شناسهٔ خبر: 76969842 - سرویس علمی-فناوری
نسخه قابل چاپ منبع: سرپوش | لینک خبر

دانشگاه

فضای تعطیل و نیمه‌تعطیل چهار دانشگاه تهران

از هفته سوم دی‌ماه که ناگهان وزارت علوم خبر از مجازی‌شدن دانشگاه‌ها داد، تمام ساختمان‌ها در سکوت و خاموشی فرو رفته‌اند، در حالی که دانشگاه درست در این شرایط باید نقشش را برای تبدیل‌شدن به محلی برای گفت‌و‌گو ایفا کند. تصمیم به مجازی‌شدن امتحانات نیز توسط وزارت علوم اعلام شد تا سکوت دانشگاه طولانی‌تر شود.

صاحب‌خبر -

اقتصاد۲۴ نوشت: ساعت ۵ بعدازظهر است. در کتابخانه مطالعات بین‌الملل دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران نشسته‌ام که ناگهان نیمی از چراغ‌های سالن مطالعه خاموش می‌شود. مسئول کتابخانه که مردی میانسال با کتی قهوه‌ای است می‌گوید: «برای یک نفر نمی‌شود کتابخانه را باز نگه داشت. لطفا به کتابخانه مرکزی مراجعه کنید». وسایلم را جمع می‌کنم و از درِ پشتی خارج می‌شوم.

راهروهای دانشکده حقوق و علوم سیاسی با سقف‌های بلندشان تاریک‌اند. جز چند چراغ در نیمه دوم طبقه همکف، همه جا در خاموشی به‌سر می‌برد. در مسیر رسیدن به در خروجی، سرجمع سه دانشجو می‌بینم و چند نیروی خدماتی. با اینکه در زمان امتحانات ترم اول سال به سر می‌بریم، اما دانشکده در حالت تعطیل به سر می‌برد؛ این تصویر دانشگاه‌های ایران در این روزهاست.

از هفته سوم دی‌ماه که ناگهان وزارت علوم خبر از مجازی‌شدن دانشگاه‌ها داد، تمام ساختمان‌ها در سکوت و خاموشی فرو رفته‌اند، در حالی که دانشگاه درست در این شرایط باید نقشش را برای تبدیل‌شدن به محلی برای گفت‌وگو ایفا کند. تصمیم به مجازی‌شدن امتحانات نیز توسط وزارت علوم اعلام شد تا سکوت دانشگاه طولانی‌تر شود.

این درحالی است که از ابتدای تشکیل دولت جدید، لزوم نقش‌آفرینی دانشگاه مورد تأکید مسئولین دولت بوده است. مثلا «حسین سیمایی‌صراف»، وزیر علوم، ۳۱ فروردین ۱۴۰۴ گفته بود: «مؤلفه بعدی گفتمان جدید، مسئولیت اجتماعی دانشگاه است. این مفهوم از ارکان اساسی دانشگاه نسل چهارم محسوب می‌شود و باید به‌طور جدی به آن بازگردیم. دانشگاه نباید از جامعه گسسته باشد. رابطه دانشگاه با صنعت، با اخلاق و با ارزش‌های اجتماعی باید حفظ شود. بی‌تفاوتی نسبت به مسائل اجتماعی، خلاف ذات دانشگاه است».

با این‌حال اما در برهه‌ای که باید این حرف در عمل ثابت و به دانشگاه فضای نقش‌آفرینی داده می‌شد، تمام درهای آن بسته شد و حتی در برخی دانشگاه‌ها حضور دانشجویان کارشناسی، ممنوع اعلام شده است.

فضای سرد دانشگاه تهران

در قرائت‌خانه کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران کیفم را روی میز می‌گذارم. جز من، هشت دانشجوی دیگر در کتابخانه نشسته‌اند و در طبقات و بوفه کتابخانه نیز تک و توک آدم‌هایی در حال رفت و آمدند. چراغ‌های طبقه اول خاموش است و در طبقه دوم که بوفه و قرائت‌خانه‌ها قرار دارند نیز فقط بخشی از چراغ‌ها روشن گذاشته شده است. از در ساختمان خارج می‌شوم و شروع به قدم‌زدن در دانشگاه تهران می‌کنم؛ دانشگاهی که آن را «نماد آموزش عالی» می‌نامند.

روبه‌روی دانشکده ادبیات چند دانشجو در حال گفت‌وگو هستند، از آن‌ها می‌پرسم اینجا چه کار می‌کنند. یکی از دختران جواب می‌دهد: «چرا اینجا نباشیم؟ دانشگاه که فقط کلاس درس نیست، فضای گفت‌وگو و جمع‌شدن ماست». پسر جوانی که کنار اوست با سر تأیید می‌کند و می‌گوید: «من می‌خواهم دانشجو باشم. مثل یک دانشجو زندگی کنم و مثل یک دانشجو بتوانم با دوستانم درباره مطالعاتم حرف بزنم. دانشجوبودن هم بدون حضور در دانشگاه، ممکن نیست».

از پیش آن‌ها می‌روم، در مسیر سری به دانشکده ادبیات می‌زنم. نه خبری از دانشجوست و نه حتی چراغ‌ها روشن است. در انتهای طبقه اول فقط یک پنجره باز است. باد پرده را تکان می‌دهد. احتمالا برای گردش هوا پنجره را باز گذاشته‌اند. از دانشکده ادبیات بیرون می‌آیم، قدم‌زنان به سمت دانشکده هنرهای زیبا می‌روم. در مسیر دانشجویانی با کتاب‌هایی در دست یا به سمت کتابخانه مرکزی می‌روند یا کارشان با بخش‌های اداری تمام شده و به سمت در خروج در حال حرکت‌اند.

در گوشه و کنار دانشگاه برگ‌های ریخته‌شده تلنبار شده‌اند و صدای جارویی که روی زمین کشیده می‌شود، در فضای خالی طنینی بلند دارد. در دانشکده هنرهای زیبا نیز خبری از دانشجویان نیست؛ در محیط باز روبه‌روی دانشکده هنوز آثاری از هفته دیزاین تهران باقی مانده؛ آثاری که زیر برف و باران در حال زنگ‌زدن‌اند. در کتابخانه این دانشکده فقط سه دانشجو نشسته‌اند.

ممنوع‌الورودی دانشجویان کارشناسی

بادی سرد از سمت تپه‌های اوین می‌آید. شال‌گردنم را بیشتر دور خودم می‌پیچم. جلوی در دانشگاه شهید بهشتی تعدادی از نیروهای حراست ایستاده‌اند. با کارت یکی از دوستانم وارد دانشگاه می‌شوم. شیب دانشگاه شهید بهشتی را بالا می‌روم، کتابخانه مرکزی این دانشگاه همیشه در زمان امتحانات ۲۴ساعته است، اما گویی امسال از این تسهیلات و امکانات خبری نیست.

«یوسف» یکی از دانشجویان این دانشگاه توضیح می‌دهد: «ریاست دانشگاه گفته استانداری به ما دستور داده به‌خاطر کنترل مصرف انرژی زمان استفاده از کتابخانه را به زمان اداری کاهش دهیم. حالا به‌جای ۲۴ ساعت، کتابخانه فقط ساعت ۸ صبح تا ۱۷ عصر باز است». در برگه‌ای کوچک روی یکی از بُردهای کتابخانه نیز این زمان‌بندی جدید قید شده است. در کتابخانه تعداد دانشجویان زیاد نیست، این برخلاف سال‌های گذشته است که همیشه کتابخانه این دانشگاه مملو از دانشجو بود.

یکی از دلایل، ممنوع‌الورودشدن دانشجویان کارشناسی است که با مجازی‌شدن امتحانات اجازه حضور در دانشگاه را ندارند. «یوسف» ادامه می‌دهد: «ورود دانشجویان کارشناسی نه‌فقط به دانشگاه، که حتی برای استفاده از کتابخانه هم ممنوع است. وقتی اعتراض کردیم، حراست گفت ما چنین تصمیمی نداریم و با ارائه کارت دانشجویی به افراد برگه ورود و خروج می‌دهیم و اجازه ورود هست. اما در واقعیت به این حرف عمل نمی‌کنند».

این ممنوع‌الورودی آسیب‌های زیادی برای دانشجویان داشته است. «مهسا» دانشجوی سال دوم کارشناسی است و می‌گوید: «می‌دانم خیلی از دوستانم از این وضعیت افسرده شده‌اند. در روزهایی که همه غمگین و مضطرب‌اند، دانشگاه فضایی برای جمع‌شدن و سوگواری جمعی به ما می‌داد. الان نیاز به در کنار یکدیگر بودن داریم».

با گفتن این حرف‌ها، بغض گلویش را می‌گیرد: «دانشگاه برای ما شبیه خانه است. جایی برای اینکه بتوانیم حرف بزنیم، یاد بگیریم و پیشرفت کنیم». همین مسئله منجر شد تا «شورای صنفی دانشگاه شهید بهشتی» نامه‌ای سرگشاده به وزیر علوم بدهد. در این نامه آمده است: «تصمیمات اخیر هیئت‌رئیسه دانشگاه، از ممنوعیت ورود دانشجویان کارشناسی تا تعطیلی ناگهانی فضاهای مطالعاتی، بستن قرائت‌خانه‌ها، لغو خدمات رفاهی، تخلیه خوابگاه و آشفتگی کامل در شیوه و زمان برگزاری امتحانات، توهین به دانشجوست، برخلاف هر اصل و شیوه اداره نهاد دانشگاه و برخلاف بدیهی‌ترین حقوق دانشجویان است. این تصمیمات بدون اطلاع‌رسانی و کاملا برخلاف مذاکرات با شورای صنفی اتخاذ شده‌اند».

در این نامه، شورای صنفی به نمایندگی از دانشجویان به حذف دانشجویان اعتراض کرده است: «دانشگاه یک فضای اجتماعی است برای باهم‌بودن. قفل‌کردن درهای دانشگاه، تعطیل‌کردن خوابگاه‌ها و بستن فضاهای مطالعاتی، نه «تدبیر شرایط» است و نه «مدیریت منابع»؛ حذف آگاهانه دانشجو از محیط دانشگاه است و دانشگاه بدون دانشجو هیچ است».

اما این نامه سرگشاده و قانونی از طرف یک نهاد رسمی نیز مورد پذیرش مدیران دانشگاه شهید بهشتی قرار نگرفته. فعالان صنفی این دانشگاه می‌گویند حراست آن‌ها را تهدید به شکایت کرده و همین‌طور دستور به حذف نامه و حضور در دفتر حراست برای پاسخ‌گویی داده است و فارغ از این تهدیدها، شورای صنفی و بالطبع تمام دانشجویان را از حضور در جلسات تصمیم‌گیری و اظهارنظر درباره مصوبات منع کرده‌اند. اما نگاهی به وضعیت دانشگاه شهید بهشتی نیز حرفی برخلاف گفته شورای صنفی را نشان نمی‌دهد. درِ ورودی بیشتر دانشکده‌ها یا بسته است یا سیستم‌های گرمایشی و چراغ‌های آن خاموش.

«پردیس شهید رضایی‌نژاد دانشگاه خواجه‌نصیر» در خیابانی طولانی و خلوت قرار دارد. اطراف این دانشگاه پر از زمین‌های خالی است. جلوی در، حراست دانشگاه اجازه ورود می‌دهد. ماکت هواپیمای ملخی قرارگرفته در میدان وسط دانشگاه، به خاطر برفی که هفته گذشته بارید، قندیل بسته است. در گوشه و کنار مسیر و پله‌ها، زمین یخ زده.

قبلا که به این دانشگاه آمده بودم، به واسطه قرارگرفتن خوابگاه و چهار دانشکده در نزدیکی یکدیگر، دانشجویانی زیادی روی پله‌ها و نیمکت‌ها نشسته بودند، اما حالا دانشگاه خلوت و خالی از دانشجوست. در دانشکده هوا و فضا، جز چراغ‌های لابی، نورهای طبقات خاموش است. همین‌طور در کتابخانه جز تعدادی دانشجو، خبری از دانشجویان دیگر نیست. دانشکده‌های شیمی، فیزیک و ریاضی نیز در این پردیس قرار دارند، اما این دانشکده‌ها نیز خلوت است. روی نیمکتی می‌نشینم و به این فضای خالی نگاه می‌کنم؛ فضایی که همیشه محل حضور و جمع‌شدن دانشجویان است، حالا محیطی خالی و بی‌سروصداست.

خاموشی مطلق

نصف حفاظ در کشیده شده و فقط یک در برای ورود باز است. باد، پرچم‌های ایران نصب‌شده بر روی دیوار سفید و رنگ و رو رفته دانشکده را در هم پیچانده. اینجا «دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی است»؛ دانشکده‌ای که همیشه در برابر اتفاقات اجتماعی با برگزاری تجمع و جلسات گفت‌وگو و بررسی، واکنش نشان داده و حالا خالی است. مسئول حراست می‌گوید: «اگر با آموزش کار دارید، بفرمایید. کتابخانه امروز ساعت ۱۵ بسته می‌شود».