شناسهٔ خبر: 77014545 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: جام‌جم آنلاین | لینک خبر

آخرالزمان از نگاه دیانت زرتشت، هندوان و بوداییان

داستان مشترک امید در ادیان کهن

اندیشه موعودگرایی درایران‌ باستان آیااین‌اساطیر،بازنمود یا ادامه‌ همند یا نیستند؟چرا نتیجه‌ هم بشمارنمی‌روند و از آغاز تاریخ اندیشه دینی، باور به ظهور یک نجات‌بخش نهایی جایگاهی محوری داشته و پیامبران پیشین در سنت‌های مختلف،همواره از آمدن ابرانسانی، در آینده خبر داده‌اند که دادگر است و جهان را به‌کام انسانیت دگرگون می‌سازد. بازتاب این انتظار را می‌توان در بشارت‌ها و آموزه‌های کهن مشاهده کرد؛ جایی که مفهوم «موعود آخرین» یا «منجی آخرالزمان» با نام‌ها و القاب گوناگونی چون کالکی، بودای پنجم، سوشیانت و … مطرح شده است. با دکتر مهدی علمی دانشور، استادیار دانشگاه ادیان و مذاهب به پیشینه‌ موعودگرایی پرداختیم؛ فرازهایی خواندنی و شورانگیز!

صاحب‌خبر -

استاد! چرا تصور از منجی در ادیان مختلف، یک‌دست و همسان نیست و اشکال متنوعی به خود گرفته ؟

منجی در برخی نظام‌های اعتقادی، نقشی صرفاً اجتماعی و اصلاح‌گرانه دارد، اما در برخی دیگر، مأموریت او تنها به رهایی معنوی انسان‌ها محدود می‌شود. در گونه‌ای دیگر از این باور، منجی،  هم‌زمان عهده‌دار اصلاح اجتماعی و هدایت معنوی بشر است. افزون بر این، گاه نجات‌بخش نهایی،، شخصیتی قوم‌محور معرفی شده و گاه رسالت او رهایی تمامی انسان‌ها در سراسر جهان دانسته می‌شود.


از بِهدینیِ  اَشوزرتشت و آموزه‌های نجات بخشی آغازکنیم؟

دین زرتشتی تا پیش از ظهور اسلام، دین غالب در میان ایرانیان به‌شمار می‌آمد و باور به ظهور نجات‌دهنده، جایگاهی محوری در منظومه اعتقادی آن داشت. به‌نظر می‌رسد اندیشه منجی‌باوری ریشه در تعالیم خود زرتشت داشته باشد و از مهم‌ترین و اثرگذارترین باورهای این آیین محسوب می‌شود. در آیین زرتشت، منجیان با عنوان «سوشیانت» (Soshiant) یا «سوشیانس» (Saoshyant) شناخته می‌شوند که به‌معنای «رهاننده» است. در فروردین‌یشت، فقره 129، درباره این عنوان چنین آمده: «او را از این جهت سوشیانت خوانند که به همه جهان مادی، منفعت و سود می‌رساند.» این تعریف، نقش جهان‌شمول و کارکرد نجات‌بخش سوشیانت را به‌روشنی نشان می‌دهد. واژه سوشیانت در متون اوستایی، در مواردی به‌صورت جمع نیز به‌کار رفته است. یکی از نمونه‌های برجسته آن در گاتها دیده می‌شود؛ در هات 34، فقره 93 آمده است: «ای اهورامزدا، آن راه نیک که به من نمودی، همان راه آموزش رهانندگان است.»
از دیگر بخش‌های گاتها چنین برمی‌آید که زرتشت، واژه سوشیانت را به‌صورت جمع و با معنایی گسترده‌تر به‌کار برده؛ مفهومی که هم شامل یاری‌دهندگان راه راستی در آینده، تا زمان فرارسیدن فراشگرد، می‌شود و هم معنای «یاوران» و «همکاران در نجات» را در بر می‌گیرد. در یسنا 4، فقره 71 آمده است: «بشود که (ما هم‌چون) سوشیانت‌ها شویم، بشود که پیروز شویم، بشود که ما از دوستان ارجمند اهورامزدا شویم» 
بر پایه متون زامیادیَشت، کرده 1 تا 15، سوشیانت و همراهان او از «فرّه کیانی» برخوردارند و دارای نیرویی مینَوی و آسمانی هستند که توانایی‌ها و ویژگی‌های ممتاز به آنان می‌بخشد.

 

و نتیجه چنین جایگاهی برای موعود آخرزمان چیست؟

  این منزلت قدسی، جایگاه منجی و یارانش را در فرآیند نوسازی نهایی جهان برجسته می‌سازد و آنان را به کنشگرانی فعال در تحقق نظم آرمانی بدل می‌کند. در کتاب جاماسب‌نامه، در صفحه 121، گفت‌وگویی میان گشتاسب، پادشاه وقت، و جاماسب نقل شده است. گشتاسب می‌پرسد که سوشیانت پس از ظهور، چگونه فرمانروایی خواهد کرد، داد را چگونه برقرار می‌سازد، جهان را به چه شیوه‌ای اداره می‌کند و آیین او چیست؟ جاماسب در پاسخ بیان می‌کند: «سوشیانت» (نجات دهنده بزرگ) دین را به جهان رواج می‌دهد و مردم جهان را همفکر و همگفتار می‌سازد.» 
بر این اساس، گسترش دین و ایجاد وحدت فکری و گفتاری در میان انسان‌ها از مهم‌ترین کارکردهای منجی نهایی به‌شمار می‌آید.

 

و آن نبرد نهایی نیک و بد؟

فَرَشگرد یا فراشگرد یعنی نوسازی جهان، مستلزم رویارویی با نیروهای اهریمنی و نابسامانی‌های اخلاقی است؛ پس از این نبرد سرنوشت‌ساز، بازسازی و سامان‌دهی ویرانی‌های پیشین و اصلاح امور عالم تحقق می‌یابد. در کتاب دینکرد سوم نیز تصویری حماسی از این مرحله ارائه شده است؛ چنان‌که آمده است: «سوشیانت به همراه يارانش كه همه زورمند و بلند بالا و فراخ شانه و ستبر بازو هستند، با ديوان و بدكاران نبرد كنند و تبهکاران از ديدن آن برومندان سیاهپوش به هراس افتند».

 


اگرچه آیین هندوئیسم در شمار ادیان الهیِ توحیدی قرار نمی‌گیرد اما برآمده از ایران است، پس به منجی آخرالزمانی‌اش می‌پردازید؟

  آیین هندو از دو جهت شایسته توجه است: نخست، قدمت تاریخی بسیار کهن آن و دوم، گستردگی چشمگیر پیروانش. ازاین‌رو، حتی به‌اختصار نیز نمی‌توان از دیدگاه این آیین درباره مصلح جهانی چشم‌پوشی کرد. در متون مقدسی که نزد هندوان به‌منزله کتاب‌های آسمانی تلقی می‌شوند، تصریحات فراوانی درباره موعود نهایی به چشم می‌خورد. در باور هندوان، منجی آخرالزمان دهمین جلوه یا تجلی ویشنو به‌شمار می‌آید. بر اساس آموزه‌های این آیین، ویشنو سرچشمه خیرات و مظهر کامل مهر، محبت و لطف الهی است. هندوان جهان را صحنه تقابل دائمی میان نیروهای خیر و شر می‌دانند و معتقدند که خدایان و اهریمنان دو قطب متقابل این نظام کیهانی را تشکیل می‌دهند. هرگاه کفه بدی بر نیکی سنگینی کند، تعادل کیهانی برهم می‌خورد و چنین دوره‌ای، زمانی نامطلوب و بحرانی برای بشر است. در این شرایط، ویشنو به‌عنوان پاسدار نظم جهان، نزول می‌کند تا تعادل از دست‌رفته را بازگرداند.
 این نزول می‌تواند به‌شکل انسان یا در قالب موجوداتی دیگر صورت گیرد در كتب هنديان حکايات و داستانهاي فراوانی در مورد تجلیات متعدد ويشنو وجود دارد. 

 

هدف از این تجلی‌ها؟
هدف، ریشه‌کن ساختن شر و بازگرداندن نظم و عدالت به جهان است. بر اساس این باور، ویشنو در دهمین تجلی خود به صورت پهلوانی بزرگ ظاهر شده و به زمین فرود می‌آید تا انسان و جهان را نجات دهد، گناهکاران و خطاکاران را نابود سازد و حکومت قانون و داد را برقرار کند. این تجلی نهایی ویشنو در سنت هندو با نام کالکی (Kalki) شناخته می‌شود و پیوندی استوار با اصل «ادوار جهانی» و مفهوم «کالی یوگا» (yuga-Kaly) دارد؛ عصری که به‌عنوان واپسین دوره از چرخه چهارگانه جهان در کیهان‌شناسی هندو شناخته می‌شود و ظهور منجی در آن، نشانه پایان زوال و آغاز نوسازی عالم است.
بر اساس باورهای آیین هندو، زمان تحقق دهمین و آخرین تجلی ویشنو هنوز فرا نرسیده و وقوع آن در واپسین مرحله تاریخ جهان، یعنی آخرالزمان است. در متون هندو آمده که پیش از ظهور این منجی، حیات اجتماعی و معنوی بشر به پایین‌ترین سطح خود تنزل می‌یابد و جامعه انسانی در وضعیتی از فروپاشی اخلاقی و معنوی قرار می‌گیرد که زمینه‌ساز زوال نهایی نظم موجود خواهد بود.
در کتاب مقدس «باسک» توصیفی گسترده از این موعود آخرالزمانی ارائه شده است: «دور دنیا تمام شود به پادشاهی عادل در آخر الزمان كه پیشواي ملائکه و پريان و آدمیان باشد. و حق و راستی با او باشد، و آنچه در درياها و زمینها و كوهها، پنهان باشد همه را بدست آورد و از آسمانها و زمین آنچه باشد خبر میدهد، و از او بزرگتر كسی بدنیا نيايد».


پس، منجی موعود را شخصیتی جامع و فراتر از مرزهای انسانی می‌شمارند؟

بله که حاکمیت او نه‌تنها زمینی، بلکه کیهانی و فراگیر است. همچنین در کتاب «بهگود گیتا» که یکی از بنیادی‌ترین متون مقدس آیین هندو است، فلسفه نزول منجی در قالب تجلی الهی چنین بیان می‌شود: «آنجا كه نیکو كاري از رونق برافتد و تبه‌كاري بالا گیرد، من در قالب تن مجسم شوم و در میان مردم آيم. تا اساس خیر را نگهبانی كنم و شر را براندازم. من در هر دور پیدا آيیم تا آيین راستی را برقرار سازم». این عبارات نشان می‌دهد که ظهور منجی در اندیشه هندو، امری تکرارشونده در ادوار مختلف تاریخ است، اما در آخرین مرحله، این تجلی به شکلی نهایی و سرنوشت‌ساز تحقق می‌یابد.

 

به منجی آخرالزمان در آئین بودا بپردازیم که پیشترها از ایران بزرگ برآمد؟

 آیین بودیسم در چین، ژاپن و دیگر سرزمین‌های آسیای جنوب و شرق آسیا پیروان فراوانی دارد، باور به ظهور منجی آخرالزمان جایگاه مشخصی در این آیین یافته است؛ به‌ویژه در مکتب مهايانه (Mahayana). این شاخه از بودیسم که در فاصله‌ای میان قرن سوم پیش از میلاد تا قرن اول میلادی در نواحی شمال‌غربی هند پدید آمد، به‌تدریج از بودیسم نخستین منشعب شد و روند رشد و تکامل مستقلی را طی کرد. در سنت مهايانه، مجموعه‌ای از اساطیر و روایت‌ها در کتابی کهن با عنوان «جاتکه» شکل گرفت که در آن، سرگذشت زندگی بودا، سیر معنوی او و دستیابی‌اش به مرحله کمال، تا هنگام صعودش به آسمان، روایت می‌شود. بر اساس این باورها، بودا در دوران سلوک و پیش از رسیدن به مقام اشراق، حالتی خاص داشته که از آن با عنوان “بودهی سَتوَه” (Bodhisattva) یاد می‌شود. این اصطلاح که در متون بسیار کهن نیز به‌کار رفته، به معنای «بودای نهفته» یا «بودا در حالت کمون» است.
بر همین اساس، پیروان مکتب مهايانه و حتی فرقه هینیانه (Hinayana)  بر این باورند که گوتمه تنها بودایی نیست که در زمین ظهور کرده، بلکه پیش از او بوداهای متعددی در جهان زیسته‌اند و در آینده نیز بوداهای دیگری ظهور خواهند کرد. افزون بر این، برخی بوداها در قلمروهای آسمانی در حالت نهفتگی و تکوین به‌سر می‌برند و همان "بودي ستوه"ها هستند که در زمان مناسب آشکار می‌شوند. این اعتقاد چنان گسترش یافت که نام‌ها و سرگذشت‌های بوداهای گذشته و آینده به‌تفصیل در متون بودایی آمده.
در آیین مهايانه، برای بودهی ستوه‌ها اهمیت ویژه‌ای قائل‌اند؛ در حالی‌که در متون (هینیانه ) تنها از دو نمونه یاد می‌شود: یکی “گوتمه” (Gautama)، پیش از رسیدن به اشراق و شهود، و دیگری بودای آینده با نام “میتريه”. “میتريه” (Maitreya) که بودای موعود آینده به‌شمار می‌آید و او را به زبان چینی میلوفو می‌نامند، از جمله همان بودهی ستوه‌هایی است که بودائیت او هنوز در حالت کمون قرار دارد.
میتریه نخست در هند مورد تکریم و ستایش قرار گرفت و سپس باور به او در دیگر سرزمین‌های پیرو مهايانه رواج یافت. در این مناطق، پیکره‌ها و تمثال‌های فراوانی از او ساخته شد و همواره به‌عنوان شخصیتی با شکوه، جلال و عظمت معنوی به تصویر کشیده شده.

 

راستی به نشانه‌های ظهور در این باور بپردازید؟

 در کتاب «مهاوستو»  از متون مقدس مکتب هینیانه، شرایط و نشانه‌های ظهور موعود با نگاهی آرمان‌گرایانه ترسیم شده. در این متن، از دگرگونی بنیادین نظم جهان سخن گفته می‌شود؛ تحولی که با «بازگشت چرخه» آغاز می‌گردد و به بهبود چشمگیر وضعیت زندگی انسان‌ها می‌انجامد، تا آنجا که متوسط عمر بشر به هشتاد هزار سال می‌رسد. در چنین وضعیتی که طول عمر، آرامش اجتماعی و آمادگی معنوی افزایش یافته است، زمینه‌ای مناسب برای تعلیم آموزه‌های بودا فراهم می‌شود. در این دوران، شخصیتی با عنوان چکره‌ورتین یا «راهنما» ظهور می‌کند که مأموریت او گسترش رفاه، سامان‌بخشی به زندگی مردم و ترویج تعالیم بودایی است. پس از تحقق این شرایط آرمانی و فراهم آمدن فضایی بهشتی‌گون، میتريه از آسمان توشیته فرود می‌آید، به کمال بودائیت دست می‌یابد و «درمه» را به فرهیختگان و شایستگان آموزش می‌دهد. بدین‌سان، در اندیشه بودایی، ظهور منجی نه در بستر بحران و فروپاشی، بلکه در اوج آمادگی اخلاقی و معنوی جهان تحقق می‌یابد.

 

و سخن پایانی این بحث شورانگیز و امیدبخش؟

در پایان باید گفت: انتظار مصلح غیبی به مسلمانان (خصوصاً شیعیان) اختصاص ندارد، بلکه در تمامی مذاهب و اديان موجود و مشترک است، چرا كه: زرتشتیان در انتظار ظهور سوشیانت، هندوها به امید ظهور كلکی و بودائیان منتظر آمدن بوداي پنجم می‌باشند. البته گونه‌هاي اعتقاد به منجی آخرالزمان در اديان با يکديگر متفاوت است. در دیانت زرتشتی در آئین زرتشت، منجی موعود نجات بخشی است كه رسالتی اجتماعی- معنوي و جهان شمول را بر دوش دارد، او موعودي شخصی است كه در هزاره آخر عمر جهان ظهور می‌نمايد. در آيین هندو، موعود شخصی اما واجد جنبه الوهی است كه احتمال ظهورش در دوران چهارم عالم داده شده است. او و واجد رسالتی اجتماعی- معنوي و جهان شمول است. در آيین بودا، موعود نجات بخش صرفاً كاركرد معنوي دارد همچنین آنها معتقد به موعود شخصی داراي خصايص بشري- الوهی كه واجد رسالت جهان شمول است هستند.
بدين ترتیب اعتقاد مشترک به آمدن منجی موعود و بنیانگذار حکومت واحد جهانی بر اساس عدالت و آزادي، در ابعاد بسیارگسترده در كتب مقدسه و اديان بزرگ به چشم می‌خورد و در اين دنیاي تاريک از ظلم و فساد دروازهاي را به سوي نور امید و نويد ظهور مصلح جهانی بر دل جهانیان می‌گشايد