شناسهٔ خبر: 76988652 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: جام‌جم آنلاین | لینک خبر

گفت‌وگوی «جام‌جم» با امان‌الله قرایی‌مقدم درباره چالش‌های تغییر سبک زندگی برای خانواده‌ها

سناریو غرب برای زندگی ایرانیان

تغییراتی که امروز در شیوه زندگی، روابط خانوادگی و الگوهای رفتاری نسل‌ها دیده می‌شود، بیش از آن‌که ناگهانی یا صرفا نتیجه تحولات نسلی باشد، حاصل روندی تدریجی و مداوم است که آرام‌آرام بر زندگی روزمره خانواده‌ها اثر گذاشته. نفوذ فناوری، گسترش رسانه‌ها و تغییر الگوهای فرهنگی، اگرچه فرصت‌هایی تازه ایجاد کرده اما همزمان پرسش‌هایی جدی درباره آینده خانواده ایرانی پیش روی جامعه گذاشته است؛ آن ‌هم در شرایطی که شاهد استفاده گسترده از شبکه‌های اجتماعی و گسترش دسترسی به انواع و اقسام فیلم و سریال‌ها در شبکه‌های ماهواره‌ای و حتی پلتفرم‌های داخلی هستیم که محور و موضوع اکثر آنها، تبلیغ برای سبک‌های خاصی از زندگی است.

صاحب‌خبر -
 
دکتر امان‌الله قرایی‌مقدم جامعه‌شناس و استاد دانشگاه در گفت‌وگو با جام‌جم، ضمن ارائه یک نگاه تحلیلی، بر ضرورت توجه آگاهانه خانواده‌ها به سبک زندگی تأکید می‌کند و معتقد است حفظ تعادل میان تحولات جدید و ارزش‌های فرهنگی، نقشی تعیین‌کننده در سلامت و پایداری خانواده خواهد داشت. 
او همچنین در این مصاحبه به تلاش برنامه‌ریزی‌شده آمریکا و غرب برای به انحراف کشاندن سبک زندگی اصیل ایرانی اشاره می‌کند و مواردی همچون شبکه‌های ماهواره‌ای، سلبریتی‌ها و رسانه‌های تبلیغاتی آنها را در کنار تلاش غرب و آمریکا به‌عنوان یک مجموعه هدفمند و مشکوک می‌شناسد. 
قرایی‌مقدم از خانواده‌ها و جوانان ایرانی می‌خواهد احترام بیشتری برای مفاخر، سنت‌ها و ارزش‌های اصیل جامعه ایرانی قائل باشند. 

برای شروع بحث می‌خواهیم بدانیم تعریف شما از «سبک زندگی ایرانی_ اسلامی» چیست و این اصطلاح دقیقا به چه جنبه‌هایی از زندگی اشاره دارد و اساسا «سبک زندگی» در علم جامعه‌شناسی چه جایگاهی دارد؟ 
در جامعه‌شناسی، سبک زندگی فقط مجموعه‌ای از رفتارهای فردی نیست بلکه نمود عینی فرهنگ، ارزش‌ها و جهان‌بینی یک جامعه است. جامعه‌شناسان مطرحی به اشکال مختلف به این مسأله پرداخته‌اند که چگونه شیوه زیستن مردم، بازتاب ساختار قدرت، فرهنگ مسلط و نظام ارزشی حاکم است.سبک زندگی یعنی این‌که مردم چگونه ازدواج می‌کنند، چگونه خانواده تشکیل می‌دهند، چگونه فرزند تربیت می‌کنند، چگونه مصرف می‌کنند، چگونه اوقات فراغت خود را می‌گذرانند و حتی چگونه لباس می‌پوشند. بنابراین وقتی از تغییر سبک زندگی صحبت می‌کنیم درواقع از تغییر هویت فرهنگی جامعه حرف می‌زنیم. سبک زندگی ایرانی به چندین بخش تقسیم می‌شود. ما کشوری هستیم که سابقه ۹هزار ساله فرهنگی داریم. فرهنگ ثابت نیست و دائما در حال تغییر است. من در کتاب «انسان‌شناسی فرهنگی» مواردی را درباره این موضوع نوشته‌ام و توضیح داده‌ام که فرهنگ و سبک زندگی مردم، بسته به موقعیت زمانی و مکانی متفاوت است. 
 
چرا مسأله سبک زندگی در جامعه ایران تا این اندازه حساس و راهبردی شده است؟ 

به این دلیل که جامعه ایران یک جامعه معمولی نیست. ایران جامعه‌ای با پیشینه تمدنی، دینی و فرهنگی عمیق است. ما در بخش سخت‌افزاری تمدن پیشرفت‌هایی داشته‌ایم اما در بخش نرم‌افزاری_ به‌ویژه سبک زندگی_ با چالش مواجهیم. اگر سبک زندگی اصلاح نشود، هیچ‌کدام از پیشرفت‌های اقتصادی، علمی یا حتی نظامی نمی‌تواند جامعه را نجات دهد. خانواده که هسته اصلی جامعه است، مستقیما تحت تأثیر سبک زندگی قرار دارد و امروز متأسفانه این نهاد با آسیب‌های جدی روبه‌روست. می‌خواهم در این بخش از مصاحبه بر این جمله تأکید کنم که«فرهنگ یعنی همه چیز؛وهمه چیز یعنی فرهنگ. همچنین لازم است به نگاه بسیار عمیق رهبر معظم انقلاب اشاره کنم که جواب بسیاری از سؤالات، ابهامات و مسائل را می‌دهد. ایشان تأکید دارند فناوری، فرهنگ است. یعنی ما باید از فناوری درراستای تقویت فرهنگی خودمان بهره بگیریم. چون ارتباط فرهنگ و فناوری دوسویه است و به‌طور مستقیم بر سبک زندگی ما تأثیر می‌گذارد. ما شاهد هستیم که غرب و آمریکا به‌واسطه همین فناوری، در تلاش و برنامه‌ریزی برای وارد‌ساختن تفکرات خود به سبک اصیل زندگی در کشورهای دیگر از جمله ایران هستند.
 
شمابه«تلاش غرب وآمریکا برای تغییر سبک زندگی اصیل ایرانی»اشاره داشتید.این تلاش باچه ابزارهایی انجام می‌شود؟
بله؛ تلاش برنامه‌ریزی‌شده قدرت‌های غربی، به‌ویژه آمریکا، برای تحمیل سبک زندگی خود به سایر ملت‌ها موضوع مهمی است. غرب و آمریکا به‌دنبال این هستند که فرهنگ خودشان را به‌عنوان فرهنگ برتر و الگوی جهانی معرفی کنند.آنها از ابزار رسانه، سینما، سریال، شبکه‌های ماهواره‌ای و امروز شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند تا ارزش‌های خودشان مثل فردگرایی افراطی، لذت‌محوری، مصرف‌گرایی و تضعیف خانواده را در جهان نهادینه کنند. این همان‌چیزی است که معمولا از آن به عنوان جنگ نرم و تهاجم فرهنگی یاد می‌شود.یک خانواده آمریکایی، طبق سیاست‌های دولت آمریکا، فرزند خودش را آمریکایی تربیت می‌کند تا به نمادها و هرآن‌چیزی که متعلق به آمریکاست، تعصب داشته باشد. یک دانش‌آموز آمریکایی در کلاس درس، پول آمریکا را قدرتمندتر از پول انگلیس می‌داند و به‌خاطر نوع آموزش‌ها و شیوه تربیت، در ذهن خودش باور دارد که آمریکا برتر است! او را این‌چنین تربیت می‌کنند اما از سوی دیگر، همین آمریکایی‌ها و غربی‌ها از هیچ تلاشی برای القای برتری خودشان در ذهن فرزندان ما دریغ نمی‌کنند. متاسفانه ما نیز نه‌تنها هیچ برنامه‌ای برای مقابله با این تحرکات نداریم، بلکه با سوء‌مدیریت و کم‌کاری فرهنگی، شرایط را برای خودمان بدتر می‌کنیم.
این دیدگاه رهبر معظم انقلاب درباره تعامل «فناوری و فرهنگ» بسیار مهم است و باید همچنان آن را واکاوی کرد؛ چون طبق این دیدگاه، فناوری با خودش سبک زندگی می‌آورد و ما باید از فناوری برای تقویت فرهنگی و ارتقای سبک زندگی بهره بگیریم. در غیر این‌صورت، شاهد ابعاد منفی فناوری در سبک زندگی، همچون تجمل‌گرایی، گرایش به غرب و کمرنگ‌شدن ارزش‌های ایرانی و اسلامی خواهیم بود.

درباره نقش سریال‌ها، رسانه‌ها و شبکه‌های ماهواره‌ای در تغییر سبک زندگی ایرانی‌ها بیشتر توضیح دهید.
شبکه‌های ماهواره‌ای اکثر فیلم‌ها و سریال‌ها واقعا مخرب هستند.متاسفانه سریال‌هایی که از ماهواره‌های ترکیه و آمریکا برای مردم ما در دسترس است و بسیاری از فیلم‌ها و سریال‌هایی که در شبکه نمایش خانگی پخش می‌شود سبک زندگی خانواده‌های ایرانی را منحرف کرده است.بسیاری از سریال‌های شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان، عملا با هدف تغییر و حذف فرهنگ زندگی ایرانی و اسلامی ساخته می‌شوند. در این سریال‌ها، احترام به بزرگتر زیر سؤال می‌رود، خیانت عادی‌سازی و خانواده تحقیر می‌شود، روابط خارج از چارچوب ازدواج طبیعی جلوه داده می‌شود و حیا و عفت را به‌سخره می‌گیرند.این‌ها اتفاقی نیست. پشت این تولیدات،اتاق فکر وجود دارد.هدف این است که نسل جوان ایرانی ازهویت خود فاصله‌بگیردوسبک زندگی‌غربی را بپذیرد؛سبکی‌که بافرهنگ ایرانی‌واسلامی هیچ سنخیتی ندارد.آن کشوری‌که «تام‌و‌جری» و «لوک خوش‌شانس» را تولید می‌کند، حتما برای تغییر سبک زندگی ما برنامه دارد! جالب است که ما خودمان با دست خودمان، همان برنامه‌ها را برای فرزندان‌مان نمایش می‌دهیم!
 
برخی می‌گویند این فقط «انتخاب شخصی» جوانان است، نه پروژه فرهنگی غرب. نظر شما چیست؟

این نگاه ساده‌انگارانه است.هیچ انتخابی درخلأ شکل نمی‌گیرد.وقتی شبانه‌روز یک سبک زندگی خاص ازطریق فیلم، سریال، موسیقی و فضای مجازی تبلیغ می‌شود، طبیعی است که ذائقه وانتخاب جوان تغییرکند.آمریکادقیقا همین‌کاررا می‌کند. همان‌طور که در سیاست و اقتصاد دنبال سلطه است، در فرهنگ هم ‌دنبال سلطه است. این همان امپریالیسم فرهنگی است.
 
دراین میان، نقش سلبریتی‌ها و بازنمایی رفتار و کردار آنها در شبکه‌های اجتماعی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

درهمه شئون و ابعاد سبک زندگی، شاهد تغییرات هستیم و از سنت وارزش‌های سنتی جامعه ایران فاصله می‌گیریم. به‌طور مثال در زمینه موسیقی شاهد گرایش برخی افراد به سمت انواع غربی و آمریکایی همچون هیپ‌هاپ هستیم. موسیقی اصیل ایرانی کجا و موسیقی رپ و هیپ‌هاپ کجا؟
یا شاهد گرایش بخشی از جوانان و نوجوانان به موسیقی تتلویی هستیم. برخی چهره‌ها و سلبریتی‌ها ازجمله عوامل مؤثری هستند که سبک زندگی جامعه ایرانی را به انحراف می‌کشند. این افراد با پوششی که نشانی از فرهنگ و اصالت ایرانی ندارد یا با نوع کلام و کردار خود، نوعی از سبک زندگی بیگانه و غیرایرانی را تبلیغ می‌کنند.این سلبریتی‌ها در حقیقت، سبک زندگی غربی را برای خانواده‌های ایرانی و فرزندان ما جذاب نشان می‌دهند و متأسفانه برخی رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی نیز در بازنمایی و ترویج اهداف سلبریتی‌ها فعالیت دارند.بنابراین وقتی تلاش آمریکا و غرب، شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان، سلبریتی‌ها و شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های حامی سلبریتی‌ها را به‌عنوان یک مجموعه در کنار هم بگذاریم، متوجه می‌شویم یک برنامه هدفمند برای منحرف ساختن سبک زندگی اصیل ایرانی در جریان است و متأسفانه در برابر آن اقدام و برنامه مشخص و مؤثری نداریم.
 
این روند چه تأثیری بر نهاد خانواده ایرانی گذاشته است؟

تأثیرات بسیار منفی داشته است. خانواده ایرانی خانواده‌ای عاطفی، پایدار و مبتنی بر احترام متقابل بوده است اما امروز شاهد طلاق، کاهش ازدواج، گسترش روابط سرد خانوادگی و حتی طلاق عاطفی هستیم.تمام جرم‌ها و آسیب‌های اجتماعی که امروز در کشور با آنها مواجه هستیم، ناشی از توجه به فرهنگ بیگانه ودورشدن ازسبک زندگی ایرانی ــ اسلامی است. توجه به سبک زندگی غربی و آمریکایی برای ما در نهایت ارمغانی غیرازبالا رفتن آمار طلاق و افزایش فساد و بزهکاری نخواهد داشت.این دقیقا نتیجه ترویج سبک زندگی غربی است؛ سبکی که خانواده را مانع آزادی فرد می‌داند. در حالی‌که در فرهنگ ایرانی ــ اسلامی، خانواده محل آرامش و رشد انسان است. خانواده خط مقدم مقابله با تهاجم فرهنگی است.
 
در سطح تربیتی و آموزشی، این تغییر سبک زندگی چه پیامدهایی داشته است؟
متأسفانه در مواردی شاهد هستیم که نسل کنونی به مفاهیم، ارزش‌ها، سنت‌ها و هنجارهای گذشته همچون رعایت حرمت‌ها، مشورت‌پذیری از پدر و مادر و احترام به بزرگ‌ترها پایبند نیست. این عدم‌پایبندی را هم در سطح خانواده و اقوام و هم در مدرسه و زندگی اجتماعی و هم در سطح کلان ملی مشاهده می‌کنیم. البته مقصر این بی‌احترامی فقط خود این نوجوانان و جوانان نیستند، بلکه ما خودمان هم مقصر هستیم. ما بزرگ‌ترها و مدیران امروزی به‌خاطر کم‌کاری‌های فرهنگی باید پاسخگو باشیم.وقتی دانش‌آموز ما در مدرسه شاهد این است که معلم، معاون یا مدیر باتجربه مدرسه‌اش را بی‌آن‌که از او به شایستگی قدردانی کنند، به هر دلیلی کنار می‌گذارند یا به حاشیه می‌رانند، به مرور به خودش جرأت و جسارت می‌دهد برای ریش‌سفیدها و بزرگ‌ترهای خانواده، فامیل، مدرسه، جامعه و کشور احترام قائل نباشد.در حقیقت این دانش‌آموز از همین دوران مدرسه، بی‌احترامی به بزرگ‌تر را یاد می‌گیرد. این فقط یک مثال است برای آنچه من طی دهه‌های اخیر از آن با عنوان «آموزش‌وپرورش بیمار» یاد کرده‌ام وگرنه این بحث بسیار گسترده‌تر از این مصاحبه است و من سال‌ها قبل در کتاب «جامعه‌شناسی آموزش‌وپرورش» درباره این مسائل نوشته‌ام.
 
شما پیشتر درباره این تحولات هشدار داده بودید. این صحبت‌ها چه زمانی و چگونه مطرح شد؟
بنده از اوایل دهه ۸۰، طی چندین مقاله به این خطر اشاره کردم که سبک زندگی جوانان ما روزبه‌روز در حال تغییر است. من از سال ۱۳۸۰ به بعد در مقالات، یادداشت‌ها و مصاحبه‌هایی که داشتم، به نهادها و سازمان‌های کشوری ازجمله آموزش‌وپرورش درباره ظهور «نسل زد» هشدار دادم و از آنها خواستم به خودشان بیایند و این تغییرات خطرناک در سبک زندگی برخی جوانان و خانواده‌ها را ببینند.ازجمله این هشدارها می‌توانم به مقاله «بیگانگی با فرهنگ از کودکستان آغاز می‌شود» در بهار ۱۳۸۰، مقاله «آتشی در نیستان» در تابستان همان سال و یادداشت‌های «در افکار خود خانه‌تکانی کنیم» و «آموزش و پرورش بیمار» در پاییز آن سال اشاره کنم.هشدارهای من در سال‌های بعد نیز در یادداشت‌هایی همچون «جوانان با پوشش خود فریاد می‌زنند» و «زنگ‌ها برای ما به صدا درمی‌آیند» ادامه داشت. من به نوبه خودم، به‌عنوان یک جامعه‌شناس، همه اینها را پیش‌بینی کرده و زنگ هشدار را به صدا درآورده بودم، اما دریغ از توجه نهادهای مربوط و مقامات مسئول.
 
البته برخی معتقدند این چالش‌های فرهنگی فقط مختص ایران نیست. 
امروز نه‌تنها در ایران، بلکه در جوامع دیگر نیز شاهد حضور نسلی هستیم که معتقد است هیچ ارزش، سنت، رسم و رسوم و حرمتی قابل احترام نیست. این موضوع از دهه‌ها قبل در برخی جوامع شکل‌گرفت و اکنون در ایران نیز برخی نوجوانان و جوانان به همان سمت‌وسو در حرکت هستند.اما در کشور ما یعنی این نگرانی از سالیان دور وجود داشت که امروز شاهد شتاب در تغییرات سبک زندگی و بروز و ظهور جوانان و نوجوانانی با نوعی رفتار و کردار و سبک زندگی جداشده از فرهنگ اصیل ایرانی باشیم.
 
در این شرایط، مهم‌ترین پیام شما به مسئولان و خانواده‌ها چیست؟
پیام من روشن است: سبک زندگی یک موضوع فرعی نیست، بلکه مسأله‌ای حیاتی است. غرب و آمریکا آگاهانه به‌دنبال تغییر سبک زندگی ملت‌ها هستند. اگر ما غفلت کنیم، خانواده آسیب می‌بیند، هویت تضعیف و جامعه دچار بحران می‌شود. افرادی که با شلوار پاره و مدل‌های عجیب‌وغریب پوشش در خیابان ظاهر می‌شوند یا دخترانی که سیگار بر لب دارند، تحت تأثیر تبلیغاتی بوده‌اند که آنها را از هویت و اصالت خودشان دور کرده است و متأسفانه ما کم‌کاری داشته‌ایم و مقصر اصلی خودمان هستیم.ما بزرگ‌ترها و سالمندان امروزی و افرادی که زمانی مدیر و مسئول بوده‌ایم، باید اکنون پاسخ بدهیم و شرمنده باشیم. راه‌حل، بازگشت آگاهانه و هوشمندانه به سبک زندگی ایرانی است؛ همان چیزی که بارها مورد تأکید رهبر معظم انقلاب قرار گرفته است.
 
فارغ از همه این انتقادها و گلایه‌ها، اگر بخواهیم به یک نکته روشن اشاره کنیم و نیمه پر لیوان را ببینیم، شما به کدام موضوع اشاره می‌کنید؟
با صراحت می‌گویم پسران و دختران ایرانی از نظر حیا،متانت، عفت وحتی عمق عاطفی قابل مقایسه با بسیاری از جوانان اروپایی و آمریکایی نیستند. دختران و پسران ایرانی، حتی امروز هم، درمجموع از دختران و پسران آمریکایی، فرانسوی، آلمانی و دیگر کشورهای اروپایی متین‌تر و خانواده‌دوست‌تر هستند. این یک واقعیت میدانی است، نه شعار. فرهنگ ایرانی ــ اسلامی هنوز زنده است، اما اگر از آن محافظت نکنیم، به‌تدریج تضعیف می‌شود.