به گزارش دفاعپرس از کردستان، استان کردستان به عنوان یکی از مناطق کوهستانی و مرزی غرب ایران، همواره جایگاه ویژهای در تاریخ معاصر این کشور داشته است. با این حال، بررسی اسناد تاریخی و آمارهای موجود نشان میدهد که در دوران پهلوی (بهویژه پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲)، این استان با توجه به سیاستهای متمرکزگرایانه دولتی و نگاه امنیتی به مناطق مرزی، از عرصههای توسعه و پیشرفت عقب مانده بود. تبعیضهای قومی-مذهبی و نادیده گرفتن حقوق بومیان، منجر به ایجاد شکاف عمیق میان مرکز و این خطه پیرامونی شده بود.
۱. سیاستهای متمرکزگرایانه و نگاه امنیتی
یکی از اصلیترین دلایل محرومیت کردستان پیش از انقلاب، نوع نگاه حاکمیت به این منطقه بود. دولت پهلوی با تکیه بر نظریه «ملت-دولت» یکپارچه، تلاش داشت تا هویتهای قومی و محلی را در برابر هویت ملی فارسمحور حل کند. در این راستا، مناطق کردنشین به دلیل حساسیتهای مرزی و تفاوتهای فرهنگی، بیشتر تحت نظارت شدید امنیتی قرار داشتند تا توسعهای.
پژوهشگران معتقدند که دولت پهلوی به جای تخصیص بودجه برای رفع محرومیتها، منابع مالی را صرف تقویت نیروهای نظامی و امنیتی در این منطقه میکرد تا هرگونه نوع نارضایتی یا خواستههای مدنی را سرکوب کند. این رویکرد باعث شد که کردستان به عنوان یک منطقه «محروم» و «بحرانخیز» در ذهنیت برنامهریزان دولتی ثبت شود، نه به عنوان منطقهای که نیاز به زیرساخت دارد.
۲. عقبماندگی در حوزه آموزش و فرهنگ
آمارهای آموزشی در دوران پیش از انقلاب، گویای تبعیض آشکار در دسترسی به امکانات آموزشی در استان کردستان است. بر اساس گزارشهای مرکز آمار ایران در آن دوره، نرخ باسوادی در مناطق روستایی کردستان به شدت پایین بود و بسیاری از کودکان و نوجوانان، بهویژه دختران، از تحصیل محروم بودند.
کمبود مدارس، بهویژه در مناطق صعبالعبور کوهستانی، و نبود معلمان بومی باعث شده بود که خدمات آموزشی در حداقل ممکن باشد. این در حالی بود که شهرهای بزرگ مانند تهران و مراکز استانهای نزدیک به پایتخت، از امکانات آموزشی نسبتاً مناسبی برخوردار بودند. این تبعیض آموزشی خود باعث شد تا نسلهای متوالی از مردم کردستان از فرصتهای شغلی و اجتماعی محروم بمانند.
۳. نادیده گرفتن اقتصاد محلی و کشاورزی
اقتصاد استان کردستان در پیش از انقلاب مبتنی بر کشاورزی سنتی و دامپروری بود. با این حال، دولت مرکزی سیاستهای اقتصادی را در پیش گرفت که به نفع صنایع بزرگ و وابسته به پایتخت بود و از کشاورزی خرد حمایت نمیشد. نبود صنایع تبدیلی، عدم خرید تضمینی محصولات کشاورزان توسط دولت، و نبود راههای مناسب برای حمل محصولات به بازارهای مصرف، باعث شد که اقتصاد منطقه در حالت رکود باقی بماند.
علاوه بر این، زمینخواری و انتقال اراضی کشاورزی به نهادها و اشخاص وابسته به دربار در برخی نقاط، باعث تشدید فقر روستاییان شد. دولت به جای اجرای اصلاحات ارضی واقعی و توانمندسازی دهقانان (که در قالب انقلاب سفید ادعا میشد)، بیشتر به دنبال کنترل قبایل و ایجاد وابستگی اقتصادی آنها به حاکمیت بود.
۴. محرومیت از زیرساختهای بهداشتی و درمانی
یکی از تکاندهندهترین آمارها در خصوص محرومیت کردستان پیش از انقلاب، مربوط به حوزه بهداشت و درمان است. نبود بیمارستانهای مجهز، کمبود پزشک متخصص، و نبود مراکز بهداشتی در روستاها باعث شده بود که نرخ مرگومیر، بهویژه در میان مادران و نوزادان، بسیار بالاتر از میانگین کشوری باشد.
بسیاری از روستاهای کردستان به دلیل نبود جادههای مناسب، در فصلهای زمستان کاملاً از دنیای بیرون قطع میشدند و دسترسی به خدمات پزشکی برای ساکنان آنها غیرممکن بود. این وضعیت نشاندهنده تبعیض آشکار در توزیع ثروت ملی و بودجه عمرانی بین پایتخت و مناطق مرزی بود.
۵. تبعیض در استخدام و مدیریتهای دولتی
در ساختار اداری دوران پهلوی، افراد بومی کردستان به ندرت در پستهای کلیدی مدیریتی و تصمیمگیریگیری منصوب میشدند. بیشتر فرمانداران، مدیران ادارات و حتی کارمندان ارشد از مرکز اعزام میشدند که نه با فرهنگ منطقه آشنا بودند و نه زبان مردم را میفهمیدند. این امر باعث ایجاد فاصله میان مردم و حاکمیت محلی شد و احساس تبعیض و بیگانگی را در میان مردم کردستان تشدید کرد.
نتیجهگیری؛
بررسی اسناد و شواهد تاریخی نشان میدهد که محرومیتهای استان کردستان در دوران پیش از انقلاب اسلامی، نتیجهای مستقیم از سیاستهای تبعیضآمیز و متمرکزگرایانه حکومت پهلوی بود.
نگاه امنیتی به منطقه، عدم تخصیص بودجه کافی برای آموزش، بهداشت و زیرساخت، و نادیده گرفتن اقتصاد محلی، باعث شد که این استان از چرخه توسعه کشور عقب بماند.
انقلاب اسلامی ایران با شعار عدالتخواهی و رفع محرومیت، در پاسخ به همین نابرابریهای ساختاری و تبعیضهای منطقهای شکل گرفت و تلاش شد تا پس از آن، توجه ویژهای به مناطق کمتر برخوردار، از جمله استان کردستان، معطوف گردد.
به قلم: «دانیال ساعدپناه»
منابع:
۱. کاتوزیان، هومن. (۱۳۸۸). دولت و جامعه در ایران: قرون ۱۲ تا ۱۴. تهران: نشر طرح نو. (این کتاب تحلیل دقیقی از ساختار اجتماعی و سیاسی ایران در دوران قاجار و پهلوی ارائه میدهد).
۲. آبراهامیان، یرواند. (۱۳۸۶). ایران بین دو انقلاب. ترجمه احمد گلمحمدی و دیگران. تهران: نشر نی. (منبعی جامع برای درک تحولات سیاسی و اجتماعی ایران در دوران پهلوی و ریشههای نارضایتیها).
۳. زنگنه، عبدالله و همکاران. (۱۳۹۵). بررسی تاریخی توسعه نیافتگی مناطق کردنشین ایران. تهران: نشر قومس. (پژوهشی تخصصی با تمرکز بر آمار و ارقام محرومیتها در مناطق کردستان).
۴. موسوی، مصطفی. (۱۳۹۲). جغرافیای سیاسی و نابرابریهای منطقهای در ایران. تهران: انتشارات دانشگاه تهران. (این اثر به بررسی نحوه توزیع ناعادلانه امکانات و منابع بین استانهای مختلف در دوران پهلوی میپردازد).
۵. اسناد لایهبندی شده مرکز اسناد انقلاب اسلامی. (مجموعهای از اسناد دولتی دوران پهلوی که نشاندهنده بودجههای تخصیصی و وضعیت اجتماعی مناطق مختلف ایران از جمله کردستان است).
انتهای پیام/
∎