به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاعپرس، رهبر معظم انقلاب اسلامی با همه نقش مهمی که در مبارزه با رژیم پهلوی داشت چندان به آن پرداخت نشده است. به مناسبت چهل و هشتمین پیروزی انقلاب اسلامی بخشهایی از زندگی ایشان منتشر میشود که قسمت چهارم آن را در ادامه میخوانید:
توطئه ساواک
سرکوب، زندان و تبعید بیاثر شده بود، حکومت تنها راهی که میشناخت تفرقه بود. از بحثهای روزهای تبعید در ایرانشهر، پیغام شاه به آیتالله شریعتمداری بود. میگفتند شاه گفته است انتخابات مجلس آزاد شده و روحانیون هم میتوانند کاندیدا شوند برخی پسندیدند و معتقد بودند روحانیت باید از این فرصت استفاده کند، اما امام خامنهای مخالف بود و آن را از بازیهای رژیم میدانست. مدتی بعد هم امام خمینی (ره) درباره صحبتهایی که از آشتی با رژیم میشد، پیامی داد که ختم بحثها بود؛ ایشان فرمودند: «در محیطی که حکومت آشتی ملی را اعلام میکنند که توپها و تانکها و مسلسلها توسط ارتش و سایر ماموران در شهرستانها مشغول سرکوب ملتی است که حقوق اولیه بشر و اجرای احکام اسلام را خواستار است. آشتی کنیم و خون عزیزان اسلام را هدر دهیم. آشتی کنیم و به رژیم ظالمانه خیانتکار پهلوی سر فرودآریم. چگونه روحانیون با رفتن احکام مسلمه اسلام و به غارت رفتن مخازن کشور و کشتارهای بیرحمانه رژیم، به پاس آنکه گفتهاند ما به روحانیون احترام میگذاریم، آشتی کنند و این ننگ ابدی را در تاریخ ثبت کنند.»
بهار ۱۳۵۷ سید فخرالدین موسوی رحیمی خرمآبادی و سید علی موسوی از روحانیون خرمآباد و گرمسار به ایرانشهر تبعید شدند. زیاد شدن تبعیدیها از مشکلات ساواک بود و فعالیت آنها در شهرهای محل تبعید ساواک را به جابجایی محل تبعید میانجامید. امام خامنهای مسجد کم رونق مسجد آلالرسول ایرانشهر را پر رونق کرده بود. نماز جمعه را هم در این محل دایر کرد. مسائل سیاسی را صریح مطرح نمیکرد، اما با این حال باز با استقبال روبهرو بود. گزارشهای بعدی نشان داد که سخنرانیهای ایراد شده در مسجد آلالرسول چندان هم دور از مسائل اجتماعی نبوده است. امام خامنهای در ۲۵ فروردین به حاضران گفت: «مردم خواب نباشید یک عده از هم دینیهای شما از گرسنگی میمیرند و عدهای دیگر سیرند. چرا باید اینطور باشد؟ مگر ما مسلمان نیستیم؟ چرا حرفهایتان را نمیزنید. انسان هر قدر سختی و زجر بکشد باید از همنوع خود دفاع کند و هرگز نباید از کارش پشیمان شود.
محمدصادق اسلامی از طریق یکی از بستگان پیغام فرستاده بود تا اگر آقای خامنهای نیازی دارد اطلاع دهد. آقا گفته بود اوضاع خوب است، اما اگر وسیله نقلیهای باشد میتوانم آزادانه به روستاها و شهرهای اطراف بروم. فعالیت ایشان در ایرانشهر زیاد بود و رفت و آمدش به شهرهای اطراف هم. آقای قدیریان سند را در اختیار محمدصادق اسلامی گذاشت تا به مشهد بفرستد. خودرو، راهی ایرانشهر شد و به امام خامنهای تحویل داده شد.
همراهی با اهل سنت
به تدریج روزهای گرم و داغ ایرانشهر از راه میرسید. امام خامنهای بعدها تعریف کرد: «تابستان به قدری آنجا گرم بود که ما حتی نمیتوانستیم از یک طرف حیاط خانه به سمت دیگر آن برویم. داغی هوا مانع از فعالیت تبعیدیها نبود. تصمیم گرفته شد تا در ایرانشهر یک عید دو طرفه داشته باشند و از دوازدهم تا هفدهم ربیعالاول را جشن بگیریم.
امام خامنهای و برادران اهل سنت در تدارک هفته وحدت بودند که ناگهان در ایرانشهر سیل آمد و جشن و همه چیز را از بین برد. امام خامنهای به یاری سیلزدگان رفت و فردایش هم از منطقه بازدید کرد. کمک رسانی تا دو ماه ادامه داشت. امام خامنهای در این خصوص میگوید: «آن سیل از الطاف خفیه الهی بود و ما را با وضع زندگی مردم بیشتر آشنا کرد. داخل کپرها و خانهها رفتیم و وضع زندگی مردم را از نزدیک دیدیم. قبل از آن چند ماه در ایرانشهر بودیم؛ اما ظاهر قضیه را میدیدیم. مردم ما را نمیشناختند و ما هم مردم را نمیشناختیم. بعد که سیل آمد، هم ما مردم را شناختیم و هم مردم قدری با ما آشنا شدند.»
منبع: روایتی از زندگی و زمانه حضرت آیتالله سید علی خامنهای/ جعفرعلی شیرنیا
انتهای پیام/ 161
∎