به گزارش «راهبرد معاصر»؛ جشنواره فیلم فجر تاریخی به بلندای اعتبار انقلاب ملت ایران دارد، جشنواره ای که در ابتدا جشنی فرهنگی بود و بعدها به محفلی برای معرفی بازیگران و سوژه های ناب انقلاب و روایت های مختلف از زندگی مردم، دفاع مقدس و نبرد حق و باطل مبدل شد.
این افراد با پیام مشترک «حضور نیافتن در جشنواره» به دنبال دامن زدن به جنگ روایت های دشمن و عملیات روانی و فرهنگی علیه انقلاب اسلامی ایران هستند
جشنواره ای که روزگاری آدم های ناشناس و تازه کار در عرصه سینما را به دنیا معرفی میکرد، حالا بهوسیله همان افراد به حاشیه رانده میشود، آن هم نه با ابزار تحریم به معنای اعتراض و کنش فرهنگی، بلکه ابزاری برای خوش رقصی های سیاسی. حساب برخی ها که پول شهرت از همین جشنواره ها جمع کرده و گریخته اند سوای آنهایی است که هنوز مدیون این آب و خاک اند و در وطن راه میروند و گزافه می گویند.
«تحریم جشنواره فیلم فجر» بهوسیله چند بازیگر سینما، دیگر موضعگیری فرهنگی نیست؛ این رفتار عملاً به بخشی از میدان جنگ رسانهای تبدیل شده است که بازیگرانش شاید خودشان هم نمیدانند در چه سطحی بازی میکنند. در شرایطی که ایران با فشارهای خارجی، عملیات روانی و تهدیدهای امنیتی روبهروست، هر کنش عمومی اگر با نیت شخصی انجام شود، میتواند در پازل بزرگتری قرار بگیرد.
این افراد هر کدام با ادبیات متفاوت، اما با پیام مشترک «حضور نیافتن در جشنواره» به دنبال دامن زدن به جنگ روایت های دشمن و عملیات روانی و فرهنگی علیه انقلاب اسلامی ایران هستند. در فضای رسانهای، هیچ کنش چهرههای مشهور خنثی نیست. وقتی بازیگر مشهوری جشنوارهای با سابقه ۴۰ ساله را تحریم میکند، این رفتار بهوسیله رسانههای خارجی بزرگنمایی میشود، در شبکههای اجتماعی قطبیسازی ایجاد میکند، در افکار عمومی بهعنوان نشانهای سیاسی تفسیر میشود و درنهایت، در کنار رخدادهای امنیتی، معنای جدیدی مییابد.
این یعنی حتی اگر نیت فردی «اعتراض فرهنگی» باشد، پیامدش سیاسی و امنیتی میشود. حالا فرد مستقیم اعتراف کند به دلیل کشته سازی های دشمن وی هم دارد در میدان جنگ رسانهای دشمن بازی می کند که دیگر هیهات است.
سوختی برای عملیات رسانهای دشمن
رسانههای معاند فارسیزبان تحریم جشنواره فیلم فجر را نه تصمیمی فردی، بلکه نشانهای از فروپاشی مشروعیت فرهنگی معرفی میکنند و این روایتسازی شکاف میان هنرمندان و نهادهای فرهنگی را عمیقتر، احساس بیثباتی فرهنگی را تقویت میکند و در نهایت، به بخشی از جنگ روانی علیه ایران تبدیل میشود.
در چنین فضایی حتی یک پست شبکههای اجتماعی میتواند به تیتر رسانههای خارجی تبدیل شود. جنگی که همگان به زوایای آن اشراف دارند و از حضور مأموران موساد و دشمنان قسم خورده ملت ایران میان مردم خبر دارند و اسامی و تعداد جان باختگان را هم دیده اند، اما در متنی ناباور آب بر آسیاب دشمن میریزند.
آنها تعداد جانباختگان که خیلی هایشان بی گناه و به دست جاسوسان به شهادت رسیده اند، بیشتر ادعا و هم اعلام می کنند دیگر حاضر نیستند روی صحنه بروند. باید از این بازیگران پرسید چقدر با مدافعان امنیت کشور آشنا هستند؟ همان هایی که بی سلاح و تنها برای آرام کردن فضایی که دشمن به پا کرد، وارد میدان شدند تا جوانانی که ناآگاه و پیرو فراخوان دشمنان وارد معرکه شدند آرام کنند؛ اما در مقابل، پیاده نظامی از جاسوسان زبده دشمن از به آتش کشیدن خانه خدا و اموال مردم و کشتن جوانان این سرزمین هیچ ابایی نداشتند.
باید این بازیگران بدانند آن پلیس هایی که تکه تکه و زنده زنده سوزانده شدند بیش از آن مأمور تلف شده موساد نیاز به کنش های فرهنگی و سیاسی داشت، زیرا فرزند همین آب و خاک بود و برای دفاع از همچون شمایی لباس رزم بر تن کرد.
مسئولیت اجتماعی چهرهها
چهرههای مشهور، از ابتدا مشهور نبودند اگر مردمی برای تشویق نباشد و جشنواره ای که بزرگشان کند، شهرتی هم در کار نیست و خیلی زود مانند صدها نفر دیگری که گمان کردند این آنها هستند که شهرت کسب کرده اند و به راحتی با مهاجرت به کشورشان پشت کردند، فراموش خواهند شد.
در حالی که وقتی بین مردم بزرگ شده ای باید بتوانی دشمن را از دوست تمیز دهی و در مواقع حساس درست رفتار کنی، وگرنه از چشم همان مردمی که به ظاهر سنگشان را به سینه میکوبی خواهی افتاد حالا این رفتار و کنش زیر فشارهای رسانه ای و اجتماعی و بلاگرهای خودفروخته باشد یا نباشد مسئولیتش با شماست.
وقتی بازیگری مشهور جشنواره تحریم میکند، این پیام در جامعهای که زیر فشار اقتصادی، سیاسی و امنیتی است، چند برابر میشود.
باید این بازیگران بدانند آن پلیس هایی که تکه تکه و زنده زنده سوزانده شدند بیش از آن مأمور تلف شده موساد نیاز به کنش های فرهنگی و سیاسی داشت، زیرا فرزند همین آب و خاک بود
در چنین شرایطی انتظار میرود چهرهها پیامدهای رفتارشان را بسنجند و بدانند هر کنش آنها میتواند در روایت دشمن بازتعریف شود و بایستی درک کنند تحریم همیشه اعتراضی بیخطر نیست. این رفتار، در میدان جنگ روایتها به ابزاری برای فشار فرهنگی و رسانهای تبدیل میشود، رسانههای معاند از آن برای تضعیف انسجام فرهنگی استفاده میکنند و افکار عمومی، آن را در کنار رخدادهای امنیتی میگذارد و معنای بزرگتری میسازد.
چهرههای مشهور باید بدانند هر تصمیمشان، حتی اگر از سر هیجان یا فشار شبکههای اجتماعی باشد، میتواند در پازل بزرگتری قرار بگیرد؛ پازلی که شاید خودشان هم ندانند در آن نقش دارند.
کنش ضدفرهنگی در حاشیه جشنواره فیلم فجر بهوسیله برخی چهرههای شناختهشده سینما، ازجمله بازیگرانی که سالهای اخیر در کانون توجه رسانهها بودهاند، بیش از دیگر افراد و شخصیت ها مدعی مصالح عمومی هستند در حالی که این افراد تاکنون ثابت کرده اند کاری جز مصالح خود نکرده اند.
گاهی رفتاری که در ظاهر تصمیم فردی یا صنفی معرفی میشود، در بستر اجتماعی و سیاسی ایران بهسرعت رنگ موضوعی چند لایه میگیرد؛ موضوعی که نهتنها بر فضای فرهنگی کشور اثر میگذارد، بلکه در افکار عمومی، رسانهها و حتی تحلیلهای امنیتی نیز بازتاب مییابد.
کنشی که دیگر صرفاً فرهنگی نیست
در بسیاری از کشورها، تحریم جشنواره یا رویداد هنری میتواند اعتراض صنفی یا اخلاقی تلقی شود. اما در ایران، به دلیل حساسیتهای سیاسی و نقش پررنگ رسانههای معاند در برجستهسازی چنین رفتارهایی، این کنشها بهسرعت از بعد انتخاب فردی عبور میکند و به نشانهای سیاسی تبدیل میشود.
وقتی چهرهای مشهور تصمیم میگیرد جشنوارهای با سابقه چند دهه ای تحریم کند، این تصمیم در خلأ رخ نمیدهد و قطعا پشت پرده ای هم دارد و در میدانی که یک طرف آن معلوم است بازی میشود. مخاطب ایرانی هم که سالهای اخیر با موجی از اعتراضات، نارضایتیها و عملیات رسانهای مواجه بوده، چنین رفتارهایی را در چارچوبی بزرگتر تفسیر میکند. در نتیجه، حتی اگر نیت فردی این چهرهها صرفاً اعتراض به موضوعی فرهنگی باشد، پیامد اجتماعی و سیاسی و حتی امنیتی آن بسیار فراتر میرود.
نقش رسانههای معاند در برجستهسازی تحریمها
یکی از نکات مهم در تحلیل این پدیده، نحوه بازتاب آن در رسانههای فارسیزبان معاند است. این رسانهها معمولاً تحریم جشنواره فجر را نه بهعنوان تصمیم فردی، بلکه بهعنوان نشانهای از فروپاشی مشروعیت فرهنگی معرفی میکنند. این نوع روایتسازی، عملاً کنش فردی را به بخشی از پروژهای بزرگتر تبدیل میکند؛ پروژهای که هدفش ایجاد شکاف میان نهادهای فرهنگی رسمی و هنرمندان است.
در چنین فضایی، هر رفتار چهرهای مشهور، حتی اگر از سر هیجان، فشار شبکههای اجتماعی یا همراهی با موج باشد، بهسرعت در چارچوبی سیاسی و امنیتی بازخوانی میشود.
همزمانی با رخدادهای امنیتی
همزمانی برخی رفتارهای فرهنگی با رخدادهای امنیتی، همیشه حساسیتبرانگیز بوده است. وقتی در بازه زمانی مشخص، از سویی برخی چهرهها جشنواره فجر را تحریم میکنند و از سوی دیگر، کشور با عملیات تروریستی یا تهدید امنیتی مواجه میشود، بخشی از افکار عمومی دچار این پرسش میشود که آیا این رفتارها بهطور ناخواسته در خدمت روایت دشمن قرار گرفته است یا خیر؟
چهرههای شناختهشده، چه بخواهند چه نخواهند، نقش اجتماعی دارند. رفتارشان پیام دارد و این پیام در جامعهای مانند ایران که درگیر فشارهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی است، چند برابر میشود. رفتار یک چهره میتواند بهطور ناخواسته به بخشی از موج رسانهای تبدیل شود که هدفش بیثباتسازی فرهنگی است.
این مسئولیت اجتماعی ایجاب میکند چهرهها پیش از هر تصمیمی، پیامدهای احتمالی آن را در نظر بگیرند. در شرایطی که دشمنان ایران از هر شکاف و اختلافی برای تقویت عملیات روانی استفاده میکنند، هر کنش فرهنگی باید با درک دقیق از فضای رسانهای انجام شود.
یکی از نقدهای جدی به برخی چهرهها این است تصمیم آنها بیش از آنکه بر پایه تحلیل باشد، بر پایه فشار شبکههای اجتماعی یا همراهی با موج است. شبکههای اجتماعی سالهای اخیر به بستری برای شکلگیری رفتارهای هیجانی تبدیل شدهاند؛ رفتارهایی که گاهی بدون درک پیامدهای بلندمدت انجام میشوند.
وقتی بازیگری مشهور تحت تأثیر فضای مجازی تصمیم به تحریم میگیرد، این تصمیم امکان دارد در ظاهر اعتراض باشد، اما در عمل میتواند به ابزاری برای تقویت روایتهای رسانههای معاند تبدیل شود.
∎