به گزارش خبرنگار ایرنا، استان قزوین در میانه نقشه کهن ایران نه تنها به عنوان نگهبانی بر سر چهارراه تاریخ و جغرافیا که امروز از تلاش برای توسعهای متوازن و همه جانبه ایستاده و با نزدیک به ۲ هزار طرح عمرانی نیمهتمام آن که برخی قدمتی ۱۵ ساله و بیشتر نیز دارند، چالش اصلی اینجاست که چگونه میتوان از این حجم سرمایه راکد، محرکی برای جهش و توسعه استان ساخت.
پاسخ مجموعه مدیرتی استان، اولویتبندی هوشمندانه و تبدیل این پروندههای سنگین به ۸۰ پروژه پیشران بوده اما داستان واقعی، پشت این عدد نهفته، داستان پیوند زدن زیرساختهای سخت با بافت نرم زندگی مردم است؛ از نهضت ملی مسکن که میکوشد تنها به عدد واحدهای تحویلی نیندیشد، که کیفیت زندگی در محلههای جدید را بسازد، تا برنامهای که ثبت جهانی قلعه الموت را از یک افتخار تاریخی به موتور محرکهای برای رونق پایدار جوامع محلی تبدیل میکند.
در همین خصوص خبرنگار ایرنا مرکز قزوین با جواد حق لطفی، معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار قزوین به گفتوگو نشسته، این نشست روایتی است از این پیوند ضروری؛ از چگونگی تبدیل خطوط انتقال آب به شریانهای زندگی گرفته تا پروژههای درمانی که به کانونهای سلامت مولد و راهها به گذرگاههای امن توسعه و قزوین در مسیر خود منتهی میشود، پرسشهای کلانی را درباره مدل توسعه پاسخ میگوید از جمله اینکه چگونه میتوان میان کمیت و کیفیت، سرعت و ماندگاری، و رشد و عدالت، توازنی تاریخساز برقرار کرد، در ادامه میخوانیم.

ایرنا. با توجه به تاکید استاندار قزوین بر پروژههای پیشران، بفرمایید فرآیند اولویتبندی و انتخاب ۸۰ پروژه شاخص از میان نزدیک به ۲ هزار طرح نیمهتمام بر چه شاخصها و معیارهای عینی و دقیقی استوار بود؟ آیا شاخصهایی مانند میزان تاثیر بر اشتغال، عدالت منطقهای یا بازده اقتصادی کوتاهمدت در این انتخاب نقش داشتند.
فرآیند اولویتبندی یک کار کاملا علمی و مبتنی بر نقشه راه توسعه استان بود و ما از یک طرح چندبعدی استفاده کردیم که در آن چند شاخص کلیدی، وزندهی و امتیازبندی شدند.
اولویت نخست، طرحهایی با تاثیر مستقیم بر کیفیت زندگی مردم بود؛ مانند طرحهای آبرسانی که سرانجام به سلامت و امنیت غذایی جوامع روستایی و شهری گره میخورد، شاخص دوم، میزان اثرگذاری بر رونق اقتصادی پایدار بود، طرحهایی مانند بندر خشک یا شبکه بزرگراهی اگرچه ممکن است تکمیلشان زمانبر باشد، اما در نهایت زیرساختی برای جذب سرمایه و ایجاد اشتغال مولد برای دهههای آینده به شمار میروند و شاخص سوم، درجه آمادگی و امکان تکمیل در افق ۲ تا سه ساله با توجه به تامین منابع بود.
بدون شک در این راه ما به دنبال خلق موفقیتهای ملموس و ایجاد اعتماد عمومی بودیم و شاخص چهارم، تعدیل عدم تعادلهای منطقهای بود که به همین دلیل در توزیع طرحها، شهرستانهایی مانند بویین زهرا یا آبیک به طور ویژه دیده شدند.
نگاه ما این نبود که صرفا پروژههای با پیشرفت فیزیکی بیشتر را انتخاب کنیم، بلکه به طرحهایی توجه کردیم که تکمیل آنها یک اثر مثبت در یک حوزه یا جغرافیای خاص ایجاد میکند.
ایرنا. در خصوص نهضت ملی مسکن، با توجه به رتبه نخست استان در پیشرفت فیزیکی پروژههای در حال ساخت، چالش اصلی برای تحویل نهایی ۲۵ هزار واحد و رفع دغدغه متقاضیان چیست؟ آیا موضوع تامین مالی، زیرساختهای پیرامونی مانند برق، گاز و آب، یا مسایل فنی اجرا مانع اصلی هستند.
دستیابی به پیشرفت فیزیکی ۷۶ درصدی از ۳۲ درصد در تکمیل و تحویل مسکن ملی به متقاضیان، حاصل هماهنگی بین دستگاههای دولتی، پیمانکاران و ناظران بود اما چالش اصلی در فاز نهایی و آمادهسازی برای سکونت متمرکز است.
ما به صورت موازی بر تکمیل شبکههای تاسیساتی و زیرساختهای اصلی (آب، برق، گاز، فاضلاب) تمرکز کردهایم تا واحدها بلافاصله پس از تحویل قابلیت سکونت داشته باشند، برنامهریزی ما در خصوص این پروژهها همگام با پیشرفت ساختمانها خواهد بود.
موضوع آسفالت معابر و فضاهای عمومی یک تعهد فرابخشی است که با همکاری شهرداریها دنبال میشود تا محلههای جدید از ابتدا با معیارهای زندگی شهری شکل بگیرند.
چالش دیگر، تنوع در میزان توان مالی متقاضیان و تامین تسهیلات تکمیلی است که در حال رایزنی با شبکه بانکی برای تسهیل آن هستیم اما مهمتر از همه، کنترل کیفی و نظارت فنی تا آخرین مرحله است.
ما اجازه نمیدهیم سرعت، قربانی کیفیت شود، هر واحدی که تحویل میدهیم بایستی استانداردهای اعلام شده را دارا باشند زیرا مسکن ساخته شده بایستی محل آرامش نسلهای آینده نیز باشد.
ایرنا. در بخش طرح جوانی جمعیت و واگذاری زمین به متقاضیان، آیا این سیاست صرفا به واگذاری ملک محدود میشود یا بستههای حمایتی تسهیلگری برای ساخت مسکن، تسهیلات کم بهره یا مشاورههای مهندسی نیز برای این قشر در نظر گرفته شده؟ چگونه از تبدیل شدن این زمینها به کالای سوداگرانه جلوگیری میکنید.
نگاه ما به طرح جوانی جمعیت یک نگاه جامع و توانمندساز است، واگذاری زمین فقط گام اول و ایجاد بستر است، ما در حال طراحی بستههای حمایتی مشترک با وزارت راه و شهرسازی و بانکها هستیم که شامل تسهیلات ساخت با بازپرداخت بلندمدت و سود ترجیحی، الگوهای بهینه سازهای و نقشههای معماری متناسب با اقلیم منطقه و حتی تسهیل دسترسی به مصالح استاندارد با قیمت مناسب میشود.
هدف، پایین آوردن هزینه تمام شده ساخت برای خانواده جوان است و برای جلوگیری از سوداگری، قراردادهای واگذاری مشروط و دارای ضمانت اجرایی قوی هستند، به عنوان مثال، الزام به اقامت دایم متقاضی یا خانواده وی برای دورهای مشخص، ممنوعیت نقل و انتقال قبل از اخذ پایان کار و حتی اخذ تعهد احداث در بازه زمانی معین.

ایرنا. در حوزه گردشگری با وجود صدور مجوز برای ساخت هتلهای بزرگ، استراتژی استان برای جذب سرمایهگذار خصوصی در این بخش، به ویژه در طرحهای نیمهتمام گردشگری چیست.
استراتژی ما در گردشگری مبتنی بر ایجاد زنجیره ارزش کامل است، صدور مجوز برای هتلهای چهار و پنج ستاره، تنها حلقه آخر این زنجیره خواهد بود، ما به دنبال جذب سرمایهگذارانی هستیم که علاوه بر اقامت در بخشهای حمل و نقل داخلی، راهنمایان تخصصی، مراکز تفریحی و طبیعتگردی و بازسازی و احیای بناهای تاریخی به عنوان اقامتگاههای بومگردی نیز سرمایهگذاری کنند.
برای جذب سرمایه خصوصی، چند اقدام صورت گرفته، نخست شفافسازی و تسهیل صدور مجوزها از طریق دفاتر سرمایهگذاری یکپارچه استان، دوم ارایه دادههای بازار و مطالعات امکانسنجی برای پروژههای مشخص و سوم همراهی در تامین زیرساختهای دسترسی مانند راه و اینترنت برای سایتهای گردشگری.
ایرنا. طرح احداث بندر خشک به عنوان یک پروژه ملی - منطقهای، چه اثرات تحولآفرینی میتواند بر اقتصاد قزوین و حتی همسایگان ما داشته باشد و مهمتر اینکه، برنامه شما برای ارتباط این پروژه با کریدورهای ترانزیتی شمال - جنوب و شرق - غرب چیست.
بندر خشک قزوین، تنها یک انبار کالا نیست بلکه یک گره لجستیکی هوشمند و یک پارک صنعتی- تجاری چند منظوره است که موقعیت جغرافیایی بینظیر استان را به یک مزیت رقابتی تبدیل میکند و اثرات آن فراتر از مرزهای قزوین است.
کاهش هزینه و زمان ترانزیت کالا برای ۱۱ استان همجوار، رشد صنایع وابسته مانند باربری، تعمیرات کانتینر، بیمه و بانکداری بینالمللی و ایجاد هزاران شغل مستقیم و غیرمستقیم از احداث این بند محسوب میشود.
برنامه ما اتصال فیزیکی و الکترونیکی این بندر به شبکه ریلی و بزرگراهی کشور است، از یک سو با تکمیل مسیرهای بزرگراهی، آن را به کریدور شمال - جنوب متصل میکنیم و از سوی دیگر ایجاد سیستم یکپارچه گمرکی و انبارداری هوشمند، سرعت و امنیت تبادل کالا را چندین برابر میکند و این پروژه، قزوین را از یک عبورگاه به یک توقفگاه و مرکز ارزشافزایی برای کالاهای ترانزیت تبدیل خواهد کرد.
ایرنا. در بخش سلامت نیز بفرمایید با توجه به ساخت بیمارستانهای بزرگ، آیا افزایش تعداد تختها به تنهایی پاسخگوی نیازهای استان خواهد بود؟ برنامه شما برای تامین نیروی انسانی متخصص (پزشکان و پرستاران)، تجهیزات پیشرفته و ارتقای خدمات پاراکلینیکی در این مراکز جدید چیست.
شما به درستی به قلب موضوع اشاره کردید، ساختمان و تخت، فقط ظرف هستند و پر کردن این ظرف با محتوای کیفی، ماموریت اصلی ما محسوب میشود، برنامه ما در این حوزه سهبعدی خواهد بود، از جمله جذب و نگهداشت نیروی انسانی از طریق تعریف بورسیههای تحصیلی هدفمند برای تخصصهای مورد نیاز استان، تخصیص مشوقهای ویژه رفاهی و اعتباری برای پزشکان و پرستاران و ایجاد مراکز تحقیقاتی و آموزشی وابسته به این بیمارستانها تا محیطی پویا را برای نخبگان پزشکی فراهم کنیم.
تجهیزات و فناوری که از مرحله طراحی، جایگاه ویژهای برای بخشهای تشخیصی پیشرفته (مانند MRI، سی تی اسکن پیشرفته، آنژیوگرافی) و اتاقهای عمل هوشمند در نظر گرفته شده و تامین مالی این تجهیزات از طریق ترکیب بودجه دولتی، مشارکت بخش خصوصی و استفاده از ظرفیت خیران و نیکوکاران در دستور کار است، همچنین ارتقای سطح خدمات بیمارستانها بایستی به مراکز تخصصی و فوق تخصصی منطقهای تبدیل شود و هدف، کاهش سفرهای درمانی به تهران و ارایه خدمتی در تراز ملی در خود استان است.

ایرنا. به ثبت جهانی قلعه الموت نیز اشاره کنیم، این اتفاق چگونه باید از یک افتخار تاریخی صرف به موتور محرکه توسعه پایدار و همهجانبه برای جوامع محلی دامنههای البرز تبدیل شود؟ برنامه عملیاتی شما برای مشارکت دادن مردم محلی در فرآیند گردشگری و جلوگیری از تخریب بافت طبیعی و تاریخی چیست.
ثبت جهانی الموت یک تعهد بینالمللی برای حفاظت و در عین حال یک فرصت طلایی برای معرفی است و برنامه ما برای تبدیل این فرصت به توسعه پایدار چند رکن دارد، از جمله حفاظت مشارکتی؛ تشکیل کمیتههای مردمی حافظان الموت از میان ساکنان بومی که آموزش میبینند تا هم به عنوان راهنمایان محلی عمل کنند و هم مراقبان اولین میراث خود باشند و این احساس مالکیت، بهترین ضمانت حفاظت از منطقه خواهد بود.
توزیع منافع، طراحی مدلهای کسب و کار خرد برای مردم محلی؛ از تولید و فروش صنایع دستی الهامگرفته از تاریخ الموت تا مدیریت اقامتگاههای بومگردی و عرضه غذاهای محلی، بایستی اطمینان حاصل کنیم که درآمد ناشی از حوزه گردشگری، مستقیم به جیب جامعه میزبان برسد.
آموزش و توانمندسازی؛ اجرای کارگاههای آموزشی برای اهالی در حوزههای بهداشت محیط و مدیریت پسماند تا پذیرش گردشگر با کمترین آسیب اجتماعی و زیست محیطی همراه باشد و همچنین توسعه زیرساختهای سبز.
هدف نهایی این است که الموت برای گردشگران، تنها نبایستی بازدید از یک بنای تاریخی باشد، بلکه یک تجربه زیستبوم فرهنگی کامل باشد که در آن با تاریخ، طبیعت و مهماننوازی مردم محلی به صورت یکپارچه روبرو میشود، اینگونه گردشگری به ابزاری برای بهبود معیشت و افزایش عزت نفس جوامع محلی تبدیل خواهد شد.