به گزارش خبرنگار معارف ایرنا، آیتالله محمدتقی مصباح یزدی در شرح مناجات شعبانیه گفت: «اِلهی فَسُرَّنی بِلِقائِکَ یَوْمَ تَقْضی فیهِ بَیْنَ عِبادِک؛ خداوندا، مرا با دیدار خودت در روز قضاوت و داوری بین بندگانت مسرور و شاد گردان.» کلمه لقاء در متون دینی و قرآن و روایات آمده و در کلمات بزرگان به دو صورت بکار رفته است. یکی همین معنایی که غالبا در کتب دینی آمده و با حذف مضافالیه یعنی لقاءالحساب و لقاءالاجر و لقاءیومالدین است و دیگری برداشتن پردهها و حجابها؛ یعنی کنار رفتن همین دنیاست و در قیامت که روز آشکار شدن نهانیها و دریده شدن پردههاست، تحقق مییابد و همه بندگان خود را در حضور خدا میبینند و ندای «لِمَنِ الْمُلْکُ الْیَوْمَ» را میشنوند که خداوند پاسخ میدهد «للهِِ الْواحِدِ الْقَهّارِ» چرا که هیچ نَفَسکشی نیست تا پاسخ بگوید.
روز ملاقات با خدا چگونه است؟
یکی از اسامی روز قیامت، یوم لقاءالله است. این لقا اختصاص به شخص معین ندارد، بلکه همگی در این روز با خداوند ملاقات میکنند. در این زمینه در قرآن مجید چنین میخوانیم «یا أَیُّهَا الإِْنْسانُ إِنَّکَ کادِحٌ إِلی رَبِّکَ کَدْحاً فَمُلاقِیه؛ ای انسان تو به سوی پروردگارت با زحمت خواهی رفت و با او ملاقات خواهی کرد.» (سوره انشقاق، آیه ۶) پس چه کافر و چه مومن با خدا ملاقات خواهند کرد و این ملاقاتها عمومیت دارند و همه مردم با کنار رفتن پردهها خدا را ملاقات میکنند.
البته این ملاقاتها با یکدیگر متفاوتند و برای همه شادکننده نیست، بلکه برای کافران مایه عذاب است. به کافران حتی اجازه تکلم داده نمیشود و به آنها گفته میشود: اخْسَؤُا فِیها وَلا تُکَلِّمُون؛ با خفّت وارد جهنم شوید و با من سخن نگویید.» (سوره مومنون، آیه ۱۰۸) لقاء دیگری نیز وجود دارد که مخصوص اولیای الهی است و در آخرین مراحل سیر و تکامل به لقاء الهی بار مییابند.
در یکی از مناجاتهای امام سجاد(ع) به نام مناجات المریدین آمده است «وَ رُؤْیَتُکَ حَاجَتِی؛و دیدار تو آرزوی من است.» و درباره شهید نیز آمده است که «یَنْظُرُ اِلی وَجْهِ الله؛ شهید نظر به وجه الله میکند.» اینگونه لقاها غیر از لقاهای عمومی است. مراد از لقا در این فراز از مناجات «فسَّرنی یوم لقاءک»، با فرض گناهان فراوان، لقاء مخصوص افراد کامل و اولیای الهی نیست بلکه شاد شدن به هنگام ملاقات عمومی است؛ ملاقات عمومی که در آن برخی شاد و برخی نگران هستند. پس، از خدا میخواهیم در آن روز که بین مردم داوری میکند از ما خشنود باشد و با غضب با ما مواجه نشود.
انواع عذرخواهی و پذیرش عذر
«اِلهِی اعْتِذاری اِلَیْکَ اعْتِذارُ مَنْ لَمْ یَسْتَغْنِ عَنْ قَبُولِ عُذْرِهِ. اِلهی فَاقْبَلْ عُذْری یا اَکْرَمَ مَنِ اعْتَذَرَ اِلَیْهِ الْمُسیئُون؛ خداوندا، عذرخواهی من از تو عذرخواهی کسی است که بینیاز از پذیرش عذر نیست. خداوندا، عذر مرا بپذیر ای کسی که گنهکاران از تو عذر میخواهند.» این فراز از مناجات نیز برای درخواست رحمت و جلب عطوفت و مهر الاهی است.
فرض کنید که شما با دوست خود اختلافی پیدا کرده و به او جسارت نموده و حرف زشتی به او زدهاید. سپس پشیمان شده و تصمیم میگیرید که از او عذرخواهی کنید. معنای این عذرخواهی این نیست که من کار بدی نکردهام، بلکه در آغاز اعتراف کرده و سپس عذر میخواهید و خود را کوچک میکنید تا عمل شما را نادیده بگیرد. کسی که عذر میخواهد، گاهی فکر میکند عذرخواهی یک کمال است و لذا برای آنکه باادب باشد از کار بد خود عذرخواهی میکند، دیگر انتظار ندارد که طرف مقابل عذر او را بپذیرد یا نپذیرد و فقط انجام وظیفه اخلاقی برای او اهمیّت دارد و نه هیچ چیز دیگر.
این عذرخواهی کسی است که بینیاز از پذیرش عذر است ولی گاهی کسی مرتکب قتل شده و حکم اعدام او صادر گردیده و تا رضایت ولیّ دَم نباشد، از اعدام رهایی ندارد. اینجاست که آن فرد به عذرخواهی نزد اولیای دَم میرود و نسبت به قبول و عدم قبول عذر بیتفاوت نیست؛ چرا که مرگ و حیات او در گرو آن است. بنابراین آنقدر التماس و خضوع و طلب رحمت و عذرخواهی میکند تا ولیّ دم، عذر او را بپذیرد. چون غیر از این راهی ندارد. در این فراز از مناجات چنین عذرخواهی مطرح است نه عذرخواهی از نوع اوّل که از روی بیتفاوتی باشد.
پذیرش عذر نیز صورتهای مختلفی دارد. گاهی تنها عذر کسی را میپذیرند و گاهی علاوه بر این برای او عذری هم میتراشند و میگویند «من شما را میشناسم. شما کسی نیستید که از روی عمد چنین حرکت ناپسندی انجام داده باشید.» و گاهی علاوه بر پذیرش عذرخواهی، به او یاد میدهند که چگونه عذرخواهی کند. گاهی شخص مقابل از او عذر میخواهد و از او دلجویی به عمل میآورد. یعنی انسان معمولی حداکثر عذر را میپذیرد و انسان بالاتر، غیر مستقیم به او روش عذرخواهی را میآموزد و انسان برتر از آن، خود در عذرخواهی پیشقدم میشود و از او دلجویی به عمل میآورد.
انگیزههای پذیرش عذر در میان انسانها متفاوت است، این انگیزهها عبارتند از:
۱. گاهی عذرخواهی کسی به این امید پذیرفته میشود که اگر روزی به او محتاج شود در مقابل پذیرش عذرخواهی او احتیاجش را برآورده کند.
۲ـ گاهی پذیرشعذر بهاین علّتاست که دیگریهم عذر او را بپذیرد.
۳ـ گاهی برای آن است که رفاقت بین آنان تجدید و تشدید شود و از آن بهره بگیرند.
۴ـ گاهی برای آنکه خداوند گناهانشان را بیامرزد، عذر دیگران را میپذیرد. پس در همه این موارد پاداش بشری یا الهی مدّنظر است ولی خداوند اگر عذر کسی را میپذیرد، نه انتظار پاداش و نه توقع مزدی دارد. بلکه بزرگوارترین کسی است که بدکاران از او عذرخواهی میکنند؛ خدایی که نهتنها عذر میپذیرد بلکه به انسان روش عذرخواهی میآموزد و گاهی عجبا و شگفتا «کرم بین و لطف خداوندگار؛ گنه بنده کرده است و او شرمسار».
«اِلهی لا تَرُدَّ حاجَتی وَ لا تُخَیِّبْ طَمَعی وَ لا تَقْطَعْ مِنْکَ رَجائی وَ اَمَلی؛ خداوندا، حاجتم را نابرآورده نگردان و چشمداشت من را نومید، و آرزو و امید من را قطع نکن».
گوینده در این فراز از مناجات گویا به احساسی دست یافته که شایستگی آمرزش و رحمت پیدا کرده، با این بیانات متعدّد و توجّه خود به صفات جمال و رحمت و بخشش الهی، قابل ترحم گشته و بنابراین برای تاکید درخواستهای گذشتهاش یک پله بالاتر آمده و میگوید «از اینکه توفیق دادی و این مرتبه از هدایت را شامل حال من کردی من تفال به خیر میزنم و معلوم میشود اراده خیری داشته و میخواهی مرا عاقبت به خیر کنی وگرنه توفیق نمیدادی. در حالی که اگر آسمانها از گناه من مطلع میشدند مرا میربودند و زمین مرا در درون خویش فرو میبرد و دریا مرا در خود غرق میکرد، ولی رسوایم نکردی تا بتوانم در جامعه باقی بمانم، تحصیل علم کرده و از مومنان استفاده نمایم».
«اِلهی لَوْ اَرَدْتَ هَوانی لَمْ تَهْدِنی؛ خداوندا؛ اگر تو میخواستی مرا پست و خوار کنی مرا هدایت نمیکردی».
من عدم رسوایی خود را به این دلیل میدانم که تو نمیخواهی آبرویم ریخته شود و میخواهی به راه خیر کشیده شوم تا عاقبت به خیر گردم. خداوندا، علاوه بر آنکه در کنار دریای بیکران رحمت تو ایستادهام و امید برخورداری از آن رحمت عمومی که شامل همه میگردد، دارم. خصوصیت دیگری هم دارم و آن اینکه مرا رسوا نکردی و لطف بیشتری در حق من نمودی و به همین خاطر امیدم به تو بیشتر است.
انسان مومن از آغاز تکلیف نیاز به آمرزش دارد
«إِلهی ما أَظُنُّکَ تَرُدَّنی فی حاجَة قَدْ أَفْنَیْتُ عُمْری فی طَلَبِها مِنْک؛ خداوندا، من گمان نمیکنم که تو مرا از حاجتی محروم کنی که عمر خودم را در طلب آن سپری کردهام».
اگر مستمندی درخواستی بکند، هرکسی به اقتضای شخصیّت و بزرگواری و موقعیّت خود به او پاسخی میدهد. اگر مستمند به جای یک بار، ۱۰ یا صد بار دست نیاز دراز کند، انسان بزرگوار همان بار اول هم او را بیجواب نمیگذارد؛ چه رسد به این که به خانه او بیاید، قطعاً او را ناامید نمیکند و اگر کسی دهها بار دست نیاز به در خانه او بیاورد، خیلی بعید است او را ناامید گرداند، چه رسد به اینکه عمر خود را صرف گرفتن چیزی از او کرده باشد.
انسان خواستههای زیادی از خداوند متعال دارد و در طول عمر خود دعاهای زیادی عرضه میدارد اما مومن از آغاز تکلیف که گناهان او ثبت میشوند و نیاز به آمرزش دارد، از خدا آمرزش میطلبد، در نماز شب ۷۰ بار استغفار میکند و ۳۰۰ مرتبه «العفو» میگوید و با این وجود دیگر گمان نمیکند خداوند او را از رحمت و آمرزش خود محروم گرداند. بلکه کاملا مطمئن است که با این تأدب، مشمول آمرزش و رحمت الهی قرار گرفته است.
«إِلهی فَلَکَ الْحَمْدُ أَبَداً أَبَداً دائِماً سَرْمَداً یَزِیدُ وَ لا یَبِیدُ کَما تُحِبُّ وَ تَرْضی؛ خداوندا، پس تو را حمد و ستایش میکنم همیشه و برای ابد و دائم که همواره در تزاید است و قطع نمیشود و آنگونه است که تو دوست داری و راضی شوی».
مناجاتکننده، از آغاز که هیچ راهی به حریم دوست نداشت تا اکنون که یقین به اجابت درخواست خود دارد، به طور یقینی فاصلهای طی کرده، حال آن که خود را خیلی نزدیک احساس میکند و زبان به ستایش و حمد میگشاید و میگوید «حالا که مطمئن شدم مرا میبخشی، در مقام حمد و ستایش تو برمیآیم و پیوسته تو را ستایش میکنم؛ آن هم ستایشی که تو دوست میداری و میپسندی. نه لحظهای و زودگذر است و نه موجب خستگی و ملالت که آن را رها کنم، بلکه ستایشی روزافزون است.