شناسهٔ خبر: 76960878 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: تسنیم | لینک خبر

چرا «پهلوی» پلی به سمت رهایی نیست؟

جریانی که تمام اعتبار خود را مدیون قدرت‌های خارجی است، اساساً اختیاری برای تحقق اراده‌ی ملی خواهد داشت؟

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در ویترینِ رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور، پهلوی با به نمایش گذاشتن چهره‌ای دموکرات‌منش از خود تلاش کرده تا مردم را به پذیرش و پیروی از خود ترغیب کند. اما زیر این پوشش تناقضی بنیادین نهفته است؛ چگونه می‌توان از حاکمیت مردم سخن گفت، در حالی که ریشه‌های این جریان در وراثت و سلطنت گره خورده است؟ آیا نئوپهلوی می‌تواند در نقش پلی برای تحول به سمت حاکمیت مردم باشد؟ آیا جریانی که تمام اعتبار و نیروی خود را مدیون قدرت‌های خارجی و اتاق‌های فکر غربی است، اساساً اختیاری برای تحقق اراده‌ی ملی خواهد داشت؟

تاریخ معاصر جهان با سماجت این حقیقتِ تلخ را فریاد می‌زند که هرگاه تغییرِ سیاسی توسط قدرت‌های مداخله‌گر حاصل شود، نخستین قربانی، «عاملیت مردم» خواهد بود. در چنین شرایطی، افسارِ تغییر و کنترلِ آینده‌ی کشور نه در دستانِ ملت، بلکه در اختیارِ اراده‌ی بیگانگان قرار می‌گیرد. بیگانگان هرگز هزینه‌ی تغییر در کشوری را نمی‌پردازند، مگر آنکه در پیِ تحمیل کارگزار خود و تبدیلِ آن سرزمین به مستعمره‌ای نوین باشند. این یک قانون نانوشته در رئالیسم سیاسی است؛ در همین قاعده می‌توان به نیت واقعی آمریکا از پیشنهاد مذاکره پی برد. برخلاف ادعاهای مکرر، جبهه‌ی مخالف هیچگونه تمایلی به دیپلماسی و توافق نداشته و تنها در پی ایجاد یک فرصت برای حمله‌ای راحت و کم‌هزینه‌تر، و یک موقعیت دوسربرد برای خود است.

امروز برخی با این بهانه که می‌توان از پهلوی صرفا به عنوان یک کاتالیزور یا پل مرحله‌ی گذار استفاده کرد و با این تصور که می‌توان او را نیز به سادگی کنار زد، دست به حمایت از نئوپهلوی زده‌اند. اما این نگاه، ناشی از نادیده گرفتن منطق قدرت است. همان بیگانگانی که از او برای حفاظت از منافع داخلی حمایت کردند، برای تثبیت‌اش نیز خود دست به هر کاری خواهند زد.

سیاست خیانتکارانه‌ی اکنون پهلوی نسخه‌ای دیگر از مسیری‌ست که مجاهدین خلق طی دهه 60 و عملیات نافرجام فروغ جاویدان یا مرصاد، با پناه بردن به دامان صدام بر آن قدم گذاشتند. آنان گمان می‌کردند می‌توانند با تکیه بر دشمنِ ملت، به قدرت برسند؛ اما تاریخ نشان داد که فرجام خیانت و استظهار به بیگانه، چیزی جز تنفر ملی و شکست ذلت‌بار در کمین‌گاه وطن نیست.            

در این اوضاع آنچه بیش از هر چیز برای مردم ضرورت دارد، درک و توصیف واقع‌گرایانه‌ی وقایع و مآل‌اندیشی است؛ تا با تشخیص واقعیت از هنجار و در نظر گرفتن واکنش نیروهای خارجی، داخلی و نیز مردم، از اقدامات نسنجیده پرهیز کرد.

در نهایت پاسخ به پرسش «چه باید کرد؟»، نه در چمدان سربازان قدرت‌های بیگانه، بلکه در بازپس‌گیری عاملیت داخلی و تکیه بر توانِ مردمانی است که با آینده‌نگری، مرزِ میانِ اعتراض برای اصلاح و افتادن در دامِ خیانت و  وطن‌فروشی را به‌ خوبی می‌شناسند. ایرانِ آینده، تنها به دست کسانی ساخته می‌شود که زیر همین آسمان ایستاده‌اند، نه آنان که در کمین‌گاه دشمن محبوس‌اند.

یادداشت از: زهرا عسگری

انتهای پیام/