این الزام، نه از سر یک تکلیف صرف، بلکه ریشه در یک انتظار متقابل و یک پیمان نانوشته میان زندگان و مردگان دارد که در دل فرهنگ این سرزمین ریشه دوانده است. این ایام در منطقه خراسان به نام«شبهای برات» شهرت دارد؛ دورهای سه روزه که گویی زمان و فاصله میان دو جهان برای لحظاتی به حداقل میرسد.
در حالی که هرساله با نزدیک شدن به این ایام، زائران و مجاوران حرم رضوی در مشهد و دیگر شهرهای استان حجم قابل توجهی از جمعیت را در گورستانها تشکیل میدهند، هسته اصلی این آیین نه در کثرت جمعیت، بلکه در دقت و نظم سلسله مراتبی اجرای آن نهفته است؛ نظمی که در شهر تاریخی کاشمر به اوج نمود خود میرسد و آنجا این سه شب به طور خاص به شبهای دوازدهم تا چهاردهم ماه شعبان اختصاص دارد.
این سنت کهن، هرچند در ظاهر با زیارت قبور و نذر کردن خوراکیهایی چون حلوا و شیرینیهای محلی همراه است، اما کارکرد اصلی آن نه در نذر، بلکه در بازتعریف مجدد جایگاه فرد در ساختار خانواده و جامعه پس از مرگ است.
محمد برهانی که بر سر مزار برادرش که چند ماه قبل به دیار باقی شتافته، حاضر شده است در گفت و گو با ایسنا، گفت: قدیمترها هرکسی در هرکجا زندگی میکرد این ایام چراغ برات خود را ملزم میدانست که بر سر قبر درگذشتگان حاضر شود اما این روزها گویا پای ارتباط میلنگد و ارتباط آدمها با مردهها و زندهها فرقی نمیکند.

وی ادامه داد: فرزندان من تمایلی به حضور در قبرستان ندارند و معتقدند فاتحه را از هر نقطهای میتوان به یاد مردگان فرستاد و به روح اموات میرسد.
زهرا بیگی خانمی است که نانی محلی به نام روغن جوشی که با ترکیب آرد و آب است و در روغن سرخ میشود و در این ایام برخی به بهانه خیرات برای اموات در بین مردم توزیع میکنند، بر سرمزار مادرش نشسته است.
وی گفت: ۳ سال است که مادرش را از دست داده و هر پنج شنبه سر مزار او حاضر میشود و سورهای قرآن برای او میخواند و گاهی نذری هم میدهد. این روزها هم با اینکه بیشتر سرمزار درگذشتگانی که از نیمه شعبان پارسال تا امسال فوت کردهاند مراسم ویژهای میگیرند اما او هم بر سرمزار مادرش حاضر شده است.
این خانم میانسال ادامه داد: گرانی و مشکلات اقتصادی حتی روزگار را برای مردهها هم سخت کرده و انگار زندهها حوصله خودشان را ندارند تا برسد به اینکه به سراغ مردههایشان بیایند و برای آنها خیرات کنند.
وی گفت: معروف هست چراغ برات برای مردههاست اما مسئول حفظ این آئینها زندگان هستند که باید با برپایی این آئین آن را حفظ کنند و به نسلهای بعدی منتقل کنند.
چراغ برات؛ نمادی از حفظ ارتباط ناگسستنی بازماندگان با عزیزان درگذشته
آیین دیرینه «چراغ برات» که پیوندی عمیق میان مفاهیم مرگ و تداوم حیات برقرار میکند و هرساله در شبهای سیزدهم تا پانزدهم شعبان در سراسر خراسان رضوی برگزار میشود، همچنان به عنوان یک سنت زنده، اما با هویتهای متکثر منطقهای، در حال اجراست.
این مراسم که ریشههایی کهن در فرهنگ عامه و باورهای مردم خراسان دارد، بیش از آنکه صرفاً یک مناسک مذهبی تلقی شود، بازتابی از ساختار اجتماعی منطقه و نحوه مواجهه مردم با مفهوم خلأ ناشی از فقدان عزیزان است.
یک پژوهشگر فرهنگ عامه، این مراسم را نمادی از حفظ ارتباط ناگسستنی بازماندگان با درگذشتگان دانست و تأکید کرد: این سنت به شدت تحت تأثیر جغرافیا و محیطزیست محلی تغییر شکل میدهد.
جواد روشندل، در گفت و گو با ایسنا در تشریح معنای واژه بنیادین این آیین توضیح داد: واژه «برات» به معنای سند، مجوز، یا حکم بخشودگی است و باور بنیادین مردم بر این است که در این ایام خاص از سال، یعنی نیمه شعبان، فرصتی ویژه برای ارواح مردگان فراهم میشود تا به زمین بازگشته و از محبت و یاد زندگان بهرهمند شوند؛ این یک فرصت برای شفاعت و رهایی از عذاب تلقی میشود.

وی با تأکید بر گستردگی و عمق اجرای متفاوت این آیین در اقصی نقاط خراسان رضوی، هسته معنایی مشترک را در عین دگرگونیهای ظاهری و اجرایی تشریح کرد که نشان از انعطافپذیری فرهنگ در برابر محیط است.
وی خاطرنشان کرد: در کانون مرکزی و شهری مشهد و پیرامون آن، اجرای آیین، شکلی عمومیتر و نمایشیتر به خود میگیرد و تمرکز بر حضور پرشمار در حرم مطهر رضوی و گورستانهای بزرگی نظیر خواجه ربیع یا بهشت رضا است و نذورات اغلب جنبه عمومی و خیرات دارند. در سوی دیگر، در نواحی غرب استان همچون سبزوار و یا نیشابور، توجه ویژهای به حفظ جزئیات مرتبط با خوراکیهای سنتی میشود؛ جایی که پخت و توزیع حلوا به شیوههای سنتی که دستورالعملهای پخت آنها سینه به سینه و صرفاً شفاهی منتقل شده است، به همراه شیرینیهای محلی خاص، اهمیت محوری پیدا میکند و مراسم در این مناطق بیشتر در فضاهای خصوصیتر و بر سر قبور شخصی خانوادهها برگزار میشود.
روشندل با بیان اینکه در مناطق شرقی و کویری، از جمله خواف و تربتجام، جنبههای غیرکلامی و مراقبهای برجستهتر است، خاطرنشان کرد: افراد ممکن است با سکوت مطلق و طولانی در کنار مزار ارتباط برقرار کنند، گویی که کلمات قادر به انتقال عمق احساساتشان نیستند. همچنین، استفاده از نمادهای کوچک روشنایی یا سوزاندن گیاهان معطر خاص منطقه، در این بخشها بیشتر دیده میشود و گرایش به سمت خلوت درونی و عرفان شخصی قویتر است.
وی افزود: این تنوع در مناطق جنوبی و روستایی نظیر گناباد نیز ادامه پیدا میکند؛ جایی که آیین «چراغ برات» به شکلی ناگسستنی با ایام پیش از فصل کشت و شروع فعالیتهای کشاورزی پیوند میخورد و مراسم اغلب در قالب ضیافتهای کوچک محلی ادامه پیدا میکند که هدف اصلی آن تقویت انسجام اجتماعی و همبستگی روستایی است.
این پژوهشگر فرهنگ عامه، خاطرنشان کرد: در مناطق مرزی مانند تایباد، با وجود آنکه محوریت کلی آیین کاملاً ایرانی-اسلامی باقی میماند، اما ممکن است نشانههایی بسیار محدود و گذرا از تلفیق جزئی با سنتهای فرهنگی همسایه در نوع نذور اهدایی یا حتی در آهنگهای مرثیهای که در حاشیه مراسم زمزمه میشود، مشاهده شود که این امر مرهون موقعیت جغرافیایی منطقه است.
روشندل نگرانی خود را از دو تهدید جدی ابراز کرد و افزود: نخست، سطحیسازی و تجاریسازی که جوهره عرفانی را از بین میبرد و دوم، توسعه شهرها و استانداردسازی گورستانها که به طور ناخواسته فضاهای عرفانی و خصوصی مورد نیاز برای برقراری ارتباط با مردگان را نابود میسازد.
وی ادامه داد: کاشمریها عمیقاً باور دارند در این ایام، ارواح مردگان منتظر توجه و محبت زندگان هستند و این سه روز فرصتی استثنایی برای ترمیم پیوندهای از دست رفته محسوب میشود.
وی تأکید کرد: مهمترین کارکرد این مراسم در کاشمر، تقویت ساختارهای اجتماعی است؛ نوعی فرهنگ یاریگری و همدلی در این سه روز به شکل خودکار در جامعه جاری میشود. همه مردم برای تسلیتگویی، چه به داغدیدگان جدید و چه به خانوادههایی که مدتهاست عزیزی را از دست دادهاند، سر میزنند؛ این یک نوع صله رحم همگانی در راستای یاد مرگ است.

این پژوهشگر فرهنگ عامه، افزود: اما مهمترین ویژگی مراسم در کاشمر، نظم سلسله مراتبی دیدارها بر سر قبور است که نماد نظم اجتماعی در این آیین است. افراد یک فامیل صبح روز دوازدهم شعبان به سراغ پیرترین فرد در گذشته فامیل رفته و رسماً تسلیت خود را ابراز میکنند و بر سر مزار او فاتحه میخوانند. این دیدار سلسله مراتبی، ادامه دارد تا در آخرین ساعات عصر روز چهاردهم که پایان زمان برات است، همه اعضای فامیل به سراغ خانواده کوچکترین متوفی فامیل رفته و با دادن تسلیت نهایی، بر مزار متوفی فاتحه میخوانند. کاشمریها معتقدند این سه شب، شب مردگان است و در این ایام، برات انسان نو میشود و سرنوشت سالانه او در این سه روز رقم میخورد.
روشندل اضافه کرد: در گذشتههای نه چندان دور، رسم بر این بود که مردم در روزهای چراغ برات، به جای بازدید مختصر، خیمهها و چادرها را بر فراز قبور نصب کرده و تا پایان دوره زمانی بر سر مزار عزیزان خود بیتوته میکردند تا عمق تعهد خود را نشان دهند.
وی سپس به رسم پایانی این آیین اشاره کرد که اکنون بیشتر به صورت فردی اجرا میشود و جنبه نیایشی دارد. در آخرین ساعات ۱۴ شعبان، بعد از نماز مغرب و عشا، هر فرد به تعداد آرزوهای پاک و دست یافتنیاش، ترکهای از درختی پاکسرشت مانند انار یا انگور تهیه میکند. سپس این ترکهها را در چهار گوشه پشتبام خانهاش نصب کرده و تکهای پنبه یا پارچهای پاک را به نیت آرزوی مورد نظر به آن وصل میکند. در این حالت، فرد نیت خود را مطرح کرده و خدا را به حق ولیعصر (عج) قسم میدهد تا گرهگشای او باشد.
وی ادامه داد: در روستاهای کاشمر، مراسم با اجرای دقیق و پرشور براتخوانی رونق بیشتری دارد. در این رسم، جوانان و نوجوانان روستا به خانه افرادی که به تازگی عزیزی را از دست دادهاند، مراجعه کرده و اشعار مخصوصی را در وصف مقام متوفی و عظمت آیین قرائت میکنند و در مقابل، اهالی خانه نیز با دادن خرما، حلوا از آنها تشکر میکنند. همچنین، روستاییان یک باور مهم دیگر دارند و آن این است که در شب نیمه شعبان، تمام چراغهای خانه باید روشن باشد؛ زیرا ارواح مردگان به خانههای خود، سر میزنند و اگر چراغ روشن باشد، ارواح برای خانواده دعای خیر میکنند و در غیر این صورت، تاریکی به عنوان نشانهای از غفلت تلقی شده و نفرین خانواده را در پی خواهد داشت.
روشندل با تأکید بر اهمیت حفظ این سنتهای متکثر برای صیانت از سرمایه اجتماعی و عاطفی منطقه تأکید کرد و گفت: کمرنگ شدن اجرای جمعی آیینهایی از این دست در بین مردم نیازمند توجه بیشتر دستگاههای فرهنگی است.
آیین کهن «چراغ برات» که در شبهای سیزدهم تا پانزدهم شعبان در سراسر خراسان رضوی برگزار میشود، بیش از یک مناسک مذهبی، نمادی قدرتمند از تداوم ارتباط عاطفی و اجتماعی زندگان با مردگان است. این سه روز، بنا بر باور عمومی، زمانی است که ارواح فرصت بازگشت به زمین را مییابند و با طلب آمرزش و نذورات زندگان، وضعیت اخروی آنها تثبیت میگردد؛ باور بر این است که در این ایام «برات انسان نو میشود».
«چراغ برات» یک سنت زنده است که بقای آن وابسته به درک مسئولیت زندگان در انتقال جزئیات فرهنگی و حفظ بُعد معنوی آن است، پیش از آنکه توسعه شهری و تغییر سبک زندگی، آن را به خاطرهای خشک تبدیل سازد.
انتهای پیام