«حاشیه» عنوان نخستین فیلم بلند سینمایی محمد علیزادهفرد به تهیهکنندگی یوسف منصوری است که در ژانر معماییپلیسی تولید شده و روایتگر تجربه زیست حاشیهنشینی است و برای نخستین بار در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر اکران میشود. هادی کاظمی، مهران احمدی، سجاد بابایی، ونوس کانلی، میترا رفیع، جواد قامتی، محمود نظرعلیان، محمد موحدنیا، حسین شهبازی و آندیا عبدالرضایی از بازیگران این فیلم هستند. علیزادهفرد، کارگردان «حاشیه» پیش از این سیمرغ چهل و دومین جشنواره فیلم فجر را برای فیلم کوتاه داستانی «شریف» دریافت کرده بود؛ او همچنین فیلمهایی چون «تراس»، «چای جوشیده»، «تروا» و... را در کارنامه خود دارد. به بهانه اکران فیلمش در سینمای رسانه با او به گفتوگو نشستیم که مشروح آن را میخوانید.
ایدهای که از دل یک تجربه شخصی بیرون آمد
علیزادهفرد درباره چگونگی شکلگیری ایده این فیلم میگوید: سال ۹۸ و اولین باری که قصد داشتم برای ساخت فیلم بلند قدم بردارم، ایده اولیه و مرکزی «حاشیه» شکل گرفت. این تصمیم به دلیل دغدغه شخصیام نسبت به مسئله حاشیهنشینی و اتفاقاتی بود که در چنین فضاهایی رخ میدهد. به واسطه تجربه زیستی که در یک دوره از زندگیام در فضای پایین شهر و حاشیهای شهر داشتم، پرداختن به این موضوع برایم جذاب بود. اتفاقها و داستانهایی که در این فضا رقم میخورد، به مراتب جذابتر از رخدادهایی است که در محیطهای دیگر اتفاق میافتد و قابلیت روایت بیشتری دارد.
وی در ادامه اضافه میکند: نکته دیگر این بود که با گذشت زمان، هرچه جلوتر آمدیم نه تنها وضعیت حاشیهنشینی بهبود نیافت؛ بلکه به دلیل مشکلات اقتصادی و شکاف طبقاتی هر روز بیشتر میشود، از طرفی دیگر تعداد حاشیهنشینها هم نهتنها کاهش نیافت؛ بلکه افزایش پیدا کرد و این دغدغه برایم همچنان ادامه داشت تا اینکه شرایط فراهم شد و توانستیم فیلم را بسازیم.
کارگردان فیلم با بیان اینکه فیلمنامه «حاشیه» را بهطور مشترک با بنیامین هفتسنگ نوشته، درباره لوکیشنها و جغرافیای داستان میگوید: ما جستوجوهای زیادی انجام دادیم، اما با پیشنهاد سعید هنرمند طراح صحنه پروژه تصمیم گرفتیم فیلم را در اطراف کرج بسازیم و تمامی لوکیشنها در این منطقه متمرکز بود.
تجربیات شخصی و نزدیکی به واقعیت
وی درباره اینکه چقدر تجربیات شخصیاش در روایت واقعی شرایط زندگی حاشیهنشینان به کمکش آمده، میگوید: اینکه فیلم چقدر به واقعیت نزدیک است، درنهایت از فیدبکهای مخاطبان بیرون میآید و امیدوارم این اتفاق افتاده باشد. اما زندگی کردن من در چنین فضاهایی، اگرچه متعلق به سالهای پیش است، اما در داشتن یک تصویر ذهنی منسجم از این محیط و اتفاقاتی که در آن رخ میدهد، قطعاً به من کمک کرده و امیدوارم توانسته باشیم این فضا را بهگونهای به تصویر بکشیم که برای مخاطب هم باورپذیر باشد.
حساسیت موضوع حاشیهنشینی و چالشها
علیزادهفرد در واکنش به حساس بودن معضل حاشیهنشینی و اینکه چقدر فیلم توانسته بدون آنکه دچار لکنت شود یک راوی واقعی از شرایط و معضلات حاشیهنشینی باشد، اینطور توضیح میدهد: بیشک همه آنچه در واقعیت میبینید و زیست کردهاید، روی پرده سینما قابل نمایش نیست و شاید این ملاحظه وجود داشته باشد که برخی مسائل نباید روایت شوند. اما با این حال، تمام تلاش ما بر این بود که التهاب و اتفاقاتی که در این فضا وجود دارد را از منظر روایت خود به مخاطب منتقل کنیم.
وی ادامه میدهد: در این سالها فیلمهای زیادی درباره حاشیه و پایین شهر ساخته شده که هرکدام از یک زاویهای به این موضوع پرداختهاند. من سعی کردهام شبیه به دیگران نباشم و فیلمم شبیه خودم و به یک روایت شخصی از آن فضا تبدیل شود.
تجربه همکاری با بازیگران
این کارگردان در بخش دیگری از صحبتهای خود درباره تجربه همکاری با بازیگران فیلمش میگوید: من با هیچکدام از بازیگران اصلی که در این فیلم کار کردم، پیشتر تجربه همکاری نداشتم. سعی کردم در نقشهای فرعی از بازیگران فیلم کوتاه استفاده کنم تا فرصتی برای دیده شدن آنها فراهم شود. خودم را فیلمساز فیلم کوتاه میدانم و دوست داشتم در نخستین فیلم بلندم، این اتفاق برای همه دوستانم رقم بخورد. در میان عوامل هم همین روند برقرار بود و بسیاری از کسانی که در تیم حضور داشتند، پیشتر در فیلمهای کوتاه با آنها همکاری کرده بودم.
وی در ادامه خاطرنشان میکند: در مورد بازیگرانی چون مهران احمدی، هادی کاظمی و سجاد بابایی و خانمها کانلی و رفیعی، این اولین تجربه همکاری من با این دوستان بود و بسیار همراه بودند و دغدغه داشتند که نتیجه کار خوب شود. این نخستین باری است که هادی کاظمی در یک نقش جدی سینمایی حضور دارد و من از انتخاب او راضی هستم، زیرا بازیگران موفق در فضای کمدی اگر فرصت کار جدی داشته باشند، اتفاقات خوبی رقم میزنند. امیدوارم ارتباط مخاطب با این بازیگران نیز ارتباط خوبی باشد.
علیزادهفرد در ادامه با اشاره به چالشهایی که در زمان ساخت فیلم با آنها روبهرو بوده، تأکید میکند: وقتی شما مسائل اجتماعی و معضلات شهری را روایت میکنید و در فیلم پلیس دارید، طبیعتاً با چالشهایی روبهرو میشوید که فیلمهایی که به این فضا نزدیک نمیشوند، کمتر با آن مواجه هستند. ما هم از این قاعده مستثنا نبودیم، اما سعی کردیم تا جایی که ممکن است، چیزی را روایت کنیم که برای مخاطب جذاب و باورپذیر باشد.
وی در واکنش به اینکه در سالهای اخیر سینمای اجتماعی در ایران از جامعه عقب مانده و در این شرایط چطور میتوان فیلمی ساخت که زبان الکنی نداشته باشد و بتواند حرفش را بزند، تصریح میکند: تمام این اتفاقها برای من رقم خورده است! وقتی میگویم ایده فیلم از سال ۹۸ شروع شده و در سال ۱۴۰۱ یک بار به شکل جدی برای تولید اقدام کردیم، اما به نتیجه نرسید و دوباره در سال ۱۴۰۳ پیگیری کردیم و درنهایت امسال توانستیم آن را بسازیم، یعنی همه این مشکلات وجود داشته است.
نکته اینجاست که مردم در کف جامعه زندگی میکنند و خودشان آسیبها و اتفاقها را میبینند. اگر مسئولان سعه صدر بیشتری داشته باشند و اجازه بدهند فیلمسازان خودمان این معضلات را روایت کنند و درباره آن حرف بزنند، این خودش به دیده شدن این معضلات و مشکلات کمک میکند و شاید کسانی که توانمند و تأثیرگذار هستند بتوانند توجه بیشتری به آسیبها داشته باشند.
وی ادامه میدهد: اما در مورد سینمای اجتماعی که عقب مانده هم باید بگویم واقعاً این معضل تقصیر فیلمسازان نیست که به دلیل شرایط نامطلوب، عطای فیلمسازی را به لقایش میبخشند و سراغ فیلمهای آرام و کماثر می روند یا به کمدیهای سطحی میپردازند. اما همچنان امیدوارم با این فیلمهای اجتماعی نگاهی همراهتر و حمایتگرانهتری ایجاد شود.