به گزارش ایرنا، فیلم اجتماعی قواعد دارد: شخصیت، میزانسن، ریتم، و نگاه. «زندهشور» اما با طور دیگری پیش می رود؛ دوربین اغلب اسیر فضاسازی ملتهب است، بدون آن که از دل قاب، معنا یا تنش دراماتیک بیرون بیاید.
میزانسن شلخته است و فضا به جای روایت، فریاد میزند. ضجه و مویه جای کنش را گرفته و احساسات گرایی، جانشین درام شده است.
شخصیتها ابتر، بلاتکلیف و بیریشه اند؛ نه گذشته ای دارند که فهمیده شوند، نه مسیری که دنبال شوند. فیلم بهجای شخصیت پردازی، به شعار پناه میبرد و با درشت گویی، مستقیم و بی واسطه به مقوله قصاص می پردازد؛ رویکردی که بیش از آن که سینمایی باشد، گاه شبیه بیانیه میشود. اینجا دوربین نه ناظر است و نه تحلیل گر؛ صرفاً ابزار تاکید است.
با وجود فهرست بازیگران شناخته شده، روایت درجا میزند. بازی ها در خدمت شخصیت نیستند و اغلب به تیپ نزدیک میشوند. لحظات به اصطلاح دراماتیک نه تأثیر می گذارند و نه ماندگارند و از دل قاب، حقیقتی بیرون نمیآید.
«زندهشور» بیش از آن که فیلمی دغدغهمند اجتماعی باشد، اثری است که نشان می دهد بدون منطق روایی و میزانسن حساب شده و بدون شخصیت زنده، حتی تلخترین سوژه ها هم به ضد خودشان تبدیل میشوند. برای کاظم دانشی، این فیلم نه گام رو به جلو، بلکه عقبگرد در کارنامه فیلمسازی او محسوب می شود.
منتقد سینما