در کشمکش دائمی بر سر روایتها در فضای مجازی ایران، اخیراً تحقیقی جامع تمرکز خود را بر روی کمپین مجازی حامیان رضا پهلوی قرار داده است. پیشتر گزارشاتی از هآرتص و سیتیزن لب نیز با همین مضمون منتشر شده بودند. این گزارشها روایاتی را ارائه میداد که یک دولت خارجی (اسرائیل) با سرمایهگذاری و استفاده از حسابهای کاربری جعلی، در حال ساختن یک تصویر دروغین محبوب برای ایجاد یک آلترناتیو سیاسی است.
اما دومین نگاه، که حاصل کار یک گروه تحقیقاتی امنیت سایبری است، با ابزارهایی کاملاً متفاوت وارد ماجرا شده و تصویری به مراتب پیچیدهتر، فنیتر و عجیبتر ارائه میدهد. این گزارش فنی نه بر اساس گفتههای منابع، بلکه بر اساس «شواهد دیجیتالی» بنا شده است. تحلیلگران این گزارش، به جای تعقیب افراد، به دنبال ردپاهای الگوریتمی و الگوهای غیرطبیعی در انبوهی از دادهها رفتهاند.
در ادامه به کشفها و نکات جدید این گزارش فنی به طور خلاصه اشاره خواهیم کرد:
زبان ماشین به جای زبان انسان
اولین و مهمترین یافته فنی این گزارش، مفهومی به نام «الگوی زبانی تکراری» است. محققان با بررسی هزاران پست و کامنت کمپین حامیان رضا پهلوی، متوجه شدند که نوشتههای این حسابها به شدت شبیه به هم و گاهی عیناً کپی هستند، گویی از یک متن از پیش نوشته شده کپیپیست شدهاند. در دنیای واقعی، وقتی افراد مستقل نظر میدهند، حتی اگر موافق هم باشند، با کلمات و جملهبندیهای متنوعی صحبت میکنند. اما در این شبکه، تنوع زبانی به شدت پایین است. این الگو، قویترین نشانه دیجیتالی از کار دستهجمعی و برنامهریزی شده، یا استفاده از رباتهای نرمافزاری، به جای فعالیت خودجوش انسانهای واقعی است.
حلقههای جادویی دروغ
گزارش فنی، یک مکانیسم هوشمندانه به نام «حلقههای اثبات جعلی» را افشا میکند. در این روش، یک فعالیت مصنوعی در یک اپلیکیشن (مثلاً یک هجوم هماهنگ کامنتی در اینستاگرام) با عکس گرفتن از صفحه (اسکرینشات)، به اپلیکیشن دیگر (مثلاً تلگرام یا توییتر) منتقل میشود و به عنوان «خبر داغ» یا «مدرک محبوبیت» نشان داده میشود. سپس این اسکرینشات دوباره در پلتفرم اول دست به دست میچرخد. به این ترتیب، یک دور باطل ایجاد میشود که در آن، یک فعالیت ساختگی، توسط فعالیتی ساختگی در پلتفرمی دیگر، «تأیید» میشود تا واقعی به نظر برسد.
سوءاستفاده از غم ملی
یکی از هولناکترین بخشهای این گزارش فنی، پرده برداشتن از سوءاستفاده حسابهای این شبکه از نام و تصویر شهدا و قربانیان حوادث مختلف است. این حسابها، بدون هیچگونه اجازه یا پیوندی با خانوادهها، از عکس و داستان این افراد برای تحریک احساسات عمیق مردم استفاده میکردند و این احساسات را به سمت حمایت از پهلوی هدایت میکردند. این تاکتیک، نمونهای تلخ از به کارگیری رنج جمعی برای اهداف مشخص تبلیغاتی است.
تفاوت اصلی با گزارش هارتص و سیتیزن لب
در حالی که گزارشهای قبلی با رویکرد امنیتی، داستان را در یک نبرد خطی «ایران در مقابل یک دولت خارجی» خلاصه میکنند و پایان آن را «شکست پروژه» اعلام میدارند، گزارش فنی جدید از یک اکوسیستم پیچیده و خودتکثیر صحبت میکند. این گزارش نشان میدهد مشکل، فقط یک حمله مقطعی نیست؛ بلکه یک «الگوی خطرناک» است. این الگو از ضعف سیستمهای نظارتی پلتفرمهای بزرگ مثل فیسبوک و اینستاگرام سوءاستفاده میکند و با پوشش مطالب میهنپرستانه و یا عزاداری، سعی میکند الگوریتمهای ساده شناسایی محتوای مضر را فریب دهد.