شناسهٔ خبر: 76969899 - سرویس علمی-فناوری
نسخه قابل چاپ منبع: جام‌جم آنلاین | لینک خبر

چرا پروژه ۲۰ساله همچنان در بزنگاه‌های قطعی و اختلال به‌عنوان راهکار اضطراری مطرح می‌شود؟

شبکه ملی اطلاعات پروژه پرهزینه با خروجی نامشخص

این صحنه برای همه ما آشناست: سرعت اینترنت به شکل محسوسی کاهش می‌یابد، دسترسی به سرویس‌های بین‌المللی اختلال پیدا می‌کند، یا در مواقع خاص سیاسی و امنیتی، اتصال به اینترنت جهانی به‌کلی قطع می‌شود.

صاحب‌خبر -
 
درست در همین لحظات که کلافگی کاربران و زیان کسب‌وکارها به اوج می‌رسد، موجی از اظهارنظرهای مسئولان در خروجی خبرگزاری‌ها قرار می‌گیرد که ترجیع‌بند همه آنها یک جمله است: «اگر شبکه ملی اطلاعات تکمیل شده بود، این مشکلات را نداشتیم.» این چرخه تکراری، سؤالی بنیادین را در ذهن افکارعمومی و کارشناسان ایجاد کرده است: چرا ضرورت توسعه و تکمیل شبکه ملی اطلاعات، تنها زمانی به اولویت اول تبدیل می‌شود که اینترنت قطع است؟ چرا پروژه‌ای که کلنگ آن در سال ۱۳۸۴ زده شده، هنوز بعد از گذشت نزدیک به دو دهه، همچون ساختمانی نیمه‌کاره است که ساکنانش فقط موقع طوفان به آن پناه می‌برند؟ گزارش پیش‌رو، کالبدشکافی این رویکرد واکنشی و بررسی وضعیت فعلی این کلان‌پروژه ملی است.
 
یک تاریخچه پرفراز و نشیب

برای درک چرایی این وضعیت، باید به عقب بازگردیم. نخستین بار دراسفندماه ۱۳۸۴، ایده اولیه این شبکه با نام «اینترنت ملی» مطرح شد. در آن زمان قرار بود پروژه مورد اشاره ظرف سه سال به بهره‌برداری برسد؛ اما با گذشت زمان و جابه‌جایی دولت‌ها، تنها چیزی که تغییر کرد، نام پروژه به «شبکه ملی اطلاعات» و بازتعریف اهداف آن در برنامه پنجم توسعه (ماده ۴۶) بود. براساس اسناد بالادستی، وزارت ارتباطات مکلف بود شبکه‌ای امن و پایدار ایجاد کند که ۶۰ درصد خانوارها و کلیه کسب‌وکارها را پوشش دهد. اما آمارها روایت دیگری دارند. طبق گزارش‌های مرکز ملی فضای مجازی، تا پایان دولت دوازدهم (سال ۱۴۰۰)، پیشرفت این پروژه تنها حدود ۲۳درصد بود. این یعنی در طول ۱۶سال، زیرساخت حیاتی کشور با سرعتی لاک‌پشتی حرکت کرده است. اگرچه در دولت سیزدهم با یک جهش آماری، پیشرفت پروژه به حدود ۶۰ درصد رسید، اما همچنان فاصله تا نقطه مطلوب معنادار است. این تأخیر تاریخی باعث شده تا شبکه ملی اطلاعات به‌جای این‌که بستری برای رشد اقتصاد دیجیتال باشد، به کلیدواژه‌ای تبدیل شود که افکارعمومی آن را مترادف با «محدودیت» می‌دانند، نه «پیشرفت».

سوءتفاهم بزرگ: دیوار یا ستون فقرات؟
یکی از دلایل اصلی که باعث می‌شود بحث درباره شبکه ملی اطلاعات تنها در زمان‌های بحران داغ شود، نگاه دوگانه به ماهیت آن است. از یک‌سو، برخی جریانات سیاسی و رسانه‌ای (عمدتا خارج از کشور) این شبکه را ابزاری برای قطع کامل ارتباط با جهان و مدل‌سازی از اینترنت چینی معرفی می‌کنند. تجربه قطع اینترنت در آبان ۹۸ و فعال‌ماندن نصف‌ونیمه برخی سرویس‌های داخلی، به این بدبینی دامن زد. اما از سوی دیگر، متخصصان فنی و اسناد مصوب شورای عالی فضای مجازی، تعریف متفاوتی دارند. شبکه ملی اطلاعات، زیرساختی مستقل است که باید سه لایه اصلی داشته باشد: «زیرساخت»، «خدمات» و «محتوا». هدف این شبکه، استقلال در لایه زیرساخت است تا اگر اینترنت جهانی به هر دلیلی (تحریم، جنگ یا قطع کابل‌ها) از دسترس خارج شد، زندگی دیجیتال مردم فلج نشود. رسول لطفی، معاون وزیر ارتباطات در دولت چهاردهم، در گفت‌وگو با ایسنا تأکید کرده است که «شبکه ملی اطلاعات قرار نیست جای اینترنت جهانی را بگیرد، بلکه ستون‌فقرات ارتباطی کشور را تقویت می‌کند.» او با تشبیه این شبکه به جاده‌های داخلی کشور می‌گوید: این شبکه همچون جاده‌های داخلی کشور است که به مسیرهای جهانی متصل می‌شود، با این تفاوت که امنیت و مدیریت آن در اختیار خودمان قرار دارد.بااین‌حال، وقتی صحبت از این شبکه فقط در زمان قطعی‌ها می‌شود، طبیعی است که مردم آن را نه به‌عنوان «ستون‌فقرات» بلکه به‌عنوان «دیوار» ببینند.

کالبد هست، روح نیست
چرا وقتی اینترنت قطع می‌شود، حتی با وجود شبکه ملی اطلاعات، کاربران احساس درماندگی می‌کنند؟ پاسخ در عدم توازن میان لایه‌های این شبکه نهفته است. گزارش‌ها نشان می‌دهد درحالی‌که در لایه «زیرساخت» (کابل‌کشی، فیبر نوری، مراکز داده) پیشرفت‌های قابل‌توجهی صورت گرفته، اما در لایه «خدمات» و «محتوا» با فقر شدید روبه‌رو هستیم. خبرگزاری میزان در گزارشی تحلیلی اشاره می‌کند که یکی از مهم‌ترین چالش‌های پیش‌رو، فقدان موتورهای جست‌وجوی داخلی کارآمد است. وقتی کاربر ایرانی در زمان اختلال اینترنت نتواند نیاز ساده جست‌وجوی اطلاعات خود را برطرف کند، عملا وجود زیرساخت پرسرعت داخلی برای او بی‌معنی است. شبکه ملی اطلاعات به مثابه یک اتوبان وسیع و آسفالت‌ است که در آن خودروی باکیفیت و مقصد جذابی (محتوای غنی) وجود ندارد. کارشناسان معتقدند تمرکز صرف بر توسعه فیزیکی و غفلت از زیست‌بوم خدمات، پاشنه‌آشیل این پروژه است. تا زمانی که پلتفرم‌های داخلی نتوانند کیفیت و پایداری لازم را در شرایط عادی (و نه‌فقط اضطراری) به کاربر ارائه دهند، اعتماد عمومی به این شبکه شکل نمی‌گیرد و نگاه به آن، «موقتی» باقی خواهد ماند.
   
اقتصاد دیجیتال؛ قربانی نگاه واکنشی

نگاه «بحران‌محور» به شبکه ملی اطلاعات، بیشترین ضربه را به اقتصاد دیجیتال می‌زند. وقتی توسعه اینترنت ملی تنها به‌عنوان یک «طرح پدافندی» دیده شود، سرمایه‌گذاری روی کیفیت سرویس‌ها کاهش می‌یابد. کسب‌وکارهای آنلاین نیاز به ثبات دارند. آنها نمی‌توانند روی زیرساختی سرمایه‌گذاری کنند که متولیانش آن را تنها به‌عنوان «جایگزین روز مبادا» تبلیغ می‌کنند. اگر شبکه ملی اطلاعات به درستی تبیین و اجرا شده بود، امروز باید شاهد این می‌بودیم که ترافیک داخلی با سرعتی چندبرابر و قیمتی بسیار ارزان‌تر در اختیار مردم قرار می‌گرفت و استفاده از پلتفرم‌های داخلی نه از سر اجبار فیلترینگ، بلکه به‌دلیل مزیت رقابتی (سرعت و کیفیت) انتخاب اول کاربران می‌شد. همان‌طور که در کشورهای پیشرفته (مانند کره‌جنوبی)، استفاده از سرویس‌های بومی به‌دلیل کیفیت بالا، اولویت دارد.
   
دولت چهاردهم و ضرورت تغییر ریل

به نظر می‌رسد در دولت چهاردهم، ادبیات مسئولان نسبت به این شبکه در حال تغییر به سمت واقع‌گرایی است. تأکید بر این‌که شبکه ملی مکمل اینترنت جهانی است و نه جایگزین آن، می‌تواند گام اول برای بازسازی اعتماد ازدست‌رفته باشد. تکمیل ۶۰ درصدی این شبکه (طبق ادعای دولت سیزدهم) نقطه شروع خوبی است، اما «تکمیل ملموس» که در وعده‌های معاون وزیر ارتباطات آمده، زمانی رخ می‌دهد که مردم اثر آن را در کیفیت تماس‌های تصویری، پایداری خدمات بانکی و سرعت دسترسی به محتوا حس کنند. 

راهکار در «زندگی روزمره» است، نه «روز مبادا»
پاسخ به این سؤال که «چرا فقط وقت قطعی به فکر اینترنت ملی می‌افتیم؟» در نوع نگاه حکمرانی به فضای مجازی نهفته است. تا زمانی که شبکه ملی اطلاعات به‌عنوان یک ابزار امنیتی صرف دیده شود، توسعه آن نیز واکنشی و نامتوازن خواهد بود. راه برون‌رفت از این چرخه معیوب، تغییر استراتژی از «پدافند» به «توسعه» است. شبکه ملی اطلاعات باید آن‌قدر قدرتمند، غنی و جذاب باشد که در روزهای عادی که اینترنت بین‌الملل هم وصل است، کاربران ترجیح دهند از بستر داخلی استفاده کنند. تنها در این صورت است که در زمان بحران، کسی متوجه قطعی ارتباط با خارج نخواهد شد؛ چراکه «زندگی دیجیتال» در داخل جریان دارد. تا آن زمان، ما همچنان با هر قطعی اینترنت، حسرت سقف نساخته‌ای را خواهیم خورد که زیر باران یادش افتاده‌ایم.