شناسهٔ خبر: 76981663 - سرویس بین‌الملل
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

راهبرد موشکی چین؛ تلفیق دقت، حجم آتش و تولید انبوه

تهران - ایرنا - همزمان با تغییر ماهیت جنگ‌ های مدرن به سمت نبردهای فرسایشی و پرهزینه، چین با تکیه بر توان صنعتی گسترده خود در حوزه موشکی، به دنبال ترکیب «دقت بالا»، «حجم آتش سنگین» و «تولید انبوه مهمات هدایت‌شونده» است؛ رویکردی که می‌تواند در سناریوهای پرتنش از جمله بحران تایوان، نقش تعیین‌ کننده‌ای در برتری عملیاتی پکن ایفا کند.

صاحب‌خبر -

به گزارش ایرنا از تارنمای آسیاتایمز، به گزارش روزنامه ساوت چاینا مورنینگ پست (SCMP) اشاره کرده و آورده است: بر اساس تحلیلی در یک مجله نظامی چینی که تلاش‌های آمریکا برای کاهش هزینه‌های فزاینده درگیری‌های مدرن را بررسی می‌کند، بر ضرورت روی آوردن چین برای به کارگیری مهمات هدایت‌شونده کم‌هزینه در برابر پهپادهای بزرگ و جنگ‌های فرسایشی در آینده تاکید شده است.

در این مقاله به قلم گابریل هنرادا که این ماه در نشریه Ordnance Science and Technology منتشر و توسط SCMP به آن استناد شده است، آمده است که ایالات متحده متوجه شده که مقابله با تهدیدهای کم‌هزینه با سلاح‌های دقیق گران‌قیمت از نظر مالی ناپایدار است و به عملیات ایالات متحده در دریای سرخ اشاره می‌کند، جایی که موشک‌هایی با هزینه هر کدام بیش از ۲.۵ میلیون دلار آمریکا برای رهگیری پهپادهای ارتش یمن به ارزش کمتر از ۲ هزار دلار استفاده شدند و کل هزینه‌ها را در سال ۲۰۲۳ به حدود ۱ میلیارد دلار رساندند.

در پاسخ، ارتش آمریکا در حال توسعه مهمات دوربرد ارزان‌تری مانند سامانه ولف پک (Wolf Pack) ساخت شرکت ال ۳ هریس است، از یک خانواده موشک کروز جمع‌وجور با قیمت تقریبی ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار دلار برای هر واحد که برای استفاده انبوه در سکوهای زمینی، دریایی و هوایی طراحی شده است.

در حالی که این سیستم‌ها سرعت، برد و قابلیت اطمینان را فدای مقرون به صرفه بودن می‌کنند، این مقاله استدلال می‌کند که ارتش آزادی‌بخش خلق چین (PLA) می‌تواند از یک ترکیب مشابه بهره‌مند شود، به ویژه با توجه به پایگاه صنعتی گسترده چین و توانایی آن در تولید انبوه و تجدید تسلیحات.

این گزارش می‌افزاید که شبکه متراکم پدافند هوایی چین می‌تواند چنین حملات کم‌هزینه‌ای را کُند کند. با این حال، نتیجه‌گیری می‌کند که ذخیره مهمات ارزان‌قیمت حتی برای پیروزی‌های سریع نیز ضروری است و بر تغییر به سمت ظرفیت صنعتی و کنترل هزینه به عنوان عوامل تعیین‌کننده در جنگ‌های مدرن تأکید می‌کند.

در درگیری ایالات متحده و چین بر سر تایوان، چین حجم عظیمی از مهمات هدایت‌شونده دقیق را در مراحل اولیه و در طول نبرد رها خواهد کرد.

بر اساس گزارش آوریل ۲۰۲۵ فرماندهی آموزش و دکترین ارتش ایالات متحده (TRADOC)، کمپین حمله مشترک قدرت آتش چین یک مفهوم عملیاتی اصلی است که برای انجام حملات هماهنگ و فراحوزه‌ای علیه سیستم‌های حیاتی دشمن در آغاز درگیری طراحی شده است.

در این گزارش آمده است که این پویش، آتشباری از نیروی موشکی ارتش آزادی‌بخش خلق، نیروی دریایی، نیروی هوایی و ارتش را برای حمله به گروه‌های فرماندهی و کنترل، پدافند هوایی، فرودگاه‌ها، بنادر و مراکز لجستیکی با هدف فلج کردن سیستم عملیاتی دشمن، ادغام می‌کند.

در این گزارش اشاره شده است که موشک‌های بالستیک در این مفهوم نقش محوری دارند و حملات دقیق و برد بلند و با حجم بالا را از سایت‌های پرتاب در سرزمین اصلی، به ویژه در پشتیبانی از محاصره‌ها و عملیات‌های آبی-خاکی، فراهم می‌کنند.

بر اساس این گزارش، عملیات‌های گسترده با رگبارهای عظیم موشک‌های بالستیک انجام می‌شوند که ستون فقرات حملات مشترک اولیه با قدرت آتش را تشکیل می‌دهند. با این حال، در این گزارش ذکر شده است که استفاده پایدار از این حملات ممکن است در مراحل بعدی به دلیل خالی شدن خشاب، محدود شود.

راهبرد موشکی چین؛ تلفیق دقت، حجم آتش و تولید انبوه

ویلیام آلبرک در مقاله‌ای در سی‌ان‌ان در نوامبر ۲۰۲۵ با نگاهی به تعداد موشک‌هایی که چین می‌تواند در چنین رویدادی مستقر کند، خاطرنشان می‌کند که چین پیش از این معتقد بود که برای شکست دادن تایوان به پنج تا ۱۰ هزار موشک نیاز دارد. علاوه بر این، آلبرک می‌گوید جنگ روسیه و اوکراین محاسبات چین را تغییر داده و احتمالاً منجر به افزایش قابل توجه تخمین‌های آن شده است.

گزارش‌های قدرت نظامی چین (CMPR) از وزارت دفاع ایالات متحده (DoD) با نگاهی خاص به زرادخانه موشک‌های بالستیک چین، رشد مداوم موجودی موشک‌های بالستیک نیروی موشکی ارتش آزادی‌بخش خلق (PLARF) را از سال ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵ نشان می‌دهد.

در سال ۲۰۲۰ ، چین بیش از هزار موشک بالستیک کوتاه‌برد (SRBM)، صدها موشک بالستیک میان‌برد (MRBM) و میان‌برد (IRBM) و حدود ۱۰۰ لانچر موشک بالستیک قاره‌پیما (ICBM) را به کار گرفت.

در سال ۲۰۲۱ ، تعداد موشک‌های بالستیک کوتاه‌برد (SRBM) بالای هزار عدد باقی ماند، در حالی که موجودی موشک‌های بالستیک میان‌برد (MRBM) و موشک‌های بالستیک میان‌برد (IRBM) به ویژه سامانه‌های DF-۲۱ و DF-۲۶ همچنان در حال گسترش بود.

در سال ۲۰۲۲ ، چین ساخت بیش از ۳۰۰ سیلوی جدید موشک‌های بالستیک قاره‌پیما (ICBM) را آغاز کرد که نشان‌دهنده شتاب شدید در رشد موشک‌های استراتژیک است.

وزارت دفاع ایالات متحده ارزیابی کرد که تا سال ۲۰۲۳ ، تعداد پرتابگرهای موشک‌های بالستیک قاره‌پیمای چین به سرعت در حال افزایش است، در حالی که کل نیروی موشک‌های بالستیک آن حدود ۲ هزار و ۸۵۰ موشک است.

در سال ۲۰۲۴ ، چین ۵۰۰ پرتابگر عملیاتی موشک‌های بالستیک قاره‌پیمای و ۴۰۰ موشک داشت که از سال ۲۰۲۰ بیش از دو برابر شده است.

وزارت دفاع ایالات متحده، PLARF را تا سال ۲۰۲۵ به عنوان بزرگترین زرادخانه موشک‌های بالستیک زمینی جهان توصیف کرد که از پیش‌بینی‌های بیش از هزار کلاهک هسته‌ای تا سال ۲۰۳۰ پشتیبانی می‌کند.

پشتوانه این رشد، یک پایگاه صنعتی بزرگ موشک بالستیک است. پیتر وود و الکس استون در گزارش ماه مه ۲۰۲۱ برای موسسه مطالعات هوافضای چین (CASI) اشاره می‌کنند که در سال‌های اخیر، این کشور به سرعت ظرفیت تولید موشک بالستیک خود را گسترش داده است.

طبق گزارش وود و استون، شرکت علوم و فناوری هوافضای چین (CASC) و شرکت علوم و صنعت هوافضای چین (CASIC)، غول‌های دولتی مسئول تولید موشک، از سال ۲۰۰۰ نیروی کار خود را ۵۰ درصد افزایش داده‌اند و در مجموع ۳۱۴ هزار نفر استخدام کرده اند.

آنها خاطرنشان می‌کنند که تأسیسات کلیدی مانند کارخانه ۲۱۱ در پکن و پردیس‌های ماهواره‌ای جدید در تیانجین و هبی، ده‌ها هزار متر مربع به فضای تولید و تحقیق و توسعه اضافه کرده‌اند. آنها همچنین خاطرنشان می‌کنند که آکادمی چهارم CASIC چهار منطقه جدید و یک مرکز محاسبات با کارایی بالا ساخته است تا زمان‌بندی طراحی را کاهش دهد.

اگرچه نرخ تولید به طور عمومی اعلام نشده است، وود و استون گسترش قابل توجه تولید موتور موشک‌های جامد و مایع را تأیید می‌کنند که هم به دلیل تقاضای نظامی و هم به دلیل رشد بخش پرتاب‌های فضایی چین است.

با این حال، ظرفیت به تنهایی تضمین کننده پایداری در زمان جنگ نیست، به ویژه هنگامی که تولید موشک در تعداد کمی از تأسیسات فنی پیچیده و کاملاً یکپارچه متمرکز شده باشد.

راهبرد موشکی چین؛ تلفیق دقت، حجم آتش و تولید انبوه

به رغم وجود زرادخانه قدرتمند موشک‌های بالستیک و پایگاه صنعتی دفاعی چین، این کشور با چالش‌های قابل توجهی روبرو است مارکوس شیلر در گزارش ماه مه ۲۰۲۴ برای موسسه تحقیقات صلح و سیاست امنیتی (IFSH) اشاره می‌کند که صنعت موشک‌های بالستیک چین بسیار متمرکز، تحت کنترل دولت و از نظر فنی بالغ است، اما هنوز هم با پیچیدگی‌های ساختاری و فنی محدود شده است.

شیلر اشاره می‌کند که توسعه و تولید موشک در CASC و CASIC متمرکز شده است، که دانشکده‌های تابعه آنها مسئولیت‌های مربوط به پیشرانش سوخت جامد، موتورهای مایع، هدایت و مونتاژ نهایی را تقسیم کرده‌اند و چالش‌های هماهنگی را در بین برنامه‌ها ایجاد می‌کنند.

او همچنین به گذار طولانی و دشوار چین از موشک‌ های سوخت مایع به موشک‌های سوخت جامد اشاره می‌کند که توسعه سیستم‌های متحرک و سیستم‌های دارای قابلیت ورود مجدد مستقل چندگانه (MIRV) را برای دهه‌ها به تأخیر انداخت.

او به ابهامات مداوم و تناقضات داده‌ها اشاره می‌کند که ناشی از پنهان‌کاری، سازماندهی مجدد مکرر نهادها و همپوشانی مسئولیت‌ها است و ارزیابی‌های کارایی تولید و سطح واقعی خروجی را پیچیده می‌کند.

علاوه بر این، گزارش ژانویه ۲۰۲۶ بنیاد هریتیج، علی‌رغم ظرفیت گسترده تولید موشک چین، چندین چالش ساختاری را در این زمینه شناسایی می‌کند.

این گزارش اشاره می‌کند که تولید موشک در تعداد کمی از شرکت‌های دولتی، به ویژه CASC و CASIC، متمرکز شده است و این امر باعث ایجاد گلوگاه‌هایی می‌شود که در آن‌ها اختلال در کالیبراسیون جستجوگر، ادغام کلاهک یا مونتاژ ماژول هدایت می‌تواند در چندین خانواده موشکی رخ دهد.

همچنین بیان می‌کند که تولید به شدت به مواد پرانرژی تخصصی (RDX، HMX، CL-۲۰) و قطعات دقیق مانند میکروالکترونیک و اپتوالکترونیک وابسته است که برخی از آنها همچنان در برابر کنترل واردات یا اختلال هدفمند آسیب‌پذیر هستند.

در حالی که گزارش بنیاد هریتیج می‌گوید تأسیسات ثابت و بسیار خودکار و لجستیک یکپارچه دیجیتالی، کارایی را بیشتر بهبود می‌بخشند، اما آنها همچنین باعث افزایش قرار گرفتن در معرض حملات سایبری، جنبشی یا زیرساختی می‌شوند که به طور بالقوه باعث محدود شدن تولید موشک‌های پایدار در درگیری‌های طولانی مدت می‌شود.

در نهایت، جنگ تایوان نشان خواهد داد که آیا افزایش چشمگیر توان موشکی چین به قدرت رزمی پایدار تبدیل می‌شود، یا اینکه تنگناهای صنعتی و فشارهای هزینه‌ای، همان موانعی را که برنامه‌های جنگی این کشور به آنها وابسته است، کند می‌کند.