رویداد ۲۴ نوشت: ماجرای برنامه «خطخطی» در شبکه افق، یکی از پرحاشیهترین نمونههای برخورد صداوسیما با اعتراضات اجتماعی بود. برنامهای که با ادبیاتی توهینآمیز، کشتهشدگان اعتراضات اخیر را هدف قرار داد و واکنش گسترده افکار عمومی را برانگیخت؛ واکنشی که اینبار آنقدر پررنگ بود که حتی صداوسیما هم نتوانست مثل همیشه با سکوت از کنار آن عبور کند و در نهایت، تعطیلی برنامه را پذیرفت.
اما تعطیلی «خطخطی» پایان ماجرا نبود. فشار افکار عمومی و بازتاب منفی گسترده، مدیران صداوسیما را وادار کرد سراغ تغییر مدیریتی در شبکه افق بروند؛ شبکهای که سالهاست بهعنوان تریبون جریانهای تندرو و ایدئولوژیک شناخته میشود. در همین نقطه است که صحنهای کمیک، اما معنادار شکل میگیرد.
خبرگزاری مهر اعلام کرد که با حکم محسن برمهانی، معاون سیما، سعید مقیسه، رئیس مرکز بسیج صداوسیما، با حفظ سمت بهعنوان سرپرست شبکه افق منصوب شده است. خبری که بهظاهر قرار بود نشانه «برخورد سریع» و «مدیریت بحران» باشد. اما هنوز جوهر این خبر خشک نشده بود که خبرگزاری فارس، روایت دیگری منتشر کرد: به روایت فارس، عباس صانعی، قائممقام سازمان هنری اوج، بهعنوان سرپرست شبکه افق منصوب شده است.
دو رسانه رسمی، هر دو نزدیک به بدنه اصلی قدرت، هر دو اصولگرا، هر دو مدعی دسترسی به منابع موثق؛ اما نتیجه؟ دو سرپرست متفاوت برای یک شبکه، آن هم در فاصلهای کمتر از دو ساعت.این تناقض صرفاً یک اشتباه خبری نیست؛ نشانهای روشن از «خر تو خر» بودن ساختاری است که نامش رسانه ملی است. سازمانی که قرار است روایت رسمی، منسجم و واحد از واقعیت ارائه دهد، حتی در اعلام یک انتصاب ساده هم دچار چندصدایی و سردرگمی است.
پرسش ساده، اما آزاردهنده این است: بالاخره سرپرست شبکه افق کیست؟ سعید مقیسه یا عباس صانعی؟ یا هر دو؟ یا هیچکدام؟
اگر انتصاب هنوز قطعی نشده، چرا خبرگزاریهای رسمی آن را اعلام میکنند؟ و اگر قطعی شده، چرا روایتها اینقدر متناقض است؟ پاسخ هرچه باشد، نتیجه یکی است: بینظمی عریان در تصمیمگیری و اطلاعرسانی.در شرایطی که صداوسیما زیر فشار شدید افکار عمومی بهخاطر محتوای توهینآمیز «خطخطی» قرار داشت، انتظار میرفت حداقل در مدیریت پسلرزهها رفتاری حرفهای نشان دهد. اما آنچه دیده شد، بیشتر شبیه دستپاچگی و آشفتگی بود؛ گویی هر بخش از سازمان ساز خودش را میزند.
تناقض مهر و فارس فقط یک خطای خبری نیست؛ تصویری کوچک از یک بحران بزرگتر است: سازمانی که نه در محتوا کنترل دارد، نه در پیام، و نه حتی در اعلام تصمیمات داخلی خودش. شبکهای که بهخاطر توهین به کشتهشدگان تعطیل میشود، اما برای همان شبکه، دو مدیر همزمان معرفی میشوند.
در نهایت، شاید بهترین توصیف برای وضعیت این روزهای شبکه افق و صداوسیما همان چیزی باشد که ناخواسته از دل این ماجرا بیرون آمده: رسانهای که میخواست «خطکشی ایدئولوژیک» کند، حالا خودش در خبر و مدیریت، خطخطی شده است.
واکنش روزنامه اطلاعات به برکناری مدیر شبکه افق: تجربه گذشته نشان می دهد بعد از مدتی به یک پست مهمتر منصوب می شود
سعید رجبی فروتن، فعال فرهنگی در روزنامه اطلاعات نوشت: ممکن است سوال شود آیا عزل مدیر شبکه افق شدیدترین حکم در قبال تولید و پخش برنامه «خطخطی» و شوخی موهن آن در قبال هزاران خانواده داغدار است یا آنکه اینگونه خطاها در مراجع رسیدگی به تخلفات (درون سازمانی) مورد رسیدگی قرار گرفته و تنبیه متناسب برای خاطیان درنظر گرفته میشود؟
تجربه نشان داده است که معمولا کار با برکناری مدیران خطاکار خاتمه یافته تلقی شده و وقتی آبها از آسیاب افتاد، مدیر معزول با دریافت حکم جدید، دوباره بر صندلی تازه مدیریتی جلوس میکند.
از یاد نبردهایم که در گذشته خطاهایی در حد اهانت به مذاهب اسلامی بر روی آنتن زنده صورت گرفته است اما با یک عذرخواهی و برکناری مدیر قضیه فیصله یافته است. اما مدتی بعد همان مدیر در سمت مهم دیگری منصوب شده است.
خطا در هر رسانهای فارغ از نیات مرتکبین، احتمال وقوع دارد اما در رسانهای فراگیر که به موجب قانون انحصاری است، خطاهایی که مستقیما وحدت ملی را خدشهدار میکنند و یا سبب رنجش خاطر مردم میشوند و آنها را خشمگین و عصبانی میکند، به دلیل بازتاب گسترده و پیامدهای ناشی از آن، باید با برخورد جدیتری مواجه شود و یا اقلا برای پیشگیری از موارد مشابه، تدابیر و پروتکلهایی برای آن نوشته شود. «حسنات الابرار سیئات المقربین» وقتی روزنامهای کمتیراژ به دلیل انتشار قرائت و روایتی متفاوت از روایتهای رسمی پیرامون یک واقعه مهم، مستحق توقیف شناخته شده و سیاههای از اتهامات برای آن تهیه میشود، حتما برای تخلف بخشی از یک رسانه فراگیر و منتسب به حاکمیت، نیز انتظار میرود برخورد مقتضی صورت گیرد تا شائبه برخورد دوگانه به ذهن خطور نکند.
∎