.»
سومین کاری هم که امام زمان(عج) میکند آن است که جمع دشمنانِ متحد را پراکنده و جمع پریشان اهل ایمان را متحد میسازد! چه میتوان کرد که به قول شیخ بهایی: «آبادی میخانه ز ویرانی ماست- جمعیت کفر از پریشانی ماست!»
در ایام مبارک نیمه شعبان، با این امید که دهه فجر انقلاب اسلامی به صبح طلوع خورشید امام عصر(عج) متصل گردد و فتنههای پی در پی، مانند گذشته بیاثر ماند، دست به دعا برداشته همان را آرزو میکنیم که حضرتش به ما آموخت: «خدایا! پریشانی ما را به یاری او جمع کن و پراکندگی ما را به او وحدت بخش و گسیختگی ما را با او پیوند ده و اندک ما را به او زیاد کن و خواری ما را به او عزّت ده و تنگدستی ما را به او توانگری بخش و بدهی ما را از برکت او ادا کن و تهیدستی ما را به مدد او جبران فرما و جدایی و دو دستگی ما را به او برطرف کن و دشواری کار ما را به او آسان گردان و روی ما را به دیدار او سپید کن... و به وسیله او ما را بر دشمنان خود و دشمنان خویش یاری ده، ای معبود حق، آمین!»
معاون راهبردی و امور مجلس رئیسجمهور
منبع: روزنامه ایران، ۱۸ بهمن ۱۴۰۴