به گزارش ایرنا، چلنگری هنر دست خراسانشمالی، قصه صبوری هنرمندی است که با هر ضربه چکش، گرمای کوره را به شکلی زیبا و دقیق در میآورد.
این کار مثل یک جادوی هنری است که در آن، فلزات مثل آهن با حرارت و فشار زیاد، تبدیل به چیزهای کاربردی و قشنگی میشوند.
هنر واقعی، زمان زیادی میبرد و یک استادکار خوب، برای ساختن یک سینی یا چکش، سالها تمرین کرده و برای هر کدام، روزها وقت میگذارد.
این وقت گذاشتن زیاد، که از احترام به جنس فلز میآید، حالا بزرگترین مشکل اقتصادی او شده است.
چون در مغازهها، محصولاتی را میبینیم که تنها ظاهرشان شبیه کارهای این هنرمندان است.
اینها را با دستگاههای پرس و قالبهای آماده، در چند دقیقه میسازند و خیلی ارزان میفروشند.
تفاوت اصلی تنها در ظاهر نیست بلکه در جان و روح محصول است. مثل تفاوت صدای ضربهای که از کوره قدیمی میآید با صدایی که از یک دستگاه بزرگ صنعتی شنیده میشود.

روایت بازمانده؛ نبرد یک عمر
برای درک عمق این گسست، باید صدای کسانی را شنید که تمام عمر خود را وقف این شعله کردهاند.
استاد «بهروز مهام»، با ۵۰ سال تجربه، یکی از این بازماندگان است که کارگاه کوچک خانوادگیاش در حاشیه شهر، هنوز بوی خاکستر و فلز داغ میدهد.
استاد بهروز میگوید: ببین پسرم، این پتک که دستم میبینی، از پدرم به من رسیده و از پدربزرگم به او. هر ضربهای که میزنم، داستان یک نسل است.
وی لحظهای کار را متوقف میکند، پتک را به آرامی روی سندان میگذارد و ادامه میدهد: ما زمانی زندگی میکردیم که مردم میدانستند چقدر زحمت دارد یک چکشکاری خوب.
استاد بهروز با اندکی حسرت به میز کارش اشاره میکند و میگوید: امروز همه چیز سریع شده، مردم ماشینی شدهاند و انتظار دارند همه چیز بینقص و بدون زحمت از دل جعبه بیرون بیاید.
وی بیان میکند: دیگر کسی نمیپرسد: «این چقدر طول کشید؟» میپرسند: «چقدر قیمت دارد؟» این تغییر، دردناکترین بخش قصه ماست.
وی میگوید: ما گذشته را با عشق میساختیم اما حالا باید با سرعت، محصولی بسازیم که فقط به چشم بیاید.
این سخنان، تلخی واقعیت را در گلوگاه فرهنگ این منطقه نشاندنی میکند: میراثی که ثبت شده، اما از نظر اقتصادی در معرض انقراض است.

راه نجات چلنگری در چیست؟
یکی از کارشناسان صنایع دستی در این باره میگوید: بازار چلنگری باید از سطح فروش سنتی به یک بازار هدفمند برای خریداران آگاه منتقل شود.
علی زینتی میافزاید: این امر نیازمند ایجاد یک بستر دیجیتالی با استانداردهای بالا است که هر محصول دستساز، با گواهی اصالت و داستان هنرمند خود عرضه شود.
وی ادامه میدهد: باید به مشتری القا کرد که در حال خرید تنها یک شی نیست بلکه در حال خرید چند روز از زندگی یک هنرمند است.
وی با تاکید بر آموزش این هنر به نسل جوان، میگوید: نسل جوان باید جدای از یادگیری این هنر، مهارتهای جدید را نیز برای فروش بیاموزد.
این کارشناس صنایع دستی میافزاید: باید آموزش هایی در خصوص برندینگ شخصی در شبکههای اجتماعی فرا گیرند.
وی گفت: اگر هنر نتواند با زمان حرکت کند، توسط زمان بلعیده خواهد شد.

آینده چلنگری؛ از انزوا تا شکوفایی
چلنگری خراسان شمالی، نشان مقاومت دستهای هنرمند در برابر کارخانهها و دستگاههای ماشینی است.
باید از این میراث قدیمی به شکلی استفاده کنیم که هنرمندان بتوانند از نظر اقتصادی زندگی خوبی داشته باشند و دیگر در انزوا نباشند.
تا زمانی که کار این هنرمندان تبدیل به یک منبع درآمد خوب و پایدار نشود، کورههایشان روشن خواهد ماند اما بازار همچنان از کسانی که به دنبال کارهای اصیل و دستساز هستند، خالی خواهد بود.
امیدواریم با برنامهریزیهای درست، این هنر نه تنها زنده بماند بلکه در دنیای امروز بتواند دوباره با شکوه و زیبایی بدرخشد و جایگاه خود را در بین صنایع دستی ایران پیدا کند.
چلنگری بیشتر در زبان فارسی رایج است و به عمل ضربه زدن با چکش برای شکل دادن به فلز داغ اشاره دارد.
آهنگر با استفاده از چکش (که به آن چلنگ هم گفته میشود) و سندان، فلز را به شکل دلخواه در میآورد.
خراسانشمالی با ۱۰ شهرستان و یک میلیون نفر جمعیت واقع در شمال شرق کشور است.