شناسهٔ خبر: 77012259 - سرویس بین‌الملل
نسخه قابل چاپ منبع: دفاع پرس | لینک خبر

فرش قرمز چین برای متحدان سنتی آمریکا

شکاف عمیق و روز افزون میان اتحادیه اروپا و آمریکا، فرصتی طلایی برای تثبیت جایگاه چین در نظم جدید جهانی به وجود آورده و چین نیز با آغوشی باز به استقبال دولت‌های غربی شتافته است.

صاحب‌خبر -

گروه بین‌الملل دفاع‌پرس: در حالی که دونالد ترامپ به عنوان رئیس‌جمهور آمریکا، با سیاست خارجی نوسانی و تهاجمی خود به ائتلاف‌های دیرینه غرب ضربه می‌زند، شکل جدیدی از ارتباطات دیپلماتیک در حال ظهور است.

ترامپ با اقداماتی مانند تهدید به اشغال گرینلند و تشدید اختلافات با کانادا، نه تنها اعتماد شرکای غربی را خدشه‌دار کرده، بلکه فضایی مناسب برای نفوذ چین فراهم آورده تا روابط خود با کشور‌های غربی را بازسازی و تعمیق بخشد. این تحولات، نشانه‌ای از پایان احتمالی دوران گفتمان جداسازی اقتصادی از چین است و رهبران غربی را به سمت دیدن چین به عنوان شریکی قابل اعتماد سوق می‌دهد.

یکی از بارزترین نشانه‌های این تغییر، میزبانی شی جین‌پینگ از رهبران غربی در هفته‌های اخیر بوده است. این جلسه دیپلماتیک شامل نزدیک‌ترین متحدان سنتی آمریکا می‌شود. کی‌یر استارمر، نخست‌وزیر انگلستان، و مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا، در ماه گذشته به پکن سفر داشتند. پتری اورپو، نخست‌وزیر فنلاند و متحد ناتو نیز در این فهرست قرار دارد. امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در دسامبر گذشته بازدیدی انجام داد و فریدریش مرتز، صدراعظم آلمان، نیز به زودی بازدیدی خواهد داشت. 

از منظر پکن، این فهرست قدرتمند نشان‌دهنده این است که دوران صحبت از جداسازی اقتصادی چین رو به افول است و رهبران غربی اکنون چین را به عنوان شریکی قابل اعتماد برای ثبات بین‌المللی و امنیت ملی خود می‌بینند. این دیدگاه، در تضاد کامل با دکترین غالب اخیر میان رهبران گروه هفت (G۷) است که چین را چالشی برای نظم بین‌المللی تلقی می‌کردند.

رهبران کشور‌های مختلف در اظهارات خود، روابط با چین برای ثبات جهانی و امنیت ملی‌شان را کلیدی توصیف کرده‌اند. این موضع‌گیری‌ها در تضاد با رویکرد‌های پیشین است و نشان‌دهنده تغییر در اولویت‌ها می‌باشد. علاوه بر این، در گردهمایی‌هایی مانند مجمع اقتصادی جهانی در داووس، رهبران غربی آشکارا اذعان می‌کنند که نظم پس از سال ۱۹۴۵ مورد حمایت آمریکا در حال افول است. 

این دیدگاه، تا حد زیادی با نگاه چین همخوانی دارد. جین کان‌رونگ، کارشناس روابط بین‌الملل در دانشگاه رنمین پکن، در تحلیلی اخیر تأکید کرده که اتحادیه اروپا واقعا توسط آمریکا تحت فشار قرار گرفته و طبیعت انسانی اقتضا می‌کند که در چنین شرایطی به دنبال حمایت خارجی باشد؛ بنابراین اروپا به تقویت پیوند‌ها با چین تمایل دارد.

با وجود این تحولات مثبت، متفکران سیاست خارجی چین چندان به‌دنبال برطرف کردن کامل فهرست نگرانی‌های غرب ندارند. مسائل مربوط به تجارت، حقوق بشر، امنیت و فناوری همچنان پابرجا هستند و بعید است متحدان آمریکا به طور کامل به سمت پکن گرایش یابند و روابط با واشنگتن را قربانی کنند. 

با این حال، شی جین‌پینگ در حال پیشبرد تلاش‌ها برای ساختن جهانی چین‌محور است و پکن از مزایای بالقوه این تغییرات تکانشی آگاه است. این مزایا به ویژه در حوزه سلطه بر فناوری‌های پیشرفته، گسترش تجارت جهانی، افزایش نفوذ و قدرت نظامی، جایی که مقاومت کمتری در برابر اهداف چین وجود خواهد داشت، مشهود خواهد بود.

این رژه دیپلماتیک اخیر در پایتخت چین، فرصتی برای ترمیم روابط با اقتصاد‌های کلیدی غربی فراهم آورده است. مارک کارنی در نخستین بازدید یک نخست‌وزیر کانادایی از چین پس از سال ۲۰۱۷، تعرفه‌های سختگیرانه بر خودرو‌های برقی ساخت چین را کاهش داد. این تعرفه‌ها پیشتر در هماهنگی با آمریکا اعمال شده بود. 

در مقابل، پکن موانع بر سر راه کالا‌های کشاورزی کانادا را هموارتر کرد. جدا از این، اتحادیه اروپا و چین در ماه گذشته به توافقی دست یافتند که تعرفه‌ها بر خودرو‌های برقی چینی را با تعهد به فروش حداقل قیمت جایگزین کند. این توافق، اصطکاک طولانی‌مدت ناشی از نگرانی اروپا درباره خودرو‌های ارزان‌قیمت چینی را کاهش می‌دهد و از آسیب به صنعت خودروسازی داخلی اروپا جلوگیری می‌کند.

کی‌یر استارمر نیز در نخستین سفر یک رهبر انگلیسی پس از هشت سال، فرصت‌های تجاری چین برای انگلستان را ستود. این سفر اندکی پس از تأیید دولت او برای ساخت سفارتخانه بزرگ چین نزدیک منطقه مالی لندن انجام شد. 

استیو تسانگ، مدیر مؤسسه چین در دانشگاه SOAS لندن، این دیپلماسی اخیر اروپا را «رئالیسم» توصیف می‌کند. وی می‌گوید: «بی‌اعتمادی به چین به ویژه درباره حمایت چین از تلاش‌های جنگی روسیه در اوکراین. همچنان زیاد است، اما کشور‌های اروپایی نمی‌توانند چین را در زمانی که شاهد رفتار‌های «خودسرانه» آمریکا هستند، نادیده بگیرند.»

در سال‌های اخیر، دولت‌های اروپایی نظارت خود بر نقش چین در حوزه‌هایی مانند شبکه‌های مخابراتی، زیرساخت‌های حیاتی و آموزش را افزایش داده‌اند. آنها همچنین با پیروی از نشانه‌های آمریکا، فروش فناوری نیمه‌هادی پیشرفته را به دلایل امنیتی محدود کرده‌اند. 

نگرانی فزاینده از مازاد تجاری عظیم چین و ورود کالا‌های یارانه‌دار چینی که برخی صنایع غربی را با تهدید وجودی رو‌به‌رو کرده، نیز همچنان به قوت خود باقی است. مکرون در بازدید دسامبر خود تهدید کرد که اگر موضوع مازاد تجاری چین حل نشود، اتحادیه اروپا تعرفه‌های جدیدی اعمال خواهد کرد.

با این حال، مشخص نیست که اتحادیه اروپا و کشور‌های عضو تا چه حد حاضرند این نگرانی‌ها را کم‌رنگ کنند یا سیاست‌های خود نسبت به چین که بلوک غرب آن را «رقیب اقتصادی و سیستماتیک» توصیف کرده را حتی در برابر تهدید‌های تعرفه‌ای ترامپ و سست شدن پایه‌های ناتو، تغییر دهند. 

رهبران اروپایی از جمله استارمر که پیش از انتخابات ترامپ بر تقویت روابط با چین تأکید داشت، اصرار دارند که این روابط به قیمت برقراری امنیت تمام نخواهد شد. اتحادیه اروپا نیز به برداشتن گام‌های خود ادامه می‌دهد و پیشهاد جدیدی برای حذف تدریجی قطعات از تأمین‌کنندگان «پرریسک» در بخش‌های حیاتی که احتمالاً هواوی را تحت تأثیر قرار می‌دهد و تشدید غربالگری سرمایه‌گذاری‌های خارجی، در عین تمرکز بر کاهش وابستگی به مواد معدنی حیاتی چین را ادامه می‌دهد.

با وجود این محدودیت‌ها، نوای خوش‌بینی در چین شنیده می‌شود. وانگ ون، استاد دانشگاه رنمین پکن، در تفسیری اخیر نوشت: «برخی کشور‌های غربی تحت رهبری آمریکا تلاش کردند مقابله جمعی علیه چین و جداسازی از آن را ترویج دهند...، اما واقعیت بار‌ها ثابت کرده که نظریه «جداسازی» و «جنگ سرد جدید» نه تنها محبوب نیستند، بلکه اجرای واقعی آنها دشوار است».

دیگر تحلیلگران چینی اشاره می‌کنند که خروج آمریکا از بیش از چند نهاد سازمان ملل و تلاش ترامپ برای ایجاد «هیئت صلح موازی»، اروپا را بیش از پیش به چین به عنوان وزنه تعادل بین‌المللی نیازمند می‌سازد. یه ویمین، پژوهشگر دانشگاه چینی هنگ‌کنگ، تأکید دارد که اروپا برای حفظ نظام چندقطبی ممکن است در مسائل تجاری و اقتصادی مانند تعرفه‌ها، محدودیت دسترسی فناوری و توافق سرمایه‌گذاری متوقف‌شده، با چین مصالحه کند.

پکن در برابر روایت «سوءاستفاده از شکاف» بین آمریکا و متحدانش مقاومت می‌کند و این تقویت روابط را نتیجه جذابیت بازار خود و چشم‌انداز جهانی‌اش می‌داند. سرمقاله گلوبال تایمز، رسانه وابسته به دولت آمریکا، نوشت: «این نتیجه اجتنابی توسعه چین است که به جهان سود می‌رساند و ثبات و قطعیت به جامعه بین‌المللی تزریق می‌کند». 

تحلیلگران چینی همچنین به عقب‌نشینی آمریکا در تنش‌های تجاری اشاره دارند. دو طرف در پاییز گذشته پس از آنکه پکن با توقف جریان مواد معدنی کمیاب که کنترل غالب بر زنجیره تأمین آنها را دارد، موافق کرده و تنش تجاری را کاهش داد. مهم‌تر از آن، آمریکا از چارچوب‌بندی چین به عنوان رقیب ایدئولوژیک فاصله گرفته و آن را صرفاً رقیبی اقتصادی و استراتژیک می‌بیند.

این تغییر با چشم‌انداز گسترده‌تر چین از نظم جهانی همخوانی دارد؛ دنیایی که دیگر تحت سلطه ارزش‌ها و ائتلاف‌های آمریکایی نیست، بلکه کشور‌ها بر اساس منافع اقتصادی و استراتژیک مشترک تصمیم می‌گیرند، نه بلوک‌های ایدئولوژیک یا امنیتی. در شرایطی که اروپاییان از شکل‌گیری «نظم جهانی جدید» سخن می‌گویند، پکن تلاش دارد چشم‌انداز خود را به عنوان روند اجتناب‌ناپذیر زمانه معرفی کند.

در مجموع، سیاست‌های ترامپ ناخواسته پلی برای تعمیق روابط غرب با چین ایجاد کرده است. اگرچه نگرانی‌های امنیتی، تجاری و حقوق بشری همچنان مانع هستند، اما فشار‌های اقتصادی و نیاز به ثبات، بسیاری از رهبران غربی را به سمت تعامل بیشتر سوق داده. پکن با بهره‌برداری هوشمندانه از این فضا، نه تنها در حوزه فناوری و تجارت پیشرفت می‌کند، بلکه جایگاه خود را در نظم نوظهور جهانی تثبیت می‌سازد. این روند می‌تواند به کاهش مقابله جمعی منجر شود و همکاری‌های عملی را افزایش دهد.

انتهای پیام/ ۱۳۴