شناسهٔ خبر: 76970873 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: خبرنامه دانشجویان ایران | لینک خبر

افول شدید جایگاه اروپا در مسائل جهانی؛

از برجام تا سپاه؛ سقوط استقلال اروپا

اقدام اتحادیه اروپا در تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران، نه یک تصمیم حقوقی مقطعی، بلکه حلقه‌ای تازه از زنجیره فشار همه‌جانبه غرب علیه ایران است؛ تصمیمی که در امتداد راهبرد آمریکا و با هدف تضعیف ارکان قدرت جمهوری اسلامی، امنیتی‌سازی ساختار دفاعی ایران و سلب نقش مستقل اروپا در معادلات بین‌المللی اتخاذ شده است.

صاحب‌خبر -

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ ایوب سحاب نژاد/// اقدام اتحادیه اروپا در تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را نمی‌توان تصمیمی مقطعی، احساسی یا صرفاً حقوقی تلقی کرد. این اقدام باید در چارچوب یک روند بلندمدت و سلسله‌وار از رفتارهای خصمانه غرب علیه ایران تحلیل شود؛ روندی که طراح اصلی آن ایالات متحده آمریکاست و اروپا در آن، نه به‌عنوان یک بازیگر مستقل، بلکه به‌مثابه بازیگری پیرو و تابع عمل می‌کند. در این چارچوب، تروریستی اعلام کردن سپاه نه نقطه آغاز، بلکه حلقه‌ای دیگر از زنجیره فشار همه‌ جانبه‌ای است که هدف نهایی آن تضعیف ارکان قدرت جمهوری اسلامی ایران است.

در سال‌های اخیر، راهبرد غرب در قبال ایران از «دیپلماسی صرف» به «فشار ترکیبی» تغییر ماهیت داده است. این فشار ترکیبی شامل مجموعه‌ای از ابزارهاست؛ تحریم‌های اقتصادی فلج‌کننده، تهدیدهای نظامی آشکار و حتی مشارکت در جنگ علیه ایران، جنگ روانی و رسانه‌ای، حمایت سیاسی و رسانه‌ای از ناآرامی‌ها داخلی و حملات تروریستی و در نهایت استفاده از سازوکارهای حقوقی و بین‌المللی برای مشروع‌سازی فشار. با این نگاه ، قرار دادن سپاه در فهرست سازمان‌های تروریستی اروپا دقیقاً در همین چارچوب قابل فهم است؛ اقدامی که به‌دنبال امنیتی‌سازی ساختار دفاعی ایران و افزایش هزینه‌های تعامل بین‌المللی با جمهوری اسلامی است.

سپاه پاسداران در این میان جایگاهی کلیدی دارد. این نهاد، صرفاً یک نیروی نظامی نیست، بلکه ستون فقرات امنیت ملی، بازدارندگی دفاعی و عمق راهبردی ایران در منطقه به‌شمار می‌رود. سپاه نقشی تعیین‌کننده در مقابله با تهدیدات خارجی، مهار تروریسم منطقه‌ای و حفظ ثبات داخلی ایفا کرده و به همین دلیل، به هدف اصلی پروژه فشار غرب تبدیل شده است. در نتیجه، برچسب «تروریسم» به سپاه نه یک قضاوت حقوقی بی‌طرفانه، بلکه تلاشی آگاهانه برای تضعیف مشروعیت این نهاد و آماده‌سازی افکار عمومی غرب برای اقدامات پرهزینه‌تر در آینده تلقی می‌شود.

نکته قابل تأمل در این میان، نقش اتحادیه اروپا است. اروپا در سال‌های اخیر عملاً استقلال راهبردی خود را از دست داده و در مواجهه با پرونده ایران، با تأخیر زمانی اما با همان منطق و اهداف آمریکا حرکت کرده است. خروج یک‌جانبه آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸، قرار دادن سپاه در فهرست تروریستی در سال ۲۰۱۹، و سپس فعال‌سازی اسنپ‌بک و پیگیری تروریستی اعلام کردن سپاه از سوی اروپا با فاصله چندساله، نشانه‌ای روشن از همین تبعیت است. اروپا گویی مسیر واشنگتن را با تأخیر طی می‌کند، بی‌آنکه توان یا اراده‌ای برای تعریف سیاست مستقل داشته باشد.

فعال‌سازی سازوکار اسنپ‌بک توسط تروئیکای اروپایی، نقطه عطفی در این روند محسوب می‌شود. این اقدام، که عملاً آخرین بقایای برجام را از میان برد، نشان داد که اروپا حتی حاضر است مهم‌ترین دستاورد دیپلماتیک خود در دهه‌های اخیر را قربانی روابط فراآتلانتیکی کند. این رفتار نه‌تنها نشانه ضعف اروپا در برابر فشارهای آمریکا، بلکه گواهی بر این واقعیت است که اروپا از ایران به‌عنوان کارت بازی در تعاملات خود با واشنگتن، به‌ویژه در موضوعاتی چون اوکراین، استفاده می‌کند.

در همین راستا، بسیاری از تحلیل‌های داخلی بر این نکته تأکید دارند که مسئله هسته‌ای ایران برای اروپا اولویتی ذاتی و مستقل نیست. آنچه اهمیت دارد، مدیریت رابطه با آمریکا و تلاش برای کاهش تنش‌های فراآتلانتیکی است؛ حتی اگر بهای آن، تخریب کامل روابط با ایران و از دست رفتن اعتبار دیپلماتیک اروپا باشد. نمونه‌هایی چون تحقیرهای مکرر اروپا از سوی دولت آمریکا در موضوعاتی نظیر تعرفه‌ها، اوکراین و حتی گرینلند، در کنار تلاش هم‌زمان اروپا برای جلب رضایت واشنگتن از طریق تشدید فشار بر ایران، نشانه‌ای از بحران هویت و اعتمادبه‌نفس قاره سبز تلقی می‌شود.

بعد دیگر این ماجرا، تناقض آشکار اروپا در ادعاهای حقوق بشری است. اتحادیه اروپا در حالی با شتاب از «حقوق بشر» در ایران سخن می‌گوید که در برابر جنایات آشکار رژیم صهیونیستی در غزه، یا سکوت اختیار کرده یا عملاً در کنار آن ایستاده است. این رفتار دوگانه، مشروعیت اخلاقی اروپا را به‌شدت مخدوش کرده و نشان داده است که حقوق بشر برای این اتحادیه نه یک اصل جهان‌شمول، بلکه ابزاری سیاسی برای اعمال فشار بر کشورهای مستقل است.

اقدام اخیر اروپا همچنین در پیوند مستقیم با تهدیدهای نظامی آمریکا علیه ایران تحلیل می‌شود. زمانی که تهدید نظامی، حمایت از ناآرامی‌های داخلی و حملات ترریستی، تشدید تحریم‌ها و استفاده از ابزارهای حقوقی به‌طور هم‌زمان در دستور کار قرار می‌گیرند، نمی‌توان این اقدامات را جدا از یکدیگر دید. تروریستی اعلام کردن سپاه در چنین فضایی می‌تواند به‌عنوان بخشی از آماده‌سازی حقوقی و روانی برای سناریوهای پرتنش‌تر در آینده تلقی شود؛ سناریوهایی که هدف آن‌ها افزایش هزینه مقاومت ایران و ایجاد بازدارندگی معکوس است.

در نهایت، جمع‌بندی از این تحولات روشن است. تروریستی اعلام کردن سپاه از سوی اتحادیه اروپا نه اقدامی مؤثر در تغییر رفتار ایران خواهد بود و نه به افزایش امنیت منطقه‌ای منجر می‌شود. برعکس، این تصمیم بیش از هر چیز نشان‌دهنده افول نقش و جایگاه اروپا در نظام بین‌الملل و از دست رفتن ظرفیت آن برای ایفای نقش مستقل و سازنده است. اروپا با این اقدام، نه‌تنها اعتبار میانجی‌گرانه خود را به‌طور کامل از دست داده، بلکه عملاً خود را از هرگونه نقش‌آفرینی مثبت در آینده روابط با ایران کنار گذاشته است.

این مسیر نه به نفع ثبات منطقه است و نه به سود منافع بلندمدت اروپا. اما آنچه مسلم است، جمهوری اسلامی ایران این اقدامات را نه نشانه قدرت، بلکه نشانه ضعف و سردرگمی راهبردی غرب می‌داند و بر این باور است که فشار، تهدید و برچسب‌زنی، هرگز جایگزین گفت‌وگو و احترام متقابل نخواهد شد و منافع اروپا بیش از پیش در این بزنگاه تاریخی از دست خواهد رفت و هزینه های آن را متقبل خواهد شد.