شناسهٔ خبر: 76980529 - سرویس بین‌الملل
نسخه قابل چاپ منبع: قدس آنلاین | لینک خبر

ریاض در مسیر بازتعریف دیپلماسی

 روابط عربستان سعودی و امارات متحده عربی که در یک دهه گذشته ستون اصلی نظم سیاسی جدید در خلیج‌فارس به شمار می‌رفت، اکنون وارد مرحله‌ای از تقابل آشکار شده است.

صاحب‌خبر -

روابط عربستان سعودی و امارات متحده عربی که در یک دهه گذشته ستون اصلی نظم سیاسی جدید در خلیج‌فارس به شمار می‌رفت، اکنون وارد مرحله‌ای از تقابل آشکار شده است. اتحادی که پس از بهار عربی بر پایه همسویی امنیتی، هماهنگی سیاسی و منافع اقتصادی مشترک شکل گرفت، امروز به رقابتی همه‌جانبه برای رهبری منطقه تبدیل شده؛ رقابتی که پیامدهای آن فراتر از روابط دوجانبه، ساختار قدرت در کل خلیج فارس را دستخوش تغییر کرده است.

اتحاد شخصی و پایان شاگردی

هم‌پیمانی ریاض و ابوظبی در نیمه دوم دهه ۲۰۱۰ بیش از آنکه نهادی باشد، بر رابطه شخصی محمد بن سلمان و محمد بن زاید استوار بود. این دو رهبر جوان با هدف مهار خیزش‌های مردمی، مقابله با اسلام سیاسی و بازطراحی ائتلاف‌های منطقه‌ای، در پرونده‌هایی چون یمن، مصر و لیبی در کنار یکدیگر قرار گرفتند. امارات نقش بازیگر پیشرو و عربستان نقش قدرت در حال یادگیری را ایفا می‌کرد و از تجربه ابوظبی در حوزه‌های امنیتی و دیپلماتیک بهره می‌برد.
با تثبیت قدرت محمد بن سلمان، این رابطه نابرابر به‌تدریج دچار تنش شد. ریاض دیگر حاضر نبود در سایه الگویی حرکت کند که از نظر جمعیت، عمق جغرافیایی و وزن تاریخی کوچک‌تر بود. اختلاف نظر درباره ایران، ترکیه، بازار انرژی و جذب سرمایه خارجی، نشانه‌های اولیه این واگرایی را آشکار کرد. اختلاف علنی در اوپک‌پلاس در سال ۲۰۲۱، پرده از رقابتی برداشت که تا آن زمان در سطحی پنهان جریان داشت.

یمن و گسترش رقابت

پرونده یمن به نقطه عطف اختلافات دو کشور تبدیل شد. کاهش حضور نظامی امارات از سال ۲۰۱۹ و تمرکز آن بر نیروهای نیابتی در جنوب یمن، با راهبرد عربستان برای حفظ کنترل مرکزی و یکپارچگی ساختار قدرت در تضاد قرار گرفت. در سال‌های بعد، ریاض با بازآرایی فرماندهی نظامی تلاش کرد نیروهای هم‌پیمان را مستقیماً تحت کنترل خود درآورد و نقش ابوظبی را به حاشیه براند؛ اقدامی که عملاً پایان شراکت عملی دو کشور در جنگ یمن را رقم زد.
این تقابل به یمن محدود نماند و به شاخ آفریقا، سودان و لیبی گسترش یافت. عربستان با همکاری مصر و برخی دولت‌های محلی آفریقایی، به‌دنبال مهار نفوذ نظامی و امنیتی امارات است. این تحولات نشان می‌دهد رقابت دو کشور از سطح اختلافات تاکتیکی عبور کرده و به تقابل راهبردی رسیده است.

رسانه، اقتصاد و فشارهای نرم

همزمان با تشدید اختلافات میدانی، جنگ رسانه‌ای و اقتصادی نیز شدت گرفت. رسانه‌های نزدیک به عربستان، امارات را به بی‌ثبات‌سازی منطقه و همکاری پنهان با اسرائیل متهم می‌کنند، در حالی که رسانه‌های اماراتی این حملات را بازتاب نگرانی ریاض از به چالش کشیده شدن انحصار قدرت خود می‌دانند.
اقتصاد به میدان اصلی فشار تبدیل شده است. عربستان با پروژه «چشم‌انداز ۲۰۳۰» و سرمایه‌گذاری‌های کلان تلاش می‌کند مرکز ثقل اقتصادی خلیج‌فارس را از دبی به ریاض منتقل کند. فشار بر شرکت‌های بین‌المللی، خروج سرمایه‌های سعودی از امارات و کاهش جریان گردشگری، مدل اقتصادی ابوظبی را هدف قرار داده است. در مقابل، امارات با اتکا به حمایت خارجی، لابی‌گری در واشنگتن و برجسته‌سازی چالش‌های پروژه‌های سعودی سعی در پاسخ دارد، اما به نظر می‌رسد بازیگران جهانی، عربستان را به‌عنوان محور اصلی منطقه می‌شناسند.

لبنان و بازنگری راهبردی عربستان

در همین چارچوب، عربستان سیاست خود نسبت به لبنان و حزب‌الله را بازنگری کرده است. سیاست سال‌های گذشته ریاض بر فشار اقتصادی و سیاسی برای مهار حزب‌الله استوار بود، اما ناکامی در کاهش نفوذ این گروه و بحران اقتصادی لبنان نشان داد «سیاست خفه‌سازی» نه کارآمد است و نه پایدار.
تحولات اخیر، از جمله آغاز بازسازی جنوب لبنان و احیای پرونده سپرده‌گذاران بانکی، بدون تأیید ضمنی عربستان قابل توضیح نیست. تغییر لحن در رسانه‌ها و گفت‌وگوی مستقیم با رهبران حزب‌الله، نشانه‌ای از پذیرش واقعیت‌های جدید است. اکنون تمرکز ریاض بر مدیریت و مهار، به جای حذف کامل حزب‌الله، حکایت از رویکرد واقع‌گرایانه و تلاش برای حفظ ثبات در لبنان دارد.

میانجی‌گری عربستان در تنش ایران و آمریکا

همزمان، عربستان نقش میانجی میان ایران و آمریکا را نیز پررنگ‌تر کرده است. ریاض تلاش دارد از افزایش تنش و رویارویی مستقیم جلوگیری کند و پیامدهای اقتصادی و امنیتی منفی برای منطقه را کاهش دهد. این اقدام، همسو با تلاش برای بازسازی جایگاه دیپلماتیک عربستان به عنوان بازیگر راهبردی و مستقل منطقه‌ای است و نشان می‌دهد سیاست ریاض اکنون بر عمل‌گرایی و جلوگیری از تنش‌های غیرضروری استوار شده است.
در یمن، لبنان، دریای سرخ و پرونده‌های منطقه‌ای، عربستان به دنبال کاهش جبهه‌های تنش و تمرکز بر نقش هژمونیک خود است؛ در حالی که امارات با محدودیت‌های مانور و اتکای بیشتر به حمایت خارجی، همچنان شریک ثانویه باقی می‌ماند.

واقع‌گرایی، جایگزین تمامیت‌خواهی

آنچه امروز شکل گرفته، نه اتحاد کامل و نه تقابل تمام‌عیار، بلکه نوعی همزیستی محتاطانه و عمل‌گرایانه است. عربستان دریافته حذف بازیگران واقعی مانند حزب‌الله از معادله نه ممکن است و نه کم‌هزینه؛ در مقابل، حزب‌الله از این چرخش برای تثبیت نقش خود بهره می‌برد.
در مجموع، شکاف میان ریاض و ابوظبی، بازنگری عربستان در لبنان و میانجی‌گری ریاض در بحران ایران–آمریکا، نشان‌دهنده ورود خلیج‌فارس به مرحله‌ای از رقابت درون‌محوری و عمل‌گرایی است؛ مرحله‌ای که می‌تواند نظم منطقه‌ای را بازتعریف کند و جایگزین سیاست‌های حداکثری گذشته شود.