اظهارات رئیسجمهوری در حرم امام (ره) در خصوص لزوم دیدن مردم به عنوان پایه و ستون اصلی جامعه و عمل به توصیههای بنیانگذار انقلاب در جهت تعامل با مردم، به نوعی یادآوری ضرورت گشودن باب گفتوگوهای اجتماعی و شنیدن صدای اعتراضات و مطالبات مردم از سوی تصمیمسازان کشور بود.
«مسعود پزشکیان» دیروز شنبه یازدهم بهمن در آیین تجدید میثاق دولت با آرمانهای امام راحل اظهار داشت: در هفتههای گذشته ایام سختی را پشت سر گذاشتیم و بخشی از مشکلاتی که با آن مواجه شدیم، به رفتار و عملکرد خود ما بازمیگردد؛ هم درد از ماست و هم درمان. ما باید در رفتار خود، در نوع برخورد با مردم و در شیوه ارتباط با جامعه تغییر ایجاد کنیم. مردم باید بهعنوان اربابرجوع و صاحبان اصلی این نظام دیده شوند.
روزنامههای امروز در یادداشت و گفتوگوهای متعددی به ابعاد گوناگون این مساله پرداختهاند. در ادامه، اهم محتوا و محورهای برجسته شده در مطبوعات در زمینه گفتوگو با مردم را بررسی میکنیم:
نارضایتی و اعتراض مسالهای ارتباطی و معنایی است یا امنیتی؟
برخی روزنامهها نارضایتی و اعتراضات را بیش از آن که مسالهای امنیتی تلقی شود، مسالهای معنایی تعبیر میکنند.
«آرمان امروز» در یادداشتی به قلم «سید محیالدین حسینیمقدم» کارشناسارشد مطالعات فرهنگی و رسانه مینویسد: مدیریت نارضایتی، در چنین بزنگاههایی، پیش از آنکه مسالهای انتظامی یا امنیتی باشد، مسالهای ارتباطی و معنایی است. تجربههای تاریخی نشان میدهد جوامعی که امکان تفکیک اعتراض از آشوب را حفظ میکنند و نارضایتی را به موقع میفهمند، هزینه کمتری برای حفظ انسجام اجتماعی میپردازند. به رسمیت شناختن نارضایتی به معنای پذیرش همه مطالبات نیست؛ بلکه به معنای جلوگیری از انباشت سوءتفاهمها و حفظ جامعه در مدار گفتوگو است.در نهایت، شورش سرنوشت محتوم نارضایتی نیست. شورش زمانی رخ میدهد که فرصتهای شنیدن، توضیح دادن و اصلاح، پیشتر از دست رفته باشد. جامعهای که نشانههای نارضایتی را زودتر میبیند و عاقلانهتر با آن مواجه میشود، هم ثبات بیشتری دارد و هم آینده کمهزینهتری پیش روی خود میگذارد. این گزاره نه توصیهای سیاسی، بلکه حاصل تجربه انباشته علوم اجتماعی است.
«محمد عطریانفر» هم در سرمقاله روزنامه «سازندگی» ذیل عنوان «تکالیف حاکمیت» در مورد ضرورت کاستن از بار «امنیتیسازی اعتراضات» و بازگشایی باب «گفتوگوهای اجتماعی» تصریح میکند: استفاده از نیروهای مسلح و اعمال محدودیتهای ارتباطی ضمن اینکه در کوتاهمدت میتواند به کنترل اغتشاشات کمک کند اما در بلندمدت باعث تشدید بیاعتمادی عمومی به ساختارهای حکومتی می شود. در حوادث اخیر نیز هرچند اقدامات مقابلهجویانه در کوتاهمدت موجب فروکش اعتراضات شد، لیکن تداوم آن میتواند تضعیف سرمایه اجتماعی و فاصله گرفتن نیروهای مردمی از حاکمیت را به همراه آورد.
«مهدی شیرزاد» هم در گفتوگو با روزنامه «اعتماد» در این خصوص میگوید: به نظر میرسد مطابق معمول تصمیمسازان کشور با فروکش کردن بحران فقط به جمع کردن بحران و پاک کردن صورت مساله میاندیشند و هنوز به فکر حل معادلات بغرنج کشور نیستند. اغلب با عینک امنیتی به مسائل اجتماعی و معیشتی نگاه میشود و درک و تحلیل درستی هم از شرایط وجود ندارد. بنابراین تلاش رییسجمهور برای واکاوی علمی و تحلیلی رخدادهای اخیر دارای اهمیت است. امروز بیش از هر زمان دیگری به این ارزیابیهای عالمانه و شفاف نیاز داریم. این روزها با توجه به تهدیدات بیرونی بیش از هر زمان دیگری نیاز به وحدت و انسجام عمومی احساس میشود. اما مسائل کشور مبتنی بر این نیازها پیش نمیرود. معتقدم باید از جامعه دلجویی کرد و به مطالبات مردم پاسخ فوری داد.
صدای مطالبه مردم در تصمیمسازیهای کلان باید بازتاب پیدا کند
روزنامهها شنیدن واقعی صدای مردم را در مبنا قرار دادن مطالباتشان در تصمیمگیریهای کلان معنا میکنند.
«زهرا نژادبهرام» در گفتوگو با روزنامه «آرمان ملی» میگوید: یکی از چالشهای بنیادین بسیاری از جوامع امروز عدم شنیدن بهموقع مطالبهگریهای جامعه است. در حالیکه طی سالهای اخیر صداهای متعددی از سوی کارشناسان، متخصصان، نخبگان و همچنین شهروندان عادی درباره مسائل و مشکلات کشور مطرح شده، بهنظر میرسد این صداها کمتر به مرحله پاسخدادن موثر در سطوح تصمیمگیری میرسند بهخصوص در حوزههای اقتصادی و معیشتی.
عضو ادوار شورای شهر پایتخت میافزاید: در جامعهای که مردم امید را عامل تداوم زندگی و بهبود شرایط میدانند، انتظار دارند صداهای بلند و گاه آرام آنها نهتنها شنیده شود، بلکه در فرآیند تغییر نقش داشته باشد. استفاده از روشهایی مانند گفتوگوی جمعی و تبادل افکار، تنها برای تولید ایده نیست بلکه این فرآیند میتواند به ترمیم شکاف میان جامعه و حاکمیت و کاهش آسیبهای اجتماعی کمک کند. در این موارد تحرکاتی انجام میگیرد ولی باید به این مورد اشاره کنیم که این تلاشها کمتر در تصمیمسازیهای کلان بازتاب یافتهاند. تکیه صرف بر نظرسنجیها نیز نمیتواند جایگزین شنیدن عمیق و چندلایه جامعه باشد؛ زیرا بسیاری از راهکارهای مردمی در این قالبها دیده نمیشوند. این عدم گفتوگو با جامعه در دهههای گذشته نهتنها به بهبود وضعیت منجر نشده، بلکه فاصله میان مردم و دولت را افزایش داده است. راه برونرفت از این وضعیت، چیزی جز شنیدن مطالبهگریهای جامعه نیست؛ شنیدنی که از مسیر انتخابات، رسانهها، نشستهای تخصصی و... عبور میکند و میتواند اعتماد عمومی را احیاء کند و همچنین روابط بین دولت و ملت را هم کاهش دهد.
«احمد شیرزاد» فعال سیاسی هم در گفتوگو با این روزنامه با تاکید بر ضرورت شنیدن صدای مردم در عمل، میگوید: اینکه صرفا بگوییم اعتراض مردم را شنیدیم دقیقا چه دردی از مشکلات مردم دوا میکند؟ باید مشخص شود که دقیقا چه اقدامی در جهت از قوه به فعل رساندن شنیدن اعتراض مردم صورت گرفته است. مثلا در حوزه قضایی شاهد بودیم که رئیس قوه قضائیه بارها از ریشهکنکردن فساد و مقابله با مفسدان اقتصادی صحبت کرده است. حال اما جامعه در برخورد با مفاسد اقتصادی، اخلالگران نظام اقتصادی کشور یا حتی مفسدانی که پیش از این سرمایههای کشور را با خود به بردهاند انتقاداتی دارد و انتظار دارد که این مسائل بسیار جدیتر پیگیری شود. یا در حوزه مشکلات اقتصادی رئیسجمهور و سایر دولتمردان صحبت از تلاشهای شبانهروزی و برنامههای مدون میکنند؛ اما جامعه در عمل چیزی که بدان دلخوش باشد را نمیبیند. در حالیکه شنیدن صدای اعتراض مردم یعنی اینکه ببینید مردم چه خواستهها و مطالباتی دارند و بر پایه آن خواستهها به حل و فصل مسائل و مشکلات پرداخته شود. اینکه آقای رئیسجمهور میگوید: «باید دل همه ما با این مردم باشد و رفتارمان را در برابر مردم تغییر دهیم» باید جنبه اجرایی و عملی به خود بگیرد و مسئولان به واقع و نه در ظاهر خود را نوکر و خادم ملت بدانند. زمانی این صحبتها در نگاه مردم واقعیت پیدا میکند که جنبه عملی پیدا کند و از تعارفات مرسوم خارج گردد.
رفع مشکلات معیشتی؛ اولین نشانه شنیدن صدای مردم
«احمد ترکنژاد» فعال سیاسی و عضو کمیته راهبردی دولت چهاردهم در گفتوگو با اعتماد، رفع مشکلات اقتصادی و بهبود معیشت مردم و مبارزه بیامان و غیرپردهپوشانه با فساد، رانتخواری و ویژهخواری را از ضروریترین الزامات احیای سرمایه اجتماعی میداند.
به گفته ترکنژاد، «اگر امروز بخواهیم وحدت و انسجام شکل بگیرد باید سرمایههای اجتماعی ایران بازتولید شوند. باید به دنبال راهکارهایی بود که اعتماد مردم جلب شود. امروز امید ساختن مهمترین دستور کار دلسوزان ایران است. مردم باید ببینند که بهبودی در وضعیت و مطالبات آنها رخ داده است تا زخمهای قبلیشان مرهم پیدا کند.»
ترکنژاد با اشاره به اینکه باید به سبک زندگی مردم و نیاز آنها به یک زندگی آرام و بیتنش پاسخ داده شود، بیان میدارد: نباید با مردم به گونهای رفتار کرد که مردم احساس کنند مطالبات آنها برای حاکمیت جدی نیست و به آن توجه نمیشود. در صورت اتخاذ چنین ضرورتهایی معتقدم میتوان معادله نارضایتیهای اخیر را حل کرد و سطح تنشهای اجتماعی و عمومی کشور را کاهش داد.
ضرورت بازتعریف مفهوم اتحاد ملی
بازتعریف مفهوم اتحاد ملی بر پایه منافع ملی و توجه به مطالبات مردم از طریق گفتوگو هم از نگاه برخی روزنامهها راهکار خروج از بحران است.
«مرضیه وحیدی» استاد دانشگاه در گفتوگو با روزنامه آرمان امروز با تأکید بر ضرورت بازتعریف مفهوم اتحاد ملی بر پایه منافع ایران، معتقد است که عبور از شرایط پیچیده کنونی بدون تقویت همبستگی اجتماعی و ایجاد اجماع فراگیر میان نیروهای سیاسی و اجتماعی امکانپذیر نیست. به گفته او، اتحاد ملی زمانی معنا پیدا میکند که همه جریانها و نهادها، منافع بلندمدت کشور را بر منافع جناحی و کوتاهمدت ترجیح دهند و این اصل به یک قاعده عملی در حکمرانی تبدیل شود.
وحیدی با اشاره به اینکه جامعه ایران از ظرفیتهای انسانی، فرهنگی و تاریخی گستردهای برخوردار است، اظهار میکند که بهرهگیری از این ظرفیتها نیازمند شکلگیری فضایی مبتنی بر اعتماد، گفتوگو و مشارکت است. از نگاه او، اتحاد ملی صرفاً یک شعار سیاسی نیست، بلکه فرآیندی اجتماعی است که از دل تعامل مستمر دولت با مردم و پاسخگویی شفاف به مطالبات عمومی شکل میگیرد.
به گفته او، اتحاد ملی زمانی پایدار خواهد بود که همه اقشار جامعه خود را در فرآیند تصمیمگیری سهیم بدانند و احساس طردشدگی نداشته باشند. این امر مستلزم تقویت نهادهای مدنی، گسترش فضای گفتوگو و پذیرش تنوع دیدگاهها در چارچوب منافع ایران است.
لزوم تغییر رویکرد صدا و سیما
لزوم تغییر رویکردهای صدا و سیما و انحصارزدایی از تریبون دادن به گروههای سیاسی هم از محورهای برجسته در حوزه تقویت گفتوگوی ملی است.
احمد شیرزاد در این زمینه به آرمان ملی میگوید: صداوسیما نیز باید رفتار خود را تغییر دهد و واقعا مخاطبش را عموم جامعه فرض کند. به نحوی که مردم حس کنند صدایشان از صداوسیما شنیده میشود و تاثیرشان دیده میشود که این کار بسیار لازمی است و به افراد خبره نیاز دارد. من فکر میکنم مهمترین تغییر آنجا است که بایستی اتفاق بیفتد.
مهدی شیرزاد فعال سیاسی هم در این زمینه به روزنامه اعتماد میگوید: باید به نیروهای میانه مجال کنشگری داد. متاسفانه هر نیروی میانهای در کشور حذف شدهاند. صدا و سیما انحصاری است و تنها یک نظر را بازتاب میدهد. رسانه ملی دربست در اختیار جریان آقای جلیلی قرار دارد. ایراد ندارد چند دیدگاه دیگری هم در این رسانه حضور داشته باشند. اصرار به بازتاب یک دیدگاه باعث میشود مرجعیت رسانهای از بین برود. دیگران هم حق دارند در دفاع از منافع ملی، دفاع از مصالح عمومی ایرانیان و... صحبت کنند. چرا باید فقط صدای پهلوی در دنیا شنیده شود؟ به این دلیل است که همه صداهای ممکن به دست خودمان بسته شده است.
اطلاعرسانی به سبک اقناعی
برخی روزنامهها چون روزنامه «قدس» گفتوگو با مردم را به اطلاعرسانی اقناعی مردم از سوی حاکمیت تعبیر میکنند و بر این مهم تاکید دارند که مردم باید نسبت به شرایط خاص کشور و سیاستهای نظام اقناع شوند.
«مسعود رضایی» کارشناس ارشد مسائل سیاسی، در گفتوگو با این روزنامه تأکید میکند: با توجه به تهدیدهای مستمر آمریکا، فشارهای سیاسی و برخی مشکلات اقتصادی موجود، طبیعی است که مردم انتظار داشته باشند مسئولان بیش از گذشته و بهصورت مداوم و شفاف درباره وضعیت کشور، بهویژه درباره مسائل اقتصادی، اطلاعرسانی کنند.
رضایی میافزاید: قرار گرفتن مردم در جریان جزئیات و واقعیات موجب میشود جریانهایی که با اقدامهای تخریبگرانه یا انتشار اخبار نادرست و التهابآفرین، بهدنبال برهم زدن ثبات اقتصادی و روانی جامعه هستند، تا حد زیادی خلع سلاح شوند. اطلاعرسانی دقیق و بهموقع، مستقیماً به افزایش آرامش عمومی منجر میشود.
«پرویز سروری» فعال اصولگرا هم در گفتوگو با این روزنامه میگوید: مسئولان باید به میان مردم بیایند و شرایط دقیقی که در آن قرار داریم را به مردم توضیح بدهند و محدودیتها و دیگر اقتضائات این شرایط را برای مردم شفاف کنند. کشور در وضعیت جنگی قرار دارد و تمامی تصمیمگیریها باید بر اساس اولویتهای قدرت نظامی، مدیریت بحران و تهدیدهای موجود صورت گیرد، اما آنچه امروز مشاهده میکنیم، فضای عادی در همه حوزههاست.
او با اشاره به پیامدهای این غفلت میافزاید: این عدم حضور مسئولان در میان افکار عمومی جامعه، به رسانهها و در نهایت مردم منتقل و موجب شده افکار عمومی نیز در فضایی غیرجنگی و عادی زندگی و مطالبهگری کنند. در شرایط واقعی جنگ، بسیاری از انتظارات کاهش پیدا میکند، موضوعات بدون اولویت کنار گذاشته میشوند و واردات و صادرات بر اساس نیازهای جنگ تنظیم میشود. اما امروز، برنامهریزیها و اقدامهای نهادهای مختلف با شرایط جنگ همخوانی ندارد.
«عبدالحسین روحالامینی» رئیس شورای مرکزی حزب توسعه و عدالت ایران اسلامی هم در گفتوگو با این روزنامه با تأکید بر ضرورت گفتوگوی شفاف با مردم، بیان میدارد: اصل روشنگری، توضیح مستمر مسائل و ارتقای اعتبار رسانهای کشور، اقدامی ضروری و مفید است، اما این مسیر نیازمند نظم رسانهای و انسجام در مواضع رسمی است.
وی با اشاره به ضعفهای موجود در عرصه رسانهای ادامه میدهد: رسانه ملی باید درهای خود را به روی همه صاحبنظران باز کند و از ظرفیت دیدگاههای متنوع بهره بگیرد، اما این به معنای تکثر بیضابطه در مواضع رسمی نیست. مواضع رسمی کشور باید محدود، دقیق و از کانالهای مشخص اعلام شود تا از بروز پیامهای متناقض جلوگیری شود.