گروه سیاسی دفاعپرس: رهبر معظم انقلاب اسلامی همواره در بیاناتشان در طول سالها نسبت به فعالیتها و اقدامات برخی از انگیزههای معاند و معارض با نظام اسلامی که میکوشند روزهای بزرگ تاریخ ملت ایران و همچنین چهرهی زشت حکومت پهلوی را به فراموشی بسپارند، هشدار دادند و به کارنامهی سیاه رژیم پهلوی اشاره کردند.
با توجه به اینکه در روزهای آینده به چهل و هفتمین سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی میرسیم و همچنین در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ماه امسال متاسفانه امنیت کشورمان با عناصر تروریستی آمریکایی- صهیونی و همدستی اپوزیسیون (سلطنتطلبان و معاندان) خدشهدار شد و حدود ۳ هزار نفر از هموطنانمان را در این حادثه تروریستی از دست دادیم برآنیم تا در این گزارش جنایات و خیانتهای رژیم پهلوی را بررسی کنیم، چون نسل جوان امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند جهاد تبیین و روشنگری است.
این خاندان با تأسیس سلسله پهلوی توسط رضاخان در سال ۱۳۰۴ آغاز شد و تا سال ۱۳۵۷ که انقلاب اسلامی ایران به وقوع پیوست، بر ایران حکومت کردند. اولین شاه پهلوی با حمایت دولتهای استعماری (انگلیس) در سال ۱۳۰۴ به سلطنت رسید و تا سال ۱۳۲۰ بر اریکه قدرت نامشروع تکیه زد. او همواره از دو اصل اساسی پیروی میکرد؛ اولین اصل مبارزه با روحانیت و نیروهای مذهبی و دوم تقلید از غرب و تغییر جایگاه زنان با استفاده از زور و نمادهای غربی.
او همواره اعتقاد داشت علمای دینی در برخورد با مشکلات دوران جدید، ابزارهای علمی و عملی لازم را ندارند، از این رو با طرح موضوع جدایی دین از سیاست تلاش کرد از نفوذ اجتماعی روحانیون که ناگزیر اقتدار سیاسی را در پی داشت، بکاهد. این تغییرات بنیادین اجتماعی رابطه دین و دولت را برهم زد و از ابتدای سال ۱۳۰۷ حمله رژیم به روحانیون با سرکوبی اعتراض آیتالله بافقی آغاز و سیاستهای سلب نفوذ روحانیون از امور اجتماعی و تحقیر آنان و مخالفت با شعائر مذهبی اجرا شد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در سال ۱۳۶۹ در دیدار قضات، دادستانها و حاکمان شرع دادسرای ویژه روحانیت درباره نگاه رضا خان به موضوع روحانیت گفتند: «یکی از برنامههای رضاخان در این مملکت که یقیناً هدایتشده از سوی انگلیسیها و قدرتهای پشت سر رضاخان بود؛ چون عقل خودش و تشکیلاتش به این چیزها نمیرسید همین بود که روحانیون را بدنام کند. او به برداشتن عمامهها اکتفا نکرد؛ به بدنام کردن روحانیون مشغول شد و کار را به جایی رساند که در کوچه و خیابان، بچههای مردم اگر آخوندی میدیدند، مسخره میکردند. این کار، عرف رایج شده بود! این قضیه، مربوط به سالهای ۲۹ و ۳۰ است؛ یعنی من در آن زمان، یازده یا دوازده سالم بود. این جوّ، تا حدود ده سال بعد از رفتن رضاخان و کم و بیش تا قُبیل انقلاب که من طلبهیی شده بودم ادامه داشت.
ما در مشهد، تشکیلات و جلسات مهمی داشتیم. در جلسات من، چهقدر دانشجو و دکتر میآمدند و من برای آنها تفسیر میگفتم. با جوانی از دوستان خودم که فارغالتحصیل و آدم باسوادی بود میخواستم به تهران بیایم. در ایستگاه راهآهن، با هم قدم میزدیم که وقتِ قطار بشود. در همین موقع، چند جوان که معلوم نبود اصلاً سوادی هم دارند یا ندارند تیپهای اروپایی آن روز که لباس جین میپوشیدند و تازه در ایران معمول شده بود به شکلی من را مسخره کردند که رفیقم خجالت کشید. این مسخرهکردنها رایج شده بود و دیگر مخصوص بچهها و یا یک طبقهی خاص نبود.
این کارها برای آن بود که روحانیت را از چشمها زایل کنند. برای آن بود که آنها نقش روحانیت و ایمان به روحانیت را خوب فهمیده بودند. در قضیهی مدرّس و مرحوم کاشانی، و قبل از آن در قضیهی مشروطیت و میرزای شیرازی، این نقش را فهمیده بودند و میدانستند که باید این گروه و این طایفه را از چشم مردم انداخت. برای این کار، مثل ریگ پول خرج میکردند و از هر وسیلهای هم استفاده میکردند.»
رضا شاه مستبد برای رسیدن به تجددگرایی و مدرنیسم با تضعیف روحانیت و جلب رضایت دولتهای خارجی و کسب وجههی ملی به دنبال لغو قانون کاپیتالاسیون بود و نقش اساسی این تغییرات را علیاکبر داور و کارشناسان آشنا با قوانین شرعی و نیز قوانین اروپایی عهدهدار شدند.
او در زمینه تغییرات فرهنگی هم پس از بازدید از ترکیه در سال ۱۳۱۳ به تحولاتی اساسی در زمینه رفع حجاب و آزادی، مشارکت زنان در امور اجتماعی و متحدالشکل کردن لباس مردان پرداخت و دستور بازگشایی کلیه مراکز عمومی و مؤسسات آموزشی به روی زنان و ممنوعیت استفاده از پوشینه و چادر در سال ۱۳۱۴ هم در این راستا بود. این اقدامات در جامعه ایران که روح مذهبی در تمام رفتارها و آداب و سنن آن جریان داشت با مخالفت شدید روحانیون مواجه شد و کتابها و رسالههایی در وجوب حفظ حجاب و رد کشف حجاب نوشته شد و برخی همچون آیتالله حاج آقاحسین قمی و آیتالله شیرازی آشکارا به مخالفت با رضاشاه پرداختند؛ و این اقدامات دامنه اعتراضات خشم مردم را نیز برانگیخت و به قیام مسجد گوهرشاد انجامید.
البته نخستین کسانی که طرح کشف حجاب را اجرا کردند، مدارس، دانشگاهها، کارکنان دولت و زنان صاحبمنصبان سیاسی و نظامی بودند. حکومت شرایط را برای حقوق بگیران خود سخت کرده بود. در آن زمان مراسم و میهمانیهای مختلفی برگزار میشد و رسم بر این بود که حاضرین با همسران خود در این مراسم شرکت کنند. مقامات کشوری و لشکری، روسای ادارات، کارمندان دولتی، مستخدمین شهر، نظامیان و سایر شخصیتهای سیاسی، ملزم به شرکت در مهمانیهایی بودند که برای آنان تدارک دیده شده بود و آنها در صورت عدم شرکت در این مهمانیها مجازات و از شغل خویش برکنار میشدند.
پس از روی کارآمدن رضاشاه انتظار میرفت که وضعیت اقتصادی که به دنبال جنگ جهانی اول و همچنین بیکفایتی سلاطین قبلی به شدت متزلزل شده بود بهبود یابد ولی این وضعیت تا پایان حکومت پهلوی و پیروزی انقلاب اسلامی بر همان مدار پیش از سلطنت پهلوی میچرخید و در بسیاری از موارد وضعیت بدتر از پیش نیز شده بود؛ نه فقر فراگیر نسبت به گذشته کاهش یافت و نه کارگزارانی کارکشته و دلسوز استخدام شدند تا برنامه و بودجهای برای اصلاح ساختار بغرنج اجتماعی و اقتصادی کشور تنظیم کنند. به علاوه اینکه بیش از هر زمان دیگر جایگاه ایران در روابط بینالمللی متزلزل گشت.
جمعیت ایران که به دلیل شیوع بیماریهای همهگیر، سوء تغذیه، فقدان امکانات بهداشتی و... به کندی افزایش مییافت، در این سالها به ۱۱ میلیون نفر رسیده بود، بیآنکه توزیع آن بر مبنای ۲۵ درصد در شهرها، و ۲۵ درصد عشایری و ۵۰ درصد روستایی تغییر کند. در سراسر این دوره پرداختها دچار کسری مزمن بود و پیوسته بر میزان بدهیهای خارجی افزوده میشد. در ساختار اقتصادی یا فنی صنعتی کشور تحول بارزی رخ نداده بود. نزدیک به ۹۰ درصد نیروی کار در کشاورزی و صنایع دستی روستایی اشتغال داشتند و ۱۰ درصد باقی مانده به تجارت، خدمات دولتی و صنایع شهری مشغول بودند.
عمدهترین کالاهای وارداتی ایران مصنوعات صنعتی و عمدهترین صادراتش مواد خام، محصولات کشاورزی، نفت و صنایع دستی نظیر فرش بود. نزدیک به ۸۰ تا ۹۰درصد مبادلات بازرگانی ایران با روس و انگلیس صورت میگرفت. با این حال دوره پهلوی اول به جنگ خلاصه نمیشود اگرچه در این دوره شاهد احداث صنایع زیربنایی و ایجاد راههای مواصلاتی و برخی اصلاحات اقتصادی بودیم، اما فقر ناشی از سوء مدیریت، استبداد و فساد طبقه حاکم، بی سوادی و جهل توده مردم، دوران سختی را برای ایران رقم زد.
آنهایی که این روزها به کمک رسانههای معاند (اینترنشنال، من و تو، بیبیسی و ..) به تطهیر خاندان پهلوی میپردازند بد نیست به خلاصهای از اقدامات رضا پهلوی نگاهی بیندازند.
- کشتار و تبعید بیش از ۲۴ هزار نفر از مردم ایران
- بخشیدن اروند رود به عراق که سالها بعد در جنگ تحمیلی تاوانها دادیم
-جدایی رشته کوههای آرارات و بخشیدن آن به ترکیه
-جدایی دهکده توریستی فیروزه در خراسان شمالی و اعطای آن به روسیه که امروز جزو قلمرو ترکمنستان محسوب میشود.
- جدایی مناطق «بولاغباشی»، «جوزر»، «قوریگل» ایران توسط ترکیه در زمان رضاشاه
- جدایی روستاهای «سیرو» و «سرتیک» و برخی مراتع متعلق به کردهای «جیکانلو» ایران توسط رضاشاه
- جدایی دشت ناامید در سیستان به مساحت ۳ هزار کیلومتر در سال ۱۳۱۷
- اعطای امکانات به باستان شناسان آمریکایی برای کاوش در تخت جمشید و تاراج آثار تخت جمشید توسط این باستان شناسان
- غاصب ۲۱۶۷ از روستاهای کشور و صدور سند این روستاها به نام خود
- قتل عام کسانی که از دادن زمینهایشان به رضاشاه سر باز زدند و نیز کشتن مخالفان خود با آمپول هوا (توسط پزشک احمدی معروف)
- ممنوعیت عزاداری امام حسین (ع) در ماه محرم و صفر
- شهادت روحانیون به نام ایرانی به مانند شهید مدرس به جرم مخالفت با فعالیتهای ضد انسانی رضاشاه
- کشتن شعرا، روشنفکران و ادیبانی همچون فرخی یزدی، میرزاده عشقی، واعظ قزوینی و بسیاری از نویسندگان ایرانی توسط رضاشاه
- تبعید نقاش نامی ایرانی کمالالملک به بیابانهای نیشابور
- به شهادت رساندن و مجروح کردن بیش از ۱۵۰۰ تن از مردم عادی مشهد در مسجد گوهرشاد و در جوار حرم مطهر امام رضا (ع)
- تاسیس ارتشی که حتی نتوانست ساعاتی در برابر اشغالگران مقاومت کرده و در نتیجه رضاشاه با خفت و خواری هرچه تمام تن به تبعید داد
- قلع و قمع کردن عشایر ایران و تبعید بسیاری از آنان
در مجموع رضا شاه پهلوی با استبداد و برخی تصمیمات ناپخته، به منافع ملی آسیب زد. بیانات امام خامنهای درباره تاریخ معاصر ایران و بهویژه دوران پهلوی نشاندهنده نگاه انتقادی و نگرانی عمیق معظمله نسبت به آثار مخرب حکومت رضاشاه بر ملت و تاریخ ایران است و تصویری از یک حکمران مستبد و خیانتکار را نشان میدهد که با اقدامات خود، نهتنها به مردم ایران ظلم کرد، بلکه زمینهساز مشکلات و وابستگیهای فراوانی در کشور شد. این بیانات بهعنوان هشدار و درس گرفتن برای حفظ استقلال و عزت ملی ایران در برابر تهدیدات داخلی و خارجی است که امروز با آن مواجه هستیم.
انتهای پیام/341
∎