طرفداری | جرارد ووداژ (Gerard Wodarz) زاده 10 اوت 1913 در شهر خوژوف لهستان است. او با 171 سانتیمتر قد در پست مهاجم نوک بازی میکرد. پدر جرارد در ارتش آلمان خدمت میکرد و در یک سالگی فرزندش، کشته شد. جرارد نیز همانند بسیاری از فوتبالیستهای جهان، با فوتبال خیابانی به این ورزش علاقهمند شد و برای تیمی با نام سوئیتا جادویگا، بازی میکرد. این بازیکن سپس به تیمهای پایه روخ ویلکی هایدوکی لهستان پیوست و در سال 1929، به تیم بزرگسالان آن رسید. رسیدن به تیم اصلی، پیش از 15 سالگی جرارد و به صورت ناگهانی رخ داد. در حالی که جرارد در کلیسا، مشغول مناجات بود، مدیر باشگاه روخ به دلیل مریضی وینگر چپ تیمش، از او خواست تا سریعاً خودش را به اردوی تیم برساند. از این رو، جرارد با همان لباس یقهدار و شلوارکی که برتنش بود، راهی زمین شد و با شوت زاویه بسته 30 متری، کل استادیوم را غافلگیر کرد.

سه فصل بعدی، زمانی بود که این بازیکن نیاز داشت تا به بازیکنی کلیدی برای تیمش تبدیل شود؛ او در این سه فصل، آمارهای 23 بازی و چهار گل در فصل 1930، 22 بازی و شش گل در فصل 1931 و 22 بازی و شش گل در فصل 1932 را به ثبت رساند. ووداژ در فصل 1933 که تیمش به نخستین قهرمانی خود در تاریخ لیگ برتر لهستان رسید، آمار 20 بازی و دو گل را ثبت کرد و یکی از سه تفنگدار روخ بود. پس از تجربه بهترین فرم در فصل 1934 با آمار 21 بازی و 10 گل، ووداژ بازوبند کاپیتانی تیمش را در فصل 1935 دریافت کرد. در این فصل، جرارد با مصدومیتهای متعدد و بیماری التهاب لوزه، دست و پنجه نرم کرد و به آمار 14 بازی و چهار گل رسید. باقی فصول این بازیکن در روخ، شامل آمارهای 18 بازی و 9 گل در فصل 1936، 16 بازی و شش گل در فصل 1937، 17 بازی و سه گل در فصل 1938 و 10 بازی و یک گل در فصل 1939 میشد. در سال 1936، ووداژ به خدمت سربازی فراخوانده شد تا در هنگ 75 پیادهنظام هایدوکی ویلکیه، حاضر شود. او در همین دوران، توانست تا علاوه بر فعالیتهای داخلی فوتبال، با تأییدیه مقامات واحد نظامی، در چند تورنمنت دوستانه برابر تیمهایی از آلمان و سایر کشورهای اروپا قرار گیرد. در همین سال بود که جرارد عازم المپیک شد و پس از آن، پیشنهادی 10 هزار پوندی از انگلستان دریافت کرد که پذیرفته نشد.

در حالی که با پایان دوره سربازی، ووداژ به پنج قهرمانی لیگ برتر لهستان با باشگاه روخ رسیده بود، آغاز جنگ جهانی دوم باعث شد تا باشگاه محبوب این بازیکن، به راحتی توسط اشغالگران آلمانی، منحل شود. در نتیجه، ووداژ به هنگ 75 پیادهنظام بازگشت و بخشی از گروه عملیاتی «شلاسک» شد. هنگ جرارد، دو روز با آلمانیها جنگید و سپس به ارتش «لوبلین» ملحق شد. پس از تسلیمشدن هنگ در سپتامبر 1939، ووداژ توسط آلمانیها اسیر شد اما توانست تا در ایستگاه کراکوف، فرار کند. پنهانشدن ستاره سابق فوتبال لهستان، موقتی بود زیرا او در گلیویچ بازداشت شد. با توجه به سوابق فوتبالی قابل توجه جرارد، آلمانها او را مجبور به کنارهگیری از شغلش در کارخانه فولاد کردند تا او برای تیم فوتبال آلمانی بیسمارکوتر اسپورت بازی کند. ووداژ برای بازی در این باشگاه آلمانی، کمک هزینهای در حدود 9 مارک را دریافت میکرد. 16 بازی و هشت گل در سه فصل حضور اجباری این بازیکن در بیسمارکوتر، به ثبت رسید. در سال 1940، او مجبور شد تا با در ارتش آلمان (ورماخت)، سند ملیت سوم خود یعنی آلمانی را امضا کرده و به پادگانی در فالسبورگ، اعزام شود.

پس از اینکه یک افسر آلمانی، از ملیت لهستانی ووداژ باخبر شد، ضربهای محکم به زانویش وارد آورد تا او به مدت سه ماه در بیمارستان بستری شود. در ادامه، مهاجم سابق تیم ملی لهستان به اردوهای جنگی مختلفی از جمله خط مقدم گروهان چهارم هنگ 146 پیادهنظام در نزدیکی آنتورپ و ولیسینگن اعزام شد. پس از بمباران منطقه والسآنبریز، جرارد دوباره تصمیم به فرار از آلمانیها گرفت و این بار، به دلیل لباس فرم آلمانی خود، توسط فرانسویها اسیر شد. داشتن گذرنامه لهستانی و ویزای فرانسه، تنها مدارکی بود که توانست جان ووداژ را نجات دهد. او سپس به عنوان اسیر جنگی توانست تا به نیروهای مسلح لهستان کمک کند و به عنوان مربی تربیت بدنی در پایگاه نیروی هوایی نیوتن، مشغول به کار شود. در همین دوران، او برای تیمهای نیوتن ناتس انگلیس و فریزربورگ اسکاتلند بازی کرد. او در همین دوران به درجه گروهبانی ارتش لهستان و بریتانیا رسید. در سال 1946 و در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم، ووداژ به باشگاه جدید روخ یعنی روخ چوژوف پیوست و به مدت یک سال، مجدداً در وطن بازی کرد. او در سال 1947، از دنیای فوتبال خداحافظی کرد.

نخستین بازی ملی ووداژ برای تیم ملی لهستان در سال 1932 برابر تیم ملی رومانی برگزار شد. هتتریک برابر لتونی در سال 1934، شروعکننده موفقیتهای ملی ووداژ بود. او سپس توانست تا در دورانی که مشمول خدمت سربازی بود، در المپیک 1936 برلین حاضر شود. المپیک برلین، آوردگاهی بود که نام ووداژ را برای طرفداران بینالمللی فوتبال، آشناتر کرد. او در نخستین بازی خود در این تورنمنت، دروازه مجارستان را باز کرد و لهستان را به جمع هشت تیم نهایی جام رساند. هتتریک برابر تیم المپیک بریتانیا باعث شد تا ووداژ، یکتنه کشورش را به نیمه نهایی برساند. دو شکست در نیمه نهایی و ردهبندی که تنها با یک گل جرارد در ردهبندی برابر نروژ همراه بود، لهستانیها را از مدال المپیک محروم کرد. در پایان تورنمنت، ووداژ، سومین گلزن برتر و بهترین وینگر چپ آن نامیده شد. او در جام جهانی 1938 نیز حضور داشت و در بازی برابر برزیل، به میدان رفت. پیش از شروع جنگ جهانی دوم، آخرین بازی ملی جرارد برای لهستان برابر بلژیک انجام شد و این بازیکن با آمار نهایی 31 بازی و 13 گل، کارش را در رده ملی به پایان رساند. او در دوران جنگ که به جای تیم ملی، تیمهای استانی لهستان تشکیل شده بود، برای منتخب سیلزیا یا سیلزی علیا، بازی میکرد. ووداژ، پس از بازنشستگی به مربیگری روی آورد و سالها، تیمهای مختلف لهستانی را هدایت کرد. او در هشتم نوامبر 1982، در سن 69 سالگی، دار فانی را وداع گفت و در کلیسای عروج مریم مقدس، به خاک سپرده شد. ووداژ، از بازیکنانی بود که هوش بالایی داشت و آن را به لطف بازی هر یکشنبه شطرنج خود با برادر همسرش، به دست آورد. او هرگز در مسابقات شطرنج بازنده نبود و حافظه تصویری خوبی داشت. او در زمین نیز با پاسهای بینقص و بازیخوانی هوشمندانه خود، بسیار مورد توجه قرار داشت.
