سرویس کودک و نوجوان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - محمدمهدی سیدناصری، حقوقدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بینالملل کودکان: در ادبیات کودک و نوجوان، مرزبندی میان «کودک» و «نوجوان» همواره یکی از بنیادیترین و در عین حال مبهمترین مسائل بوده است؛ مسئلهای که در سالهای اخیر و با ظهور نسل زد، نهتنها حل نشده بلکه پیچیدهتر نیز شده است. در فضای امروز، که کودکان و نوجوانان به حجم عظیمی از اطلاعات دسترسی دارند، این تصور شکل گرفته که تفاوتهای رشدی میان این دو گروه کمرنگ شده است؛ اما علوم شناختی، روانشناسی رشد و آموزش نشان میدهند که چنین برداشتی بیشتر یک خطای سیاستگذاری فرهنگی است تا یک واقعیت علمی.
نوجوانی، بر اساس تعریف سازمان جهانی بهداشت، بازهی سنی ده تا نوزده سال را در بر میگیرد، اما این تعریف صرفاً یک چارچوب عددی است. آنچه نوجوانی را از کودکی متمایز میکند، ورود فرد به مرحلهی تفکر انتزاعی، توانایی تحلیل، مقایسه، فرضسازی و شکلگیری هویت مستقل است. کودک، حتی اگر با مفاهیم پیچیده آشنا شود، همچنان جهان را بهصورت عینی و توصیفی درک میکند، در حالی که نوجوان میکوشد معنا، چرایی و پیامدها را بفهمد. این تفاوت بنیادین، باید مستقیماً در تولید و طبقهبندی کتابها بازتاب یابد؛ بهویژه در حوزهی کتابهای علمی و آموزشی. کتاب کودک، بهطور مشخص، بر انتقال مفاهیم پایه استوار است. زبان ساده، جملات کوتاه، مثالهای ملموس، تصویر و اینفوگرافیک نقش اصلی را در آموزش ایفا میکنند و متن بیش از آنکه تحلیلگر باشد، توضیحدهنده است. هدف، ایجاد آشنایی اولیه با جهان پیرامون است، نه ایجاد پرسشهای فلسفی یا چالشهای شناختی. در مقابل، کتاب نوجوان باید مخاطب را وارد فرآیند تفکر کند؛ به او اجازه دهد سؤال بپرسد، تضادها را ببیند، ارتباط میان پدیدهها را کشف کند و حتی به دانستههای خود شک کند. نوجوان نه صرفاً به «دانستن»، بلکه به «فهمیدن» علاقهمند است.
کتاب «زیستگاهها» نوشتهی هریت براندل، که در قالب اینفوگرافیک و با زبانی ساده ترجمه و منتشر شده، نمونهای قابلتأمل برای بررسی این مرزبندی است. این کتاب مفاهیمی چون زیستگاه، سازگاری با محیط، اکوسیستم، زنجیرهی غذایی، انواع زیستبومها و تخریب محیط زیست را معرفی میکند، اما شیوهی پرداخت به این مفاهیم کاملاً توصیفی و مقدماتی است. زبان کتاب مستقیم و آموزشی است، تصاویر بار اصلی انتقال معنا را بر دوش دارند و فعالیتهای پایانی بیشتر بر مشاهده، فهرستنویسی و توجه به محیط اطراف تمرکز دارند. در این کتاب، مفاهیم علمی نه بهعنوان مسئلهای قابلتحلیل، بلکه بهعنوان دانشی پایه ارائه میشوند. بر همین اساس، میتوان گفت «زیستگاهها» از نظر سطح شناختی، زبانی و آموزشی، کتابی مناسب کودکان دبستانی، بهویژه پایههای چهارم و پنجم ابتدایی است و نمیتوان آن را در زمرهی کتابهای نوجوان قرار داد؛ حتی اگر موضوع آن محیط زیست، اکوسیستم یا تغییرات اقلیمی باشد. علمی بودن موضوع، بهتنهایی یک کتاب را نوجوانانه نمیکند؛ آنچه تعیینکننده است، شیوهی مواجهه با علم است. در این نقطه، مسئلهی نسل زد وارد بحث میشود. نسل زد نسلی است که با تصویر، سرعت و تنوع اطلاعات رشد کرده است. این نسل زودتر با مفاهیم علمی آشنا میشود، واژههای تخصصی را میشناسد و از طریق شبکههای اجتماعی، مستندها و ویدئوهای کوتاه با جهان پیرامون ارتباط برقرار میکند. اما این شتاب اطلاعاتی به معنای حذف مراحل رشد شناختی نیست. کودک نسل زد ممکن است نام «گرمایش جهانی» را بداند، اما هنوز توان تحلیل پیامدهای اجتماعی، اخلاقی و اقتصادی آن را ندارد. نوجوان نسل Z، درست در همین نقطه، به دنبال فهم عمیقتر، مسئولیت انسانی و نقش فردی خود در جهان است. نادیده گرفتن این تفاوت، پیامدهای جدی برای آیندهی کتاب و کتابخوانی دارد. اگر کودک با کتابی مواجه شود که فراتر از سطح درکش طراحی شده، بهجای رشد، دچار سردرگمی و دلزدگی میشود. اگر نوجوان با کتابی مواجه شود که او را همچنان در جایگاه کودک نگه میدارد، احساس نادیدهگرفتهشدن میکند و بهسادگی از کتاب فاصله میگیرد. در هر دو حالت، کتاب جایگاه خود را بهعنوان ابزار رشد فکری از دست میدهد. در عصر نسل زد، بیش از هر زمان دیگری لازم است که ناشران، نویسندگان، مترجمان و سیاستگذاران فرهنگی، طبقهبندی سنی را نه بر اساس حدس و سلیقه، بلکه بر پایهی دانش روانشناسی رشد و آموزش انجام دهند. کتابهایی مانند «زیستگاهها» زمانی بیشترین تأثیر را خواهند داشت که دقیقاً در دست مخاطب مناسب قرار گیرند؛ کودکی که آمادهی کشف جهان است، نه نوجوانی که به دنبال بازتعریف جایگاه خود در آن است.
∎