شناسهٔ خبر: 77000229 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

به بهانه برگزاری بزرگداشت تهیه‌کننده مولف سینما در جشنواره فجر؛

منوچهر محمدی؛ از مارمولک تا سرزمین فرشته‌ها

تهران- ایرنا- اگر فهرستی از تهیه‌کنندگان سینمای کشورمان در چهار دهه گذشته را پیش روی خود قرار دهیم، تنها به تعداد انگشتان یک دست تهیه‌کننده حرفه‌ای در سطح متوسط استانداردهای بین‌المللی می‌رسیم که یکی از شاخص‌ترین آنها «منوچهر محمدی» است.

صاحب‌خبر -

یکی از مشکلات همیشگی و ریشه‌دار سینمای ایران، کمبود تهیه‌کنندگانی است که به سینما اشراف داشته و در عین حال از قصه و فیلمنامه نیز سر دربیاورند. اگر فهرستی از تهیه‌کنندگان سینمای کشورمان در چهار دهه گذشته را پیش‌روی خود قرار دهیم، تنها به تعداد انگشتان یک دست تهیه‌کننده حرفه‌ای در سطح متوسط استانداردهای بین المللی می‌رسیم! یکی از شاخص‌ترین آنها، «منوچهر محمدی» است که چهار دهه در سینمای ایران در مقام تهیه‌کننده حضور داشته و آثار قابل دفاعی نیز در کارنامه‌اش به چشم می‌خورد. یکی از ویژگی‌هایی که محمدی را از سایر هم صنف‌های خویش متمایز کرده، شم بالای او در انتخاب قصه‌های دوخطی است که اغلب هم از صافی ذهن خود او عبور کرده‌اند.

حال به بهانه حضور فیلم سینمایی «سرزمین فرشته‌ها» به کارگردانی بابک خواجه‌پاشا در چهل و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر، نگاهی به چند فیلم شاخص به تهیه‌کنندگی او می‌اندازیم.

«بازمانده»

یکی از مهمترین فیلم‌هایی که محمدی تهیه‌کننده‌اش بوده و استانداردترین ساخته سینمای ایران در رابطه با انتفاضه به حساب می‌آید. داد در این فیلم قصه خود را به سال ۱۹۴۸ و روزهایی برده که اسرائیل قوای نظامی خود را وارد حیفا کرده و دست به قتل عام وسیعی می‌زند.

داستان تلخ دکتری جوان که خود و همسرش در حیفا کشته شده و تنها فرزندشان هم به زوج فیلمساز یهودی لهستانی‌تبار سپرده می‌شود. داد در این فیلم روی موضوعی برگرفته از واقعیت مانور داده و آن را به گونه‌ای به تصویر کشیده که هر مخاطبی را تحت تاثیر قرار می‌دهد و در این مسیر تکنیک را چاشنی پیام ارزشمند فیلم خود کرده است. یکی از نقاط قوت فیلم نیز بازی بازیگران سوری‌تبار آن است که سیف‌ الله داد اغراق‌های بازی‌شان را به خوبی گرفته و آنها را در قالب نقش‌های خود قرار داده است.

«زیر نور ماه»

محمدی به شهادت کارنامه کاری خود، علاقه زیادی به پرداختن به سوژه‌های حساسیت‌برانگیز دارد و زیر نور ماه یکی از آنها به حساب می‌آید. فیلم یاد شده از مضمونی اخلاق‌گرا برخوردار است که شخصیت محوری آن را طلبه‌ای جوان برعهده دارد. رضا میرکریمی فیلمنامه‌اش را برپایه این شخصیت بنا کرده و شخصیت محور عمل کرده است.

این نوع فیلمنامه که از سابقه دیرینه‌ای در سینمای ایران برخوردار است، ریسک بالایی را می‌طلبد. چرا که در صورت اندکی لغزش در شخصیت‌پردازی کلیت فیلم با مشکل مواجه شده و فیلمساز را به دردسر می‌اندازد. اما چنین اتفاقی به واسطه شخصیت‌پردازی دقیق و اصولی رخ نداده و تقریبا غالب آنها دارای هویت مشخصی هستند. در این میان تیپ-شخصیت‌ها نیز از این قاعده مستثنی نبوده‌اند که نمونه شاخص آن را می‌توان در بی‌خانمان‌های ساکن زیر پل مشاهده کرد.

همچنین، سادگی در پرداخت را می‌توان برگ برنده میرکریمی در کارگردانی زیر نور ماه به حساب آورد که ساختار یکدستی را رقم زده است. در عین حال، باید به فیلمبرداری درخشان حمید خضوعی ابیانه نیز اشاره کرد که نقش مهمی در غنای بصری فیلم داشته است.

«مارمولک»

چالش برانگیزترین فیلمی که منوچهر محمدی تهیه کرده و هنگام اکران عمومی از پرده نمایش پایین کشیده شد. فیلم درباره زندانی سابقه‌داری به نام رضا و ملقب به رضا مارمولک است که به خاطر سرقت مسلحانه به حبس ابد محکوم شده است. او در بیمارستان و برای فرار از زندان، لباس روحانی هم اتاقی خود را پوشیده و به عنوان امام جماعت به مسجدی در روستایی نزدیک مرز می‌رود. نکته مهمی که در فیلمنامه پیمان قاسمخانی وجود دارد، تحول درونی رضا در مدتی نه چندان طولانی است که کمال تبریزی هم آن را با ظرافت به تصویر کشیده است.

فیلمنامه مارمولک که با نگاهی به فیلم سینمایی ما فرشته نیستیم نوشته شده، نقطه قوت فیلم به حساب می آید که سرشار از شوخی‌های کلامی و موقعیت است که آن را از گزند گذر زمان حفظ کرده و جلوی تاریخ مصرف‌دار شدن‌اش را گرفته است.

«طلا و مس»

نخستین همکاری موفق منوچهر محمدی و همایون اسعدیان درباره طلبه جوانی به نام سیدرضا که همراه خانواده خود و برای شرکت در کلاس اخلاق به حوزه‌ای در تهران آمده و با بیمار شدن همسرش زهرا، وارد چالشی بزرگ در زندگی خود می‌شود. حامد محمدی به عنوان نویسنده فیلمنامه، قصه خود را به شکل کلاسیک و خطی روایت کرده و با قرار دادن نقاط عطف در انتهای هر پرده، تماشاگر را به تماشای ادامه کار ترغیب می‌کند.

در عین حال، شخصیت‌های اصلی خود را از قالب تیپ دور کرده و هرچه بیشتر به شخصیت نزدیک کرده است. به ویژه در رابطه با سیدرضا و زهره که خوب ازکاردرآمده و نگاه تماشاگر را معطوف به خود می‌کنند. اسعدیان با همکاری حسین جعفریان، بهرام دهقان و آریا عظیمی‌نژاد به عنوان فیلمبردار، تدوینگر و آهنگساز،کیفیت فوق العاده‌ای به طلا و مس بخشیده و آن را به فیلمی ماندگار تبدیل کرده‌اند.

«بوسیدن روی ماه»

دیگر ساخته درخشان همایون اسعدیان که می‌توان آن را در قالب سینمای دفاع مقدس قرار داد، بخش عمده‌ای از جذابیت خویش را از سوژه درخشان خود گرفته است. فیلم درباره دو زن مسن (احترام و فروغ) است که دوست و همسایه قدیمی هستند و هریک از آنها پسری مفقودالاثر از جنگ تحمیلی دارند. اسعدیان درامی زنانه را در دل این موضوع جای داده و قهرمان‌های دوست‌داشتنی و به شدت واقعی‌اش را عامل پیش برنده داستان قرار داده است؛ شخصیت‌هایی به شدت باورپذیر و شناسنامه‌دار که برای مخاطب ناآشنا نبوده و کاملا سمپاتیک عمل می‌کنند.

احترام شخصیتی با مهربانی و گذشت بسیار که کمتر علاقه‌ای به نمایش بیرونی آن دارد و به مانند بسیاری از زنان قدیمی لایه‌ای بسیار نازک از بداخلاقی را روی مهربانی‌ها خود کشیده است. نمونه شاخص آن را می‌توان در برخوردهایش با نوه دختری‌اش مشاهده کرد که آمیزه‌ای از چند رفتار متفاوت است. در نقطه مقابل او، فروغ قرار دارد که کنتراست شیرینی با احترام داشته و توازن خوبی را برقرار کرده است. انتخاب شیرین یزدان‌بخش و رابعه مدنی برای ایفای نقش‌های اصلی، برگ برنده اسعدیان در این فیلم به حساب می‌آیند که تاثیر فوق‌العاده‌ای روی فیلم گذاشته و مخاطبان را به همذات‌پنداری با خویش وادار می‌کنند.

* منتقد سینما