مجتبی گهستونی روزنامهنگار و فعال میراثفرهنگی در یادداشتی نوشت: در خوزستان، سالهاست که نگاه رسمی به «سرمایهگذاری» محدود به صنایع سنگین باقی مانده؛ گویی توسعه فقط در دودکشها، پتروشیمیها و فولاد معنا دارد. این در حالی است که بخش مهمی از ظرفیت اقتصادی، فرهنگی و حتی اجتماعی استان در بناهای تاریخی و فضاهای متروکهای نهفته است که میتوانند به موتور محرک اشتغال، گردشگری و نشاط شهری تبدیل شوند.
اهواز، برخلاف تصور رایج، شهری است با لایههای عمیق معماری و تاریخ معاصر. از خانههای ارزشمند تاریخی تا بناهای صنعتی و اداری، از موزهها تا ساختمانهای راهآهن، همه اینها میتوانند به حلقههای زنجیره اقتصاد فرهنگی تبدیل شوند؛ زنجیرهای که در بسیاری از شهرهای جهان، نقش کلیدی در توسعه پایدار ایفا کرده است.
اگر تنها بخشی از بناهای ارزشمند اهواز ساماندهی و احیا شوند، میتوانند به فضاهای فرهنگی، هنری، گردشگری و خلاق تبدیل شوند. بناهایی مانند خانههای معماری ارزشمند اهواز، موزه هنرهای معاصر که سالهاست از ظرفیت کامل خود استفاده نمیکند، موزه منطقهای خوزستان، دانشسرای مقدماتی، سیلو و گمرک قدیم، مجموعه بناهای راهآهن شامل باشگاه راهآهن، هشتبنگلهها و ساختمانهای اداری، خانههای بانک ملی، کارخانه ریسندگی و بافندگی و...
هر یک از این بناها میتواند به یک مرکز فرهنگی، گالری، فضای کار اشتراکی، مرکز نوآوری، اقامتگاه بومگردی شهری، یا مقصد گردشگری تبدیل شود. اینها فقط «هزینه» نیستند؛ بلکه سرمایههای آماده بهرهبرداری هستند.
چرا این اتفاق نمیافتد؟
مشکل فقط کمبود بودجه نیست. مشکل اصلی، کمبود مطالبهگری عمومی و بیتفاوتی مدیران ارشد استان است. استانداری و نهادهای تصمیمگیر، اغلب رویکردی خنثی نسبت به موضوعات فرهنگی دارند. نمایندگان مجلس نیز بیشتر درگیر مناسبات سیاسی و قومیاند تا پیگیری منافع فرهنگی و ملی.
در چنین فضایی، بناهای ارزشمند یکییکی فرسوده میشوند، بدون آنکه کسی از خود بپرسد: «اینها چه فرصتهایی را از ما میگیرند؟»
نمونههای موفق احیای بناهای دولتی در ایران
برای درک بهتر اهمیت این موضوع، کافی است نگاهی به تجربههای موفق داخل کشور بیاندازیم.
۱. کارخانه ریسباف اصفهان:
این کارخانه تاریخی که سالها متروکه بود، با تصمیم دولت و شهرداری در مسیر تبدیل شدن به «موزه بزرگ اصفهان» قرار گرفت. این پروژه نهتنها یک بنای صنعتی را نجات داد، بلکه آن را به یک مقصد گردشگری و فرهنگی تبدیل کرد.
۲. کارخانه نوآوری آزادی (تهران):
ساختمان متروکه وزارت دفاع، با یک طرح احیا به بزرگترین مرکز استارتاپی کشور تبدیل شد. امروز صدها جوان در همین فضای بازسازیشده مشغول کارآفرینیاند.
۳. خانههای تاریخی شیراز و یزد:
دهها خانه تاریخی در این شهرها با مشارکت بخش خصوصی به هتل، کافه، گالری و اقامتگاه تبدیل شدهاند. این مدل نشان میدهد که احیا، سودآور است.
۴. موزه پست (تهران):
ساختمان قدیمی پست، با مرمت اصولی، به یکی از جذابترین موزههای تهران تبدیل شد و اکنون بخشی از هویت شهری پایتخت است.
نمونههای موفق جهانی
در جهان نیز احیای بناهای دولتی و صنعتی، یکی از مهمترین ابزارهای توسعه شهری است:
۱. تیت مدرن لندن:
یک نیروگاه متروکه، به یکی از مهمترین موزههای هنر معاصر جهان تبدیل شد. امروز سالانه میلیونها نفر از آن بازدید میکنند و اقتصاد محله را متحول کرده است.
۲. هایلاین نیویورک:
یک خط راهآهن متروکه، به پارک شهری تبدیل شد و ارزش املاک اطراف را چند برابر کرد.
۳. کارخانههای قدیمی برلین:
دهها کارخانه و انبار قدیمی در برلین به فضاهای فرهنگی، کارگاههای هنری و مراکز خلاق تبدیل شدهاند و اکنون بخشی از هویت فرهنگی شهر هستند.
این نمونهها نشان میدهد که احیای میراث معماری، یک پروژه فرهنگی صرف نیست؛ یک پروژه اقتصادی، اجتماعی و هویتی است.
اهواز چه میتواند باشد؟
اگر بناهای ارزشمند اهواز به چرخه بهرهبرداری بازگردند، میتواند اشتغال پایدار ایجاد کنند، گردشگری شهری را رونق دهند، هویت فرهنگی شهر را تقویت کنند، فضاهای عمومی باکیفیت برای مردم فراهم کنند، نشاط اجتماعی را افزایش دهند، سرمایهگذاری بخش خصوصی را جذب کنند. این مسیر، نه رؤیاپردازی است و نه هزینهتراشی؛ یک مدل توسعه آزمودهشده در جهان است.
خوزستان برای توسعه فقط به صنعت نیاز ندارد؛ به احیای حافظه شهری، بازگرداندن زندگی به بناهای تاریخی و سرمایهگذاری در فرهنگ هم نیاز دارد. این سرمایهگذاری، سودآورترین شکل توسعه پایدار است. اما تا زمانی که مطالبهگری عمومی شکل نگیرد و مدیران ارشد استان از حالت خنثی خارج نشوند، این ظرفیتها همچنان خاک خواهند خورد.
انتهای پیام/