شناسهٔ خبر: 77029654 - سرویس اجتماعی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه فرهیختگان | لینک خبر

پاسخی به بیانیه های تحریف و انجمن های نابینای دانشجویی

چه ننگ است مزدور بیگانه بودن

بسیج دانشجویی ۴ دانشگاه تهران در پاسخ به بیانیه‌های تحریف و انجمن‌های نابینای دانشجویی گفت: «چه ننگ است مزدور بیگانه بودن!»

صاحب‌خبر -

بیانیه بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف و دانشکده‌های مهندسی کامپیوتر دانشگاه‌های امیر کبیر، علم و صنعت، شهید بهشتی و خواجه نصیر در واکنش به بیانیه‌ای که اخیر بدون نام و امضا منتشر و از سوی جریان‌های مشکوک حمایت شد:
آن روزهایی که بازاریان و مردمان نجیب این سرزمین، به مدت ۱۰ روز از ۸ تا ۱۸ دی ماه در خیابان‌های این شهر اعترض واقعی و مسالمت‌آمیز داشتند، شما چه می‌کردید؟ مگر نه این که همان روزها ما در کف سنگ‌فرش دانشگاه فریاد می‌زدیم: «تفرقه تفرقه! عامل جنگ بعدی!» و شما مستانه عربده می‌کشیدید که: «امسال، سال خون است!» حال امروز که اعترض به حق مردم را مصادره کرده‌اید و خون پاکشان را با برپایی آشوب و عملیات تروریستی به زمین ریخته‌اید، بیانیه می‌دهید که: «چرا خون کردید؟»

چه کسی خون کرد؟ چه کسی فریاد می‌زد که «سال، سال خون است» و «بچه‌های‌مان مسلح هستند» و «به کسی رحم نکنید»؟ چه کسی می‌دانست که ماموران موساد در میان مردم هستند، ولی باز هم مردم را سپر انسانیِ امیال حیوانی خود کرد و فراخوان آشوب و اغتشاش داد؟ آری چنان که خود گفتید، از لوله تفنگ، جز مرگ بیرون نمی‌آید. اما پیش از آن که میدان به لوله‌های تفنگ سپرده شود، مرگ از دهان نجس و آلوده اعلی‌حسرتِ خونخوارِ پهلوی بیرون آمد! این کودک‌شاه مخلوع‌تان بود که اعتراض مردم ما را به خون کشید! این فرمان رئیس جمهور بچه‌باز آمریکا و نخست‌وزیر بچه‌کُش رژیم صهیونی بود که عزیزان ما را از ما گرفت.

مردان و زنانی که در کنار ما می‌زیستند. جوانانی که در کلاس‌های ما درس می‌خواندند. خانواده داشتند. هزار امید و آرزو داشتند و هزار طرح و ایده برای ساختن فردای وطن‌شان. دانش‌جویانی چون امیرحسین محمدزاده، دانشجوی دانشگاه آزاد تهران جنوب و هادی یزدانی، دانشجوی دانشگاه آزاد مشهد و چندین و چند دانشجوی شهید دیگر. دانشجویانی که پای ثابت اردوهای جهادی و نیروی داوطلب روزهای سیل و زلزله و جنگ بودند. اما عوامل تروریست و آشوبگر با آنان چنان کردند که خانواده‌هایشان دیگر تاب دیدن پیکر پاره‌پاره‌شان را نداشتند.

حال که تشت رسوایی آمارسازی رسانه‌های امپراطوری دروغ و توهم به زمین افتاده است و مردگان ساختگی‌شان یک‌به‌یک زنده می‌شوند، بیانیه می‌دهید که روایت وارونه شده است و حقیقت تحریف؟! مبینا بهشتی، ابوالفضل مروتی، محمدرسول بیاتی، رضا نیکنام، مهدی سماواتی، مهدی کمالی، مسعود نعمتی؛ این‌ها تنها بخشی از اسامی کشته‌شدگانی هستند که زنده از آب درآمدند. به راستی چه کسی روایت را وارونه کرده است و حقیقت را باید از چه کسی شنید؟ حقیقت را از دهان رسانه‌های فارسی‌زبان با بودجه اسرائیلی بشنویم یا از آنان که تا به حال از ترس‌شان پا به خیابان نگذاشته و تنها از زیر لحاف توئیت می‌زنند؟ به راستی حقیقت را چگونه باید یافت و به قول شما چه سودی در علم است؟

آری، چه سودی در علم است، وقتی که امپراطوری توهم و تحریف بر ذهن‌‌های برخی دانشجویان سایه انداخته است؟ وقتی که دانشجو با انواع الفاظ رکیک جنسی در صحن دانشگاه رجز می‌خواند و مخالفان تفکر استعمارزده‌اش را تهدید به ریختن خون و آویختن به دار می‌کند؟ چه سودی در علم است وقتی که دانشجو عضو رسمی گروهک تروریستی مجاهدین خلق است و به روی مردمش قداره می‌کشد؟ آری اگر حقیقت همین توهمات است و دانشجو این چنین درگیر لمپنیسم، علم چه سودی خواهد داشت؟!

متن کامل را در اینجا بخوانید.