شناسهٔ خبر: 77032652 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: ایلنا | لینک خبر

یک استاد ارتباطات و رسانه:

آیا دستگاه دیپلماسی روایت رسانه‌ای را به دیگران واگذار کرده است؟

یک استاد ارتباطات و رسانه: درحالی که تنش‌ها و تحرکات دیپلماتیک میان ایران و آمریکا بار دیگر به کانون توجه رسانه‌های جهانی بازگشته، یک استاد ارتباطات با انتقاد از غیبت رسانه‌های ایرانی در جریان‌سازی خبری تأکید می‌کند که ایران در یکی از حساس‌ترین مقاطع سیاست خارجی خود، مرجعیت روایت را به‌طور کامل به رسانه‌های خارجی واگذار کرده است.

صاحب‌خبر -

قادر باستانی تبریزی، مدرس ارتباطات و رسانه، در گفت‌وگو با ایلنا با انتقاد از وضعیت پوشش رسانه‌ای تنش‌ها و مذاکرات میان ایران و آمریکا تأکید کرد: امروز در یکی از حساس‌ترین مقاطع سیاست خارجی کشور، خبرنگار ایرانی و رسانه ایرانی در متن جریان خبر حضور مؤثر ندارد و این به معنی واگذاری کامل روایت به دیگران است.

وی گفت: در شرایط خاص و بحرانی کنونی، ما با یک نقص فنی یا ضعف حرفه‌ای ساده مواجه نیستیم و متاسفانه مسئله، حذف ایران از معادله مرجعیت رسانه‌ای است. نه فقط روایت غالب، بلکه حتی روایت نزدیک به مواضع ایران نیز از کانال رسانه‌های غیرایرانی منتقل می‌شود.

وی افزود: اینکه امروز رسانه‌هایی مانند المیادین یا برخی پلتفرم‌های منطقه‌ای، عملاً نقش واسطه روایت ایران را بازی می‌کنند، خود نشانه بحران است. یعنی حتی صدای غیرمستقیم ما هم دیگر ایرانی نیست و بخش رسانه دیپلماسی کشورمان اعتباری برای رسانه‌های داخلی قائل نیست.

باستانی با انتقاد از نگاه واکنشی نهادهای رسمی تصریح کرد: تا زمانی که سیاست خارجی ما فاقد پیوست رسانه‌ای فعال، حرفه‌ای و پیش‌دستانه باشد، هر حرکت دیپلماتیک ناگزیر با تأخیر و انفعال رسانه‌ای همراه خواهد شد. رسانه ملی و دستگاه دیپلماسی هنوز رسانه را ابزار تزیینی یا بلندگوی اطلاع‌رسانی می‌بینند، نه میدان نبرد ادراکی و این خطای راهبردی است.

عضو هیات مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران گفت: مسئله اصلی اینجاست که ما در داخل، با تضییقاتی که در حق رسانه‌های حرفه‌ای مستقل روا می‌داریم، حتی یک رسانه با سطح دسترسی بالا نداریم که در چنین مقاطعی بتواند حداقل روایت یک طرف میز را دقیق، حرفه‌ای و قابل اتکا منتقل کند. نه خبر اختصاصی داریم، نه خبرنگار مذاکره، نه روایت اول.

این استاد ارتباطات تصریح کرد: وقتی تیم‌های حرفه‌ای داخلی به منابع رسمی، غیررسمی و قابل اتکا دسترسی ندارند، ناگزیر به بازتولید روایت دیگران می‌شوند؛ حتی اگر آن روایت را نقد کنند. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که شکاف میان توان حرفه‌ای و قدرت واقعی رسانه‌ای ایجاد می‌شود.

وی با انتقاد از نهادهای مسئول خاطرنشان کرد: وزارت امور خارجه و بخش رسانه‌ای آن، و همچنین رسانه ملی، مفهوم مرجعیت رسانه‌ای را جدی نگرفته‌اند. نتیجه‌اش این است که امروز، در یکی از مهم‌ترین نبردهای ادراکی تاریخ معاصر ایران، عملاً بدون صدا و بدون سلاح وارد میدان شده‌ایم. 

باستانی تبریزی تأکید کرد: در جهان امروز، شکست رسانه‌ای، مقدمه مستقیم شکست دیپلماتیک است. دیپلماسی دیگر در خلأ رخ نمی‌دهد. هر تصمیم پشت درهای بسته، پیش و بیش از آنکه روی میز مذاکره معنا پیدا کند، در میدان رسانه تفسیر، داوری و داوریِ دوباره می‌شود.

وی افزود: وقتی یک کشور روایت خود را واگذار می‌کند، صرفاً خبر را از دست نداده است، چارچوب تفسیر وقایع را واگذار کرده، دستور کار ذهنی افکار عمومی را به دیگری سپرده و حق معنا دادن به کنش‌هایش را از کف داده است. در چنین وضعیتی حتی اگر مذاکره‌ای به نفع کشور تمام شود، در ادراک جهانی به‌عنوان عقب‌نشینی، ضعف یا اجبار خوانده می‌شود و اگر تنشی مدیریت شود، به‌مثابه تهدید یا بی‌ثباتی بازنمایی خواهد شد.

این استاد ارتباطات با اشاره به نسبت قدرت و روایت گفت: بخشی از قدرت در سیاست بین‌الملل امروز یعنی توان تعریف واقعیت. رسانه‌ها تعیین می‌کنند چه چیزی مسئله است، چه چیزی بحران است و چه کسی مقصر یا بازیگر عقلانی میدان معرفی می‌شود. وقتی رسانه‌های یک کشور از این میدان حذف می‌شوند، آن کشور از جایگاه فاعل به موقعیت مفعول تنزل پیدا می‌کند. یعنی موضوعی که دیگران درباره‌اش حرف می‌زنند، نه کنشگری که خودش سخن می‌گوید.

این استاد ارتباطات با تأکید بر جایگاه رسانه در منازعات مدرن گفت: در تحلیل کلاسیک، ما معمولاً بین دوگانه مذاکره و جنگ گیر می‌کنیم، اما در جهان امروز، یک ضلع سوم تعیین‌کننده وجود دارد و آن رسانه است. هرکس این ضلع را ببازد، حتی اگر پای میز مذاکره بنشیند یا از جنگ دور بماند، در نهایت بازنده است.

باستانی تبریزی تصریح کرد: تصویری که در یک ماه گذشته از ایران در رسانه‌های بین‌المللی ساخته شده، در تاریخ معاصر بی‌سابقه است. سطح انزوای ادراکی و نبود همدلی جهانی به نقطه‌ای رسیده که دیگر نمی‌توان با اتکا به بدنامی ترامپ یا اختلافات داخلی آمریکا، افکار عمومی جهانی را اقناع کرد.

وی افزود: در آمریکا، چند جریان واقعی و متعارض در سیاست‌گذاری ایران فعال‌اند که هر کدام پوشش رسانه‌ای خاص خود را دارند. یک طیف با چهره‌هایی مانند روبیو و راتکلیف و پشتیبانی کنگره‌ای افرادی چون تام کاتن، لیندسی گراهام و تد کروز، مسیر فشار حداکثری را دنبال می‌کند و در مقابل، طیف‌هایی مانند ویتکاف، کولبی و ونس رویکرد متفاوتی دارند. رسانه در این میان ابزار کاشت هدفمند خبر (planting) است.

باستانی تبریزی تأکید کرد: رسانه‌هایی مانند اکسیوس اساساً با مأموریت دسترسی خاص به منابع امنیتی و تصمیم‌ساز در آمریکا و اسرائیل شکل گرفته‌اند. این رسانه‌ها برای همین بزنگاه‌ها و برای جهت‌دهی به فضا، نه صرفاً اطلاع‌رسانی، طراحی شده‌اند.

وی در پایان گفت: سئوال کلیدی امروز این نیست که جهان درباره ایران چه می‌گوید. سئوال این است که چرا ایران درباره خودش کمتر سخن می‌گوید و وقتی هم می‌گوید، دیر، تدافعی و از موضع ضعف است و نقش و جایگاه خبرنگار و رسانه داخلی در کجای ماجراست. در داستانی که دیگران می‌نویسند، ما یا غایبیم یا در حاشیه‌ایم. و کشوری که در روایت جهانی غایب باشد، دیر یا زود در معادلات واقعی قدرت هم به حاشیه رانده می‌شود.

انتهای پیام/