شناسهٔ خبر: 77040709 - سرویس اجتماعی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه فرهیختگان | لینک خبر

معاونت علوم تربیتی و مهارتی دانشگاه آزاد اسلامی در گفت‌وگو با «فرهیختگان»:

هزینه در حوزه فرهنگ باید به موفقیت‌های علمی منجر شود

معاونت علوم تربیتی دانشگاه آزاد اسلامی در گفت‌وگو «فرهیختگان» اظهار کرد: در حال حاضر ما ۲۰ مهدکودک داریم که مستقل هستند. همچنین حدود ۳۰۰ واحد پیش‌دبستانی یک و دو داریم.

صاحب‌خبر -
ابوالفضل مظاهریابوالفضل مظاهریدبیر گروه دانشگاه

ابوالفضل مظاهری- سارا طاهری، گروه دانشگاه: معاونت علوم تربیتی و مهارتی دانشگاه آزاد اسلامی، جایی است که آموزش و مهارت با هم پیوند می‌خورند. جایی که کودکان و دانشجویان برای مواجهه با زندگی و بازار کار آماده می‌شوند و زیست‌بوم مهارتی دانشگاه شکل می‌گیرد. این معاونت مسئول طراحی و اجرای برنامه‌های مهارتی در مدارس سما، هنرستان‌ها و واحد‌های دانشگاهی است و مسیر تربیت و توانمندسازی نسل آینده را هموار می‌کند. مسیری که هدایت آن از ابتدای آذرماه امسال به دست علیرضا لادن‌مقدم سپرده شد. فردی که باسابقه طولانی در دانشگاه آزاد شناخته می‌شود؛ او پیش‌ازاین ریاست دانشگاه آزاد اسلامی استان سمنان، واحد یادگار امام خمینی(ره)، واحد علی‌آبادکتول، واحد گرمسار و معاونت آموزش‌های فنی و حرفه‌ای سازمان سما را در کارنامه خود دارد و حالا باتکیه‌بر تجربه‌های گسترده خود، هدایت زیست‌بوم مهارتی، توسعه مدارس سما و هنرستان‌ها و تربیت اسلامی کودکان را در دستور کار قرار داده است. مشروح گفت‌وگوی «فرهیختگان» با ایشان را در ادامه از نظر می‌گذرانید.

آقای دکتر، اجازه بدهید از موضوع «زیست‌بوم مهارتی» شروع کنیم. دانشگاه آزاد اکنون می‌تواند ادعا کند که اجزای مختلف یک زیست‌بوم مهارتی را در اختیار دارد، هرچند ممکن است همه اجزا با قوت کامل مشغول فعالیت نباشند. اگر بخواهید یک تصویر کلی از وضعیت فعلی این زیست‌بوم در حوزه مهارت ارائه دهید، آن تصویر چگونه است؟ اندیشه و نگاه شما برای هدایت این زیست‌بوم به سمت آینده چیست و قرار است در کوتاه‌مدت و میان‌مدت دانشگاه آزاد این زیست‌بوم را در چه شرایط و موقعیت جدیدی ببیند؟

خدمتتان عرض کنم، بحث مهارت در واقع زیرمجموعه فناوری است. وقتی از مهارت صحبت می‌کنیم، منظور توانایی یادگیری و برخورد مؤثر با محیط کار است. حوزه علوم تربیتی و مهارتی بسیار گسترده است و علت آن هم همین پل ارتباطی گسترده‌ای است که مهارت ایجاد می‌کند.

در دانشگاه آزاد، مجموعه‌های مختلفی داریم که مهم‌ترین آن‌ها «سما» است؛ شامل مدارس ما که خود به دو شاخه بزرگ تقسیم می‌شوند: گروه اول، کودکان دو تا شش سال هستند که تحت عنوان «تربیت اسلامی کودک» یا «تاک» شناخته می‌شوند. گروه دوم، فرزندان ما از سن ۷ تا ۱۸ سال هستند که بعداً وارد دانشگاه می‌شوند و بخش عمده آن‌ها همان هنرستان‌ها هستند که تمرکز اصلی بر مهارت، فناوری و تکنولوژی‌های آموزشی دارند. ما برای تربیت اسلامی کودکان برنامه‌های متعددی داریم؛ برای بچه‌های دو تا شش سال محتوا تولید می‌کنیم، داستان‌سازی انجام می‌دهیم و آن‌ها را با محیط مدرسه و فضای آموزشی آشنا می‌کنیم.

در حال حاضر ما ۲۰ مهدکودک داریم که مستقل هستند و زیرمجموعه مدارس نیستند؛ قوی‌ترین آن‌ها در خود میدان دانشگاه قرار دارد و با بهترین تکنولوژی‌ها اداره می‌شود. همچنین حدود ۳۰۰ واحد پیش‌دبستانی یک و دو داریم. در این زمینه برنامه‌های بسیار خوبی داریم؛ تولید محتوا، توانمندسازی و مهارت‌آموزی به مربیان و مدیران این سنین انجام می‌شود، حتی خانواده‌ها هم در این فرایند دخیل هستند. کودک بین دو تا شش سال روان‌شناسی، رفتار و یادگیری خاص خود را دارد و خیلی وقت‌ها نباید خیلی چیز‌ها را به آن‌ها یاد داد. برای مثال گفته می‌شود تا دوسالگی نباید بچه زیاد تلویزیون ببیند و باید با رسانه‌ها محدود برخورد شود. متأسفانه اکنون بسیاری از کودکان با بیماری‌های خاص ناشی از رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی روبه‌رو شده‌اند. ما ان‌شاءالله می‌خواهیم کودکان را با تربیت اسلامی آماده کنیم و وارد پیش‌۱ و پیش‌۲ و سپس مدرسه کنیم. در مدرسه هم بحث مهارتی مهم است و ما با کودکان مهارت‌ها را دنبال می‌کنیم. اینجا لازم است کمی به مأموریت من در علوم تربیتی اشاره کنم؛ کسی که می‌خواهد با این کودکان کار کند باید عرصه را دیده باشد. نمی‌تواند کسی که دکترا دارد، حتی دکترای تربیت‌بدنی، معلم ورزش یک کودک هفت‌ساله باشد، مگر آنکه دوره‌دیده باشد. نوع برخورد معلم با یک کودک هفت‌ساله با کسی که در حال گرفتن دیپلم است، متفاوت است. در سنین پایین، فعالیت‌ها باید بیشتر بازی و تفریح باشد؛ اگر برای کنکور ورزش را بگوییم، شاید برای کودک قابل‌قبول نباشد؛ بنابراین مربیان باید دوره‌دیده باشند و این دوره‌ها را می‌توان در دانشکده‌های علوم تربیتی دید.

یکی از یادگار‌های بسیار خوب شهید دکتر طهرانچی و هم‌رزم و دوستشان، آقای دکتر رنجبر، ادامه‌دهنده بحث «عرصه‌محور کردن» یا همان شاخه مهارتی است. برای همین، ما رشته‌های علوم تربیتی را به سمت مهارتی هدایت کردیم و در بسیاری از مدارس، مانند استان یزد، کلاس‌های آموزشی را به‌گونه‌ای طراحی کردیم که از بیرون دیده شود. دانشجویان روان‌شناسی و علوم تربیتی آموزش ابتدایی پشت آن اتاق‌ها هستند و بدون اینکه محصل بداند، حرکات و آموزش آن‌ها مشاهده می‌شود. البته این روش نقص‌هایی هم دارد و باید بهبود یابد. در برنامه آینده ما، هدف این است که این آموزش‌ها تکمیل‌تر و به‌روزتر شود و با استفاده از تکنولوژی آموزشی، کسانی که وارد مجموعه مدارس یا مهدکودک ما می‌شوند، عرصه را خوب دیده باشند و با کودکان آشنا شده باشند. به عبارت دیگر، یکی از مهارت‌ها آشنایی با محیط کار و تجربه عملی است. حتی اگر فرد فوق‌لیسانس یا دکترای آموزش ابتدایی داشته باشد، بدون گذراندن این تجربه عملی، ممکن است نتواند به‌درستی در کلاس عمل کند. ما با رویکرد عرصه‌محور، تجربه عملی را به کسانی که معلم و آموزگار ما خواهند بود، آموزش می‌دهیم.

این‌ها دوره‌ها را می‌گذرانند و وارد نوبت اول دبیرستان می‌شوند. در نوبت دوم، مهارت‌ها اختصاصی‌تر می‌شود. برخی روی بچه‌های اقتصاد، علوم‌انسانی، علوم‌تجربی و ریاضی تمرکز می‌کنند. در این مرحله، کار ما تخصصی‌تر و مهارتی‌تر می‌شود.

در اینجا، همان انستیتو‌هایی که در خارج هم وجود دارند و بسیار به آن‌ها اهمیت می‌دهند، وارد می‌شوند. ما دنبال افرادی هستیم که کاردان باشند. اوایل انقلاب، شورای انقلاب‌فرهنگی رشته فوق‌دیپلم را به کاردانی تبدیل کرده بود و به نظر من درست هم بود؛ یعنی ماهیت اصلی این بود که نیرو‌های ماهر تربیت کنیم. به‌عنوان مثال، کسی که کشاورزی می‌خواند قرار است وارد مزرعه یا گلخانه شود، پرورش قارچ کند یا فعالیت عملی انجام دهد. لزومی ندارد دکترای کشاورزی داشته باشد، چرا که دکتر کشاورزی کار پژوهشی انجام می‌دهد، اما این فرد نیاز به آموزش مهارتی عملی دارد؛ بنابراین ما با یک دوره کاردانی این مهارت‌ها را آموزش می‌دهیم و در واحد‌ها هم ادامه می‌دهند.

یادم است اوایل انقلاب‌فرهنگی، ۹۶ رشته مهارتی داشتیم. اما به دلایلی، یا شاید به‌خاطر فرهنگ ما که مردم بیشتر دنبال مدرک هستند و می‌گویند «فوق‌دیپلم به چه درد می‌خورد؟»، کاردانی‌ها متأسفانه به فوق‌دیپلم بازگشت و خیلی از رشته‌های کاردانی هم حذف شد. اگر یادتان باشد، موقعی که آموزش ۱۱ساله بود، آموزش‌وپرورش کاردانی حرفه‌ای داشتیم، به نام کاردانی پیوسته و به نظر من آن دوره‌ها موفق بودند. یعنی کسی که می‌خواست جوشکار شود، کسی که می‌خواست برق‌کار شود، کسی که می‌خواست روی گرافیک کار کند یا کسی که می‌خواست معلم ابتدایی شود، در آن کاردانی‌ها بسیار خوب جواب می‌گرفت. به هر دلیلی این روند متوقف شد، اما اکنون دوستان ما که در سال‌های آخر تحصیل خود هستند، یا باید وارد مهارتی شوند یا به شاخه کار و دانش و هنرستان بروند. ما برنامه کاملی در این زمینه داریم و این شد وظیفه اول ما.

آقای دکتر، اگر اجازه بدهید پرونده آموزش عمومی دانشگاه آزاد را با هم مرور کنیم و بعد وارد بحث دانشگاه شویم، چه در حوزه مهارتی و چه در حوزه تربیتی. در بحث آموزش عمومی، به مهدکودک‌ها و پیش‌دبستانی‌ها اشاره کردید و آماری هم دادید. الان وضعیت تعداد مدارس سما به چه شکل است؟ در این سال‌های اخیر تلاش‌هایی برای رشد تعداد مدارس داشتیم و از طرفی به هنرستان‌ها هم اشاره کردید. اگر آماری از تعداد هنرستان‌های فعال دانشگاه آزاد هم بدهید، خوب است و اینکه این رویکرد توسعه‌ای در دوره حضور شما هم ادامه پیدا خواهد کرد؟

سؤال بسیار خوبی است. ما حدود ۸۵۰ تا، حالا من چون حدود می‌گویم، چون بعضی‌ها تمدید نمی‌شود پروانه‌هایشان و بعضاً اضافه می‌شوند، حدود ۸۵۰ تا مدرسه داریم که از این تعداد، حالا بازم با تقریب می‌گویم، رشد هنرستان‌های ما و کار و دانش‌های ما مخصوصاً در استان تهران زیاد بالا نبوده است. یکی از اهداف ما که برمی‌گردد به سؤال اول شما در حوزه مهارتی، این است که ما باید این‌ها را با سرعت گسترش بدهیم و در واقع کمکی هم هنرستان‌های ما به آموزش عمومی ما می‌کنند، چون تجهیز هنرستان‌ها بیشتر خیلی سرمایه‌بر است و تکنولوژی می‌خواهد، دستگاه می‌خواهد و مدارس ما یا خود وزارت آموزش‌وپرورش در تجهیزات خیلی به مشکل می‌خورند.

تصور کنید یک کارگاه برق یا یک کارگاه جوش چقدر هزینه دارد. در حال حاضر، فکر نمی‌کنم بیشتر از ۵۰ تا ۶۰ هنرستان داشته باشیم. یکی از هنرستان‌های موفق ما در کن قرار دارد. این تجربه مربوط به زمانی است که من، همان‌طور که بیوگرافی من را می‌دانید، معاون مهارتی بودم و با این حوزه کاملاً آشنا هستم. شاید یکی از دلایلی که اکنون موفقیت‌های خوبی داریم، همین آشنایی با نقاط ضعف و قوت این بخش است.

در دوره مسئولیت من، یک هنرستان پسرانه در کن بود که آن آموزشکده را به یک هنرستان کامل تبدیل کردم و این اقدام مورد استقبال آموزش‌وپرورش قرار گرفت. این هنرستان دارای سالن ورزشی مدرن و کارگاه‌های مجهز بود. در آن زمان، برخی انتقاد می‌کردند که ساختمان با این ظرفیت فقط با ۶۰ دانش‌آموز؟ اما گفتم صبر کنید، نتیجه مثبت خواهد بود. چند روز پیش که با مدیر مدرسه صحبت می‌کردم، گفت: «آقای لادن، شما یادگاری ارزشمندی گذاشتید؛ اکنون ما ۳۰۰ هنرجو داریم.» این یکی از موفقیت‌هایی است که به‌دست‌آمده است.

ما قصد داریم این مسیر را ادامه دهیم و تمرکز خود را بیشتر بر هنرستان‌ها قرار دهیم. در مورد تعداد مدارس، فعلاً ۸۵۰ مدرسه داریم و برنامه داریم این تعداد را افزایش دهیم. طبق سند تحول و تعالی دانشگاه، هدف ما رسیدن به ۱۲۰۰ مدرسه است، اما کیفیت آموزش نیز نباید فراموش شود. باتوجه‌به نزدیک شدن پایان سند، پیش‌بینی نمی‌کنم به ۱۲۰۰ برسیم، اما انتظار دارم تا مهرماه تعداد مدارس به حدود هزار مدرسه برسد. همواره تلاش کرده‌ام آمار و ارقام دقیق و صحیح باشد.

در این مدت، چند رئیس استان با من صحبت کرده‌اند. در استان قم یک تفاهم‌نامه منعقد کردیم؛ مدرسه نیمه‌کاره بود و ما سرمایه‌گذاری کردیم. همچنین در گلستان، لردگان، چهارمحال‌وبختیاری، یزد، اصفهان و تیران برنامه‌هایی در دست انجام داریم تا بتوانیم به تعداد موردنظر برسیم. اما هدف من صرفاً رسیدن سریع به ۱۲۰۰ مدرسه نیست، بلکه می‌خواهم همراه با کیفیت این رشد انجام شود.

در کنار این‌ها، مجموعه‌ای از مدارس تحت عنوان «سعادت» یا مدارس معارف اسلامی داریم که رویکرد مهارتی نیز دارند و فعالیت‌های بسیار خوبی انجام شده است. در حال حاضر حدود ۱۶ مدرسه معارف اسلامی داریم. نکته مهم این است که تحصیل در این مدارس بسیار ارزان است و برای برخی افراد رایگان است. حتی در سیستان و بلوچستان، مدرسه سعادت داریم که شامل اسکان و آموزش ۲۴ ساعته تحت پوشش ما و کمیته امداد امام خمینی(ره) است و مهارت‌های اسلامی به دانش‌آموزان ارائه می‌شود. این مدارس نیز توسعه بسیار خوبی خواهند داشت.

مدارس سعادت رویکرد معارفی دارند؟

بله، این مدارس رویکرد معارفی دارند. بر اساس فرمایشات حضرت آقا، دروس مدارس معارف اسلامی اهمیت ویژه‌ای دارند و ما با تمام توان آن‌ها را تقویت خواهیم کرد، هم از نظر کمّی و هم از نظر کیفی. هدف من این است که تعداد مدارس در استان‌ها به طور متعادل توسعه یابد. در حوزه خواهران نیز، حتی مهدکودک‌ها را کم‌کم آغاز می‌کنیم، سپس به دبستان نوبت اول و نوبت دوم می‌رسیم و در نهایت دانشگاه. ما حتی قصد داریم تحصیل دانش‌آموزانی که در مسیر تربیت سعادت قرار دارند، رایگان باشد. این برنامه در مجتمع آموزشی مادران شهرری آغاز شده و سری اول در مشهد انجام شده است؛ سری دوم نیز ان‌شاءالله در مهرماه امسال در تهران اجرا خواهد شد.

یعنی دانش‌آموزانی که در مدارس معارف تحصیل کرده‌اند، می‌توانند در دوره دانشجویی، در خود دانشگاه آزاد و در رشته‌های مرتبط با حوزه معارف، به‌صورت رایگان تحصیل خود را ادامه دهند؟

بله، دقیقاً همین‌طور است. فرمایش حضرت آقا باید اجرا شود. پس از تکمیل این مرحله، وارد بسته پسران می‌شویم و بعد از آن نیز استان‌های دیگر را شخصاً بررسی می‌کنم و با تیم مدارس سعادت، ان‌شاءالله این برنامه‌ها را اجرا خواهیم کرد.

در حال حاضر مدارس سعادت در چند استان فعال هستند؟

حدود هشت استان را پوشش می‌دهند و در مجموع ۱۶ مدرسه داریم. این‌طور نیست که در هر استان دقیقاً دو مدرسه باشد؛ در برخی استان‌ها چهار مدرسه داریم و در برخی یک مدرسه. این مدارس هم پسرانه هستند و هم دخترانه.

پاییز امسال اتفاقی با عنوان «دهکده مهارتی» در دانشگاه آزاد همدان رقم خورد. شنیده شده این الگو برای استان سمنان که شما پیش‌تر مسئولیت اداره دانشگاه آزاد آن را بر عهده داشتید، نیز پیشنهاد شده است. باتوجه‌به اینکه اشاره کردید اداره هنرستان‌ها کار ساده‌ای نیست و ممکن است آموزش‌وپرورش به‌تنهایی از عهده آن برنیاید، آیا دانشگاه آزاد قصد دارد این الگو را گسترش دهد؟

اجازه بدهید توضیحی در این باره بدهم. مهارتکده چیز جدیدی نیست؛ در واقع همان هنرستان‌ها هستند، با این تفاوت که در محیط دانشگاه مستقر می‌شوند. همان‌طور که عرض کردم، ما قبلاً هنرستان‌ها را در آموزشکده‌ها و دانشکده‌های مهارت ایجاد می‌کردیم، اما امکانات بسیار بیشتری را در دانشگاه‌ها در اختیار داریم؛ فضا، کارگاه، آزمایشگاه و محیط باز و استاندارد. به بیان ساده، ما هنرستان را یک مرحله بالاتر آورده‌ایم و همان هنرستان را در واحد دانشگاهی مستقر کرده‌ایم که به آن «مهارتکده» گفته می‌شود. از نظر وزارت آموزش‌وپرورش، این همان هنرستان است، اما با امکانات بیشتر و کیفیت بهتر؛ بنابراین مهارتکده یک نوع آموزش یا جایگاه آموزشی جدید نیست، بلکه همان هنرستان‌هایی هستند که در محیط‌های دانشگاهی تأسیس می‌شوند. البته دانشگاه‌هایی می‌توانند این کار را انجام دهند که حداقل شرایط را داشته باشند؛ فضای فیزیکی مناسب، استاندارد و کارگاه‌های مستقل. کارگاه‌ها نباید هم‌زمان محل حضور دانش‌آموز و دانشجو باشند؛ باید تفکیک صورت بگیرد و هنرستان‌ها به‌صورت کاملاً ایزوله و جدا از فضای آموزشی دانشگاه فعالیت کنند، اما در دل محیط دانشگاه مستقر باشند. این کار را ما در شاهرود انجام دادیم و با همین سیاستی که توضیح دادم، ان‌شاءالله در آینده نزدیک در بسیاری از استان‌ها نیز اجرا خواهد شد. چه با عنوان دانشکده‌های مهارت در محیط دانشگاه و چه هنرستان‌های مستقر در دانشگاه. علاوه بر این، ما هنرستان‌های جوار صنعت و شبکه‌های صنعتی را هم داریم. در مجموع، سه نوع هنرستان داریم: هنرستان‌های آموزش‌وپرورش، هنرستان‌های دانشگاهی و هنرستان‌های جوار صنعت.

در حال حاضر از هنرستان‌های جوار صنعت چند مورد فعال داریم و در چه استان‌هایی هستند؟

در استان یزد عملکرد بسیار موفقی داشته‌ایم. این هنرستان‌ها هم در محیط دانشگاه فعال هستند و هم در صنایع، به‌ویژه در حوزه صنایع سرامیک. لازم می‌دانم همین‌جا از رئیس استان یزد و معاون امور مدارس، آقای مدرسی، تشکر ویژه داشته باشم، چرا که واقعاً در حوزه مدارس، استان یزد را جزء استان‌های نمونه می‌دانم.

البته، ما این‌ها را بیشتر با عنوان «دانشکده در محل» می‌شناسیم.

بله، به آن‌ها دانشکده در محل هم گفته می‌شود و هنرستان هم گفته می‌شود. دلیلش این است که بسیاری از صنایع دنبال این نیستند که نیرو‌هایشان الزاماً تحصیلات دانشگاهی داشته باشند؛ بیشتر به دنبال نیروی ماهری هستند که مثلاً تعمیرکارشان شود یا اپراتور پرس آن‌ها باشد. هنرستان‌های ما می‌توانند این وظیفه را به‌خوبی انجام دهند.

نکته دیگری که وجود دارد و ما قصد داریم روی آن کار کنیم، بحث مدارس شبانه است. در حال حاضر افراد زیادی هستند که به دلایل مختلف، از جمله مشکلات زندگی یا ازدواج، نتوانسته‌اند دیپلم خود را دریافت کنند. متأسفانه در این حوزه سوءاستفاده‌هایی هم صورت گرفته است؛ فرد می‌خواهد دیپلم بگیرد و وارد دانشگاه شود، اما مدرک دیپلم ندارد و مسائلی که شما خودتان بهتر در جریان آن هستید. من امروز دستور دادم که در این زمینه یک بخشنامه صادر شود. ما مجوز مدارس شبانه را برای این قشر داریم؛ حتی افرادی که جالب است بدانید از مهدکودک‌های ما وارد این مسیر شده‌اند اما در مقطعی وقفه افتاده، می‌توانند از این ظرفیت استفاده کنند. ان‌شاءالله این مدارس شبانه در مراکز استان‌ها فعال خواهند شد.

تا الان مدارس شبانه به این شکل نداشتیم؟

خیر، مدارس شبانه به این شکل نداشتیم، اما از این پس «سما شبانه» نیز جذب خواهد داشت؛ برای افرادی که می‌خواهند دیپلم بگیرند و ادامه تحصیل بدهند. هدف این است که این چالش‌ها و مشکلات برطرف شود؛ چالش‌هایی که متأسفانه روزبه‌روز هم بیشتر می‌شود و آگهی‌های متعددی مانند «دیپلم در یک لحظه» یا «دیپلم در آن واحد» را شاهد هستیم.

شهریه بسیاری از مدارس سما نسبت به مدارس غیرانتفاعی عدد پایین‌تری دارد. به لحاظ مقایسه، اگر بخواهیم در نظر بگیریم، به نظر می‌رسد در دانشگاه این موضوع مدنظر بوده که شهریه مدارس سما رقم بالایی نداشته باشد و سختی ایجاد نکند تا همه اقشار جامعه امکان دسترسی داشته باشند و این ظرفیت برای همگان فراهم باشد. با این حساب، گسترش مدارس از منظر اقتصادی، برای دانشگاهی که اقتصاد آن تا حد زیادی شهریه‌محور است و بخش قابل‌توجهی از درآمدش از محل ثبت‌نام‌ها، چه در فضای دانشگاه و چه در فضای مدارس تأمین می‌شود، شاید خیلی منطقی به نظر نرسد. این رویکرد توسعه‌ای در حوزه مدارس با چه هدفی دنبال می‌شود؟ با توجه به اینکه در فضای اقتصادی، به‌ویژه در سال‌های اخیر، تحولات جدی در حوزه اقتصاد و مدارس رخ داده، می‌خواهیم این موضوع را از زبان شما بشنویم؛ اینکه اولاً این رویکرد با توجه به زمینه‌ای که اشاره کردم، چه هدفی را دنبال می‌کند و در سوی دیگر، موضوع اقتصادی مدارس چگونه هدایت می‌شود؟

سؤالی بسیار خوب و حرفه‌ای است و من به شما تبریک می‌گویم؛ چرا که سؤالات بسیار دقیق مطرح می‌کنید و ما را وارد چالش‌های جدی می‌کنید. اولین نکته‌ای که باید درباره مدارس و به‌طور کلی بخش فرهنگی دانشگاه عرض کنم این است که ما سه مأموریت اصلی داریم؛ یکی بحث دانایی که همان آموزش است، دوم بحث توانایی که شامل فناوری و مهارت می‌شود و سوم مأموریت فرهنگی. ما در حوزه مدارس به هیچ عنوان دنبال سود نیستیم. در حوزه فرهنگ، ما باید هزینه کنیم. خود شما هم می‌بینید که اساساً در فعالیت‌های فرهنگی هیچ‌کس به دنبال سود نیست، چرا که اگر بخواهیم صرفاً با منطق حساب‌وکتاب مالی و دو دوتا چهارتا جلو برویم، اصلاً منطقی نخواهد بود. من در صحبت‌هایم به موضوع مدارس سعادت اشاره کردم و گفتم که یا شهریه بسیار کمی دریافت می‌کنیم یا حتی در مواردی شهریه‌ای دریافت نمی‌شود. همچنین طرحی را ارائه داده‌ام که هنوز نام آن نهایی نشده، اما به‌عنوان «مدارس نخبگان سما» مدنظر است؛ به این معنا که برای این مدارس، تجهیزات کمک‌آموزشی و فناوری بیشتری در نظر بگیریم و در کنار آن، خدمات‌رسانی بهتری نیز ارائه شود. ان‌شاءالله دانشگاه آزاد در این زمینه هم مأموریت خود را انجام خواهد داد تا کسانی که نتوانسته‌اند دیپلم بگیرند، چه در نوبت اول و چه در نوبت دوم، بتوانند مسیر تحصیلی خود را ادامه دهند.

یعنی در مدارس سما هم استعداد‌های درخشان را به‌صورت جداگانه ساماندهی می‌کنید؟

بله، به این منظور که بتوانیم امکانات آموزشی بیشتری در اختیار آن‌ها قرار دهیم. البته تعداد این مدارس را زیاد نخواهیم کرد و صرفاً در شهر‌هایی که جمعیت و ظرفیت مشخصی دارند، این کار انجام می‌شود. تمام این اقدامات بر اساس برنامه‌ریزی و تفکر قبلی بوده است. من زمانی که از این معاونت خارج شدم، تقریباً سه تا چهار سال فرصت داشتم که برنامه‌ریزی و فکر کنم و به نظر من بازگشت به خانه اصلی خودم این امکان را فراهم کرده که بتوانم این برنامه را اجرا کنم. بنابراین اجرای این برنامه را از مهرماه سال ۱۴۰۵ آغاز خواهیم کرد. در حال حاضر در مرحله برنامه‌ریزی هستیم و فعلاً در حوزه نظری و طراحی قرار داریم. در این مدارس، شهریه بالاتری دریافت خواهد شد، اما در مقابل، امکانات آموزشی و فناوری به‌روز در اختیار دانش‌آموزان قرار می‌گیرد و برای حق‌التدریس استادان نیز هیچ سقفی تعیین نخواهد شد. به این معنا که می‌گوییم بهترین مدرس را، به‌ویژه برای نوبت دوم، جذب کنید. ان‌شاءالله بتوانیم در سال‌های بعد به این نقطه برسیم که وقتی سؤال می‌شود چرا مدارس سما این تعداد رتبه‌های درخشان نداشتند، پاسخ بدهیم که با اجرای این طرح نخبگان که البته نام ابتدایی آن است و ممکن است تغییر کند؛ به این هدف رسیده‌ایم.

ما تلاش می‌کنیم هم پاسخ‌گوی کسانی باشیم که آموزش و کیفیت بالاتر می‌خواهند و هم به آن نکته‌ای که شما اشاره کردید توجه کنیم؛ اینکه درست است در حوزه فرهنگ باید هزینه کرد، اما در نهایت باید توجیهی هم وجود داشته باشد تا بتوانیم رتبه‌های خوب، موفقیت‌های المپیادی، رتبه‌های دو رقمی و سه رقمی کنکور و سایر دستاورد‌ها را ارائه دهیم. ان‌شاءالله مدارس نخبگان را راه‌اندازی خواهیم کرد. در کنار آن، مدارس سعادت نیز وجود دارند که ویژه کسانی است که مایل به تحصیل در حوزه معارف هستند و همان‌طور که عرض کردم، حتی تا حد رایگان نیز در خدمت آن‌ها خواهیم بود. در این میان، یک لایه میانی باقی می‌ماند که باید برای آن نیز برنامه‌ریزی شود.

نگرانی ما این است که مبادا اتفاقی که برای مدارس دولتی رخ داد، در اینجا هم تکرار شود؛ یعنی با ایجاد سمپاد، مدارس دولتی تضعیف شدند و با گسترش مدارس غیرانتفاعی، عملاً این احساس ایجاد شد که بار اصلی آموزش از دوش آن‌ها برداشته شده است.

خیر، من به شما قول می‌دهم که چنین اتفاقی نخواهد افتاد. ان‌شاءالله واحد‌های دانشگاهی این موضوع را جبران خواهند کرد. به چه صورت جبران شده است؟ از طریق امکانات آموزشی‌ای که به این مدارس داده می‌شود. در حال حاضر بسیاری از مدارسی که اساساً متعلق به واحد‌های دانشگاهی هستند، در اختیار مدارس سما قرار گرفته‌اند. بنابراین، از نظر ملک و اجاره، جلوتر هستند. بر این اساس، با مدیریت صحیح تلاش می‌کنیم که این مدارس دچار ضرر نشوند، چراکه از امکانات دانشگاه استفاده می‌کنند. من به شما قول می‌دهم که این دغدغه‌ای که شما و احتمالاً مخاطبان ما دارند، در سما اتفاق نخواهد افتاد. نه من اجازه چنین اتفاقی را می‌دهم و نه آقای دکتر رنجبر و هیئت امنا قطعاً اجازه خواهند داد.

یعنی کیفیت مدارس سما کاهش پیدا نمی‌کند، اما برای آن دسته از دانش‌آموزانی که نیاز به آموزش‌های قوی‌تر و بیشتری دارند، فضایی فراهم می‌شود تا در قالب مدارس نخبگان سما و استعداد‌های درخشان دانشگاه آزاد تحصیل کنند؟

بله، دقیقاً به همین منظور که بتوانند در آن فضا رتبه کسب کنند. ما در حوزه مهارتی نیز موفقیت‌هایی داشته‌ایم؛ چه در بخش دانش‌آموزی و چه در سطح دانشگاهی، در المپیاد‌ها و مسابقات مهارتی. ان‌شاءالله در آینده بیشتر از سما خواهید شنید. مدارس سعادت نیز به قوت خود باقی خواهند ماند و برای دانش‌آموزانی است که دروس معارف را دنبال می‌کنند یا در بحث دریافت دیپلم واقعاً هزینه‌ای ندارند و ان‌شاءالله مورد حمایت ویژه قرار خواهند گرفت. بنابراین، من به شما قول می‌دهم که به‌عنوان معاون علوم تربیتی و مهارتی و مسئول سما، چنین اتفاقی که موجب تضعیف کیفیت شود، ان‌شاءالله در سما رخ نخواهد داد.

اجازه دهید از قصه مدارس وصل شویم به دانشگاه. یکی از اتفاقاتی که در سال‌های اخیر افتاده و به نظر می‌رسد نقطه مزیتی هم برای سما و هم برای دانشکده‌های تعلیم و تربیت دانشگاه باشد، این است که در برخی استان‌ها، موضوعات پایان‌نامه‌های پژوهشی دانشجویان از مسائلی استخراج می‌شود که مدارس درگیر آن هستند. از سوی دیگر، در فضای آموزشی این امکان فراهم شده که دانشجویان و استادان بتوانند از نزدیک، حتی از طریق شیشه یا تلویزیون کلاس، روند آموزشی را مشاهده و تحلیل کنند، نقاط قوت و ضعف را شناسایی کرده و حتی در کلاس حضور پیدا کنند و تجربه حضوری کسب کنند. این اتصال در فضای تعلیم و تربیت پیش از این وجود نداشت. این اتصال را ادامه می‌دهید و قرار است این فضا چه شکل و آینده‌ای داشته باشد؟

بله، علوم تربیتی دقیقاً به همین منظور به بخش مهارتی منتقل شده و در دانشگاه فعال است. ما طبق برنامه وزارت علوم، می‌توانیم ۱۵ واحد درسی مهارتی ارائه دهیم. در رشته‌های علوم تربیتی مانند روان‌شناسی تربیتی، مدیریت آموزش، آموزش ابتدایی، مشاوره تحصیلی و سایر رشته‌ها، حدود ۵۰ رشته داریم. اولین قدم ما در علوم تربیتی، تدوین سرفصل‌ها است و سپس این ۱۵ واحد مهارتی را در عرصه عملی اجرا می‌کنیم. این واحد‌های مهارتی به مدارس مرتبط می‌شوند و دانشجویان در محیط واقعی آموزش، مهارت‌های خود را به کار می‌گیرند. برای تقویت این فرایند، برنامه دیگری نیز در نظر داریم که اولین بار آن را به شما اعلام می‌کنم. قصد داریم یک جایزه تحت عنوان «جایزه علوم تربیتی شهید طهرانچی» راه‌اندازی کنیم؛ شبیه جایزه نخبگان سما. این جایزه به بهترین پایان‌نامه‌ها، بهترین دانشجویان علوم تربیتی یا کسانی که روش‌های نوین تدریس ارائه داده‌اند، اهدا خواهد شد و بخشی از آن با مشارکت بنیاد خیرین تأمین خواهد شد.

یعنی جایزه ویژه دانشجویان دانشکده‌های تعلیم و تربیت خواهد بود.

بله، برای بهترین پایان‌نامه تیم داوری تشکیل می‌دهیم و حتی ممکن است از دانشگاه‌های دولتی نیز داور انتخاب شود. سه نفر اول می‌توانند بورسیه شوند، در مدارس ما استخدام شوند یا جوایز نفیسی برای پایان‌نامه‌هایشان دریافت کنند. منابع مالی این جوایز از طریق مدارس و خیرین تأمین خواهد شد و جشنواره‌ای سالانه برگزار خواهد شد.

هدف این است که این جایزه، علاوه بر تقدیر علمی، حمایت مالی نیز داشته باشد؛ به‌عنوان مثال، بورس تحصیلی در مقطع دکتری یا فوق لیسانس برای برگزیدگان اختصاص داده شود. این حرکت، فرصتی برای ارتقای کیفیت پایان‌نامه‌ها و روش‌های نوین آموزشی است.

همچنین حمایت از این پایان‌نامه‌ها ضروری است، زیرا مصرف‌کننده اصلی این پژوهش‌ها خود مدارس خواهند بود. به‌عنوان نمونه، پایان‌نامه‌هایی که روش‌های جدید آموزش کودکان استثنایی را ارائه می‌دهند. ما یکی از برنامه‌هایی که در ذهن داریم، ایجاد بستری شبیه فرشتگان در دانشگاه است. این برنامه هنوز در مرحله ذهنی و طراحی است و فعلاً عملیاتی نشده است، اما قصد داریم در آینده آن را اجرایی کنیم. وقتی بخواهیم مدرسه ویژه دانش‌آموزان استثنایی داشته باشیم، لازم است روش‌های آموزشی نوین طراحی و اجرا شوند. ان‌شاءالله با جوایزی که برای دانشجویان علوم تربیتی در نظر گرفته‌ایم، آن‌ها به سمت توسعه این روش‌ها هدایت شوند و در عمل آن‌ها را اجرا کنند.

آقای دکتر، در بحث آموزش عرصه، به نظر می‌رسد وضعیت دانشکده‌های تعلیم‌وتربیت یکسان نیست. برخی دانشکده‌ها قوی‌تر عمل کرده‌اند و ارتباط میان مدارس و دانشکده‌ها در آن‌ها بهتر برقرار شده است. در برخی واحدها، سایت دانشکده و مدارس به هم نزدیک شده و پل ارتباطی محکمی ایجاد کرده‌اند، اما در برخی دیگر هنوز این قوت دیده نمی‌شود. آیا برنامه خاصی برای این تفاوت‌ها دارید؟

بله، ما یک کانون ارزیابی داریم. در حال حاضر معاون امور مدارس ما، رئیس دانشکده‌های علوم تربیتی نیز هستند. برخی واحدها موافق این طرح‌اند و برخی مخالف؛ برخی معتقدند که معاون امور مدارس مشکلات زیادی دارد و دانشکده‌ای که ۲ تا ۳ هزار دانشجو دارد چگونه می‌تواند همه امور را کنترل کند. البته این تحلیل بیشتر جنبه تئوری دارد و تقسیم کار دو معاون در نظر گرفته شده است.

یک برنامه دیگر ما این است که کانون ارزیابی را وارد این مقوله کنیم و عملکرد معاونان امور مدارس را ارزیابی کنیم. گزارش عملکرد آن‌ها را برای رئیس استان ارائه می‌دهیم. به این شکل که کانون نمره‌ای از ۱۰ به هر معاون می‌دهد؛ اگر نمره عالی باشد، برنامه‌ها ادامه پیدا می‌کند، اما اگر نمره پایین باشد، فرد جایگزین شده و برنامه‌ریزی دقیق برای او تدوین می‌شود. علاوه بر این، بر اساس نمره ارزیابی، قصد داریم برنامه توانمندسازی را برای معاونان امور مدارس، مدیران مدارس و معلمان اجرا کنیم. این توانمندسازی شامل معلمان رشته‌های مختلف مانند ورزش، زبان، دروس معارف و… خواهد بود. برنامه ما این است که در آینده نزدیک، یا حداقل در میان‌مدت تا دو سال آینده، معلم‌هایی داشته باشیم که هم از دانشکده فارغ‌التحصیل شده باشند، هم با عرصه مدرسه آشنایی داشته باشند و هم توانمندی کافی در رشته تخصصی خود برای تدریس داشته باشند. یعنی اگر در آینده نزدیک یا در برنامه میان‌مدت، معلمی داشته باشیم که توانمندسازی لازم را دریافت نکرده باشد یا مدرک تحصیلی او از دانشکده علوم تربیتی نباشد، از حضور او در مدارس استفاده نخواهیم کرد. حتماً باید یا فارغ‌التحصیل علوم تربیتی دانشگاه ما باشد، یا حداقل یک دوره یک‌ساله توانمندسازی و آموزش مهارت‌های تدریس را گذرانده باشد.

آیا برای اشتغال این معلمان، خود مدارس برنامه‌ریزی کرده‌اند؟

بله، صددرصد. البته این موضوع نیاز به تأیید هیئت‌امنا و ریاست دانشگاه دارد، اما ما طراحی‌ها را آماده کرده و خدمت ایشان ارسال خواهیم کرد تا پس از بررسی کارشناسی، در برنامه میان‌مدت از دانش‌آموختگان خودمان استفاده کنیم.

آقای دکتر، این روزها جریان ثبت‌نام آزمون اختصاصی فرهنگیان نیز در حال انجام است و سیل مشتاقان برای ورود به دانشگاه فرهنگیان دیده می‌شود. باتوجه‌به کمبود شدید معلمان و بازنشستگی تعداد زیادی از آنان، آیا دانشگاه آزاد توانسته سهمی در تأمین نیاز مدارس داشته باشد یا این امکان را فراهم کند که حداقل بخشی از نیاز آموزش‌وپرورش از طریق دانشگاه شما مرتفع شود؟

بله، صددرصد. ما در حوزه آموزش عمومی دنبال سود نیستیم و هدفمان انجام‌وظیفه به‌عنوان بخشی از آموزش عمومی است. نشست‌هایی نیز با مشاورین وزیر برگزار کرده‌ایم تا بتوانیم سهمی در این زمینه ایفا کنیم. بااین‌حال، متأسفانه درصد دانش‌آموزان تحت پوشش ما نسبت به آموزش‌وپرورش دولتی، بسیار کمتر از نسبت دانشجویان آموزش عالی است. به طور مثال، در آموزش عالی حدود ۱ میلیون و 300 دانشجو داریم.

یعنی چیزی بیش از ۴۰ درصد آموزش عالی.

بله، اما در حال حاضر حدود ۱۵۰ هزار دانش‌آموز تحت پوشش داریم؛ بنابراین، فضای کافی وجود دارد تا این نسبت به حداقل ۴۰ درصد افزایش یابد.

آقای دکتر، در فضای تربیت‌معلم، باتوجه‌به اینکه دانشجویان علوم تربیتی دانشگاه آزاد در محیط‌های عملی و عرصه تجربیات آموزشی، مهارت و تجربه به دست می‌آورند، آیا ارتباط و تعامل میان دانشگاه آزاد و آموزش‌وپرورش برقرار شده تا از این توان تربیتی دانشگاه آزاد استفاده شود؟

برنامه خاصی هنوز وجود ندارد، اما حتماً این کار را انجام خواهیم داد. لازم است به نکته‌ای اشاره کنم: ما یک شورای راهبردی داریم که رئیس آن آقای دکتر رنجبر هستند و احکام مربوط به اعضا به‌زودی صادر خواهد شد. در این شورا، بسیاری از وزرای سابق آموزش‌وپرورش حضور دارند و در واقع نقشه راه ما را در کمیته راهبری سما تعیین می‌کنند.

ما دو کمیته راهبری داریم که یکی از آن‌ها کمیته راهبری سما و دیگری کمیته راهبری تعلیم‌وتربیت اسلامی کودکان (تاک) است. احکام اعضای این کمیته‌ها را به آقای دکتر پیشنهاد داده‌ام. در این شورای ۱۸ نفره که در سما هستند، حداقل هفت تا هشت نفر از اعضا نماینده آموزش‌وپرورش هستند. اولین مصوبه این شورا قرار است خلأهایی را که شما اشاره کردید، پر کند. در این کمیته هم افراد تصمیم‌گیرنده آموزش‌وپرورش و هم افراد تصمیم‌گیرنده دانشگاه هستند. ترکیب اعضای شورا شامل دکتر رنجبر رئیس دانشگاه، معاون توسعه و مدیریت منابع، معاون فرهنگی و سایر معاونت‌ها است و همچنین چند نفر از هیئت‌امنا در آن حضور دارند؛ بنابراین، ترکیبی از نمایندگان دانشگاه آزاد و آموزش‌وپرورش، خط و مشی و نقشه راه را تدوین خواهند کرد.

بسیاری از اعضای این کمیته‌ها مشاورانی هستند که سال‌ها در آموزش‌وپرورش و دانشگاه تجربه داشته‌اند و این تجربیات، راهنمای سیاست‌گذاری و خط‌مشی ما خواهد بود. امیدوارم در سال آینده، درصورتی‌که فرصتی بود، بتوانم جزئیات بیشتری از این برنامه را ارائه دهم.

حتماً آقای دکتر، اجازه دهید برگردیم به سؤال اولم. در ماجرای زیست‌بوم مهارتی، نقش حوزه آموزش عمومی و به‌ویژه هنرستان‌ها و مدارس سما بسیار اهمیت دارد، چرا که این مدارس در سنین پایین‌تر، بخشی از پازل تکمیل‌کننده زیست‌بوم مهارتی دانشگاه را تشکیل می‌دهند. در فضای دانشگاه، پیش‌ازاین، دانشکده‌هایی وجود داشتند که با نام دانشکده‌های سما شناخته می‌شدند. لازم است از آقای دکتر نادی، معاون سابق این حوزه، یاد کنم. زمانی که با ایشان صحبت کردم، پرسیدم که آیا دانشکده‌های سما ری‌برندینگ شده‌اند و ایشان تأکید کردند که در واقع تغییرات کاملاً اساسی بوده است. اکنون دانشکده‌های جدیدی تحت عنوان «دانشکده توسعه فناوری و کارآفرینی» ایجاد شده‌اند و در همین سال‌ها، نسخه‌ها و ورژن‌های جدیدی از این دانشکده نیز شکل‌گرفته است. لطفاً از آخرین وضعیت این دانشکده‌ها توضیح دهید و بفرمایید چه برنامه‌ای برای آن‌ها طراحی کرده‌اید و قرار است چه نقشی در زیست‌بوم مهارتی دانشگاه ایفا کنند؟

قبل از ورود به این مسئله، لازم است ساختار دوم را توضیح دهم. ما در واقع دو مدیرکل داریم: یکی مدیرکل آموزش و دیگری مدیرکل پژوهش. این دو مدیرکل، مسئول برنامه‌ریزی زیست‌بوم مهارتی و زیست‌بوم علوم تربیتی ما هستند.

در حوزه آموزش، کار این مدیرکل شامل بررسی کمیسیون موارد خاص است؛ یعنی افرادی که در حوزه مهارتی یا علوم تربیتی مشروط شده‌اند، نمره کافی ندارند یا قوانین آموزشی را رعایت نمی‌کنند. علاوه بر این، تدوین سرفصل‌ها و طراحی رشته‌های جدید مهارتی نیز در حوزه وظایف ایشان انجام می‌شود.

وزارت علوم این اختیار را به گسترش دانشگاه آزاد داده است. شما مثلاً یک رشته دارید، مثل استخراج مس، و می‌بینید صنعتی به کاردان نیاز دارد؛ ما می‌توانیم سرفصل تعریف کنیم: مهارتی استخراج مس، استخراج آهن و غیره. این‌ها صرفاً مثال هستند. ما می‌توانیم رشته کاردانی و فوق‌دیپلم را بر اساس نیاز صنعت تعریف کنیم و مجوز اولیه یک‌ساله برای آن دریافت کنیم.

وقتی یک سال گذشت، برنامه را بررسی می‌کنیم؛ اگر صنایع دیگر هم به همان مهارت‌ها نیاز داشته باشند، پس از سه سال، این رشته به‌عنوان سرفصل مصوب وارد دانشگاه می‌شود و اجرا خواهد شد.

در حوزه پژوهش، برنامه‌هایی مانند صدرا، طرح پویش و PMC وجود دارد که توسعه پژوهشی و مهارتی را انجام می‌دهند؛ بنابراین، دو مدیرکل ما؛ یکی مدیرکل آموزشی و مدیرکل پژوهشی مسئول این کارها هستند. افراد بسیار با تجربه‌ای در این سری جدید انتخاب شده‌اند و در سال‌های اخیر روی این امور کار کرده‌اند. بحث سرفصل‌نویسی، حل مشکلات آموزشی و توسعه پژوهشی مهارتی را برنامه‌ریزی می‌کنند. کنار این‌ها، یک مرکز توانمندسازی هم داریم که در واقع شاخه مهارتی زیست‌بوم ماست. اگر کسی در آموزش و پژوهش ما آموزش ندیده باشد یا تکنولوژی و فناوری جدیدی آمده باشد، این مرکز توانمندسازی مکمل خواهد بود و مهارت او را تکمیل می‌کند.

این مرکز برای کسانی است که دانشگاه نمی‌آیند و می‌خواهند آموزش‌های دانشگاه را بیرون از دانشگاه دریافت کنند؟

بله، درست است. برای مثال، فردی که در جوشکاری فعالیت دارد و یک دستگاه جوش جدید آمده است، می‌تواند آن دوره را ببیند. دیگر نمی‌توانیم او را بفرستیم دوباره از کاردانی یا کارشناسی بخواند. این دوره آشنایی با دستگاه جدید است و ما تلاش می‌کنیم با دانشگاه‌های برون‌مرزی، مثل امارات، هماهنگ شویم تا تکنولوژی‌های جدید را به‌صورت عملی آموزش دهیم. ان‌شاءالله جلسه‌ای با معاون امور بین‌الملل خواهیم داشت تا این برنامه پخته و تکمیل شود.

آقای دکتر، در فضای زیست‌بوم مهارتی، تصویر من این‌گونه شکل‌گرفته که شما تقسیم‌بندی مشخصی در فضای آموزش و پژوهش بر محور ساختاری که در معاونت دارید انجام داده‌اید. من این ساختار را به‌صورت حلقه‌های به‌هم‌پیوسته می‌بینم که هر کدام سهمی در مهارت‌آموزی دانشجو دارند و به او کمک می‌کنند. به‌عنوان مثال، حلقه‌های صدرا و پویش ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند؛ صدرا به‌عنوان نمایشگاه‌هایی عمل می‌کند که فرصت‌های شغلی و امکان ارتباط با صنایع را به دانشجو فراهم می‌کند، و پویش طرحی است که چند سالی است در دانشگاه آزاد دنبال می‌شود و فعال است. در فضای طرح پویش، همیشه دغدغه‌ای وجود داشته است که واحدهای دانشگاهی بتوانند ظرفیت‌های بیشتری از صنایع و نهادها را در اختیار دانشجویان قرار دهند تا دانشجویان بخشی از فضای تحصیلی خود را در صنعت تجربه کنند. باتوجه‌به این مسائل، وضعیت فعلی چگونه است؟ چند دانشجوی پویشی داریم و برنامه شما در این حوزه چیست؟

طبق سند تحول و تعالی دانشگاه که یک سند پنج‌ساله است، درصدی برای دانشجویان پویشی در نظر گرفته شده است. مثلاً گفته شده ۲۰ درصد از پذیرش دانشجویان به‌صورت پویشی باشند، اما هیچ‌گاه به آن عدد نخواهیم رسید؛ یعنی فاصله قابل‌توجهی وجود دارد.

در حال حاضر عدد مشخصی دارید که چه تعداد دانشجوی پویشی داریم؟

اگر مثلاً باید ۲۰ درصد باشد، در حال حاضر تعداد کل دانشجویان پویشی ما بین ۷ تا ۱۰ درصد کل دانشجویان است که حدوداً ۱۰۰ تا ۱۲۰ نفر می‌شود. عدد دقیق را نمی‌دانم، چون هر استان برای خودش استراتژی خاص خودش را دارد.

اما در مورد طرح صدرا عرض کنم که صدرا خیلی خوب است. همان بحث صنعت و اشتغال؛ من خودم در صنعت هستم و به این موضوع افتخار می‌کنم و به همین دلیل کاملاً درد مهارت را می‌دانم. الان وقتی می‌گوییم بیکاری داریم، درحالی‌که صنعت به دنبال نیروی متخصص است، اما نیروی مناسب پیدا نمی‌کند.

یعنی هم نیاز صنعت وجود دارد و هم فارغ‌التحصیلان بیکار هستند؟

بله. ما این پل ارتباطی را نداشتیم. خیلی از دانشجویانی که مثلاً رشته مکانیک می‌خوانند، فکر می‌کنند فردا قرار است در یک دفتر بنشینند. این‌طور نیست. من در همین حوزه صنعتی خودمان حدود ده تا طرح پویشی گرفتم. این افراد آمدند و همان روز اول که کمی خودمان شرایط را به آن‌ها نشان دادیم، گفتیم این محیط کار به درد شما نمی‌خورد. مثلاً گفتم اینجا دما در تابستان ۴۰ درجه است و رطوبت حدود ۶۵ درصد. بعد این رینگ‌های دستگاهی که وجود دارد حدود ۶۰ متر است و مثل یک دونده باید مدام رفت‌وآمد کند. این فرد اصلاً نمی‌تواند. دقیقاً هم همین اتفاق افتاد؛ از آن ده نفر، یک روز آمدند و فردای آن روز هیچ‌کدام نیامدند. وقتی پرسیدیم چرا، گفتند ما توان انجام این کار را نداریم و اصلاً نمی‌توانیم.

بنابراین، به نظر من طرح پویش و حتی طرح صدرا که دانشجویان می‌آیند و با صنعت آشنا می‌شوند، بسیار خوب است. این در واقع همان ارتباط با صنعت است، اما عملی‌تر. مثلاً دانشجو ۲۴۰ ساعت در طول ترم وقت دارد که به صنعت برود و آشنا شود. باید به او گفته شود که: «اگر مکانیک می‌خوانی، فکر نکن پشت میز و زیر کولر می‌نشینی؛ نه، باید وارد فضای سخت کار شوی. اگر کسی مکانیک کشتی می‌شود، باید سه ماه از خانواده دور باشد. درست است که درآمد خوبی دارد و دلاری حقوق می‌گیرد، اما سختی‌های خاص خودش را هم دارد. سه ماه زندگی روی آب، یک مهارت خاص می‌خواهد و کار ساده‌ای نیست.»

به نظر من ما در طرح صدرا و پویش موفق خواهیم بود و دانشگاه برگ‌های برنده متفاوتی دارد. البته این موضوع زمان می‌برد. این‌طور نیست که کشورهایی که در صنعت حرف اول را می‌زنند، امروز طرحی گذاشته باشند و دو سال بعد نتیجه گرفته باشند. من از صمیم قلب می‌گویم که دانشگاه آزاد در طرح پویش، صدرا، TMC و همکاری با فنی‌وحرفه‌ای موفق است و مطمئنم که موفق خواهد بود، اما این‌طور نیست که فردا آمار بدهیم که مثلاً فلان طرح پویشی صددرصد به نتیجه رسیده یا کسی رفته و کار را کامل یاد گرفته باشد. این مسائل وجود دارد.

به‌هرحال ضریب خطا را باید در نظر بگیریم و بپذیریم.

دقیقاً. زمان را هم باید در نظر گرفت. بالاخره کسی که مکانیک خوانده، با یک ایده و ذهنیت خاص وارد این رشته شده، اما حالا ممکن است آن انتظارات برایش برآورده نشده باشد. ما اساتید زیادی داریم که زمانی که وارد دانشگاه شدند، فکر می‌کردند فقط باید تدریس کنند. الان بردن استاد به صنعت خیلی سخت است، چون همه آن‌ها آموزش دیده‌اند که فقط آموزش بدهند. مثلاً خیلی زیبا یک آسانسور را طراحی می‌کنند، اما وقتی می‌خواهند همان آسانسور را تعمیر کنند، نمی‌توانند. در مقابل، ما کارگری را داریم که دوره مهارتی گذرانده و می‌آید و همان مشکلی را که شاید صد نفر تحصیل‌کرده نتوانند حل کنند، به‌راحتی حل می‌کند، چون از ابتدا با آن دستگاه کار کرده و کاملاً به آن مسلط است.

آقای دکتر، در همین زیست‌بوم ما مراکز تأیید صلاحیت را داریم و در کنار آن اتفاقی تحت عنوان «کاربنیان‌ها» در فضای دانشگاه آزاد شکل‌گرفته است. اولاً آیا اجزای دیگری هم وجود دارد که شاید الان در ذهن من نباشد؟ یعنی در فضای دانشگاه، غیر از مراکز تأیید صلاحیت و کاربنیان‌ها، موارد دیگری هم داریم؟

طرح صدرا را مطرح کردیم، طرح پویش را گفتیم و TMC را هم اشاره کردیم.

آیا در حال حاضر در همه واحدها مراکز تأیید صلاحیت را داریم؟

بله. ما مشاوره شغلی هم داریم. در حوزه مشاوره شغلی، اگر دانشجویی بخواهد مهارت کسب کند، سازمان فنی‌وحرفه‌ای این امکان را برای دانشجویان در نظر گرفته است که مدرک فنی‌وحرفه‌ای دریافت کنند؛ یعنی انگار دانشجو رفته و دوره فنی‌وحرفه‌ای، مثلاً در جوشکاری و موارد مشابه، گذرانده است.

آخرین نکته‌ای که به ذهنم می‌رسد، کاربنیان‌ها هستند که خوشبختانه کاربنیان‌های ما موفق بوده‌اند. در این مدل، یا خود دانشگاه و یا مجموعه‌هایی از بیرون، مثلاً یک تعمیرکار، دانشجوها را جذب می‌کنند و یک تعمیرگاه راه‌اندازی می‌شود، یا شرکت‌هایی در حوزه طراحی داخلی و معماری هستند که دانشجویان را می‌گیرند، پروژه طراحی به آن‌ها می‌دهند و به دانشجو حقوق پرداخت می‌کنند. در این حالت، دانشجو هم حقوق‌بگیر است و هم فعالیت کاربنیان انجام می‌دهد.

واحد کرج ما برنامه‌های بسیار خوبی در این زمینه دارد. در واقع هر کدام از واحدهای ما در یکی از این شاخه‌ها موفق هستند. اما همان‌طور که شما به‌درستی اشاره کردید، ما باید یکنواخت‌سازی را در دستور کار قرار دهیم و سطح همه واحدها را با هم ارتقا دهیم. کاربنیان یعنی دانشجو با حرفه تخصصی خودش وارد بازار کار می‌شود و همان‌طور که گفتم، واحد کرج ما در این زمینه بسیار موفق است و برنامه‌های خوبی دارد.

آقای دکتر، موضوع مدارس عالی مهارت به کجا می‌رسد؟ برخی از این مدارس عملکرد بسیار خوبی داشته‌اند و تعدادی از آن‌ها در حال حاضر دوره‌های منظم و مرتب را بر اساس عنوان مجوزی که داشته‌اند برگزار می‌کنند و پیش می‌روند، اما واقعیت این است که برخی دیگر وضعیت چندان مطلوبی ندارند. حتی در همین تهران، حداقل من شخصاً موردی را دیده‌ام که مدتی عملاً تعطیل بوده یا فعالیت خاصی در آن انجام نمی‌شده است؛ البته اخیراً دوباره باز شده. برنامه شما برای این مدارس عالی مهارتی که با این هدف تشکیل شده‌اند تا آموزش‌های کوتاه‌مدت را در اختیار مخاطبان و علاقه‌مندان قرار دهند، چیست؟

ببینید، بحثی که ما داریم، چه در این موضوع و چه در کل سیاست‌ها، همان اصل «وَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ» است. ما خیلی وقت‌ها انتظار داریم که یک مجموعه در عرض یک سال سودده شود یا در یک سال به بهترین کارآفرین یا مهندس تبدیل شود، درحالی‌که این‌گونه نیست و زمان می‌برد.

در مورد مدارس عالی مهارتی، مدتی توقف رخ داد. طبیعی است که یک مدرسه در سال اول نمی‌تواند سودده باشد. به همین دلیل، برخی فعالیت‌ها متوقف شد، در صدور یا تمدید مجوزها تأخیر ایجاد شد و تعدادی از مدارس هم حذف شدند. موردی که شما اشاره می‌کنید و شاید مدتی فعالیتی نداشته، ممکن است مجوز دریافت نکرده باشد یا مجوز آن تمدید نشده باشد، چرا که از آن‌ها بیزینس‌پلن مطالبه می‌شود.

من معتقدم که باید مدارس مهارتی را به‌سرعت احیا کنیم و از آن‌ها حمایت کنیم؛ به این معنا که مثلاً برای مدتی واحد دانشگاهی به آن‌ها کمک کند و تمرکز بیش از حد روی سودده بودن نداشته باشند. باید به آن‌ها یک پروژه یک‌ساله یا حتی دوساله زمان بدهیم. همچنین در بحث صدور و تمدید مجوزها باید با دست بازتری عمل کنیم و اجازه بدهیم استعداد مدارس مهارتی شکوفا شود. در این مسیر، صبر مدیریتی در حوزه مهارت بسیار مهم است و نباید این مدارس را صرفاً با نگاه سودآوری قضاوت کنیم، همان‌طور که در مورد مدارس دیگر نیز چنین رویکردی داریم.

باید اجازه بدهیم هم کسانی که دوره می‌بینند و هم مدیران مدارس مهارتی رشد و شکوفایی داشته باشند. در نهایت، اگر بخواهم پاسخ مشخصی به سؤال شما بدهم، بله؛ رویکرد من گسترش، حمایت، ارائه بسته‌های حمایتی، توسعه مدارس مهارتی و تمدید مأموریت آن‌هاست.

ارزیابی مدارس مهارتی به چه صورت انجام می‌شود؟

برای این موضوع کانون ارزیابی در نظر گرفته‌ایم، اما هنوز ارزیابی مشخصی انجام نشده است. فعلاً هم تا شش ماه آینده برنامه‌ای برای اجرای آن نداریم. یکی از اقداماتی که مدنظر است، این است که فرایند ارزیابی و کانون ارزیابی را حتماً به خارج از دانشگاه واگذار کنیم تا اطلاعات دقیق‌تری به ما ارائه شود. ان‌شاءالله فکر می‌کنم این موضوع در برنامه شش ماه آینده قرار بگیرد.

اجازه بدهید یک سؤال خارج از بحث بپرسم. از نظر مکانی، مدتی پیش معاونت علوم مهارتی و تربیتی دانشگاه به دلیل اتفاقاتی که حتی در فضای رسانه‌ای هم به آن پرداخته شد، دچار مشکل شد و ساختمان به دلیل ناایمن بودن عملاً امکان فعالیت و استقرار نداشت. قرار بود جابه‌جایی انجام شود. در حال حاضر محل فعالیت معاونت کجاست؟

ببینید، یکی از شاخص‌های مهم یک مدیر، مدیریت در بحران است. محل ثابت ما در ولنجک بود. در آنجا همسایه ما در حال انجام ساخت‌وساز بود و این موضوع یک‌سری مشکلات ایمنی ایجاد کرد. همان‌طور که می‌دانید، آموزشکده‌هایی که به آن‌ها اشاره کردید، ابتدا آموزشکده بودند، سپس به دانشکده مهارتی و بعد به دانشکده توسعه فناوری و کارآفرینی تبدیل شدند. در جنت‌آباد، به نظر من اقدام بسیار خوبی انجام شد و من تشکر ویژه‌ای دارم از آقای نادی، آقای دکتر رنجبر و همچنین آقای دکتر جاوید که امکانات موجود را در اختیار ما قرار دادند. یک ساختمان هم در خیابان گاندی به ما داده شد که البته در حال حاضر مشکلات زیرساختی مانند برق دارد و همکاران به‌صورت شبانه‌روزی در حال رفع این مشکلات هستند.

در اینجا لازم می‌دانم از آقای عطارزاده عزیز هم تشکر کنم که زیرساخت‌های حوزه فناوری را برای ما فراهم کردند. در حال حاضر ما در جنت‌آباد، طبقه اول، مستقر هستیم و با تلاش همکاران، تجهیزات در حال تکمیل است. ان‌شاءالله در بازه شش‌ماهه تلاش می‌کنیم سه ساختمان را به طور هم‌زمان در اختیار داشته باشیم، چون هرکدام از این فضاها مشکلات خاص خودشان را دارند.

در حال حاضر ساختمان ولنجک در چه وضعیتی است؟

ساختمان ولنجک فعال است.

خطرناک نیست؟

آن بخش‌هایی که شما اشاره می‌کنید، حتماً دیده‌اید که دیوارچینی شده است و ان‌شاءالله دوباره ارزیابی مجدد انجام می‌دهیم. بااین‌حال، به‌هرحال استقرار کامل همه بخش‌ها در آن ساختمان منطقی نیست.

در مجموع، واقعاً از مدیریت دانشگاه تشکر می‌کنم که از ما حمایت کردند. در حال حاضر مشکل کمبود فضا نداریم و یک تقسیم کار انجام شده است. مجموعه سما به طور کامل در جنت‌آباد مستقر است، مدارس ما به همراه دو مدیرکل آموزش و پژوهش، مراکز تاک و مرکز توانمندسازی در ساختمان گاندی قرار دارند و معاونت هماهنگی فعلاً در ولنجک مستقر است، چون زیرساخت‌ها در سایر فضاها هنوز به طور کامل آماده نشده است.

در پایان، باز هم تشکر ویژه‌ای دارم از آقای دکتر عطارزاده و تیم ایشان و همچنین آقای دکتر جاوید که با دلسوزی، هر آنچه نیاز داشتیم را در این سه ساختمان برای ما فراهم کردند.

اجازه دهید مصاحبه را این‌گونه به پایان برسانم. یکی از چالش‌های جدی ما در حوزه مهارت که در فضای بیرونی هم خود را در قالب وضعیت اشتغال نشان می‌دهد، این است که متأسفانه بالاترین میزان بیکاری در حال حاضر مربوط به قشر تحصیل‌کرده و فارغ‌التحصیلان دانشگاهی است. در دانشگاه آزاد، طراحی‌ای صورت گرفت تا موضوع مهارت ذیل یک معاونت مشخص و بر اساس الگوها و مدل‌های خاص برنامه‌ریزی و پیگیری شود. بااین‌حال، بخش عمده‌ای از دانشجویان دانشگاه آزاد در رشته‌های دیگر مشغول تحصیل هستند و ذیل معاونت‌های موضوعی دیگری آموزش می‌بینند. ارتباط و تعامل شما با سایر رشته‌ها و معاونت‌ها چگونه تنظیم می‌شود؟ و به نظر شما اگر دانشگاه آزاد نخواهد به سرنوشت برخی دانشگاه‌های دولتی دچار شود که امروز با این مشکل دست‌وپنجه نرم می‌کنند و چالش بیکاری فارغ‌التحصیلان آن‌ها به‌صورت جدی وجود دارد، باید به چه سمت‌وسویی حرکت کند؟ همچنین اگر آماری در اختیار دارید، بفرمایید که وضعیت اشتغال فارغ‌التحصیلان دانشگاه آزاد نسبت به دانشگاه‌های دولتی تفاوت روشن و چشمگیری دارد یا خیر؟

دانشگاه آزاد یک کمیته سه‌نفره تحت عنوان «کمیته اجرایی» تشکیل داده است. در این کمیته، معاونت علوم‌انسانی، معاونت علوم تربیتی و مهارتی و معاونت فنی، مهندسی، علوم پایه و کشاورزی حضور دارند و ما هفته‌ای یک‌بار جلسه برگزار می‌کنیم. در این جلسات، نظرات کارشناسی مطرح می‌شود و صرفاً هم بحث مهارتی نیست؛ علوم‌انسانی مسائل خاص خود را دارد، حوزه فنی مهندسی، کشاورزی و علوم پایه نیز مباحث ویژه خودشان را دارند. ما این موضوعات را کنار هم بررسی و تبادل نظر می‌کنیم.

همان‌طور که قبلاً هم عرض کردم، ما یک بحث جدی به نام «۱۵ واحد مهارتی» داریم و به‌صورت جدی روی آن کار می‌شود. سایر کارگروه‌ها و معاونت‌ها هم در حال انجام این کار هستند. در این کمیته اجرایی که به نظر من ابتکار بسیار خوبی بوده است، تبادل افکار صورت می‌گیرد. برای مثال، دانشجویی که در رشته ادبیات فارسی تحصیل می‌کند، می‌تواند در قالب این ۱۵ واحد، ۳ واحد مهارتی مانند تعمیر موبایل یا سیم‌کشی داخلی ساختمان را بگذراند، یا حتی مهارت‌هایی مرتبط با رشته خودش را انتخاب کند. در رشته حقوق، مهارت‌هایی مثل لایحه‌نویسی می‌تواند ارائه شود. در رشته روان‌شناسی، گرایش‌هایی مانند روان‌شناسی کودک یا سالمند می‌توانند به‌صورت مهارتی ارائه شوند. همچنین زبان تخصصی هر رشته نیز می‌تواند در قالب این ۱۵ واحد تعریف شود.

در پاسخ به بخش دوم سؤال شما درباره میزان موفقیت دانشگاه آزاد، باید بگویم که آمار مشخص و کمی در این زمینه وجود دارد. من نمی‌خواهم صرفاً از دید شخصی آماری ارائه بدهم که محل بحث باشد. ما بیشتر شاخص‌های کیفی داریم تا عدد و درصد دقیق. اما از منظر کیفی و بر اساس آنچه در جامعه مشاهده می‌کنم، دانشگاه آزاد در حوزه مهارت موفق بوده است. شما بارها می‌بینید افرادی که حتی در خارج از کشور فعالیت می‌کنند و از نخبگان به شمار می‌روند، سابقه تحصیل در دانشگاه آزاد دارند و این خود گویای موضوع است.

من مقاله‌ای در حوزه پزشکی می‌خواندم که در آن فردی از کشور دیگری، به دستاوردی در علوم پزشکی رسیده بود و با افتخار می‌گفت که پزشکی عمومی خود را در دانشگاه آزاد خوانده است. این موضوع برای دانشگاه آزاد یک افتخار محسوب می‌شود.

آیا سنجش اشتغال فارغ‌التحصیلان را انجام می‌دهید؟

این کار بسیار سختی است و در حوزه مستقیم مسئولیت من هم نیست، اما می‌توانیم پیشنهاد آن را مطرح کنیم.

چون در گزارش‌هایی که وزارت علوم آماده می‌کند، وضعیت فارغ‌التحصیلان دانشگاه آزاد هم بررسی می‌شود، اما من خودِ دانشگاه آزاد را ندیده‌ام که گزارش مشخصی در این زمینه ارائه کرده باشد.

ما کانون فارغ‌التحصیلان داریم و باید از آن‌ها پرس‌وجو کنیم که آیا چنین کاری انجام شده است یا خیر. ایده خوبی است، اما کار بسیار سختی است و در حال حاضر واقعاً نمی‌توانم زمان‌بندی مشخصی برای آن اعلام کنم.

برای پایان گفت‌وگو، اگر بخواهید هدف‌گذاری و اولویت‌های کاری خودتان را تا ابتدای سال تحصیلی آینده، یعنی در این بازه حدود ۹ماهه تا شهریور سال آینده که به‌نوعی سال کاری دانشگاه آزاد به پایان می‌رسد و سال کاری جدید آغاز می‌شود، بیان کنید، دو یا سه اولویت اصلی که به طور جدی دنبال می‌کنید چه مواردی هستند؟

به طور خلاصه، تربیت اسلامی کودکان (تاک) یکی از برنامه‌های اصلی من است. موضوع بعدی، توانمندسازی و تقویت دوره‌های DBA و MBA است.

منظور شما از این دوره‌ها چیست؟

ما اتفاقاً دیروز یک بخشنامه صادر کردیم که جا دارد به مجموعه و به‌ویژه آقای دکتر رنجبر تبریک بگویم. در این بخشنامه، یک شیوه‌نامه برای دوره‌های مدیریتی DBA تدوین شده است؛ دوره‌هایی که می‌تواند DBA خبرنگاری یا DBA روان‌شناسی باشد و به‌صورت کلان طراحی شده‌اند. با هماهنگی‌هایی که با مرکز سنجش انجام می‌دهیم، برای این دوره‌ها سند پذیرش گرفته می‌شود و ان‌شاءالله مدارک مربوطه هم ارائه خواهد شد.

این دوره‌ها جزء دوره‌های کوتاه‌مدت محسوب می‌شوند؟

بله، جزء دوره‌های کوتاه‌مدت هستند، اما با مدارک کوتاه‌مدت ارائه می‌شوند و چون برای آن‌ها سند پذیرش صادر می‌شود، اعتبار بیشتری خواهند داشت.

چه تفاوتی با دوره‌های قبلی یا دوره‌هایی که در مدارس مهارتی برگزار می‌شود دارند؟

این‌ها در حوزه مدیریت اجرایی هستند؛ مشابه دوره‌هایی که سایر دانشگاه‌ها برگزار می‌کنند، اما ساختار آن‌ها دانشگاهی‌تر است. بعضی از این مدارک حتی به‌صورت غیررسمی در مقاطع کارشناسی‌ارشد یا بعضاً دکتری، مثلاً در مدیریت صنعتی، ارزیابی می‌شوند.

علاوه بر این، بحث دوره‌های شبانه، موضوع نخبگان سما، جایزه ویژه دانشجویان حوزه تعلیم‌وتربیت و جایزه شهید طهرانچی عزیز را هم داریم. برنامه‌های زیادی در ذهن ما هست، اما اجرای اصلی برنامه‌ها از همان شروع سند، یعنی از شهریورماهی که شما اشاره کردید، آغاز خواهد شد. ان‌شاءالله تلاش می‌کنیم از آن تاریخ برنامه‌های خوبی را اجرا کنیم و شرمنده عزیزانمان، شرمنده آقای دکتر رنجبر، هیئت‌امنا، همه دوستان و از همه مهم‌تر، شهدای عزیزمان و به‌ویژه شهید عزیزمان دکتر طهرانچی نشویم