شناسهٔ خبر: 76995993 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: دفاع پرس | لینک خبر

امید انقلاب اسلامی/ ۳

شهید مصطفی خمینی: شعار حکومت اسلامی، یک شعار گذرا نیست

امام خمینی (ره) با طرح تشکیل حکومت اسلامی، از اندیشمندان اسلامی تحقیق و آن را خواستار شد. شهید مصطفی خمینی از جمله کسانی بود که به این درخواست پاسخ مثبت داد، وی معتقد بود: «شعار حکومت اسلامی، شعاری گذرا نیست؛ بلکه شعاری است که قرن‌ها می‌توان برای تحقق آن تلاش کرد.»

صاحب‌خبر -

به گزارش گروه فرهنگ دفاع‌پرس؛ شهید آیت‌الله حاج آقا مصطفی خمینی از شخصیت‎های برجسته و کم‌نظیر جهان اسلام بود که در عرصه علم و عمل و جهاد و اجتهاد به قله‌های بلند کمال دست یافت. وی در فقه، اصول، تفسیر، رجال، فلسفه، عرفان و... از جامعیت ویژه‌ای برخوردار بود. افزون بر جامعیت در دانش، از لحاظ اجتماعی و سیاسی فردی ممتاز بود. او عالمی سیاست مدار، دیده‌بانی تیزنگر و دشمن شناسی چیره‌دست بود. رهبر معظم انقلاب اسلامی در خصوص شهید مصطفی خمینی می‌فرمایند: «صبر و بردباری حضرت امام خمینی (ره) در فراق حاج آقا مصطفی خمینی، چهره آن حضرت را در مقابل دیدگان ملت ایران مانند خورشید فروزان کرد. بنابراین، تجلیل از مقام و منزلت حاج آقا مصطفی خمینی، در واقع، احترام به امام راحل و تجلیل از ارزش‌های اسلامی و انقلابی محسوب می‌شود. نوشتار حاضر که قسمت سوم آن را در ادامه می‌خوانید تلاشی است برای آشنایی با از زندگی این عالم شهید. 

اندیشه‌های آقا مصطفی

همان گونه که خرمی، شادابی، زیبایی و عطر گلستان ناشی از گل‌های آن است، پاکی، غیرتمندی، جوانمردی و خوبی انسان نیز از زیبایی، بی‌آلایشی، درستی و بلندی اندیشه‌ها و نیت‌های خالص و خداپسندانه اوست. حاج آقا مصطفی خمینی، دانشی فراگیر و اندیشه‌ای ژرف و همه سونگر داشت. او با دقت و ژرف‌نگری خاص خود بسیاری از چشم‌انداز‌های اندیشه دینی را برای فهم، تدریس و تبلیغ کاوید و با نگاهی عمیق به اُفق‌های گوناگون دانش، به سهم و توان خویش، در رشد و پرباری آن کوشید.

معصومه حائری یزدی، همسر آقا مصطفی درباره اندیشه‌های وی چنین گفته است: «او مردی بالاتر از همه چیز‌هایی که شما فکر می‌کنید، بود. افکار او خیلی بالا و بلند بود و یک‌جور دیگر فکر می‌کرد و بالاخره درک ایشان از مسائل طور دیگری بود.» 

اندکی درنگ در مسائل کلامی مطرح شده از سوی آقا مصطفی در تفسیر قرآن، به آموزه‌ها، اصول، روشنفکری و اندیشه‌های کلامی وی می‌توان پی برد. این نگرش روشن می‌کند که اندیشه کلامی آن بزرگوار از مکتب ملاصدرا اثر پذیرفته و او براساس مبانی فکری و روش‌های پذیرفته شده در حکمت متعالیه اندیشیده و در مسائل به کاوش می‌پرداخته است. او در بحث‌های کلامی از قرآن، عرفان و برهان بهره جسته و با ابزار عقل و دل، وحی را کاویده و باور‌های دینی را استوار ساخته است. او آیات و فهم قرآنی را اصل و محور قرار داده و یافته‌های دل را همانند یافته‌های عقل، اعتبار بخشیده و نه تنها بندگی را با خرد ورزی در ستیز ندیده، بلکه از نشاندن آن دو (بندگی و خرد ورزی) بر سفره گسترده قرآن غفلت نورزیده است. 

هدف نهایی از دانش‌اندوزی

این ره توشه اخلاقی که در ادامه تفسیر اولین آیه سوره مبارکه «حمد» آمده، یکی از ده‌ها پند و رهنمود اخلاقی و عرفانی است که در تفسیر ارزشمند، ژرف، پرمایه و ناتمام آقا مصطفی آمده است؛ موعظه‌ها و پند‌هایی که هرکدام، گوشه‌ای از سفر‌های معنوی و جایگاه بلند عرفانی و اخلاقی وی را حکایت می‌کند: «ای برادر حقیقی‌ام و‌ای عزیزم! گول ژرف نگری‌ها و مسائل دقیقی که در این کتاب‌هاست، نخور و به درک کلیات و ظرایف علوم قانع مشو؛ چه با این همه، حمال معانی و مفاهیم و بارکش لطایف و ظرایف گردی. از اخبار و آثار، به ظواهر آنها که خود حجاب و پوشش حقایق‌اند، بسنده مکن. آنچه وظیفه توست، آن است که در رَبّی که تو را بپرورید و از روی لطف و عنایت، ناخوشایندی‌ها را از تو بازداشت و نعمت‌هایش را بر تو فرو ریخت، تدبّر کنی. دانش‌ها، فن‌ها، مسائل فکری و برتری‌هایی از این دست، مادامی که قلب تو را متحول و نورانی نکنند و اخلاق شایسته را در تو پدید نیاورند، تاریکی و سیاهی‌اند که در مسیر آینده تو مایه سنگینی وبال تو خواهند بود. اگر شیفتگی و عشق درجانت پدید آمد، بر تو باد به فزونی آن تا در قلب تو غیر او هیچ نماند.

بکوش که همه وجودت در گرو خواسته امر و مصروف مقاصد او گردد. از مهم‌ترین خواسته‌های خداوند، اقدام و اهتمام به کار‌های مسلمانان و هدایت بشر به راه راست است؛ پس تو هم در گسیل مردم و توجه آنان به آخرت و کوچک کردن دنیا نزد آنان و بزرگ کردن دینداری در دلشان، مظهر اسم «ربّ» باش که خداوند، یار و مددکار است.»

اندیشه فرهنگی

آقا مصطفی خمینی فرهنگ اسلام را برگزیده بود و آن را بهترین فرهنگ می‌دانست. او جهانیان را به دین اسلام که کامل‌ترین و بهترین دین‌ها و دارای بهترین فرهنگ‌هاست، هدایت و دعوت می‌کرد. ایران و ایرانیان عنوانی است که می‌توان برای یکی از مقاله‌های دست‌نویس آقا مصطفی نهاد؛ این مقاله درباره خطر تهاجم فرهنگی قبل از انقلاب و حاکی نگرانی، ناخرسندی و ناراحتی او از فرهنگ حاکم بر جامعه ایران آن زمان است. وی در این مقاله، ایرانیان را به گرایش بیش‌تر به فرهنگ اسلام و تشکیل حکومت اسلامی رهنمون می‌شود.

بسم اللّه الرحمن الرحیم

اکنون که ایران، زندان آزادگان، جوانان، بزرگ‌مردان، خردسالان شده و در این زمان که ایران مهد فحشا و منکر که عفت قلم شرم از بیان و گفتار آن را دارد و مهد برای تربیت دودمان پهلوی و رذل صفتان و این خاندان بی‌شرم و بی‌آبرو شده و در این عصر که ایران، چون جزیره شناور به دست این و آن و شرق و غرب، چپ [و]راست می‌باشد و در این وقت که، چون عروسکی در دست ببرخویان و درندگان درآمده تا آن که ایران که مهد دلیران است و مَقَرّ اسلام و شیعیان و خاصان از اولیای خداست، به کلی ویران شده و شمال و جنوب آن به دست مستعمران دور و نزدیک قسمت شده و اکنون که این کشور اسلام پرور و مؤمن دوست، چون گویی پیش پای دشمنان انسانیت و ضد خلق و این خانواده از خدا بی‌خبر است، محتاج به حرکتی نوین و جانبازی‌های با عقیده یقین و احتیاج شدید به فداکاری از هر جانب و هر سو و به هر کیفیتت که در دست امکان است، می‌باشد.

ملت شریف ایران باید بهتر از پیش بداند که این زرق و برق و صورت‌سازی، دام جدید و گسترده به خاطرِ خاطره‌های شومی که استعمار در سر می‌پرورد، است؛ آنان خوب و بهتر از هرکس می‌دانند که اقتصاد کشور چه نوسانی را طی می‌کند و ذخایر این ملک و ملت به دست چه کسانی و در کدام اسکله‌ای پهلو می‌گیرد. 

باید با سیر یک حکومت عادلانه، راه‌های صعب و سخت‌تر را پس از طرح و پی‌ریزی طی کنند و در جهت یک دولت عادلانه و گسترده که به خواست خدا بسیار نزدیک است، جنبش همه جانبه به خود گیرند و در این روش، از هیچ کمک فکری و عملی به یکدیگر کوتاهی نکنند و خوب درک کنند که هیچ ملتی با سستی و خوش‌گذرانی و تن‌پروری به آینده نوین نرسیده و نمی‌بایست انتظار آن را داشت. از گذشته اسلام و گذشتگان خود پند گیرند. با کاغذپاره‌هایی که به دست تاریخ سپرده می‌شود، دیگر نمی‌توان کاری پیش‌برد و عمل صحیحی انجام داد. با تحزب، تشکل و ایجاد کتابخانه‌ها و انجمن‌ها برای خُرد و ریز و درشت و محفل‌های بزرگ و کوچک ممکن است یک شبکه سراسری ساخت و یک جوش و خروش سروسامان‌دار به راه انداخت.

صدای خود و فریاد آزادی‌خواه خویش را به مجامع بین‌المللی برسانید، گرچه آنان هم از جانب‌داری این پلیدصفتان و احمقان و بی‌شرمان دور نیستند. مهم در راه رسیدن به یک راه و روش علی‌صفت و علی‌دوست و علی‌خواه، دست به دست یکدیگر داده و این بنای ظلم و ستم از بیخ و بن برکنند؛ دست همه خلق‌های ستم‌کش را می‌بوسم. 

بینش سیاسی

دین‌مداری و حاکمیت اسلام، انگیزه اصلی حرکت سیاسی و اجتماعی آقا مصطفی بود و مشی سیاسی وی از آیات قرآن کریم، سیرت پیامبر و امامان (ع) مایه می‌گرفت و در پرتو تجربه‌های تاریخی ملت‌ها جلوه‌گر می‌شد.اندیشه‌های سیاسی و اجتماعی آقا مصطفی، بستری جدا از آرمان‌های اسلام، امام خمینی (ره) و انقلاب نداشت. او علاوه بر آن که دست‌پرورده عرفان و دانش امام خمینی (ره) بود، خود نیز آراسته به توان علمی و اندیشه‌های انقلابی بود. او ژرف‌اندیش و دورنگر بود؛ به احکام و دستور‌های سیاسی و اجتماعی اسلام، آشنایی کامل داشت و فقیهانه از میان دشواری‌ها راه می‌گشود و در اُفق‌های روشن راه می‌پیمود. کندوکاو و دقت در تاریخ، شیوه‌های سیاسی ابرقدرت‎ها و پی‌گیری خیزش‌های انقلابی معاصر، تجربه‌های گران‌بهایی به او بخشیده بود تا بتواند سیر رخداد‌ها را پیش‌بینی و فرجام کار را بنگرد و پیش از وقوع رخداد، خود را برای رویارویی با آن آماده سازد. به مطالعه کارنامه نهضت‌های ضد استعماری آسیا و آفریقا علاقه‌مند بود و به مبارزان سفارش می‌کرد با بهره‌گیری از سرگذشت اجتماعی مسلمانان و دستاورد‌های نهضت‌های آزادی بخش، بر توان مبارزاتی خود بیفزایند.

امام خمینی (ره) پیش از انقلاب اسلامی، به گونه‌ای فراگیر و گسترده به بیان لزوم تشکیل حکومت اسلامی در ایران می‌پرداخت که آقا مصطفی نیز در این راه کوشش‌های فراوانی کرد و همانند پدر بر برقراری حکومت اسلامی اصرار ورزید و سرانجام جان خویش را فدای پیروزی اسلام کرد. او از زوایای گوناگونی به حکومت اسلامی می‌اندیشید که آنها را می‌توان چنین برشمرد:

اهمیت طرح حکومت اسلامی

امام خمینی (ره) با طرح و پی‌گیری لزوم تشکیل حکومت اسلامی، از دیگر اندیشمندان اسلامی نیز تحقیق و بررسی آن را خواستار شد. آقا مصطفی از جمله کسانی بود که به این درخواست امام خمینی (ره) پاسخ مثبت داد و رساله‌ای را با عنوان «الاسلام و الحکومة» درباره ولایت و حکومت اسلامی و مسائل مربوط به آن نگاشت و افزون بر این، در ضمن دیگر مباحث فقهی استدلالی خویش نیز، به تناسب موارد، به این امر توجه فراوان نشان داد. او درباره اهمیت طرح حکومت اسلامی خاطرنشان کرد: «شعار حکومت اسلامی، یک شعار موسمی و گذرا نیست؛ شعاری است که قرن‌ها می‌توان برای تحقق آن تلاش کرد.» 

پیوند دین و حکومت اسلامی

تشکیل حکومت اسلامی یک دستور دینی است و سیاست و حکومت، پیوندی ناگسستنی با دین دارد. آقا مصطفی درباره پیوند دین و حکومت چنین نگاشته است: «قوانین اسلامی، سعادت بشر را در همه عرصه‌ها بر می‌آورد؛ زیرا اسلام برای تمام مرحله‌ها و زوایای گوناگون زندگی، در امور فردی و اجتماعی، برنامه دارد. اسلام دین دنیا و آخرت است. اسلام، بشر را تنها به آخرت فرا نمی‌خواند، بلکه دین، سیاست بزرگی است که همه سعادت‌های جزیی، کلی، دنیوی و اخروی را در بر دارد. به همین جهت است که اسلام مسائل گوناگون روحی، مادی، فردی و اجتماعی را داراست، به خلاف قانون‌های دیگر ملت‌ها که در احکام فردی و معنوی ناتمامند، تا چه رسد به امور دنیای آنان.» 

او درباره همکاری با حکومت‌های ستم‌پیشه بیان داشته است: «سرّ این که پذیرش امور حکومتی از سوی حاکمان ستم، حرام است، مگر در موارد خاص، این است که حکومت عادل، سرچشمه همه خوبی‌های دنیا و آخرت است و حکومت ستم، سرچشمه همه بدی‌هاست. بنابراین، به حکم عقل لازم است که حکومت ستم هرچند با مبارزه منفی، سرنگون و به جای آن حکومت عدل تشکیل گردد. پس از دقت و درنگ همین نکته از روایات باب نیز استفاده می‎شود.» 

بازداری شدید معصومان (ع) از پذیرش ولایت و حکومت از سوی حکومت‌های ستم و همچنین یاری آنان، به سبب گرایش ائمه به از بین بردن حکومت ستم و برانگیختن ملت مسلمان به تشکیل حکومت حق است.» 

نه شرقی، نه غربی؛ حکومت اسلامی

آقا مصطفی همکاری با افرادی را که به اسلام پای‌بند نبودند و یا مبارزه آنان برای رسیدن به هدف‌های غیراسلامی بود، نمی‌پذیرفت و از سرزنش دیگران بیمی به خود راه نمی‌داد؛ و از هرگونه همکاری و همراهی با کمونیست‌های ایرانی که سرلوحه برنامه‌های‌شان، دین‌زدایی بود و نیز با مارکسیست‌ها که شعارشان در مبارزه با شاه: «مبارزه در راه آزادی و شکست استعمار غرب با ایدئولوژی و ابزار شرق» بود، خودداری می‌کرد و از آنان دوری می‌جُست.

کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در خارج از کشور، تشکیلاتی بود با ادعای مبارزه با رژیم شاه. گرایش رهبران این تشکیلات به جناح چپ و دور شدن از خط فکری اسلام و روحانیت، سبب شد که از واقعیت‌های جامعه ایران دور افتند و مبارزه مردم ایران با شاه را حرکتی غیر مذهبی، با هدف رسیدن به جامعه دموکراتیک از نوع شرقی آن بپندارند. سران این گروه با تکیه بر هدف‌های مشترک، خواهان حمایت روحانیان از آنان بودند. آقا مصطفی خمینی با آگاهی‌های گسترده‌ای که از مشی سیاسی کنفدراسیون داشت، در نامه‌ای به دانشجویان، آنان را از فرو افتادن در دام انحراف برحذر داشت و به آنان هشدار داد روش این گروه که مبارزه با شاه را بدون محوریت مذهبی و روحانیت دنبال می‌کند، اشتباه است و مبارزه بدون همکاری مردم مسلمان راه به جایی نخواهد برد.

گروه دیگری که آن مجتهد مجاهد از نزدیک شدن‌شان احساس خطر می‌کرد، لیبرال‌ها و گروه‌های ناخالص اسلامی بودند؛ این گروه که نظریه اسلام مترقی و مبارزه را در سر می‌پروراندند، با آن بخش از گفته‌های سیاسی امام خمینی (ره) که درباره مبارزه با رژیم شاه بود، همراه بودند، ولی اصل مهم و بنیادینی، چون حکومت اسلامی و ولایت فقیه را که امام (ره) آن روز‌ها در نجف تدریس می‌کرد، برنتابیدند و آن را به شیوه‌ای که خود باور داشتند، مخالف آزادی پنداشتند و شایسته طرح در جهان امروز ندانستند. این گروه می‌کوشیدند با نام همکاری در مبارزه با شاه، روحانیان را با خود همراه کنند تا از این راه به امام (ره) نزدیک شوند.

بازدارنده مهم راه نفوذ و رشد این شیوه تفکر در حوزه، آقا مصطفی بود. او با مطالعه نوشته‌های آنان و گفت‌و‌گو با رهبران‌شان، به انحراف این فکر از اسلام، فقاهت و ولایت پی‌برد. او ماهیت این گروه را بر امام (ره) آشکار ساخت و طلاب مبارز نجف را از پی آمد‌های ناگوار همراهی با این افراد، برحذرداشت. گذشت زمان نشان داد که لیبرال‌ها پس از پیروزی نهضت، خط فکری امام (ره) را نپذیرفتند و در برابر اندیشه‌های والای او ایستادند و آن را ارتجاعی و کهنه خواندند. اگر امام خمینی (ره) قاطعانه در برابر افراد لیبرال غرب‌زده نمی‌ایستاد و آنان را از صحنه سیاسی و فکری انقلاب اسلامی دور نمی‌کرد، شاید امروز انقلاب را سرنوشتی دیگر بود. 

منبع: «شهید مصطفی خمینی در نگاه تاریخ» جواد ملایی‌پور

انتهای پیام/161