شناسهٔ خبر: 77010484 - سرویس علمی-فناوری
نسخه قابل چاپ منبع: تبیان | لینک خبر

چگونه الگوریتم‌ها جایگزین حمایت مردمی از رضا پهلوی شدند؟

شبکه‌های اجتماعی به میدان نبرد اطلاعاتی پیچیده‌ای تبدیل شده‌اند که در آن مرز میان کاربران واقعی، فعالیت‌های هماهنگ داوطلبانه و عملیات سازمان‌یافته به‌سختی قابل تشخیص است.

صاحب‌خبر -

گزارش تحلیلی جدید نهاد امنیتی سایبری Treadstone ۷۱، پرده از ابعاد پیچیده یک شبکه سازمان‌یافته رباتیک برمی‌دارد که با بهره‌گیری از تکنیک‌های پیشرفته، وظیفه جهت‌دهی به افکار عمومی و ایجاد موج‌های سیاسی مصنوعی را بر عهده دارد. این مستندات به طور مستقیم فاش می‌کنند که فعالیت‌های مجازی رضا پهلوی و جریان موسوم به سلطنت‌طلب، نه بر پایه حمایت‌های طبیعی، بلکه تحت تأثیر شدید و حمایت شبکه‌های گسترده و بی‌شماری از ربات‌های هدایت‌شده قرار دارد.

ارتش ماشین‌ها در خدمت سلطنت

این تحقیق از وجود یک شبکه عظیم با بیش از ۳۵۶,۰۰۰ حساب کاربری پرده برمی‌دارد که نه توسط کاربران واقعی، بلکه در یک «کارخانه حساب‌سازی» (Account Factory) تولید شده‌اند. هدف اصلی این کارخانه، بزرگ‌نمایی فریب‌کارانه فعالیت‌های رضا پهلوی در فضای دیجیتال است. سند اصلی رباتیک بودن این شبکه، نظم ۱۰۰ درصدی و ماشینی آن‌هاست؛ برخلاف رفتارهای نامنظم انسانی، این ۳۵۶ هزار حساب با دقت خیره‌کننده، پست‌های خود را در فواصل زمانی دقیق ۶۰ ثانیه‌ای منتشر می‌کنند. این نظم ثابت می‌کند که بخش بزرگی از حمایت‌های مجازی از این جریان، توسط الگوریتم‌ها مدیریت می‌شود و نه افراد واقعی.

تفاوت میان رفتار انسانی و رباتیک

گزارش مذکور از شاخص فنی «آنتروپی واژگانی» برای اثبات ماهیت غیرانسانی این حساب‌ها بهره برده است:

آنتروپی پایین (۰.۳۸): حساب‌های حامی رضا پهلوی در این شبکه، از پاسخ‌های از پیش تعیین‌ شده (اسکریپت) و کلمات تکراری استفاده می‌کنند که نشان‌دهنده بن‌بست تفکر انسانی و کپی‌برداری محض است.

دستور کار محتوایی: این ربات‌ها مأموریت دارند مفاهیمی همچون «انقلاب»، «اعتراضات» و «جنگ» را به صورت دستوری و انبوه تکرار کنند تا این موضوعات را در فضای مجازی داغ (ترند) نشان دهند.

استراتژی «هجوم روزانه» و فالوورهای تزریقی

در بخش دیگری از گزارش، تمرکز ویژه‌ای بر استراتژی عملیاتی این شبکه تحت عنوان «هجوم روزانه» (Swarm Days) شده است که نشان‌دهنده یک مهندسی اجتماعی دقیق برای حمایت از رضا پهلوی است. برخلاف کاربران واقعی که به صورت پراکنده فعالیت می‌کنند، این شبکه قادر است در روزهای کلیدی بیش از ۱۴,۰۰۰ حساب کاربری را به صورت کاملاً هم‌زمان و هماهنگ وارد میدان کند تا با ایجاد یک موج مصنوعی، موضوعات مورد نظر خود را در فضای مجازی مسلط سازند. این هماهنگی دسته‌جمعی منجر به یک رشد انفجاری و غیرطبیعی در آمارها شده است، به طوری که گزارش فاش می‌کند تنها در یک بازه زمانی مشخص، بیش از ۹۰,۰۰۰ دنبال‌کننده جدید به صورت کاملاً مصنوعی و تزریقی به این جریان اضافه شده‌اند تا محبوبیت رضا پهلوی را بالا نشان دهند. این حجم از فعالیت‌های «توده‌ای» و ناگهانی، امضای فنی یک عملیات سازمان‌یافته است که هدف آن نه تعامل واقعی، بلکه غرق کردن فضای مجازی در پیام‌های از پیش تعیین شده برای فریب افکار عمومی و الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی است.  

این ربات‌ها مأموریت دارند مفاهیمی همچون «انقلاب»، «اعتراضات» و «جنگ» را به صورت دستوری و انبوه تکرار کنند تا این موضوعات را در فضای مجازی داغ (ترند) نشان دهند.

فریب چند پلتفرمی و توهم ارتش توخالی

برای اینکه فعالیت‌های رضا پهلوی در فضای مجازی بسیار گسترده‌ به نظر برسد، این شبکه از «چرخه اثبات» استفاده می‌کند. محتواها به طور هماهنگ بین ایکس، اینستاگرام و تلگرام چرخیده و بازنشر می‌شوند. هدف از این کار، ایجاد یک «اجماع کاذب» است تا مخاطب عادی تصور کند تمام پلتفرم‌ها به طور یکپارچه در حال حمایت از این جریان هستند.

این فرآیند که «تبدیل تکرار به حقیقت» نامیده می‌شود، طی یک چرخه مهندسی‌شده صورت می‌گیرد:

در مرحله اول ابتدا یک مطلب در شبکه اجتماعی  ایکس منتشر می‌شود، در مرحله دوم، از آن پست یا نظرات زیر آن اسکرین‌شات گرفته شده و در اینستاگرام منتشر می‌شود، در مرحله سوم همان پست اینستاگرامی به تلگرام منتقل می‌شود و در نهایت، محتوای تلگرامی دوباره به عنوان «سندی از حمایت‌های مردمی در پلتفرم‌های دیگر» به شبکه X بازگردانده می‌شود.

هدف از این چرخه جعل اجماع است. این حلقه‌ها بازتاب‌دهنده افکار عمومی نیستند، بلکه «توهمِ اجماع» را شبیه‌سازی می‌کنند. در واقع، اصالت در این شبکه به دست نمی‌آید، بلکه تکثیر می‌شود. سپس این تاکتیک از نقاط کورِ سیستم‌های نظارتی پلتفرم‌ها سوءاستفاده می‌کند. از آنجا که هر اسکرین‌شات به عنوان یک «رسانه جدید و منحصربه‌فرد» توسط الگوریتم‌ها شناسایی می‌شود، زنجیره ردیابی منبع اصلی قطع شده و محتوای تکراری به عنوان یک محتوای تازه و مستقل به خورد مخاطب داده می‌شود.

چگونه الگوریتم‌ها جایگزین حمایت مردمی از رضا پهلوی شدند؟

گزارش از این پدیده با عنوان Hollow Army (ارتش توخالی) یاد می‌کند؛ شبکه‌ای جعلی که با لایک، بازنشر و کامنت‌گذاری هماهنگ، توهم حمایت گسترده مردمی را به خورد مخاطب می‌دهد.

رسوایی LocationGate و جعل هویت از داخل ایران

در این لایه از عملیات فریب، گزارش فاش می‌کند که بخش بزرگی از حساب‌های کاربری فعال در شبکه حامی رضا پهلوی، با هدف کسب مشروعیت داخلی، خود را به عنوان «مبارزان یا فعالان مستقر در داخل ایران» معرفی می‌کردند تا این پیام را به افکار عمومی القا کنند که بدنه‌ی اصلی این حمایت‌ها از داخل مرزهای کشور نشات می‌گیرد. با این حال، تحلیل‌های فنی دقیق و ردیابی‌های سایبری نشان داد که این ادعا یک دروغ سازمان‌یافته است؛ چرا که این حساب‌ها از طریق زیرساخت‌های خاص و «سیم‌کارت‌های سفید» ردیابی شده‌اند که نشان‌دهنده یک مرکزیت هدایت‌شده برای جعل موقعیت مکانی است. این سیم‌کارت‌ها و دسترسی‌های فیلترنشده، ابزاری بوده‌اند تا ترافیک اینترنتی این ربات‌ها را به گونه‌ای نشان دهند که گویی از گره‌های داخلی ایران عبور می‌کند، در حالی که ماهیت آن‌ها کاملاً بیرونی و هدایت‌شده بوده است. هدف نهایی از این «جعل مکان»، فریب ناظران بین‌المللی و رسانه‌ها بود تا فعالیت‌های مجازی این شبکه را به عنوان یک «جنبش خودجوش داخلی» فاکتور کنند، در حالی که گزارش Treadstone ۷۱ با مدارک فنی ثابت می‌کند که این یک عملیات نفوذ از پیش طراحی شده با استفاده از ابزارهای پیچیده برای پنهان کردن مبدأ واقعی فعالیت‌ها بوده است.

تقلب در کارزار امضای رضا پهلوی

گزارش فاش می‌کند که در جریان راه‌اندازی کمپین جمع‌آوری امضا برای رضا پهلوی (در تاریخ ۹ اکتبر)، از همان روش‌های رباتیک برای جعل حمایت مردمی استفاده شده است. تحلیل فنی نمودارِ «تعداد امضا در هر دقیقه» نشان می‌دهد که این روند اصلاً انسانی نیست.

چگونه الگوریتم‌ها جایگزین حمایت مردمی از رضا پهلوی شدند؟

نمودار به جای داشتن نوسان‌های طبیعیِ انسانی، دارای بلوک‌های ثابت، جهش‌های دقیق در فواصل زمانی معین و توقف‌های هم‌زمان است.

این الگو دقیقاً نشان‌دهنده فعالیت یک کد کامپیوتری (for loop) است که امضاها را به صورت اتوماتیک به سیستم تزریق می‌کند، نه هجومِ خودجوشِ مردم.

در واقع گزارش تأکید می‌کند که این "اشتیاق مردمی" در واقع یک عملیات ماشینی در روز روشن است؛ چرا که هیچ حرکت مردمی و خودجوشی در دنیا چنین نظم ریاضی و مکانیکی خشکی ندارد.

تجارت با نام قربانیان و نمادهای ملی

یکی از غیراخلاقی‌ترین بخش‌های این پروژه، به جنبه‌های غیراخلاقی و سوءاستفاده‌های عاطفی گردانندگان این شبکه پرداخته شده است که چگونه با بی‌رحمی از نام و اعتبار قربانیان اعتراضات برای پیشبرد اهداف سیاسی و مالی رضا پهلوی بهره‌برداری می‌کنند. طبق یافته‌های مستند، این «کارخانه ربات‌سازی» حساب‌هایی را با نام جان‌باختگان ایجاد کرده تا علاوه بر جذب سریع دنبال‌کننده از طریق جریحه‌دار کردن احساسات عمومی، اقدام به جمع‌آوری کمک‌های مالی مشکوک کند. همچنین، این گزارش فاش می‌کند که در داخل این شبکه، حضور نمادها و جریان‌های افراط‌گرایانه به عمد تحمل و حتی تشویق می‌شود؛ هدفی که پشت این رویکرد نهفته، ایجاد تصویری کاذب از یک «ائتلاف گسترده و همه‌جانبه» پیرامون رضا پهلوی است تا به مخاطب جهانی چنین القا شود که طیف‌های مختلف تحت یک پرچم واحد جمع شده‌اند. این مهندسی روایت، در کنار استفاده ابزاری از نمادهای ملی، بخشی از یک استراتژی پیچیده برای فریب افکار عمومی و پنهان کردن ماهیت مصنوعی و ماشینی این جریان در پوششی از مقدسات و عواطف مردمی است.

چه کسی پشت پرده است؟

عملیاتی با این ابعاد، نیازمند بودجه‌های کلان و دسترسی به زیرساخت‌های پیشرفته سایبری است که فراتر از توان یک گروه سیاسی معمولی است. هزینه‌های نگهداری چنین حجم عظیمی از ربات‌ها، خرید لایسنس‌های نرم‌افزاری برای اتوماسیون و تهیه هزاران پروفایل با هویت‌های جعلی، نشان‌دهنده وجود یک «کارفرمای دولتی یا امنیتی» در پشت صحنه است.

تحلیل‌گران معتقدند این حجم از هماهنگی در پلتفرم‌های مختلف (ایکس، تلگرام و اینستاگرام) برای ساختن یک «اجماع کاذب»، شباهت زیادی به دکترین جنگ‌های ترکیبی سرویس‌های امنیتی خارجی دارد. در واقع، این پروژه نه یک فعالیت داوطلبانه، بلکه یک عملیات نفوذ مهندسی‌شده است که در آن زیرساخت‌های فنی خارجی با اهداف سیاسی جریان‌های خاص گره خورده تا با ایجاد «اعتراضات نمایشی»، زمینه را برای مداخلات بعدی فراهم کنند.

در سال‌های گذشته، اسناد و گزارش‌های متعددی از نقش بازیگران خارجی در فضای اطلاعاتی ایران منتشر شده است. ایالات متحده، رژیم اسرائیل و برخی متحدان غربی به‌صورت رسمی یا غیررسمی از برنامه‌های اعتراضی در ایران حمایت کرده‌اند و تحلیلگران معتقدند بخشی از عملیات‌های پیچیده شبکه‌های اجتماعی مرتبط با ایران می‌تواند در چارچوب همین رقابت ژئوپلیتیک تعریف شود. در این میان، نام سازمان‌های اطلاعاتی از جمله موساد و همچنین نهادهای وابسته به ساختار سیاست خارجی ایالات متحده در تحلیل‌های رسانه‌ای و مطالعات جنگ شناختی مطرح شده است.