خبرگزاری تسنیم – گروه امام و رهبری: هدف از انقلاب اسلامی تشکیل یک نظام مردمی بود که چه از نظر سیاسی و چه از نظر فرهنگی و حتی اقتصادی وابسته به غرب و شرق نباشد و برقراری عدالت که هدف پیامبران الهی بوده است را با ایجاد یک زندگی آبرومندانه و شرافتمندانه در سایه اسلام برای مردم محقق سازد. انقلاب اسلامی در حقیقت پاسخ به عملکرد رژیم پهلوی بود که در ابعاد گوناگون موجب نارضایتی مردم را فراهم ساخته بود. از این رو پرسش اصلی که باید در شرایط فعلی خصوصاً برای اگاهی نسل جوان به آن پاسخ داد این است که «چرا انقلاب شد؟»
پاسخ به این پرسش مستلزم فهم درست مناسبات دوران پهلوی، نتایج و پیامدهای حکمرانی آن دوران است. بنابراین شناسایی علل و عواملی که موجب پدیداری انقلاب اسلامی به عنوان یکی از پرشکوهترین و افتخارآمیزترین حوادث در تاریخ ملت ایران شده است، بسیار ضروری و برای قضاوت و داوری صحیح نسل نو درباره انقلاب اسلامی حیاتی است.
از همین رو، این موضوع را با دکتر علی اکبری معلم، عضوگروه علوم سیاسی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی و حجت الاسلام مجید احمدی کچایی عضو گروه تشیع پژوهشکده تاریخ و سیره معصومین (ع) پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در نشستی مورد بحث و بررسی قرار دادهایم.

برخی از مهمترین محورهای مطرح شده در این نشست عبارتند از:
- امام خمینی مظهر تفکر احیای اصل نفی سبیل و حفظ اساس اسلام است.
- جریان غرب گرایی معتقد است علت عقب ماندگی ما، فرهنگ، سنت و مذهب ما است. حکومت پهلوی بر اساس این اندیشه غرب گرا و غرب زده به وجود آمد.
- ما منابع فراوان داریم که شخص پهلوی اول تاکید میکند که حاکمیت انگلیس من را به قدرت رساند.
- جریان روشنفکری و استعمار در روی کار آوردن پهلوی اول و حتی رژیم پهلوی دوم نقش اساسی داشتند.
- مردم مشروعیت حکومت پهلوی را از اساس قبول نداشتند.
- آقای جان فوران در کتاب خود میگوید ایران در شاخص بهداشت، آموزش و چند شاخص دیگر در بدترین شرایط خود در منطقه در مقایسه با پاکستان، افغانستان و عراق است.
- در دوره پهلوی بخشهایی از کشور بدون جنگ از دست رفت. آرارات در دوره پهلوی به راحتی از دست رفت. بحرین را گفتند دختر ما است شوهرش دادیم.
- بیشترین غارت اشیای باستانی تخت جمشید در دوره پهلوی اول و دوم صورت گرفته است.
- مسئله استقلال و عدالت از خواسته های مهم انقلابیون بود.
- عدم مشروعیت اعم از مشروعیت عندالله و عندالناس و علاوه بر آن، نداشتن هویت دینی و زیر سوال بردن هویت ملی باعث شد که مردم به این نتیجه برسند که باید رژیم پهلوی تغییر کند و نظام اسلامی بر اساس هویت اسلامی و ایرانی روی کار بیایید.
در ادامه مشروح این گفتگو را از نظر میگذرانید:
تسنیم: به نظر شما چرا مردم ما سال 1357 انقلاب کردند؟ عملکرد رژیم پهلوی چگونه بود که مردم به این نتیجه رسیدند که نظام باید تغییر کند؟
اکبری معلم: انقلاب در زمانی رخ میدهد که امیدی به اصلاحات نباشد. یعنی جامعه اگر امید نداشته باشد که میشود با نظام موجود مستقر، بتوان اهداف و برنامه ها را اجرا کرد؛ در این صورت است که به این نتیجه میرسند که این نظام باید سرنگون شود. برای وقوع انقلاب چهار علت را دانشمندان علوم سیاسی در حوزه انقلاب مطرح میکنند:1 -نارضایتی عمیق از شرایط موجود 2- ظهور و گسترش ایدئولوژی های جدید و جایگزین 3- گسترش روحیه انقلابی 4-رهبری و نهادهای بسیج گر. در هر چهار عامل نسبت به وقوع انقلاب اسلامی توجیه دارد. یعنی جامعه به این نتیجه رسیده است که نظام مستقر پهلوی نمیتواند آن اهداف و برنامه را اجرا کند. از زمان قاجار بین دولت و ملت رابطه واگرایی ایجاد شده است. در زمان جنگ ایران و روسیه که منجر به قراردادهای گلستان و ترکمنچای شد به این نتیجه رسیدند که با مماشات با نظام سلطانی نمیتوان نظام اسلام را حفظ کرد. اصولی که برای علمای بزرگ ما همواره مهم بوده است حفظ اساس اسلام، اصل عدالت و اصل استقلال ( نفی سبیل) بوده است. آنها متوجه شدند که این اصول با نظام پهلوی تأمین نمیشود. لذا همگرایی به واگرایی تبدیل شد و به این نتیجه رسیدند که ما باید نظامی غیر نظام سلطانی درست کنیم که این سه اصل ( حفظ اساس اسلام، عدالت، استقلال) در آن محقق شود.
امام خمینی(ره) مظهر این تفکر برای احیای اصل نفی سبیل و حفظ اساس اسلام است. دقیقاً از سال 1342 انقلاب و نظام جایگزین را پی گیر بود. در پی همین قضیه امام خمینی(ره) که محور این تفکر بود از سال 1348 این نظریه را پرورش دادند. در واقع نظریه ولایت فقیه و حکومت اسلامی را ده سال قبل از وقوع انقلاب اسلامی مطرح کردند. بنابراین نارضایتی که وجود داشته است در ابعاد مختلف بوده است. کارنامه نظام پهلوی در ابعاد مختلف نارسا و ناکام بود. در اجرای برنامه های اصلاحات که مبتنی بر لیبرال دمکراسی غربی و عدم ورود دین به اجتماع بود، با تفکر اسلام سیاسی و اسلام شیعی ناسازگاری داشت و مردم بر نمیتابیدند و مظاهری که در جامعه میخواستند ایجاد کنند معارض با اندیشه اسلام شیعی و اسلام سیاسی در ایران بود.

هویت ما قبل از پهلوی چه هویتی است؟ آن ویژگی هایی که ایران را میشناسند 1500 سال تقریباً ایران زرتشتی است 1500 سال ایران مسلمان شده اند، این 3 هزار سال هویت ما یعنی ایرانی- اسلامی میشود. برنامه های دینی در ما مردم ایران تنیده شده است و ما پذیرفتیم. در دوره پهلوی این پرسش مهم پدید آمد که چرا عقب مانده ایم و راه چاره چیست؟ جواب های مختلف داده شده است. یکی از این پاسخ ها در ایران به جریان بزرگ غرب گرایی تبدیل شده است. یعنی جریان غرب گرایی معتقد است علت عقب ماندگی ما، فرهنگ، سنت و مذهب ما است و راه نجات در این است که فرهنگ، سنت و مذهب را کنار بگذاریم و از اروپای پیشرفته آن روز تقلید کنیم. حکومت پهلوی بر اساس این اندیشه غرب گرا و غرب زده به وجود آمد. لذا روشفکران غرب گرا از پهلوی حمایت کردند. این روشنفکران غرب گرا میگفتند ما میدانیم که رضا شاه مستبد است ولی مستبد مدرن است. رضا شاه برنامه هایش را با روشنفکران غرب گرا هماهنگ میکرد. ایده اصلی این روشنفکران این بود که در صورت و سیرت بایستی مثل اروپا شویم. صورت اروپایی در زنها، بی حجابی است و در مردها، لباس متحد الشکل و کت شلوار است پس مردم ما نیز اینگونه شوند. از جهت فرهنگی برنامه هایی که پهلوی بر اساس اندیشه دموکراسی فرهنگ بیگانه اجرا کرد، موجب نارضایتی شد. از جهات اقتصادی نیز اصلاحاتی که صورت گرفت و از حیث سیاسی هم همین طور مفاسدی که داشتند چه در چرخش نخبگان در کشور که دست آدم های محدود و خانواده های محدود و گوش به فرمان بودند، انتخابات آزاد نبود. یکی از مشخص های اصلی پهلوی، دیکتاتوری فرد محوری است که نارضایتی ایجاد کرد. عامل دیگر یعنی طرح جایگزین، حدود 10 سال طول کشید تا اندیشه حکومت اسلامی امام خمینی(ره) با محوریت ولایت فقیه جا افتاد. گسترش روحیه انقلابی یعنی مردم جامعه به این درجه برسند که برای تحقق اهدافشان جان را فدا کنند در زمان انقلاب این روحیه به وجود آمده بود. امام خمینی(ره) به خصوص از 15 خرداد سال 42 به عنوان رهبر بلا منازع مطرح شد همه گروه های چپ و اسلامی پشت سر این پرچم دار علیه پهلوی بودند. یعنی رهبری و ساختارهای دارای نقش و بسیجگر هم محقق شد. امام توانست مردم را جمع کند و ساختارهای دارای نقش همچون ساختار روحانیت کمک کردند تا انقلاب به ثمر رسید.
احمدی کچایی: برای سنجش یک حکومت و یک رژیم گفته ها حتی افکار متولیان حاکم خیلی مهم نیست، جامعه به سبد خودش کار دارد که الان چه چیزی در سبد من وجود دارد. سه نکته مهم برای پذیرش و ماندگاری حکومت وجود دارد. اول، مشروعیت است. مشروعیت یک حکومت از کجاست؟ من مشروعیت عندالله را عرض نمیکنم، مشروعیت عند الناس را عرض میکنم. یعنی مشروعیت از نگاه مردم. مشروعیت پیش از دوران حکومت پهلوی، مشروعیت سنتی بوده است. یعنی کشور تقریباً در هم ریخته ما را، آقا محمد خان قاجار یکپارچه میکند. کشوری که تقریباً پس از سقوط صفویه، بعد از شاه سلطان حسین رو به اضمحلال رفته بود. محمد خان شخصیت خیلی بزرگی است اما بزرگوار نیست. بسیار آدم ظالمی است ولی بسیار آدم هوشمندی است به جهت فرماندهی که داشته است بر خلاف دیگر پادشاهان قاجار که اینطور نبودند. منظور این است که مردم مشروعیتی را که مبتنی بر ایجاد امنیت و سر وسامان دادن کشور است، میپذیرند. اما مشروعیت رژیم پهلوی ناشی از چه چیزی بوده است؟ آیا ناشی از غلبه و زور بوده است یا جریانات روشنفکری یا به خصوص جریان انگلیس ؟
ما منابع فراوان داریم که شخص پهلوی اول تاکید میکند که حاکمیت انگلیس من را به قدرت رساند. همان انگلیس خیلی راحت در شهریور 1320 رضا پهلوی را از کشور بیرون انداخت. مشروعیت رژیم پهلوی ناشی از شایستگی و حذف رقبا نبوده است. جریان روشنفکری و استعمار در روی کار آوردن پهلوی اول و حتی رژیم پهلوی دوم نقش اساسی داشتند. مردم مشروعیت حکومت پهلوی را از اساس قبول نداشتند.

نکته دوم در بحث اینکه چرا در ایران انقلاب شد این است که آیا این حاکم یا این حکومت توانست معاش مردم را تامین کند یا خیر؟ مردم در حکومت قاجار با کاستیهای بسیار زیادی به خصوص در اواخر حکومت مواجه هستند. احمد شاه یک آدم قانونمند ولی بسیار زبون و ذلیل است. قحطی بزرگی که در سال 1296 به بعد رخ می دهد گفته شده است از جمعیت 16-15 میلیونی ایران، نزدیک به حدود 9 میلیون نفر جماعت ایرانی کشته می شوند. به هر صورت شخص اول مملکت مسئول است. شما ببینید محمد علی شاه و احمد شاه از کشور رفتند هیچ کس ناراحتی از خود نشان نداد. پادشاه قاجار در تأمین معاش مردم یعنی در بهداشت، آموزش در همه آنچه که در سبد مردم لازم است ناکارآمد بودند. قطعاً مردم زیر بار این حکومت نخواهند رفت. اما این سوال مطرح است آیا این شاخصه ها در دوره پهلوی تغییری کرد؟ خیلی ها تبلیغ میکنند که در دوره پهلوی راه آهن تأسیس شد. ببینید راه آهن از مبداء بندرعباس تا تهران، از هیچ شهر مهمی رد نمی شود فقط از تهران عبور میکند و به بندر ترکمن ختم میشود. پیشنهاد تأسیس این راه آهن را به پادشاهان قاجار هم داده بودند ولی آنها قبول نکردند گفتند شما برای منافع خودتون میخواهید تأسیس کنید. جان فوران در کتاب « مقاومت شکننده » که علیه جمهوری اسلامی است بیان میکند پهلوی اول به جای تأسیس این راه آهن ، بین یک تا یک و نیم درصد از این هزینه که صرف راه آهنی شد که از شهرهای مهم رد نمیشود اگر این هزینه را صرف راه میکرد بهتر بود. تأسیس این راه آهن اقتصاد فلک زده ایران را نابود کرد. در سال 57 وقتی انقلاب می شود کمتر از 50 درصد مردم ایران سواد دارند منظور، سواد خواندن و نوشتن است نه سواد امروزی. این خروجی آموزش دوره پهلوی است. معلوم است که آموزش کشور ماهیتاً دچار مشکل است. در سال 56 آقای جان فوران در کتاب خود میگوید ایران در شاخص بهداشت، آموزش و چند شاخص دیگر در بدترین شرایط خود در منطقه در مقایسه با پاکستان، افغانستان و عراق است.
نکته سوم موضوع امنیت است. وضعیت امنیت چگونه بوده است؟ اگر در دوره قاجار در طی دو جنگ بخش زیادی از کشور از دست رفت. در دوره پهلوی بخش هایی از کشور بدون جنگ از دست رفت. آرارات در دوره پهلوی به راحتی از دست رفت و الان یکی از مشکلات امنیتی و اقتصادی ایران در همین منطقه ارمنستان و آذربایجان است که از ثمرات کار غلط پهلوی برای از دست دادن آرارات است. بحرین را گفتند دختر ما است شوهرش دادیم. آبشخورهای هیرمند را به افغانستان بدون جنگ دادیم. در دوره پهلوی اول هم که رضا شاه ارتش تشکیل داد، این ارتش برای امنیت خودش بود نه برای امنیت کشور.
بنابراین در سه شاخصه مشروعیت، تامین خدمات عمومی و امنیت کل رژیم محل سوال است. مردم آنچه برایشان مهم است این است که در سبد من چه قرار دادی؟ آیا امنیت من برقرار است. آیا مشروعیت بالذات داری؟ آیا توانستی خدمات عمومی را گسترش دهی؟ اگر مشروعیت، معاش و امنیت تأمین شد مردم همگرا خواهند بود ولی اگر نشد واگرا خواهند بود دستکم بی تفاوت خواهند شد.
اما چرا انقلاب اسلامی به وقوع پیوست؟ چون امام -رضوان الله علیه- دست روی نقطه حیاتی و دال مرکزی مردم ایران یعنی اسلام گذاشت. همین که اسلام در خطراست. مردم ایران مردم مسلمان، غالباً شیعه و پایبند به اهل بیت هستند. پهلویها علاوه بر اینکه دال مرکزی ما یعنی اسلام را هدف قرار دادند، هویت ما را هدف قرار دادند. پهلوی هویت دینی که نداشت با کمک روشنفکران غرب گرا که میگفتند اسلام باعث عقب ماندگی ایران است باید کنار بگذاریم به قدرت رسید و بر ایران باستان تاکید کرد؛ ولی علی رغم چنین ادعایی میبینیم که بیشترین غارت اشیای باستانی تخت جمشید در دوره پهلوی اول و دوم صورت گرفته است. هویت زدایی از مردم ایران و از بین بردن دال مرکزی هویت مردم ایران یعنی اسلام در دستور کار پهلویها قرار داشت. رژیم پهلوی هویت ملی را نیز زیر سوال برد.

تسنیم: به نظر شما تصویری که از رژیم پهلوی میخواهیم ارائه دهیم چه مولفه های باید داشته باشد؟
اکبری معلم: یکی از علت های شکست پهلوی عدم حفظ الگوهای فرهنگی جامعه بود. هر حکومتی اگر بخواهد باقی بماند بایستی الگوهای فرهنگی و باورهایی که به خاطر آن به وجود آمده است را بتواند حفظ کند. اگر این کار را کرد نظامش در تعادل باقی میماند و ادامه حیات میدهد اگر نه، فرو میپاشد. میتوان گفت یکی از علل فروپاشی رژیم پهلوی، عامل فرهنگی بود.
بهتر است بگوییم پهلوی چه کسری هایی داشت که مردم دست به انقلاب زدند. انقلاب اسلامی گفتیم که ماهیتش فرهنگی است. چون به دنبال هویت خواهی و استقلال طلبی بود. یعنی ما هویت ایرانی_اسلامی داشتیم. پهلوی آمد گفت ایرانی- اسلامی- غربی؛ میخواست هویت جدید ایجاد کند. این هویت جدید اقتضائاتی دارد. انقلاب اسلامی گفت که این هویتی که شما می خواهی اضافه کنید با باورهایی به نام باورهای غربی، با باورهای ایرانی و اسلامی ناسازگار است. ما این را نمی خواهیم. بنابراین هویت را به همان هویت ایرانی و اسلامی که داشتیم، برگرداند. همچنین به دنبال استقلال طلبی بود. فضای تقریبا 20 سال قبل از انقلاب اسلامی یک ضلع محکم و قوی اش به استعمار ستیزی برمیگشت. بنابراین یکی از مهمترین مولفههای لازم برای شناخت واقعی دوران پهلوی تمرکز بر عملکرد خیانتبار رضاشاه و محمدرضا در حفظ استقلال ایران و حفظ هویت ملی است. باید گفت آنها با این سرمایه ارزشمند چه کردند. به تعبیر امام خمینی(ره) آنها عزت ایران را فروختند.
محمدرضا کتاب « پاسخ به تاریخ » را بعد از فرار از ایران نوشت. آنجا اعتراف میکند که ما مملکت را می خواستیم غربی کنیم ولی موفق نشدیم. پس با « محوریت استقلال، محوریت استبداد و محوریت مذهب زدایی» باید سیمای دوران پهلوی را خصوصا برای نسل جوان ترسیم کرد. مثلاً در رابطه با مذهب زدایی در دوران پهلوئی به اقدامات آنا از جمله تغییر تقویم هجری شمسی به شاهنشاهی، تصویب لوایح انجمن های ایالتی و ولایتی انقلاب سفید، رسمیت بخشیدن به فرقه ضاله بهائیت در کشور، خشونت علیه روحانیون و... باید اشاره شود.
تسنیم: به نظر شما چرا جامعه ایران ظرفیت بازگشت به دوران پهلوی را ندارد؟
اکبری معلم: در جامعه ما در حال حاضر هر ایرادی وجود داشته باشد به نظام قبل برگشت نمی کند. الان نظام جمهوری اسلام بدیل ندارد. سلطنت به تعبیر عوام چه گلی به سر این جامعه زده که الان بخواهد برگردد. از جهت استقلال فرهنگی، بحران هویت و بحران مشروعیت، حفظ تمامیت ارضی کشور، پیشرفت های این زمان با آن زمان به لحاظ شهری، عدالت اجتماعی، مبارزه با فساد، ارتقای جایگاه زن، افزایش مشارکت سیاسی با بینش سیاسی و.. قابل مقایسه با زمان رژیم پهلوی و حتی کشورهای همسایه نیست.
انتهای پیام/