به گزارش خبرنگار سیاست خارجی ایرنا، دور نخست از مرحله تازه گفتوگوهای ایران و آمریکا در حالی روز جمعه ۱۷ بهمن ماه در مسقط، پایتخت عمان، برگزار شد که روابط دو طرف در هفتههای اخیر در شیبی تند از تنشهای فزاینده حرکت میکرد. این مذاکرات در فضایی آغاز شد که سایه جنگ ۱۲ روزه هنوز از معادلات دوجانبه، منطقه و بینالمللی کنار نرفته و بیاعتمادی متراکمشده، هرگونه بازگشت به دیپلماسی را به مسیری پرابهام و شاید هم پرریسک بدل کرده است.
در این فضا، میز مذاکرات مسقط محصول ضرورت بود؛ ضرورتی که از تلاقی نگرانیهای امنیتی، فشار بازیگران منطقهای و بیم از لغزش دوباره به سوی تقابل مستقیم شکل گرفت. در چنین بستری، گفتوگوهای جدید بیش از آنکه نشانه گشایش باشد، تلاشی برای مهار بحران و آزمونی برای سنجش اراده کاخ سفید و شخص رئیس جمهور ایالات متحده در عبور از فضای تقابل به سوی چارچوبی حداقلی از تفاهم تلقی میشود.
شروعی محتاطانه پس از ماهها تنش؛ گفتوگوهای فشرده و توافق بر ادامه مذاکرات
سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه، پس از پایان نخستین دور از مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در مسقط، از برگزاری گفتوگوهایی طولانی، فشرده و چندمرحلهای خبر داد که با میانجیگری فعال عمان انجام شد. به گفته وی، این مذاکرات که از صبح تا عصر ادامه داشت، فرصتی فراهم کرد تا پس از ماهها وقفه، دیدگاهها، نگرانیها و مطالبات دو طرف در فضایی قابل قبول به یکدیگر منتقل شود؛ فضایی که نقش وزیر امور خارجه عمان در تسهیل آن تعیینکننده بود.
رئیس دستگاه دیپلماسی با تأکید بر انتقال شفاف منافع و حقوق مردم ایران، این دور از گفتوگوها را «شروعی خوب» توصیف کرد، اما ادامه آن را منوط به مشورتهای داخلی در پایتختها دانست. به گفته عراقچی، در اصل تداوم مذاکرات میان طرفین توافق نظر وجود دارد، هرچند زمان، شکل و دستورکار دور بعدی گفتوگوها پس از رایزنیهای بیشتر و از مسیر عمان مشخص خواهد شد.
وی با اشاره به فضای بیاعتمادی عمیقی که پس از هشت ماه پرتنش و وقوع جنگ اخیر شکل گرفته است، این بیاعتمادی را مهمترین مانع پیشروی مذاکرات دانست و تأکید کرد که غلبه بر این فضا، پیششرط طراحی هرگونه چارچوب جدید برای گفتوگوهاست. همزمان، اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، نیز اعلام کرد مذاکرات مسقط با تفاهم برای ادامه رایزنیها پایان یافته است.
در سوی دیگر، دونالد ترامپ با لحنی متفاوت از «خوب بودن» مذاکرات سخن گفت و مدعی شد ایران خواهان دستیابی به توافق است؛ اظهاراتی که در کنار مواضع رسمی تهران، نشان میدهد مسیر گفتوگوها همچنان با احتیاط و آزمون متقابل ادامه خواهد یافت.
مذاکرات عمان و زخم بیاعتمادی برجا مانده از جنگ
مسقط پیشتر نیز یکی از ایستگاههای اصلی گفتوگوهای غیرمستقیم ایران و آمریکا بوده است؛ گفتوگوهایی که در مقاطع مختلف، با میانجیگری فعال عمان، تلاش داشت کانال ارتباطی حداقلی میان دو طرف را حفظ کند. مسیری که هدف آن مدیریت اختلافات، مهار تنش و آزمودن امکان بازگشت تدریجی به چارچوب دیپلماسی بود، هرچند این تلاشها هیچگاه به یک روند پایدار منتهی نشد.
بیاعتمادی عمیقی که وزیر امور خارجه ایران امروز از آن سخن میگوید، ریشه در همین تجربههای نیمهتمام دارد؛ بیاعتمادیای که اوج آن در جریان جنگ ۱۲ روزه در خردادماه (ژوئن سال گذشته) شکل گرفت. این جنگ در حالی آغاز شد که تهران خود را برای ورود به دور جدیدی از مذاکرات آماده میکرد؛ روندی که میتوانست بار دیگر مسیر گفتوگو را فعال کند، اما با اقدام نظامی اسرائیل علیه ایران، آن هم به اذعان مقامهای آمریکایی با چراغ سبز واشنگتن، بهطور ناگهانی متوقف شد.
پس از آغاز این تجاوز، ایالات متحده نیز بهطور مستقیم به آن پیوست و تأسیسات هستهای ایران را که تحت نظارت بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی قرار داشت، هدف حملات نظامی قرار داد. از نگاه تهران، این تحولات نهتنها ضربهای جدی به اعتماد متقابل وارد کرد، بلکه این پیام را مخابره کرد که حتی در آستانه گفتوگو نیز امکان توسل به گزینه نظامی از سوی طرف مقابل منتفی نیست. در چنین زمینهای، مذاکرات مسقط بیش از آنکه ادامهای طبیعی بر مسیر پیشین باشد، تلاشی برای ترمیم شکافی عمیق است که در میانه آمادهسازی برای دیپلماسی، با جنگ و بمباران گشوده شد.
دیپلماسی زیر فشار؛ مخالفت تندروها و تلاش برای تغییر دستورکار مذاکرات
ادامه گفتوگوهای غیرمستقیم ایران و آمریکا، فراتر از پیچیدگیهای ذاتی میان دو طرف، با مجموعهای از فشارهای سیاسی و امنیتی در واشنگتن و تلآویو مواجه است؛ فشارهایی که اساساً با هرگونه مسیر دیپلماتیک میان تهران و واشنگتن سر سازگاری ندارند. لابی صهیونیستی و جریانهای جنگطلب آمریکایی، دیپلماسی را تهدیدی برای راهبرد تقابل مدنظر خود میدانند و در تلاشاند تا فضای گفتوگو را پیش از آنکه به چارچوبی قابل اتکا برسد، مسدود کنند.
در این میان، مارکو روبیو، از چهرههای شاخص جریان تندرو در کاخ سفید، طی روزهای اخیر با اظهاراتی صریح کوشیده است دستورکار مذاکرات را از چارچوب هستهای فراتر ببرد. تأکید مکرر او بر ضرورت گنجاندن موضوعاتی چون توان موشکی و دفاعی ایران و همچنین سیاستهای منطقهای تهران در مذاکرات، از نگاه ناظران تلاشی هدفمند برای پیچیدهسازی روند گفتوگو و ایجاد موانع جدید بر سر راه آغاز واقعی دیپلماسی میان دو کشور تلقی میشود.
همزمان، لابی صهیونیستی نیز با تحرکات سیاسی و رسانهای گسترده، میکوشد مانع از شکلگیری هرگونه تفاهم میان ایران و آمریکا شود. این جریان، با برجستهسازی روایتهای امنیتی و القای تهدید فوری، در پی آن است که ایالات متحده را به سوی سناریوی تقابل و حتی جنگی تازه در غرب آسیا سوق دهد؛ سناریویی که نهتنها مسیر دیپلماسی را مسدود میکند، بلکه میتواند منطقه را بار دیگر در آستانه بیثباتی گسترده قرار دهد
آزمون اراده سیاسی؛ دیپلماسی میان بازدارندگی و تصمیم کاخ سفید
مذاکرات مسقط را میتوان فراتر از یک گفتوگوی فنی یا سیاسی مقطعی، بهمثابه آزمونی جدی برای کاخ سفید ارزیابی کرد؛ آزمونی که نشان خواهد داد آیا دولت آمریکا توان و اراده پیشبرد دیپلماسی را در برابر فشار جریانهای جنگطلب دارد یا خیر. در این چارچوب، دونالد ترامپ با اتکا به پایگاه سیاسی و حامیان خود، در موقعیتی قرار گرفته است که باید میان تداوم مسیر گفتوگو یا تسلیم شدن در برابر تندروهای مخالف هرگونه توافق با ایران، دست به انتخاب بزند.
در سوی دیگر، ایران در حالی وارد این مسیر شده است که همزمان بر اصل بازدارندگی و آمادگی کامل برای دفاع در برابر هرگونه تجاوز نظامی تأکید دارد. با این حال، مواضع رسمی تهران نشان میدهد ترجیح نخست، همچنان بهرهگیری از راهکارهای کمهزینهتر و پایدارتر، از جمله دیپلماسی، برای تأمین منافع ملی و حقوق مردم ایران است؛ مسیری که تنها در صورت احترام متقابل و پرهیز از تهدید و فشار میتواند به نتیجه برسد.
بر این اساس، آینده گفتوگوها به چگونگی مدیریت این دوگانه در واشنگتن و پرهیز از ایجاد موانع جدید در مسیر مذاکرات گره خورده است. در صورتی که فشارهای بیرونی و کارشکنیهای سیاسی مانع تداوم روند نشود، انتظار میرود دور بعدی مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در روزهای آینده و بار دیگر با میانجیگری عمان برگزار شود؛ مذاکراتی که میتواند سرنوشت دیپلماسی در یکی از پیچیدهترین پروندههای سیاست خارجی را رقم بزند.